خانه / مشاوره خانواده حضوری / تنهایی بعد از ازدواج | احساس تنهایی در زندگی مشترک
تنهایی بعد از ازدواج

تنهایی بعد از ازدواج | احساس تنهایی در زندگی مشترک

در این مقاله از سایت مشاوره باما به موضوع تنهایی بعد از ازدواج و دلایل دلتنگی در رابطه می پردازیم:

  • علت احساس تنهایی بعد از ازدواج
  • راههای رفع دلتنگی همسر در زندگی مشترک
  • چرا در رابطه احساس تنهایی میکنیم؟
  • دلتنگی بعد از ازدواج

متاهلم ولی احساس تنهایی میکنم

ازدواج و تنهایی دو کلمه که در نگاه اول با هم جور نیستند. از گذشته بزرگان خانواده همواره به ما توصیه می‌کردند: «ازدواج کنید تا یک همدم برای تقسیم شادی‌ها، اسرار، دردها و مشکلات خود در زندگی داشته باشید.» اما اگر این همدم، خود دلیلی برای تنهایی شما باشد چه؟ چه می‌شود اگر ازدواج، تمام افرادی که بتوانید با آن‌ها ارتباط داشته باشید را از شما بگیرد؟ شاید برای بسیاری از افراد، این موضوع تنها یک افسانه است، اما برای برخی، واقعیت همین‌گونه است.

سایت مشاوره باما به شما می‌گوید چرا ممکن است در زندگی متاهلی با وجود همسر احساس تنهایی کنید و نیز نشانه‌هایی را که بر تنهایی شما دلالت دارند، عنوان می‌کند. ما همچنین برای حل این مشکل، راهکارهایی را ارائه کرده‌ایم. پس به خواندن ادامه دهید.

چرا با وجود همسرم تنهام؟

زهره و همسرش با ماشین در حال مسافرت به محل زندگی والدین وی بودند. زهره می‌دانست که سفر سه‌ساعته، کسل‌کننده خواهد بود، که اتفاقاً همین‌طور هم شد. او و همسرش بدون گفتن حتی یک کلمه، به مقصد رسیدند؛ درحالی‌که زهره در تلفن خود غرق‌شده بود و شوهرش چشمان خود را به جاده دوخته بود اما افکار هر یک در جهتی متفاوت بود.

احساس تنهایی، زمانی اتفاق می افتد که علیرغم حضور زوج در یک مکان مشترک، در برقراری ارتباط با همسر ناتوانند. زوج از تنها بودن در کنار هم احساس ناخوشایندی دارید. هیچ‌گونه احساس صمیمیت بین زوجین ، چه از نوع جسمی یا ذهنی وجود ندارد. به زبان ساده‌تر، هرچند در جهان بیرون آنها زن و شوهر خوانده می‌شوید، اما بین خودشان وضعیت این‌گونه نیست.

رفتار با همسر خشن و پر از بحث و درگیری است و زوج از به اشتراک گذاشتن احساسات خود با هم خودداری می‌کنند، زیرا می دانند که همسر با آنها احساس همدردی نخواهد کرد. چرا و چگونه چنین اتفاق ناخوشایندی در ازدواج رخ می‌دهد؟

دلایل تنهایی بعد از ازدواج زنان و مردان متاهل چیست؟

تنهایی، یکی از رایج‌ترین مشکلات زندگی مشترک میلیون‌ها انسان سراسر جهان است. بر اساس مطالعه‌ای که در مورد سوئدی‌ها صورت گرفته است، در مورد تنهایی افراد متأهل، یک تفاوت جنسیتی وجود دارد؛ به این شکل که زنان، بیشتر از مردان در زندگی متاهلی احساسی تنهایی دارند. در اینجا چند مورد از دلایل تنهایی در زندگی مشترک آورده شده است.

زورگویی و تهدید همسر از دلایل تنهایی در رابطه

همسر شما احساس قدرت می‌کند. او شما را مورد آزار و اذیت قرار داده و دائماً تهدید کرده و می‌ترساند. سوءاستفاده روانی و عاطفی، به یک امر عادی در زندگی مشترک تبدیل می‌شود. شما از همسرتان می‌ترسید زیرا نمی‌دانید چه موقعیتی ممکن است خشم او برانگیزد. این موضوع باعث می‌شود تا حد امکان از او دوری کنید.

مشغله‌های زندگی مشترک امروزی از علل تنهایی بعد از ازدواج

یکی از دلایل برجسته تصمیم به طلاق در عصر امروزی، برنامه شلوغ زوج‌ها است. شما و شریک زندگی‌تان، چنان درگیر مشاغل و امور زندگی خود می‌شوید که به‌سختی می‌توانید زمانی را برای باهم بودن اختصاص دهید. این امر خلأ عاطفی بین زوج ا ایجاد می‌کند که گذر زمان، شکافش را عمیق‌تر می‌سازد. وقتی عقب می‌نشینید و فکر می‌کنید، می‌توانید متوجه احساس تنهایی در ازدواج خود شوید که شما را احاطه کرده است.

کمبود محبت و تنهایی عاطفی

مادر شما شدیداً بیمار است و شما نگرانید. بااین‌وجود، همسر شما تلاشی برای تسکین اضطراب شما نکرده و نیز توجهی به رنجی که می‌برید، ندارد. در نبود ارتباط عاطفی بین زن و شوهر، احتمالاً هیچ‌گونه حمایت عاطفی نیز وجود نخواهد داشت. وقتی میدانید که حمایتی از جانب همسر خود دریافت نخواهید کرد، ترجیح می‌دهید به‌جای اشتراک احساسات خود با او، تنها سکوت کنید.

کمبود صمیمیت جسمی از دلایل تنهایی در رابطه

آخرین باری که با همسرتان صمیمیت فیزیکی داشتید کی بود؟ یک نیشگون شیطنت‌آمیز یا بوسه‌ای گرم یا یک شب عاشقانه و پرحرارت، تنها برای جسم نبوده و برای ذهن نیز لازم است. هرچه این کارها کمتر انجام شود، شکاف بین شما نیز عمیق‌تر خواهد شد.

محدود بودن زمان‌های دونفره  تنهایی بعد ازدواج

شما همیشه توسط بچه‌ها یا دیگر اعضای خانواده محاصره‌شده‌اید، یا خانواده به‌قدری بزرگ است که فرصتی برای داشتن چند لحظه خصوصی با همسرتان وجود ندارد. در ابتدا شما سعی در ایجاد زمان‌های دونفره زن و شوهری برای خود می‌کنید. اما اگر این کار نتیجه‌بخش نباشد، شما تسلیم و ناامید می‌شوید.

تجارب سخت گذشته و تنهایی در زندگی مشترک

تنهایی بعد از ازدواج همواره تقصیر همسر شما نیست. اتفاقات یا روابط بد گذشته ممکن است در تنهایی شما مؤثر باشند. طبق مطالعات پژوهشی، تنهایی بعد از ازدواج شما می‌تواند نتیجه علائم افسردگی یا آسیب‌های روانی حاصل از روابط ناسالم گذشته با دوستان،  والدین یا خواهر و برادرانتان باشد.

نشانه‌ های تنهایی در زندگی مشترک 

حس ناخوشایندی که به شما می‌گوید «چیزی میان شما و شریک زندگی‌تان درست نیست» را فراموش نکنید. ما نشانه‌هایی را برای شما عنوان خواهیم کرد که می‌توانید در روابط خود به دنبال آن‌ها بگردید.

آیا با همسر خود صمیمی هستید؟

واقعاً نمی‌توانید به خاطر آورید؟ همین موضوع که شما به صمیمیت خود (یا فقدان آن) فکر می‌کنید، به معنای وجود مشکلی در رابطه است. ممکن است به دلیل علاقه کم، کمبود وقت یا نبود حریم شخصی، با همسر خود صمیمی نباشید. دلیل این موضوع هر چه که باشد، نبود صمیمیت می‌تواند نشانi تنهایی شما باشد.

اتفاقات روزانه زندگی خود را با همسر به اشتراک نمی‌گذارید

شما برای همسرتان راجع به اتفاقاتی که در طول روز برایتان رخ‌داده صحبت می‌کنید، او نیز در مورد اتفاقات روزمره خود برای شما حرف می زند و به‌این‌ترتیب مکالمه شما به یک گفتگوی طولانی تبدیل می‌شود. این موضوع در مورد شما صدق نمی‌کند؟ اگر همسرتان هنگام مکالمه، تنها چشمان خود را در حدقه می‌چرخاند، یا مشغول چک کردن تلفنش می‌شود، شاید ارتباط شما آن‌طور که باید، درست نیست.

روزهای خاص را فراموش می‌کنید

شما تکلیف روز دوشنبه فرزندانتان و جلسه‌ای که باید در آن شرکت کنید را  به یاد می‌آورید، اما سالگرد ازدواج خود را فراموش می‌کنید. مناسبت‌های خاص، مانند روزهای تولد و سالگردها، جرقه‌ای را در روزمرگی ما روشن می‌کنند. اما فراموش کردن چنین مناسبت‌های مهمی به این معنی است که شما دیگر برای آن‌ها ارزشی قائل نیستید و یا به داشتن چنین جرقه‌هایی در زندگی خود اهمیت نمی‌دهید.

همسر شما در مورد خواسته‌هایش با شما صحبت نمی‌کند

همسر شما برای کمک گرفتن از شما مردد است. او ممکن است خودش دست‌به‌کار شده و حتی شکست بخورد، اما همچنان به شما نزدیک نمی‌شود؛ هرچند درگذشته وضع چنین نبود. این موضوع ممکن است بیانگر تغییری در تلاش‌های او در راستای کم کردن وابستگی به شما باشد. چرا او این کار را انجام می‌دهد؟ بررسی کنید آیا واکنش شما دلیل احتمالی رفتار همسرتان است یا خیر.

تنهایی در زندگی احساسی ناراحت‌کننده است. بخصوص اگر این تنهایی نتیجه ارتباط شما با همان شخصی باشد که عاشقانه دوستش دارید. کلمه‌ای برای توصیف شدت این ناراحتی وجود نخواهد داشت. اما اصلاً چرا باید چنین احساساتی به وجود بیاید؟ این احساسات را در نطفه خفه کنید تا از ناراحتی خلاص شوید.

چگونه مانع از تنهایی پس از ازدواج شویم؟

لازم نیست منتظر علائم اولیه تنهایی خود بنشینید. از خطاهای دیگران بیاموزید. مطمئن شوید که در دام یکنواختی نیفتید. یک تلاش محسوس برای زنده نگه‌داشتن جو خانه انجام دهید.

با همسر خود گفت‌وگو کنید

گفت‌وگو نوشدارویی برای بهبود روابط زن و شوهر است. هرچند وقت یک‌بار با یکدیگر صحبت کنید. لازم نیست دنبال موضوعی برای صحبت بگردید؛ بدون برنامه قبلی و آزادانه در مورد اتفاقات روزانه خود صحبت کرده و آن‌ها را با همسر به اشتراک بگذارید. در مورد اخبار و یا موضوعاتی که مورد علاقه هردوی شماست گفت‌وگو کنید. به همسرتان از طریق دیدگاه خودش نزدیک شوید. این کار فضای خانه را سرزنده نگه می‌دارد.

خاطرات خوش گذشته را زنده کنید

فیلم عروسی خود را تماشا کنید یا به عکس‌های ماه‌عسل خود نگاه کنید. در مورد روزها و گردش‌های عاشقانه‌ای که هر دو با هم تجربه کرده‌اید صحبت کنید، کارهای شیطنت‌آمیز یا احمقانه‌ای که مخفیانه و بدون اطلاع خانواده و دوستان خود انجام دادید را مرور کنید. این کار باعث می‌شود کنار هم بخندید. زوجی که کنار هم می‌خندند، کنار یکدیگر نیز می‌مانند!

به کارهای کوچک همسر خود علاقه و توجه نشان دهید

آیا با کروات خود مشکل دارد؟ به او کمک کنید تا آن را ببندد. آیا شکمو است؟ یک صبحانه خوشمزه برایش آماده کنید. این باعث می‌شود شریک زندگی‌تان هوای شما را داشته باشد. او می‌داند که برای هرگونه کمک یا مشکلی، می‌تواند به سمت شما بیاید. شما اولین گزینه او در سختی‌ها خواهید بود.

در هنگام تنهایی همسر خود را درک کنید

همیشه لازم نیست با مسائل به روش خودتان برخورد کنید. همسر شما ممکن است دیدگاه دیگری داشته باشد. ممکن است شما از دخالت‌های مادر شوهر/ مادرزن خود در مهمانی که برای همسر خود ترتیب داده‌اید، آزرده و عصبی باشید. اما همسرتان با شما موافق نیست. دخالت آن‌ها در کار شما ممکن است ناشی از عشق و محبتی است که به همسرتان دارند. دست از قضاوت بردارید! برای فهمیدن دیدگاه همسر خود، چند دقیقه وقت گذاشته و فکر کنید.

اگر فکر می‌کنید مراحل فوق صرفاً به شما کمک می‌کند تا از تنهایی در زندگی مشترک دوری کنید، در اشتباهید. این مراحل، به شما کمک می‌کنند تا از تمام بیماری‌هایی که به دلیل تنهایی در ازدواج به وجود می‌آیند پیشگیری کنید.

مشکلات سلامتی مرتبط با تنهایی در ازدواج

تنهایی هم ازنظر عاطفی و هم ازنظر جسمی می‌تواند به شما فشار آورده و مشکلاتی نظیر افسردگی، خودکشی، اضطراب، کمبود اعتماد به نفس و اعتیاد به مواد مخدر و الکل را به دنبال داشته باشد.

این بیماری‌ها، اثرات منفی بر سلامت شما خواهند داشت، مگر اینکه برای فرار از تنهایی، به شکل محسوسی تلاش کنید. اگر باوجود همسر هنوز احساس تنهایی می‌کنید، لازم نیست در این شرایط باقی بمانید و برای خود دلسوزی کنید. کاری انجام دهید تا از چنین احساسات تنهایی بعد از ازدواج رهایی یابید.

چگونه از تنهایی در زندگی متاهلی رها شویم؟

در اینجا ما روش‌هایی را برای بیرون آمدن از تنهایی متاهلی به شما ارائه می‌دهیم. مواردی را که مناسب شماست، انتخاب و آن‌ها را در زندگی خود اعمال کنید:

  • دست از دلسوزی برای خودتان بردارید و زندگی کنید: هرچه بیشتر در مورد تنهایی فکر کنید، احساس بدتری به شما دست خواهد داد. متوجه باشید که همسرتان مهم‌ترین فرد زندگی شماست، اما تنها کسی نیست که در زندگی شما حضور دارد. با والدین، خواهر و برادران یا دوستان نزدیک خود ملاقات کنید و زودبه‌زود با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. اطراف خود را با آدم‌ها پر کنید. اما از آن‌ها انتظار یا درخواست همدردی نداشته باشید.
  • یک سرگرمی را تجربه کنید: در مرحله تنهایی شدید ازدواج، کاری را انجام دهید که همیشه آرزوی انجام آن را داشتید، ولی به دلیل محدودیت‌های زناشویی نمی‌توانستید. هر زمان احساس عدم خوشبختی یا تنهایی می‌کنید،  این سرگرمی‌ها و علایق نکات مثبت زندگی را به شما یادآور می‌شود. این کار موجب می‌شود مجدداً احساسات و علایق خود را زنده نگه‌دارید. می‌توانید هر کاری که برای شما سودمند است را دنبال کنید؛ خواه نوشتن و آواز خواندن باشد، یا رفتن به رده‌های رقص یا ایروبیک و عضویت داوطلبانه در یک انجمن خیریه.
  • هرگز به دعوت دوستان «نه» نگویید: به برنامه‌هایی که دوستان و خانواده‌تان ترتیب می‌دهند، «نه» نگویید. اگر آن‌ها از شما می‌خواهند با آن‌ها به سفر و تفریح بروید یا سری به آن‌ها بزنید، از پیشنهاد آن‌ها استقبال کنید. شاید حوصله خوش‌گذرانی را نداشته باشید، اما خوش‌گذرانی دقیقاً همان چیزی است که شما در این زمان به آن نیاز دارید. این کار به شما اطمینان می‌دهد که چندین آدم دوست‌داشتنی در اطراف خود دارید و  به شما کمک می‌کند با همسرتان ارتباط بگیرید، با او صحبت کنید و مشکلات بین خود را حل کنید.
  • دوستان و خانواده خود را به خانه خود دعوت کنید: دوستان نزدیک یا خانواده خود را به خانه خود دعوت کنید. یک وعده غذایی مجلل، محیط زیبا و کمی غیبت کردن، معجونی است برای درمان تنهایی شما. با هم فیلمی تماشا کنید یا بی‌وقفه به تماشای سریال‌های تلویزیونی موردعلاقه‌تان بنشینید. با دعوت از دوستان و خانواده همسرتان، او را نیز درگیر کنید. چه کسی می‌داند، شاید این کار بتواند جرقه‌ای میان او و شما به وجود آورد.
  • روی شغل خود تمرکز کنید: هرگز اجازه ندهید زندگی شخصی شما، زندگی حرفه‌ای‌تان را تحت تأثیر قرار دهد. گفتن این حرف آسان‌تر از انجام آن است، اما مطمئناً این روش مؤثر خواهد بود؛ چراکه می‌توانید تنهایی خود را فراموش کنید، با همکاران خود تعامل داشته باشید و سر خود را با کار گرم کنید. کار کردن به شما کمک می‌کند تا آرامش خود را حفظ کرده و به اولویت‌های زندگی خود توجه کنید.
  • یاد بگیرید که تنها زندگی کنید؛ از تنها بودن نترسید: این بخش، سخت‌ترین قسمت کار است. خود را دوست داشته باشید تا بتوانید از همراهی خود لذت ببرید. به خاطر تنها بودن، خود را سرزنش نکرده و برای خود دلسوزی نکنید، چراکه این کار به پیشبرد زندگی شما کمکی نخواهد کرد. با تنها زندگی کردن، به توانایی‌ها و قابلیت‌های  پنهان خود پی می‌برید و از نقاط قوت خود قدردانی می‌کنید.
  • ظاهر خود را عوض کنید: مدل موی جدیدی را امتحان کنید، به سراغ ماساژ روغن‌های معطر بروید و کمد لباس‌های خود را به روز کنید. این ظاهر جدید ممکن است تحسین دیگران را برانگیزد و باعث شود همسرتان به خودش آمده و به شما توجه کند.
  • به سلامت خود توجه کنید: تنها در صورتی می‌توانید تنهایی را شکست دهید که ازلحاظ روحی و جسمی قوی باشید. تنهایی می‌تواند موجب پرخوری شود. شما می‌توانید با تمرکز بر روی سلامتی خود، از چنین لغزش‌هایی جلوگیری کنید. غذای مغذی بخورید ، مرتباً آب بنوشید و به باشگاه رفته و ورزش کنید، در ورزش‌های هوازی شرکت کرده یا یوگا و مدیتیشن انجام دهید. این ورزش‌ها، بدن شما را تندرست نگهداشتِ و درعین‌حال موجب بهتر شدن احساس شما به زندگی می‌شوند.
  • با همسر خود صحبت کنید: قبل از شروع جنگ و دعوا با همسر ، خود را نبازید. قبل از تلاش برای اشتراک افکار خود با همسرتان، در خود فرو نروید. در مورد تنهایی خود با او صحبت کنید. این امر او را ترغیب می‌کند تا تفسیر، فشارهای عصبی یا ناامیدی‌های زندگی‌اش را با شما درمیان گذارد. شاید او نیز احساس تنهایی می‌کند یا از زندگی متاهلی خود ناامید شده است.

شوهر دارم ولی خیلی تنهام

سلام شبتون بخیر چه زمانی می توانم درد و دل در مورد زندگیم کنم. خیلی تنها هستم و نیاز دارم با مشاوره صحبت کنم. خودمو خالی کنم. من شیوا هستم ۳۷ سال دارم. متاهل هستم یه دختر ۸ ماهه دارم. پدر و مادرم فوت شدند. خواهر و برادرهام سر زندگیشان هستند و کلا کاری به کار هم نداریم و اصلاً بی اهمیت هستند به هم. یه خواهر مجرد دارم که اونم درگیر کار و دانشگاه و به زور من یکم با من رفت و آمد داره وگرنه اونم حوصله نداره با کسی ارتباط داشته باشه فقط چون می‌دونه من تنها هستم میاد خونمون و به من سر میزنم. من هیچ دوستی هم ندارم باهاش حرف بزنم و درد و دل کنم. به خواهرم هم همه چیز و نمیشه بگم چون جبهه میگیره و زود قضاوت می‌کنه. بخاطر همین توی خودم میریزم. شوهرم هم از من ۱۵ سال بزرگتر قبلاً قبل از بچه دار شدن رابطه مون خیلی خوب بود از وقتی بچه اومده خیلی رفتارش سرد شده. بهش میگم میگه نه تو اشتباه برداشت می‌کنی. در صورتی که حسم به من دروغ نمیگه. منم یه موقع هایی غر میزنم ولی آخرش میگم ولش کن با غر زدن و بحث کردن چیزی عوض نمیشه

فقط الان دلم میخواد با یه نفر حرف بزن خودمو خالی کنم. نیاز به یه دوست و یه هم صحبت خوب دارم. که نه قضاوت کنه نه برای من تعیین تکلیف کنه. نمی‌دونم مثلاً بگه جدا شو نمی‌دونم انرژی منفی بهم بده. نمیخواهم همچین آدمی بعنوان دوست دلم میخواد درکم کنه تشویقم کنه برای حال خوب انگیزه بده. تشویقم کنه هی پیگیر بشه بگه ورزش کردی رژیم گرفتی تنبلی نکن پاشو به خودت برس. یکی باشه بهم امید بده هروز با من حرف بزنه حرفامو گوش کنه به من بگه حرص نخور بخند شاد باش. می‌خوام بهم روحیه بده که اگه شوهرم خونه بود بهش حس وابستگی دیگه نداشته باشم. به حرفهای اون به انگیز دادنهاش امید دادنهاش فکر کنم.

پاسخ مشاور به سوال درمان تنهایی زنان متاهل

دوست عزیز سلام

همه ما در مقاطع زمانی از زندگی احساس تنهایی می‌کنیم و بخشی از این حس کاملاً طبیعی است. هر یک از افراد دنیای درونی خود را دارند و تنها دیگران می‌توانند سعی کنند دنیای درونی ما را بشناسند؛ اما اینکه کاملاً بخواهند ما را درک کنند مقدور نیست.

فوت پدر و مادرتان در سن کم حتماً برایتان خیلی سخت و دردناک بوده است. نمی دونم این مرگ پدر و مادرتان هم‌زمان با هم بوده است یا نه اما درهرصورت بسیار دردناک است و اصلاً پذیرش این موضوع راحت نیست. چیزی که به نظر می‌آید این است که شما و خواهران و برادرانتان از غم از دست دادن پدر و مادرتان عبور نکردید. به‌جای اینکه در کنار هم باشید تا راحت‌تر به پذیرش این موضوع برسید، از هم فاصله گرفتید.

خیلی خوب است خواهری دارید که آن‌قدر به فکر شماست و به شما سر می‌زند. این یعنی به فکر شماست و دوست دارد زمانی را با شما سپری کند. می‌دانم چقدر به حمایت اطرافیان و درک آنها نیاز دارید؛ اما باید این را هم در نظر بگیرید که این موضوع برای خواهر و برادرهای شما هم اصلاً موضوع راحتی نبوده است و شاید دقیقاً مثل شما منتظرند که درک شوند و والدی بیاید و آنها را زیر بال‌وپر خود بگیرد.

ازطرفی دیگر به دنیا آمدن فرزندتان و تجربیات مادر و فرزندی به‌نوعی برایتان یادآور پدر و مادرتان است چرا که با به دنیا آمدن فرزندان، گویی ما دوباره بچه می‌شویم و فرصت بچگی‌کردن پیدا می کنیم. به همین خاطر، مادرانی که تجربه دردناکی در دوران کودکی دارند تمام تلاش خود را می‌کنند تا فرزندشان آنچه خودشان تجربه کردند تجربه نکند و به‌نوعی سعی می‌کند کودکی خود را جبران کند.

آسیب های دوران کودکی

به دنیا آمدن فرزند با تمام شیرینی‌هایش کاملاً ساختار خانواده شما را تغییر می‌دهد. اگر حس تنهایی‌تان بعد از بچه دار شدن بیشتر شده، این کاملاً طبیعی است چرا که شرایط زندگی‌تان کاملاً فرق کرده است. همسر شما ممکن است واقعاً رفتارش تفاوتی نکرده باشد؛ اما مادر در سال‌های اولیه زندگی‌اش به حمایت بیشتری احتیاج دارد و کاملاً طبیعی است اگر ادراک شما این باشد که همسر شما سرد شده است.

دلایل بی توجهی مرد به زن

اتفاق دیگری که معمولاً با به دنیا آمدن فرزند می‌افتد این است که مادران با حمایت‌های همیشگی‌شان و شاید ایرادگرفتن از نحوه پدری‌کردن همسرشان باعث شد که پدران از خودشان ناامید شوند و این حس به آنها دست دهد که من در نگهداری از فرزندم کافی نیستم و از این فرایند فاصله می‌گیرند؛ بنابراین دادن مسئولیت و سپردن بخشی از مسائل فرزندتان به همسرتان می‌تواند باعث شود که همسرتان شرایط جدید را راحت‌تر بپذیرد و نسبت به همسر و فرزندش مسئولانه‌تر عمل کند.

سختی های بچه داری

راه‌هایی که می‌تواند به شما در این زمینه کمک کند:

  • 1- زمانی را به یادآورید که این حس تنهایی در شما کمتر بود؛ از چه چیزهایی لذت می‌بردید؟ ارتباط با چه کسانی به شما حس بهتری می‌داد؟ بدون اینکه در نظر بگیرید آیا در حال حاضر این‌طور است یا نه، سعی کنید برای فعالیت‌هایی که در گذشته دوست داشتید وقت بگذارید.
  • 2- از ارتباط با دیگران نترسید. می‌دانم این حس که دیگران شما را درک نمی‌کنند باعث می‌شود تا بیشتر از آنها فاصله بگیرید و بیشتر احساس تنهایی کنید؛ اما وقت این است که این سیکل معیوب را از بین ببرید. شما هرچقدر بیشتر فاصله بگیرید، بیشتر احساس تنهایی می‌کنید. به‌جای اینکه منتظر باشید کسی بیاید تا شما را از تنهایی در بیاورد خودتان فعالانه در این راه قدم بردارید.
  • 3- در تفریحات خود تنوع ایجاد کنید و حتماً در هفته زمانی را با همسر و فرزندتان برای بیرون رفتن با یکدیگر اختصاص دهید.
  • 4- حمایت خود را از خودتان دریغ نکنید. شما نقش بزرگی در بهبود شرایط روحی و احساسات خود دارید. با خودتان صحبت کنید و ببینید چه نیازهایی دارید و چه احساساتی را تجربه می‌کنید. به خودتان در قبال این احساسات حق دهید و این احساسات را بپذیرید.
  • 5- خودتان را در شرایط سخت قرار دهید؛ یعنی اینکه با غریبه‌ها درباره احساساتتان حرف بزنید و سعی کنید با آنها ارتباط برقرار کنید. چیزی که مهم است این است دقیقا خودتان باشید. لازم نیست وانمود به چیز دیگری کنید. همین‌طور که هستید کافی است؛ بنابراین ترسی به خود راه ندهید. از آنها بخواهید بدون ارائه راه حل، شنونده شما باشند و سعی کنند درکتان کنند.
  • 6- خیلی خوب است که به دنبال ایجاد بینش در زندگی‌تان و مراجعه به مشاور هستید. برای اطلاعات در زمینه مشاور تلفنی یا حضوری می‌توانید با مرکز تماس بگیرید.

تنهایی بعد از ازدواج یک پدیده نادر نیست. ممکن است ما آن را در هر مرحله از زندگی خود، از کودکی گرفته تا مراحل بعد، تجربه کنیم. اگر تلاش کنید، می‌توانید با موفقیت از آن خارج شوید. در مبارزه با تنهایی مصمم باشید، حتی اگر کسی در این مسیر به شما کمک نکند، پیروزی منتظر است تا شما را در پایان مسابقه ملاقات کند.

آیا در زندگی چنین تجاربی داشته‌اید؟ در بخش نظرات، ما را مطلع کنید.

8 دیدگاه

  1. چقدر خوندن متن شما عالی بود ارامش گرفتم و چقدر راهکاری خوبی رو ارائه دادید بینهایت سپاسگذارم

  2. من در زندگی مشترک با همسرم لحظات خوبی داریم اما با این وجود من احساس تنهایی میکنم.چون وقتی همسرم از سر کار میاد فقط با گوشی کار می‌کنه و وقتی من میرم سمتش احساس نارضایتی می‌کنه و منو دور می‌کنه.میگه منو دوست داره ولی هیچ وقت منو درک ممکنه و من اولویتش نیستم
    من با اشتیاق اتفاقات مهمی که نوروز برام میوفته رو بهش میگم اما اون هیچی از کارش نمیگه
    هر کاری میخوام شروع کنم مخالفه. اگرم شروع کنم اصلا حمایتم نمیکنه
    مثلا چند وقت پیش من پیج داستان زده بودم حتی یدونه پارت ازدانستانمم نخوندم و وقتی دعوت کردیم گفت چرت و پرت مینویسیم و باعث شد پیجمو پاک کنم
    منم به شدت عصبی شدمو اگه دعوا بیوفتیم همش میزنمش . دست خودم نیست. نمخورم بزنم ولی وقتی حرف میزنم باهاش اون حرف خودشو میزنم و بهم توهین می‌کنه منم عصبی میشم و هیچ راه دفاعی جز زدن ندارم
    بعد از اینکه دعوا تموم میشه با اینکه اون مقصره من باید عذر بخوام ورود پشیمون میشم
    واقعا حالم بده.اضافه وزن گرفتم و اصلا حال و حوصله ندارم رژیم بگیرم. دوساله ازدواج کردیم
    جدیدا بچه میخواد و دائم میگه بچه بیاریم ولی من میترسم که این عصبی بودن من و این بی توجهی های اون به بچه آسیب بزنه
    که قطعا میزنه
    چون یکبار داداش م که۱۲ سالس اومده بود خونمون و اون با گوشی مشغول بود و منم با کتاب و اون بچه میرفت سمتش هی میگه برو کار دارم . در حالی که تو اینستاس. سمت من میومد میگفتم برو تنهام بزار و گفت شما بچه میارین دیوونه میشه .
    بعد جالبه بهش اینا رو میگم بار ها گفتم اصلا قبول ندارم و انکار میکنه
    تو محل کارشم همکار خانم داره من خیلی روز ها فکر میکنم و میترسم از روابط بین اونا چون صمیمیت و از تلفن های که گاهی جلو من به محل کارش میزد دیدم و بار ها دعوا کردیم و منو تهدید کرد بالاخره بهم خیانت می‌کنه ومن چون صبح می‌ره و شب میاد و من کل روز تنهام نمی‌فهمم . واقعا افسرده شدم. مشاور نمیاد .ازدواجمون سنتی بود و پسر عموی پدرم هستند. میگه دوسم داره و خودش خواسته ازدواج کنیم ولی دعوا میکنیم میگه تو بدرد من نمی‌خوری و بزور گرفتمت وهم کفو من نیستی و درکم نمیکنی…نمی‌دونم چ کنم 😔😔😔

  3. من به شدت در زندگی متاهلی احساس تنهایی می کنم. موقعیت ضعف هستم در حال حاضر شغل و درآمدی ندارم حال روحی بدی دارم و افسرده هستم و همسرم تمام روز سر کار ..و این بر کیفیت و کمیت رابطه ما تاثیر گذاشته و من روز به روز بیشتر دارن آب میشم.‌

  4. سلام من شوهر دارم ولی خیلی تنهام. یه دختر ۸ ماهه دارم. شوهرم هم از من ۱۵ سال بزرگتر قبلاً قبل از بچه دار شدن رابطه مون خیلی خوب بود از وقتی بچه اومده خیلی رفتارش سرد شده. بهش میگم میگه نه تو اشتباه برداشت می‌کنی. در صورتی که حس ام به من دروغ نمیگه. منم یه موقع هایی غر میزنم ولی آخرش میگم ولش کن با غر زدن و بحث کردن چیزی عوض نمیشه. با وجود شوهرم احساس تنهایی می کنم.

  5. من ۵۱ سال دارم و تقریبا ۳۰ سال در اروپا به تنهایی زندگی میکنم و خیلی از زندگی خسته شدم خودم دوس ندارم

  6. سلام من متواد ١٣٦٦هستم زندگي با عشق شروع كرديم سال ٨٥ ازدواج كرديم از صفر زندگي رو در كنار همسرم ساختم پا ب پاش كار كردم تا سال ٩٠كه اولين خيانت رو همسرم كرد با يه زن متاهل ك حتي زندگي منم زهر كرده بود بعد چند وقت پشيمون شد برگشت من پدر و مادرم فوت كردن و خيلي تنها و بي كسم دو فرزند دارم ٨سال پسر ٩سال دختر همسرم از لحاظ شغلي پيشرفت كردن ولي من روز ب روز افسرده تر شدم و خيانت هاي او بيشتر الان وضع مالي خوبي داره و رابطه هاش زياده و به من اصلا هيچ توجهي نداره و هيچ محبتي نميكنه من گوشه گير شدم نميتونم به زندگيم برسم خسته ام نميدونم بايد چه كار كنم خودمو تو اتاق حبس ميكنم و همش دلم ميخاد يه جاي تاريك و تنها باشم حتي به مواد مخدر هم روي اوردم لطفا كمك كنيد بهم

  7. من یک مرد متاهل هستم خانوادم شهرستان زندگی میکنن..با وجود اینکه متاهل هستم ولی نیاز به یک فضای چند روز تنهایی دارم تا حال و هوام عوض بشه..ولی همسرم نه با من همراه میشه که بیاد نه دوست داره من برم چون یه پسر شیطون داریم و خانومم از پسش برنمیاد مادر خانومم هستن که خانومم بره پیششون..ولی حس عذاب وجدانی که تو دلم کاشتن نمیتونم فراموش کنم..مثلا کجا میری تو این بی پولی..من این بچرو چحوری هندلش کنم..مادرم خستس خودش نیاز به تنهایی داره..اینم بگم مادر خانومم تنها زندکی میکنه و طلاق گرفته…ولی نه اینکه از بچه هاش فرار کنه..ولی بخاطر شرایط پاش که تصادف کرده راه رفتن و هندل کردن بچه براش و برا خانومم سخت شده..من با وحود این داستانا فشار روحی شدید میکشم..چون هم فشار کار و فشار زندگی و البته دلتنگیم به پدرو مادرم باعث شده که نیاز شدید به رفتن داشته باشم..خانومم میکه برو ولی با اون لحنی که نرم بهتره..از شما کمک میخوام بهم بگین چیکار کنم..

دیدگاهتان را بنویسید