تیتر خبرها
خانه / مشاوره خانواده / عوامل ایجاد طلاق عاطفی در زندگی زناشویی
دلایل ایجاد طلاق عاطفی

عوامل ایجاد طلاق عاطفی در زندگی زناشویی

برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری هم اکنون تماس بگیرید:

02144804164
برای مشاهده مراکز مشاوره تهران و شهرهای ایران کلیک کنید

امروزه طلاق عاطفی مهم‌ترین عامل ازهم‌گسیختگی بنیان خانواده است تا جایی که می‌توان از آن «سرطان خاموش زندگی زناشویی» نام برد؛ روانشناسان و جامعه شناسان، ایجاد طلاق عاطفی را یکی از آسیب های مهم اجتماعی به شمار آورده که بالا رفتن میزان آن را نشانه‌ی بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و درمجموع دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می‌دارند.

پروفسور ساروخانی استاد جامعه شناسی در خصوص این آسیب اجتماعی می‌گوید: «درگذشته درباره علل طلاق عاطفی کمتر سخن گفته شده است، یکی از دلایل این بود که درگذشته و در نظام سنتی که به آن نظام مردسالار نیز می‌گویند، زن در خانواده حق هیچ‌گونه اعتراضی نداشت و معمولاً این سبک زندگی در باور همگان به‌عنوان یک سبک پذیرفته شده قلمداد می‌شد، ولی درسبک زندگی امروزی که زن و مرد هر دو به‌صورت برابر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و زن هم حقی در زندگی مشترک برای خود قائل است، بروز مشکلات در زندگی زناشویی از جمله طلاق عاطفی امری طبیعی است.

زندگی اجتماعی امروز طوری شکل گرفته که بیش از پیش موجبات جدایی و تفرقه و از هم گسستن پیوندهای خانوادگی را فراهم آورده است. رشد کمی و کیفی این پدیده در جامعه ایرانی ، به یکی از مسائل اجتماعی جدی تبدیل شده به‌طوری‌که امروزه دیگر واژه طلاق قبح گذشته را ندارد و افراد، آن را به‌عنوان یک انتخاب و تصمیم شخصی در نظر می‌گیرند.

آمارهای موجود در ایران فقط طلاق رسمی را نشان می‌دهند ولی در مورد طلاق عاطفی در میان زوج ، تاکنون آمار رسمی معتبری اعلام نشده است؛ درهرصورت مسئله‌ی حائز اهمیت این است که طلاق عاطفی مهم‌ترین تهدید علیه بنیان خانواده به شمار می‌رود و شناخت عوامل مؤثر بر آن و متأثر از آن، دارای اولویت است.

تعریف طلاق عاطفی

پل بوهانان طلاق عاطفی را اولین مرحله در فرآیند طلاق و بیانگر رابطه زناشویی روبه‌زوالی می‌داند که احساس بیگانگی جایگزین آن می‌شود . در طلاق عاطفی زن و شوهر اگرچه ممکن است باهم بودن را مانند یک گروه اجتماعی ادامه دهند، اما جاذبه و اعتماد آن‌ها نسبت به یکدیگر از بین رفته است؛ طلاق عاطفی به‌عنوان یک زندگی اجباری نفرت انگیز تجربه می‌شود که در آن هر یک از زوج با احساس غمگینی و ناامیدی، بنا به دلایل مختلف(مانند وجود فرزندان، نگاه بدبینانه به زن مطلقه در جامعه، وابستگی اقتصادی زن به مرد ) دیگری را در زندگی خود تحمل می‌کند.

عوامل مهم مؤثر در ایجاد طلاق عاطفی در خانواده ها

از مجموع پژوهش‌های انجام‌شده در خصوص عوامل مؤثر در بروز طلاق عاطفی (طلاق زرد)، عمده این دلایل را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

عدم آمادگی لازم برای ازدواج

یکی از عوامل مؤثر در ایجاد طلاق عاطفی ، عدم آمادگی قبل از ازدواج است ، چراکه زن یا مرد هنوز مهارت های لازم برای ازدواج و شروع زندگی مشترک را نیاموخته‌اند. به همین دلیل تأکید فراوان شده قبل از ازدواج برای جوانان جلساتی برای آموزش مهارت های زندگی زناشویی و مشاوره ازدواج گذاشته شود.

اعتیاد به مواد مخدر، مشروبات الکلنی و سایر عادات ناپسند عامل بعدی در طلاق عاطفی

اعتیاد تنها گرایش به مواد مخدر نیست، اعتیاد به مشروبات الکلی و حتی اینترنت نیز جزء اعتیاد به عادات ناپسند محسوب می‌گردد. امروزه اعتیاد به اینترنت موجب پیدایش بیوه اینترنتی شده است. یعنی فرد بااینکه همسر دارد، آن‌قدر مشغول به اینترنت هست و آن‌قدر به همسر خود بی‌توجه است که گویی همسر وی دچار بیوه گی شده است. وجود عادات و اخلاق های ناپسند نظیر رفیق بازی مرد و گرایش بیش‌ازحد به دوستان، عادت به فحاشی و اموری نظیر این‌ها نیز می‌تواند مخرب بوده و ایجاد طلاق عاطفی را پدیدار سازد.

نازایی زنان و زمینه ایجاد طلاق عاطفی

از دیگر دلایل عمده در بروز طلاق عاطفی ، فرزند دار نشدن زنان هست که موجبات افسردگی همسر بخصوص بانوان و فراهم شدن زمینه برای زخم زبان دیگران را فراهم و درنهایت موجب ایجاد طلاق عاطفی می‌گردد.

غرور کاذب زوج تحصیل کرده

غرور کاذب افراد تحصیل کرده و عدم قبول نظریات منطقی زن و شوهر ، عدم پذیرش راهنمایی و کمک بزرگترها از جانب افراد تحصیل کرده، عدم اعتقاد به مراکز مشاوره خانواده در میان زوج تحصیل کرده از علل ایجاد طلاق عاطفی است.

ریشه مشکلات جنسی در ایجاد طلاق عاطفی

یکی دیگر از عوامل مهم در ایجاد طلاق عاطفی ، مواردی مانند سرد مزاجی زنان و ناتوانی جنسی در مردان است که موجبات نارضایتی جنسی و مشکلات زناشویی در زندگی مشترک با همسر را فراهم می‌آورد.

عدم پایبندی به  اصول اخلاقی و تعهد نداشتن به اعتقادات 

ضعف در اعتقادات و باورهای انسانی و عدم پایبندی فرد به اصول اخلاقی از دیگر دلایل ایجاد طلاق عاطفی است؛ یقیناً کسی که خدای بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهای خودش ببیند. هرگز به خود اجازه نمی‌دهد که در محضر او دست به گناه دراز کند، کسی که قیامت و حسابرسی اخروی را باور دارد. هیچ‌گاه خود را گرفتار نمی‌کند. بی تفاوتی نسبت به هنجارهای دینی موجب به وجود آمدن ناپایداری و بی ثباتی در زندگی زناشویی می‌شود.

 عدم روابط عاطفی مناسب با همسر

سستی روابط عاطفی زن و شوهر به دلیل مشکلات و گرفتاری های متعددی که افراد را احاطه کرده است موجب می‌گردد زوج در فضای خانواده احساس تنهایی و پوچی کنند که درنهایت منجر به ایجاد طلاق عاطفی می‌شود. ازدواج اگر با عشق و محبت به همسر همراه نباشد یکی از عوامل مهم ایجاد طلاق عاطفی است.

دخالت خانواده شوهر یا خانواده زن در ایجاد طلاق عاطفی

یکی از امور شایع که در زندگی خصوصی خانواده ایرانی اتفاق می‌افتد  دخالت خانواده شوهر یا زن در زندگی مشترک بعد از ازدواج است. افرادی که خود را بزرگتر خانواده می‌دانند وظیفه شخصی و حقوقی خود می‌دانند که به راهنمایی و مشاوره افراد تازه‌وارد خانه و خانواده خود بپردازند که افراط‌وتفریط در این زمینه موجب ازهم‌پاشیدگی کانون خانواده و منجر به طلاق عاطفی می‌گردد؛ دخالت‌ خانواده شوهر یا زن در زندگی خصوصی زوج یکی از عوامل اختلافات زناشویی محسوب  می‌گردد.

مسائل اقتصادی و مشکلات مالی

تأثیر وضعیت اقتصادی بر زندگی مشترک زوجین از دو جهت قابل‌بررسی است:

  • ثروت: خانواده ای را در نظر بگیرید که با حقوق معمولی زندگی مشترک خود را مدیریت می‌کند و به‌تدریج بر درآمدش افزوده می‌شود؛ با افزایش درآمد، عادت غذایی، تفریحات، لباس و پوشش و به‌طورکلی سبک زندگی تغییر می‌کند؛  در حقیقت افراد نوکیسه اکثراً ظرفیت ثروت بیشتر (بخصوص از نوع بادآورده) را نداشته و بعضاً به کارهایی اقدام می‌کنند که برخلاف اصول خانواده است و درنتیجه کانون خانوادگی زوج متزلزل و ازهم‌گسیخته می‌گردد.
  •  فقر : بدون تردید فقر در تمامی ابعاد وجودی انسان و محیط او تأثیر می‌گذارد که یکی از نتایج آن متزلزل شدن و یا فروپاشی خانواده ها نیز می‌تواند باشد. شرایط بد اقتصادی و مشکلات مالی موجبات سختی زندگی و احیاناً موجبات جدایی را فراهم خواهد کرد؛ خصوصاً زمانی که خانواده ای از رفاه نسبی برخوردار باشد و حالا یک‌باره دچار حسرت و تنگدستی شود و سخت در معرض آسیب پذیری قرار گیرد. اشتغال نامنظم، بیکاری، عدم درآمد کافی برای تأمین مسکن معمولی و معاش مناسب برای خانواده بعضاً موجب می‌شود تا زوج خانواده اش را ترک نماید.

ارتقاء شغلی و اختلاف سطح تحصیلات در ازدواج

بدون شک، ازدواج انسان‌هایی با دو سطح تحصیلات ، فرهنگ و جهان بینی متفاوت می‌تواند زمینه‌های ایجاد طلاق عاطفی را فراهم نماید.

  • ارتقاء شغل: یکی از اختلافات خانوادگی زوجین که منجر به طلاق عاطفی گردیده ارتقاء شغلی زوج هست. موقعیت شغلی جدید چنان فرد را جذب موقعیت خویش می‌سازد که توجه به همسر و تربیت کودک را کنار گذاشته و در پی کسب موقعیت بهتر و برتر بوده و درنتیجه این بی اعتنایی به خانواده منجر به جدایی و طلاق عاطفی می‌شود
  • ارتقاء تحصیلات: ارتقاء تحصیلات در مواقعی که موجب ایجاد فاصله طبقاتی و اختلاف فکری زن و شوهر شود مخصوصاً در مواردی که تحصیلات زن از تحصیلات مرد بالاتر است به‌نوعی ناهنجاری در زندگی زناشویی برمی‌خوریم که زمینه را برای ایجاد طلاق عاطفی فراهم می‌کند.

عدم برقراری ارتباط مناسب با همسر

  مهارت در برقراری ارتباط موثر با همسر یکی از مواردی است که موجب ایجاد صمیمیت و افزایش محبت بین زوج می‌گردد؛  سوء معاشرت زوج یا زوجه در خانواده گاهی به حدی می‌رسد که ادامه زندگی را برای همسر غیرقابل‌تحمل می‌کند.

ابتلا به بیماری و ایجاد طلاق عاطفی

بیماری زوج یا بیماری فرزند (مثل عقب‌ماندگی ذهنی) یکی دیگر از عوامل ایجاد طلاق عاطفی است:

  • بیماری یکی از زوجین: اخلاق حکم می‌کند که مرد یا زن در برابر بیماری درازمدت همسر خود شکیبایی و فداکاری ارائه دهد و به همسر خود همانند یک شریک زندگی خوب، وفادار باقی بماند؛ ولی متأسفانه در پاره‌ای از موارد شاهد هستیم زوج کم صبری نموده و با رفتاری که از خود بروز می‌دهند موجب ایجاد طلاق عاطفی در زندگی مشترک شده و بعضاً زندگی خود را ترک نموده و تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند.
  • فرزند عقب افتاده: یکی از عوامل ایجاد طلاق عاطفی در جوامع امروزی، وجود فرزند عقب افتاده است؛ مردان یا زنانی که قادر به قبول و نگهداری و پرورش فرزند عقب افتاده خود نیستند ایجاد طلاق عاطفی را در زندگی خود شاهد خواهند بود که در این موارد نیز بعضاً ممکن است تصمیم به طلاق و متارکه خانواده بگیرند.

به‌غیراز عوامل فوق عوامل دیگری نیز زمینه‌ساز ایجاد طلاق عاطفی میان زوج است که در زیر فهرست‌وار بیان می‌نماییم:

  • میزان ساعات کاری و کاهش حضور همسر در منزل
  • پوشش و ظاهر نا آراسته همسر
  • عدم رعایت بهداشت فردی
  • برآورده نشده انتظارات همسر
  • ناسازگاری و اختلاف با خانواده همسر
  • بی اعتمادی نسبت به همسر مثل خیانت همسر
  • عدم تعادل روحی یکی از زوجین
  • نداشتن وقت کافی زوج برای با هم بودن

بررسی هرکدام از موارد فوق و راهکارهای رفع آن هر یک به‌تنهایی مقاله مستقل می‌طلبد که در روزهای آتی در سایت مشاوره باما به آن‌ها خواهیم پرداخت.

برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری هم اکنون تماس بگیرید:

02144804164
برای مشاهده مراکز مشاوره تهران و شهرهای ایران کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *