خانه / مشاوره ازدواج حضوری / بهترین اختلاف سنی در ازدواج | تفاوت سن ازدواج تا چند سال خوب است؟
اختلاف سنی در ازدواج

بهترین اختلاف سنی در ازدواج | تفاوت سن ازدواج تا چند سال خوب است؟

بیشتر آمارهای مراکز مشاوره، بهترین اختلاف سنی در ازدواج را بین ۴ تا ۷ سال نشان می‌دهند. با این وجود، این رقم می‌تواند بین ۲ تا ۱۰ سال هم در نوسان باشد.

بر همین اساس مشاوران خانواده، اختلاف سنی ۴ تا ۷ سال را بهترین گزینه برای دستیابی به یک ازدواج موفق توصیه می‌کنند. به گفته روانشناسان، این اختلاف سنی در ازدواج موجب می‌شود که زن و شوهر ازنظر عقلی، جسمی، تجربه، هیجانات عاطفی و تمایلات جنسی و بالاخره در بیشتر رفتارهای اجتماعی و اخلاقی نزدیک و هماهنگ باشند.

این عوامل باعث می‌شوند تا سایر اختلافات فکری کمتر امکان بروز پیدا کنند. چنین زن و شوهری می‌توانند مشکلات زناشویی خود را بهتر حل کنند و در حقیقت زندگی مشترک خود را از این نظر بیمه کنند. حال اگر سایر معیارهای ازدواج مثل اختلاف سطح تحصیلات، تفاوت دیدگاه‌ها، اختلافات با خانواده همسر، اختلاف طبقاتی و تفاوت فرهنگی در ازدواج وجود نداشته باشند، احتمال اختلافات زناشویی به میزان چشمگیری کاهش می‌یابد.

همچنین تحت چنین شرایط مناسبی، مرد که باید اقتصاد خانواده را اداره کند، خود به قابلیت‌های لازم رسیده است و دیگر مجبور نیست که از پدر یا مادرش کمک مالی بگیرد. کمک مستقیم خانواده پسر به‌نوعی دخالت در زندگی اوست و به طور معمول برای خانم‌ها خوشایند نیست و زنان از آن دوری می‌کنند. علاوه بر این، دختر هم در چنین سن و سالی آن رشد فکری و به‌اصطلاح پختگی لازم را برای اداره زندگی مشترک موفق پیدا کرده‌ است.

اختلاف سن در ازدواج چقدر مهم است؟

به‌طورکلی، می‌توان گفت اختلاف سنی در ازدواج چندان مهم نیست. یک رابطه بر میزان درک و فهم زوج نسبت به هم و نه سن ازدواج متکی است. دو نفر می‌توانند برحسب میزان عشق، احترام و اهمیتی که نسبت به هم دارند، یک ازدواج موفق را تجربه کنند.

اختلاف سنی کم در ازدواج شاید عادی به نظر برسد. اما هنگامی‌که این اختلاف سنی در ازدواج زیاد باشد، دیگر مناسب نیست.

بهترین اختلاف سنی ازدواج از نظر روانشناسی

در معیار اختلاف سنی، زوج‌ها ترجیح می‌دهند سن مرد سه سال تا پنج سال بیشتر از سن زن باشد. اما در بسیاری از موارد مشاهده شده که این اختلاف به ۱۵ تا ۲۰ سال هم رسیده است. گاهی نیز در ازدواج، سن زن از سن مرد بیشتر است.

بر اساس تحقیقات انجام گرفته، زوج‌ها ترجیح می‌دهند این اختلاف سنی در ازدواج سه سال و همواره سن مرد از زن بزرگ‌تر باشد. همچنین این مطالعات نشان می‌دهند که مردان با افزایش سن تمایل بیشتری به ازدواج با دختر خیلی کوچک‌تر از خود دارند، در حالی که برای یک زن مهم است این اختلاف سنی کمتر از ده سال باشد. (سن مرد حداکثر ده سال از سن زن بیشتر باشد، نه بیشتر).

مطالعات دیگری نشان می‌دهند که اختلاف سنی تنها عامل موفقیت یا شکست در ازدواج نیست. اکثر افراد ترجیح می‌دهند اختلاف سنی کم باشد.

همچنین مردان ترجیح می‌دهند با زنانی ازدواج کنند که از آن‌ها کوچک‌تر هستند، درحالی‌که زنان در این مورد نگرش آزادتری دارند و اگر سن مرد کمی بیشتر از سن زن باشد، احتمالاً ازدواج را بپذیرند.

چه عواملی بر تفاوت سنی ازدواج موثر است؟

دلایل مشخصی که به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه بر انتخاب همسر تاثیر می‌گذارند، عبارتند از:

  • فرهنگ و سن ازدواج: آداب‌ورسوم یک منطقه یا فرهنگ آن می‌تواند بر رفتار فرد تأثیر بگذارد. در فرهنگ کشورهای اروپایی و آسیایی ازدواج زن با مرد بزرگ‌تر از خود مرسوم است. همچنین اختلاف سنی دو تا سه سال برای ازدواج ترجیح داده می‌شود. در برخی از فرهنگ‌ها این اختلاف سنی تا پانزده سال هم قابل‌قبول است.
  • نقش پیشینه خانواده‌ها در سن ازدواج: زمانی که یک فرد در خانواده‌ای بزرگ شده است که در آن اختلاف سنی ازدواج زیاد رایج است، این فرد تمایل بیشتری برای کشف و تجربه این نوع ازدواج خواهد داشت.
  • برنامه فرزندپروری: اگر یک شخص قصد دارد بعد از ازدواج دیرتر صاحب فرزند شود و تا چند سال بعد از ازدواج به فکر بچه‌دار شدن نیست، در این موارد شاید بهتر است سن زن چند سال از مرد کمتر باشد.

عوامل تاثیرگذار بر اختلاف سنی در ازدواج

اما اگر اختلاف سنی در ازدواج زیاد باشد چه؟

 آیا تاکنون یک زوج با اختلاف سنی زیاد توانسته‌اند در کنار هم یک زندگی مشترک موفق را تجربه کنند؟ آیا رابطه آن‌ها با گذر زمان به‌خوبی حفظ شده است؟ در این بخش به مزایا و معایب اختلاف سنی در ازدواج می‌پردازیم.

به‌طورکلی، اختلاف سنی در ازدواج مشکلات و مزایای خود را دارد.

مزایای اختلاف سنی زیاد در ازدواج

  •  بلوغ فکری در ازدواج: در یک ازدواج که اختلاف سنی زن و مرد زیاد است، فرد بزرگ‌تر می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها عاقلانه‌تر عمل کند. او همچنین می‌تواند هنگام اختلاف با همسر، بر اساس تجربه بیشتر، رفتاری عاقلانه داشته باشد.
  • تفاوت نگرش‌ها در اختلاف سنی ازدواج: دیدگاه و نگرش زوجی که با هم اختلاف سنی دارند، متفاوت است. این تفاوت به همراه خود طراوت و تازگی در روابط را به ارمغان می‌آورد. همچنین به درک همدیگر و پذیرش نظرات دیگران کمک می‌کند.
  • ثبات اقتصادی: زمانی که یک زوج زندگی را زود شروع می‌کنند، فرد بزرگ‌تر می‌تواند مشکلات را به‌خوبی حل‌وفصل کند. این امر باعث می‌شود که مزیت‌های زیادی در موقعیت مالی برای زوج فراهم شود.
  • تعادل سالم: با گذشت زمان و افزایش سن زوج، فرد جوان‌تر می‌تواند شریک زندگی خود را ازلحاظ جسمی، مالی و عاطفی حمایت کند. این امر همچنین باعث می‌شود، پایه زندگی خانواده و فرزندان محکم و استوار گردد.

اگرچه اختلاف سنی در ازدواج با مزایایی همراه است، اما اختلاف سنی زیاد ممکن است مشکلاتی نیز برای زوج داشته باشد.

مشکلات ازدواج با اختلاف سنی زیاد

در اینجا به برخی از مشکلات ازدواج با اختلاف سنی زیاد اشاره می‌کنیم:

تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهند که اختلاف سنی در ازدواج شاید در اوایل مشکل‌ساز نباشد، اما با گذشت زمان میزان رضایت زوج از زندگی زناشویی کاهش می‌یابد. میزان رضایت از زندگی زناشویی در افرادی که شریک زندگی‌شان خیلی بزرگ‌تر یا خیلی کوچک‌تر از خودشان است، با گذشت زمان در مقایسه با زوج‌هایی که اختلاف سنی کمی دارند، کاهش می‌یابد.

احتمال افزایش طلاق در اختلاف سنی زیاد

احساس ناامیدی و کاهش میزان رضایت زوج از ازدواج از مهمترین دلایل طلاق و جدایی شود. دکتر رندی، استاد دانشگاه پنسیلوانیا و روانشناس خانواده می‌گوید: «اختلاف سنی زیاد پسر و دختر به‌احتمال زیاد ازدواج را به طلاق ختم می‌کند. اگر اختلاف سنی زن و مرد بیشتر از ۵ سال نباشد، جای نگرانی نیست. اما اگر اختلاف سنی شما با همسرتان خیلی زیاد است، پس شبیه والدین او می‌شوید. درنتیجه ازدواج شما با مشکل روبه‌رو خواهد شد.

اختلافات زناشویی

ازدواج با اختلاف سنی زیاد می‌تواند مسائلی ازجمله کاهش تفاهم زوج، بروز مشکلات مالی یا حمایتی و ایجاد مشکلات جدی در زندگی مشترک را به همراه داشته باشد و این امر زمانی تشدید می‌شود که سن زن از مرد بیشتر است.

عدم پذیرش اجتماعی

زوج ممکن است در روابط اجتماعی به‌خاطر اختلاف سنی زیاد مورد انتقاد اطرافیان قرار گیرند و این امر ممکن است باعث شود که زوج تحت‌فشار اجتماعی باشند.

اولویت‌های زندگی

افراد با تفاوت سنی، اولویت‌های مختلفی نیز در زندگی دارند. ممکن است اولویت‌های یکی از زوجین برای دیگری بیهوده تلقی گردد و بدین‌گونه بین زوج اختلاف ایجاد می‌شود.

داشتن فرزند

زمانی که دو نفر می‌خواهند زندگی مشترک خود را شروع کنند، به‌خصوص اگر این امر با تأخیر انجام شود، اختلاف سنی زیاد ممکن است در فرزندآوری ایجاد مشکل کند. براین‌اساس، نرخ باروری رابطه مستقیمی با سن زوج دارد.

مشکل در روابط عاشقانه

لحظات عاشقانه و رمانتیک میان زوجین ممکن است به‌اندازه‌ای که آن‌ها می‌خواهند رضایت‌بخش و مطلوب نباشد. فرد جوان‌تر می‌خواهد فعال و سرزنده باشد، درحالی‌که فرد بزرگ‌تر ممکن است در عشق‌بازی با همسر آن‌قدر گرم و پرجنب‌وجوش نباشد.

مشکل در روابط عاشقانه در اثر اختلاف سنی زیاد

معاشرت

زوج‌هایی که باهمدیگر اختلاف سنی زیادی دارند، ممکن است روابط اجتماعی مشترکی باهم داشته یا نداشته باشند. این امکان وجود دارد که در محافل اجتماعی مختلفی شرکت کنند یا با گروه‌های سنی مختلفی از مردم سروکار داشته باشند. ممکن است دوستان یکی از زوجین حضور یک فرد جوان‌تر یا پیرتر از خود را دوست نداشته باشند.

ذکر این نکته ضروری است که تمامی رابطه‌ها با اختلاف سنی زیاد این مشکلات را ندارند و بستگی دارد به این‌که شما چقدر خوب رابطه را درک کرده‌اید و آن را به جلو پیش می‌برید.

فرمول اختلاف سنی در ازدواج

طبیعی است که زن و مرد نباید نسبت به هم اختلاف سنی زیادی داشته باشند. وجود اختلاف سنی زیاد در ازدواج، آسیب‌رسانی بیشتری در مقایسه با سایر معیارهای انتخاب همسر در زندگی مشترک خواهد داشت.

به طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها یا محکوم به شکست و طلاق هستند یا با عمری سوختن و ساختن همراه خواهند بود. به‌ویژه در بافت‌های فرهنگی جوامعی مشابه با جامعه ایران، در بیشتر مواقع با عدم خوشبختی زن در ازدواج همراه خواهد بود.

نظر و تجربه اختلاف سنی در ازدواج

برای اینکه بتوانید اهمیت اختلاف سنی در ازدواج را بهتر تجربه کنید، بهتر است صحبت‌های یکی از مراجعان به مرکز مشاوره باما به نام شیفته را بخوانید:

«من در ۱۸ سالگی به عقد مرد ۳۹ ساله‌ای درآمدم. روزهای اول زندگی به‌سرعت سپری شد. از روابط جنسی چیزی نفهمیدم زیرا او از من بزرگ‌تر و درنتیجه باتجربه‌تر بود؛ بنابراین تسلیم بدون قیدوشرط او بودم. ازنظر اداره زندگی مشترک نیز به من فرصت اظهارنظر نمی‌داد زیرا حق داشت و لابد همه چیز را بهتر از من می‌دانست. رفت‌وآمدهای خانوادگی و اینکه با چه کسانی معاشرت کنیم و کجا برویم نیز زیر نظر مستقیم شوهرم بود.

اهل پارک رفتن، سینما رفتن، کوه رفتن و این قبیل سرگرمی‌ها نبود. اهل مسافرت و گشت‌وگذار هم نبود زیرا خودش قبل از ازدواج همه‌جا رفته بود. هر غذایی را نمی‌خورد چون از رژیم غذایی پیروی می‌کرد. هرگز حوصله نداشت برای اینکه کارش خیلی زیاد بود، حتی موقع زایمان من در بیمارستان حاضر نشد زیرا خارج از ایران بود.

در زندگی مشترک ازنظر مادی هیچ احتیاجی نداشتم. ماشین زیر پایم گذاشته بود و خانه خوبی داشتیم، اما دریغ از یک لبخند، دریغ از یک سفر کوتاه‌مدت برای اندکی تنوع و هیجان. با وصف اینکه همه چیز در زندگی مشترک خوب بود، ولی مثل‌اینکه هیچ‌چیز خوبی نداشتیم تا به آن دل‌خوش باشیم. لبخندی روی لبانم مرده بود و دیگر نشاط نداشتم.

حالا بعد از گذشت ۲۴ سال زندگی مشترک و ازدواج با مردی که اختلاف سنی زیادی با من داشت، کارم شده دکتر رفتن و بیمارستان بردن شوهرم. او از ابتدای زندگی مشترک بی‌حوصله بود، حالا دیگر بدتر شده. اگر بچه‌ها سروصدا کنند، فریادش به آسمان می‌رود. از طرفی با بدبینی‌ها اجازه نمی‌دهد که با هیچ‌کس حرف بزنم. حتی اجازه ندارم که با خانواده‌ام معاشرت کنم. نمی‌دانم چه‌کار باید بکنم.»

نکاتی برای حل مشکلات در ازدواج با تفاوت سنی زیاد

حل مشکلات اختلاف سنی در ازدواج

اگر شما وارد یک رابطه و ازدواج با اختلاف سنی زیاد شده‌اید، پس این نکات برایتان مفید خواهند بود:

فضا دادن به همسر

 همیشه اهمیت حفظ حریم شخصی در ازدواج را درک کنید. در هر رابطه‌ای رعایت حفظ فاصله با همسر به شدت حائز اهمیت است. اما زمانی که تفاوت سنی زیاد است، اهمیت این امر چندین برابر می‌شود.

صبر و بردباری داشتن

 برخورد با موقعیت‌های عجیب در زندگی مشترک نیازمند صبر است. صبور و خونسرد بودن به شما کمک می‌کند نیمی از این نبرد را با پیروزی طی کنید. درنتیجه شما می‌توانید ازنقطه‌نظر بهتری به مسائل زندگی نگاه کنید.

منعطف باشید

 با همسر خود خیلی جدی و خشک رفتار نکنید. ملایمت و احساس همدلی با همسر باعث می‌شود  یک رابطه پایدار و ازدواج ماندگار ایجاد کنید.

روشنفکر باشید

زندگی چالش‌های بسیاری در مقاطع مختلف زندگی برای زن و مرد ایجاد خواهد کرد. داشتن یک ذهن باز و با اعتمادبه‌نفس ماندن در مقابل تصمیمات و رابطه خود، به زندگی شما شفافیت می‌بخشد.

روابط جنسی فعالی با همسر خود داشته باشید

 اگر شما انسان شاد و دارای صمیمیت با همسر خود هستید، پس شریک زندگی‌تان را بیشتر دوست خواهید داشت. حفظ رابطه جنسی منظم با همسر باعث می‌شود به‌هم‌وابسته و متصل شوید و در حل مسائل مهم زندگی بهتر تصمیم بگیرید.

برقراری ارتباط مؤثر با همسر

بیشتر مسائل و مشکلات با برقراری ارتباط مناسب با همسر حل می‌شوند. شریک زندگی شما همان فردی است که تمامی موضوعات و مشکلات خود را با او مطرح می‌کنید؛ بنابراین با همسر خود صادق باشید.

عشق بی‌قیدوشرط

 بدون هیچ حدومرزی عاشق شریک زندگی‌تان باشید؛ حتی در بدترین موقعیت‌ها. اگر زوج نسبت به هم عاشق، مهربان و صمیمی باشند، می‌توانند به‌آسانی مسائل زندگی را مدیریت کنند. عشق، توجه، صداقت، مهربانی و احترام به همسر همگی مواردی هستند که در رابطه اهمیت دارند. زن و مرد باوجود اختلاف سنی در ازدواج می‌توانند به‌خوبی زندگی کنند، به‌شرط اینکه اساس رابطه سالم باشد.

این‌که شریک زندگی جوان‌تر یا مسن‌تر از شما باشد، صرفاً یک تصمیم شخصی است. اما بعد از گرفتن این تصمیم باید تمام تلاش خود را برای شناخت و درک صحیح رابطه انجام دهید.

نظر شما در مورد اختلاف سنی در رابطه چیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

اختلاف سنی 15 سال برای ازدواج

سلام من و همسرم ۱۵ سال اختلاف سنی داریم و کاملا سنتی ازدواج کردیم. خانواده من و خودم اصلا راضی به این وصلت نبودیم ولی با دعا و جادو ازما بله گرفتن. ۸ ساله با هم ازدواج کردیم، دو سال تو دوران عقد بودیم و بعد از دوسال عروسی کردیم با خانواده شوهرم یه جا زندگی می‌کردیم. اینم بگم که تو دوران عقد اصلا هیچگونه رابطه ای یا محبتی به هم به اون صورت نداشتیم فقط در حد پیامک بود بعد از چهار سال زندگی با خانواده همسرم گفتم همینجا برام خونه درست کن هرچقدر گفتم قبول نکرد و زیر بار نرفت. یکسال تمام به شوهرم اصرار کردم که خونه مستقل درست کنه ولی قبول نکردن و من به خاطر وسواسی شدن نمیتونستم خانواده ش رو تحمل کنم رفتم خونه ی پدرم نزدیک چهار ماه اونجا بودم.

شوهرم بعد از چهار ماه اومد دنبالم با دروغهایی که تحویلم داد من رو آورد اینجا بعد ازسه ما شروع کرد به درست کردن همونجایی که می‌نشستیم و بالاخره نزدیک عید مستقل شدیم. اونم فقط از لحاظ سرویس تویه خونه با خانواده شوهرم زندگی میکنم و درامدشون هم باهم است و مستقل نشدیم و اینجوری زندگی کردن برای من خیلی سخته.

الان یکسال از اومدنم به خونه شوهرم گذشته و ایشون خیلی بد دهنی میکنه و هرموقع پول میده بهم یا خرجی انجام میده با منت و دعوا است. برام وقت میزاره میبره خرید یا دکتر با دعوا و بددهنی به آخر میرسه زهرمارمو میکنه به آدم الان هم جدیدا عروسی که میره تا صبح خونه نمیاد و البته چند روز پیش یکبار منو زده من نمیدونم چیکارکنم؟ و اینکه اصلا محبتی هم به من نمیشه فقط موقع رابطه جنسی به من محبت میکنه. پدر من وضع مالیش اصلا خوب نیست و معتاد هم است خونه هم نداره. منم اونجا هم نمیتونم زندگی کنم اینجا هم نمیتونم زندگی کنم و اینم بگم که ماهتون بچه نداریم همه ازجمله خانواده شوهرم اصرار دارن بچه دار بشیم ولی من فعلا زیر بار نمیرم تا ببینم چه اتفاقی میوفته. توروخدا یه راه حلی بهم پیشنهاد بدی

درود به شما دوست گرامی

در وهله‌ی اول شما می‌توانید سود و زیان ادامه دادن یا ندادن زندگی مشترکتان را در نظر بگیرید و پس از آن تصمیم بگیرید آیا می‌توانید به این زندگی ادامه دهید یا خیر. اگر به تنهایی نمی‌توانید این کار را انجام دهید حتماً از یک متخصص کمک بگیرید.

اگر تصمیم به ادامه‌ی زندگی داشته باشید، اولین چیزی که باید بدانید این است، شما هیچ کسی را نمی‌توانید شخصاً تغییر دهید اما خودتان را می‌توانید. بنابراین فقط به دنبال تغییر همسرتان نباشید که در این صورت تلاش شما بیهوده خواهد بود. ایجاد تغییر در همسرتان نیازمند مشاوره زوجین و همکاری خود ایشان است.

شما برای ماندن و ادامه دادن زندگی مشترک نیاز دارید یک سری مهارت‌ها را یاد بگیرید و یا در خود تقویت کنید. سعی کنید خودتان را بشناسید و از احساسات درونتان کاملاً آگاه شوید. اینکه شما از زندگی تان چه می‌خواهید و چه چیزی می‌تواند شما را برای رسیدن به خواسته‌هایتان کمک کند.

در رابطه با مستقل شدن به لحاظ مالی و محل زندگی تصمیم درستی گرفته اید اما اجرای آن به طور کامل نیازمند زمان و وجود یک سری شرایط است؛ مثلاً اینکه رابطه‌ی عاطفی بین شما و همسرتان تا حدودی بهبود یابد.

ممکن است علت بددهنی کردن یا عدم محبت کنونی همسرتان نشان دادن اعتراض ایشان به مستقل شدنتان باشد. در این صورت شما باید فقط روی مهارت‌های خودتان کار کنید که در چنین شرایطی متناسب با موقعیت چه رفتاری از خودتان نشان دهید.

پیشنهاد می‌کنم تا زمانی که مقداری شرایط زندگی و رابطه عاطفی تان بهبود پیدا کند؛ برای بچه دار شدن صبر کنید. به این فکر نباشید که با وارد شدن فرزند به زندگی تان همه‌ی مشکلاتتان حل خواهد شد. اگر مشکلات ریشه ای درمان نشوند، حتی اگر به ظاهر موقتی حل شوند و اوضاع بهتر شود؛ این زخم کهنه روزی از جای دیگری سر باز خواهد کرد.

لطفاً از کمک یک مشاور متخصص استفاده کنید و از آن غافل نشوید. بی شک شما اکنون نیاز به کسی دارید که در موقعیت‌های مختلف همه‌ی جوانب و جزئیات را بسنجد و سپس به شما بهترین راه حل را پیشنهاد کند.

اختلاف سنی 12 سال در ازدواج

من ازدواجم با شوهرم یک ازدواج سنتی بود و اختلاف سنی ۱۲ ساله داریم اون ۳۰ سال و من ۱۸ سالمه. ما از دو فرهنگ و خانواده متفاوت هستیم. شوهرم یک فرد مغروره که از نوجوانیش روی پای خودش بوده ولی من یک دختر حاضر جواب و عصبی هستم. یعنی با کوچک ترین حرفی در هم میریزم و عصبی میشم. اوایل خیلی زود قهر میکردم اما زود خشمم فروکش میکرد، اما الان مدتی هست ک هقهر کردن رو گذاشتم کنار اما الان اون شروع کرده به قهر کردن و داره اذیتم میکنه. ما رابطه زناشویی یعنی سکس کامل نداریم چون نامزدیم و عقدیم نمیتونم تا قبل از عروسی شروع کنم. اون خیلی مشکل داشت و من برای همین عروسی رو زود گفتم بگیریم و اون الان میگه من برای اینک عروسی رو به خواست تو دارم زود میگیرم دارم میوفتم تو مشکلات زیاد. نمیدونم چطور مشکلاتم رو با شوهرم حل کنم؟
من دنبال راه حل اینم چطور خودم تو بحث ها اروم تر بشم و چطور بتونم ایرادات شوهرم رو بهش بگم. یکماه مونده به عروسیم و اگر بخوام عقب بندازمش همه پشت سرمون حرف درست میکننمن دوست ندارم طلاق بگیرم چون خونه پدرم جهنم تر از خونه شوهره برام من حتی خانوادم یعنی پدرم من رو وادار به ازدواج کرد.
من دوست ندارم شوهرم رو از دست بدم درسته تا چند ماه اول زندگیم ازش بدم میومد دنبال هر بهونه ای بودم ک ازش جدا بشم اما الان خیلی دوستش دارم و دلم میخواد بتونم رفتار های اشتباهش رو اصلاح کنم و خودمم اصلاح بشم تا بتونم تا ابد داشته باشم.
اما همه خودش خانوادش و پدرم از من به عنوان زن میخوان ک تغییر کنم جز مادرم و اونا میگن چون تو زنی و زن باید همیشه کوتاه بیاد تا زندگی خراب نشه تو رفتارت رو درست کن ولی من هرجور سعی میکنم این زودعصبی شدنم رو‌ نمیتونم کنترل کنم.
خسته شدم از زندگیم از خودم روزی صدبار برای خودم ارزوی مرگ میکنم ک چرا دختر شدم خونه پدر ک بودم مادرم میگفت هرچی تو خونه پدرت سختی بکشی موقتع و بری سر زندگی خودت همسرت اینجوری باهات رفتار نمیکنه اما اون دقیقا جا پای پدرم گذاشته و دیدم زندگیم هرجا باشه تهش اذیت شدن منه خانواده همسرم زیر بار هیچ کدوم از رفتار های بد شوهرم و خودشون نمیرن و در عوض شوهرم رو در مقابلم تحریک میکنن. مشاوره رفتیم و مشاور گفت ک همسرم برای سن من باید چند سالی رو با من راه بیاد تا من از این سن بگذرم و شوهرم بعد از دیگ نیومد مشاوره .

سلام دوست عزیز

شروع زندگی جدیدتان را تبریک می‌گویم و امیدوارم هر دو با رفتار بالغانه در این راه روزهای خوشی را کنار هم سپری کنید. زن و شوهری که تازه ازدواج کردند همچون یک نوزاد باید از روابط خود مراقبت کنند. باتوجه‌به اختلاف سنی که دارید باید این موضوع را در نظر بگیرید که شما و همسرتان در برهه‌های مختلف زندگی تجربه‌های متفاوتی داشته باشید چرا که در دو گروه یا رده سنی مختلف قرار می‌گیرد؛ بنابراین می‌تواند چالش‌هایی برای شما ایجاد می‌کند توجه به این موارد به شما کمک می‌کند:

  • مراقب باشید در نقش فرزند همسرتان ظاهر نشوید. شما باید همسر باشید. هر کردن یک رفتار کودکانه است. در نقش کودک فرونروید.
  • علاوه بر نیازهای خودتان نیازهای همسرتان هم در نظر بگیرید. شما هر دو در برابر یکدیگر مسئول و متعهد هستید.
  • روی اختلاف سنی تان تمرکز نکنید. با شوخی‌های مثل کوچولو یا پیرمرد یکدیگر را آزار ندهید.
  • نظرات یکدیگر در مسائل مختلف جویا شوید.
  • انجام فعالیت‌های دونفره لذت بخش را فراموش نکنید.

با توجه توصیفات شما من میان شما یک چرخه را می‌بینم که مدام در حال تکرارشدن است. متأسفانه قهر در میان شما یک الگو شده است؛ بنابراین زمانی که شما از قهر کردن اجتناب می‌کنید همسرتان جای شما را می‌گیرد. اولین کاری هم که باید بکنید این است که شما در این چرخه نیفتید. هر نوعی قدرت‌نمایی است برای اینکه افراد بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند؛ اما اگر هم برای شما و هم برای همسرتان کارکرد نداشته باشد به‌مرور با رابطه شما خداحافظی می‌کند. با همسرتان درباره این چرخه صحبت کنید. نگرانی‌های همسرتان را بشنوید؛ اما دلیلی ندارد که همسرتان احساس گناه را در شما ایجاد کند. شما به هر دلیلی صلاح دانستید که زودتر عروسی کنید. ازدواج هم اصلاً راحت نیست و سختی‌های خودش را دارد. این کاملاً طبیعیه که همسر شما به‌سختی بیفتد.

نکاتی که باید برای از بین بردن چرخه قهر رعایت کنید.

  • همسرتان را در ارتباط با مشکلات همراهی و درک کنید. اما هرگز زمانی که به نظرتان چیزی درست می‌آید به خاطر رفتار همسرتان کنار نکشید.
  • با اجتناب از قهر کردن این چرخه را دور بزنید.
  • شنونده صحبت‌های همسرتان باشید.
  • اشتباهات خود را بدون موضع‌گیری بپذیرید. مثلاً شما در مورد اینکه خودتان قهر می‌کردید صحبت کردید. همین را می‌توانید با همسرتان مطرح کنید. برای مثال: می‌دانم که شاید در اوایل رابطه با قهر کردن‌هایم به‌جای صحبت کردن آزارت دادم اما بیا این رفتار رو ادامه ندهیم و با هم درباره مشکلاتمان صحبت کنیم.
  • به همسرتان این فرصت را دهید اگر احتیاج به‌تنهایی و فکر کردن دارد، زمانی را در خلوت خود باشد. عامل تمام ناراحتی‌های همسرتان شما نیستید و وظیفه شما نیست آنها را حل کنید؛ اما این اطمینان را به او بدهید که کنارش هستید و می‌تواند روی شما حساب باز کند.
  • معمولاً چه چیزهایی باعث قهر همسرتان می‌شود؟ آیا مسائل مشخصی است؟ می‌توانید در این باره صحبت کنید.

ممنون از توجهتان

گلسا بمانیان

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده

اختلاف سنی 16 سال در ازدواج

برای پنج سال است که در یک رابطه ی قهر – آشتی با همسر کنونی خود هستم. شوهرم 16 سال از من بزرگ‌تر است. فازهای قهر همیشه باعث شده‌اند تا به ترک کردن او فکر کنم؛ زیرا در رابطه ناراحت و ناامید هستم. او هرگز برای برگرداندن من تلاش نکرده است. من همیشه به خاطر داشتن احساس امنیت به رابطه بازگشته‌ام.

به همین دلیل میخوام طلاق بگیرم ولی باردار هستم و بیست و نه هفته از بارداریم می‌گذرد. سعی می‌کنم اوضاع را مرتب کنم؛ زیرا فکر می‌کنم که لیاقت شانس دوباره را دارد؛ اما همچنان ناراحت و غمگین هستم؛ زیرا تمام مشکلات مانند سابق باقی‌مانده‌اند.

گاهی اوقات، فکر می‌کنم که لیاقت بهتر از اینها را دارم. می‌دانم باید به خود فکر کنم و به دنبال نیازهایم باشم؛ اما به نحوی این کار را انجام نمی‌دهم.

سعی کرده‌ام در مورد احساسی که دارم با شریک زندگیم صحبت کنم؛ شوهرم برای مدتی رفتارش را درست می‌کند و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی، مجدداً به رفتارهای بد گذشته ی خود بازمی‌گردد.

من سخت تلاش کرده‌ام تا نکات مثبت رابطه خود را در نظر بگیرم؛ اما این نکات مثبت در مقایسه با احساس ناراحتی که دارم، بسیار اندک هستند.

اگر باردار نبودم، از شوهرم طلاق می گرفتم و جدا میشدم. خیلی احساس سردرگمی کرده، نمی‌دانم چه باید بکنم؟

پاسخ مشاور به تفاوت سنی 16 در ازدواج

امیدوارم بتوانم شما را از سردرگمی بیرون بیاورم. چیزی که از صحبت‌هایتان استنباط می‌شود، این است که در واقع، بودن در یک رابطه سودجویانه بهتر از نداشتن رابطه است. چیزی که به‌وضوح توضیح دادید، مشکلی است که بسیاری از افراد با آن مواجه هستند. شما از تنها بودن و تنهایی می‌ترسید (و این دو احساس در واقع با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند) و این موضوع باعث می‌شود که نتوانید گزینه ی دیگری غیر از ادامه زندگی با شوهر خود را در نظر بگیرید.

این امر شما را آسیب‌پذیر کرده است و متأسفانه باعث شده است تا او به‌آسانی بتواند چنین رفتاری با شما داشته باشد. شما گفتید که  بین طلاق یا تحمل زندگی به خاطر فرزندان گیر کردید؛ اما به نظر می‌رسد که تلاش‌های پیشین شما برای ترک کردن او همیشه به برگشتن به رابطه ختم شده است.

می‌توانم به‌خوبی تصور کنم که هروقت که به رابطه برگشته‌اید، امیدوار بوده‌اید که او تغییر کرده باشد و مانند یک شریک زندگی محترم و یک همسر متعهد رفتار کند. به‌جرئت می‌توانم بگویم که روزهایی وجود داشته‌اند که نمی‌توانسته‌اید در مورد خود نیز مثبت بیندیشید؛ زیرا در پس ذهن خود، صدایی می‌شنوید که می‌گوید شاید لیاقت بهتر از این‌ها را ندارید.

بسیاری از افراد، چنین حسی در رابطه زناشویی خود دارند. گاهی اوقات، دلیل آن به آسیب های دوران کودکی و کمبود محبت دوران کودکی مربوط است. والدین معمولاً سعی می‌کنند بهترین کار را برای فرزندانشان انجام دهند؛ اما گاهی اوقات، نمی‌توانند یا نمی‌کنند.

به‌راحتی ممکن است دچار این احساس شوید که دوست داشته شدن در یک رابطه سالم در برنامه ی کاری قرار ندارد. گفتید که شریک زندگی‌تان خیلی از شما بزرگ‌تر است. مطمئن نیستم که وقتی برای اولین‌بار با هم ملاقات کردید، این یک نکته ی مثبت به شمار می‌رفت یا نه؟ شاید احساس می‌کردید که این اختلاف سنی در ازدواج ، نوعی حس امنیت عاطفی یا امنیت روانی که دستیابی به آن در گذشته برایتان دشوار بوده است را به همراه خواهد داشت. شاید هم نه.

شاید تجربیات اولیه برای شما در واقع شادی بخش بوده‌اند و این صرفاً رابطه‌ای است که جواب نمی‌دهد. گاهی اتفاق می‌افتد. اما واقعیت این است که ترک کردن این رابطه برایتان خیلی دشوار بوده است و اجتناب کردن شما از این کار به من نشان می‌دهد که ماندن، شما را از تجربه ی چیزی که احساس بدتری خواهد داشت، دور نگه می‌دارد. متأسفانه، شریک زندگی‌تان چنین فکری را در ذهن شما ایجاد کرده است.

به نظر نمی‌رسد که شریک زندگی‌تان در واقع به رابطه با شما باور داشته باشد و تلاشی در جهت کمک به بهبود روابط زناشویی بکند. اگر بخواهم صادق باشم، اگرچه گفتید که نکات مثبتی وجود دارد؛ اما به‌سختی می‌توان این نکات مثبت را دید؛ زیرا بهتر کردن اوضاع تنها بر عهده ی شماست.

انجام این کار برای هرکسی غیرممکن است؛ زیرا برای بهبود رابطه عاطفی نیاز است تا هر دو طرف در ایجاد تغییرات مشارکت داشته باشند. شما نمی‌توانید این کار را به‌تنهایی انجام دهید و فکر می‌کنم که باید دست از تلاش برای انجام این کار هم به خاطر خود و هم به خاطر او بردارید.

من پیش‌تر به عبارت آسیب‌پذیری اشاره کردم. در برخی از موارد، آسیب‌پذیر بودن ما را در معرض خطر آسیب عاطفی و گاهی اوقات، فیزیکی قرار می‌دهد. وقتی این‌چنین است، لازم است تا شرایط را متوجه شوید و کمک بگیرید. علاوه بر این، یکی از نشانه‌های سالم بودن یک رابطه، این است که هر یک از طرفین نسبت به یکدیگر آسیب‌پذیر هستند؛ اما به‌هیچ‌وجه از احساس طرف مقابل خود سوءاستفاده نمی‌کنند. باتوجه‌به آنچه گفتید، شریک زندگی‌تان می‌تواند به‌وضوح ترس از عدم امنیت و تنها ماندن را در شما ببیند و سپس، شما را با بی توجهی و بی علاقگی عذاب می‌دهد. این واقعاً موقعیت بسیار بدی است – همان‌طور که خود نیز به‌خوبی می‌دانید.

واضح است که داشتن فرزند، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند. اما باید بگویم که هیچ یک از این مسائل تقصیر بچه نیست و او باید بتواند با پدرش رابطه داشته باشد، البته اگر امکان‌پذیر باشد. اما این بدان معنی نیست که شما نیز باید همین کار را بکنید. فکر نمی‌کنم که او تغییر کند و بهترین توصیه ی من برای شما این است که به خود یادآوری کنید رفاه شما و فرزندتان ارجحیت دارد. مطمئن هستم که اکثر مردم موافق‌اند که پدر یا مادر شدن برای اولین‌بار بسیار لذت بخش و خوشحال کننده است؛ اما همچنین فشار بسیار زیادی بر روی اکثر روابط وارد می‌کند.

نگران هستم که با چیزهایی که گفتید، اگر به رابطه ی خود ادامه دهید، هیچ حمایتی در کار نخواهد بود. سعی کنید با هرکسی که می‌تواند حامی شما باشد، ارتباط برقرار کنید. دوستان و اعضای خانواده و البته آژانس‌هایی که به آن‌ها اشاره کردید، می‌توانند همگی به شما در مواجه با یافتن امنیت عاطفی و مادر جدید بودن کمک کنند. به‌احتمال زیاد برای مدتی، وقت چندان زیادی برای خود نخواهید داشت؛ اما اگر وقت پیدا کردید، شما را به مراجعه و صحبت‌کردن با یک مشاور تشویق می‌کنم. مشاور می‌تواند به شما در درک شرایط و پشت سر گذاشتن رابطه‌ای که این‌چنین موجب درد و سردرگمی شما شده است، کمک کند.

شما لیاقت بیشتر از اینها را دارید. فکر می‌کنم که تنها به کمی کمک برای باور این حقیقت نیاز دارید.

اختلاف سنی 13 سال در ازدواج

من ۲۰ سالمه، سال ۹۷ به اجبار خانواده با پسر داییم عقد کردم …ولی خانواده به خاطر اینکه این آقا نماز خون و آدم خوبیه گفتن شوهر خوبی میتونه برات باشه .. قبلنا هم مشکلاتی بین خونواده من و خونواده این آقا بود (ینی بین مامانم و زنداییم) ولی بخاطر اینکه این آقا آدم معتقد و با ایمانی بود بخاطر همین اصرار داشتن که باهاش ازدواج کنم .. من با این آقا ۱۳ سال اختلاف سنی داریم برا همین تو همه مسائل کوچیک و بزرگ اختلاف نظر داریم همیشه بحث میکنیم باهم رو هر موضوعی.. فرهنگ و سواد رابطه اصلا نداره بلد نیس تو جمع با من حرف بزنه ، همیشه هم طرف خونوادشو میگیره ،،، حرفا و دلیلی ک برا چیزی میاره خیلی غیر منطقیه.. از ی طرفیم ما با پدرو مادر و برادر مجرد ایشون تو یه خونه زندگی میکردیم(با اینکه پسردایی تو حیاط خونشون ی خونه جدا برا خودش ساخته) ولی میگفت باید صب تا شب پیش پدرو مادرم باشی و کاراشونو انجام بدی موقع خاب بریم خونه خودمون منم دوسال با همون شرایط زندگی کردم باهاشون ولی دیگه نمیتونستم ادامه بدم الان ۶ ماهیه اومدم خونه مامانم حالا این آقا میگه بیا تو اون خونه ای ک برا خودم ساختم زندگی کنیم ولی من با شناختی ک از شوهر و خونوادش دارم مطمئنم بازم ب مشکل بر میخوریم.. اگرم قبول کنم نمیتونم با اخلاق و اختلاف نظراتی با شوهرم دارم کنار بیام ازش سرد شدم تو این دوسال خیلی خیلی اذیتم کردن هم خودش هم خونوادش نمیتونم باهاشون کنار بیام،،، الانم خیلیا میگن احساسی رفتار میکنی ولی واقعا دیگه نمیتونم قبولش کنم هیچ حسی بهش ندارم

28 دیدگاه

  1. اگه شخصی از تو خواستگاری کرد و اختلاف سنی 7 ساله بین ما بود چقدر احتمال موفقیت این زندگی هست لازم به ذکر 8 سال هم به حرفی که میزنه پا فشار میکنه اون از من به عنوان یک زن کوچکتره

  2. میلاد -۱۳۸۱-تهران

    ب نظر من همونطور هم کـ خودتون بالا گفتید سن فقط ی عدد هست ، بیشتر هدف اون کسب تجربه لازم برا شروع ازدواجه.سن انچنان مهم نیست.اون تجربست ک ممکنه هر کسی تو هر سنی کم یا زیاد داشتع باشه و میتونه تو زندگیه شخصیش ب کمکش بیاد !

  3. ازدواج با همسن پایداری بیشتری داره…اگه واقعا سن فقط یه عدد باشه خوبه! اما معمولا پسرها برای ازدواج با کلی کوچکتر از خودشون از این جمله سواستفاده میکنند!

  4. ساندویچ پانل

    بسیار ممنونم از وب سایت خوب و مطالب ارزشمندی که با ما به اشتراک می گذارید.

  5. سلام
    ببخشید یکم از پرسیدن سوالم خجالت میکشم ولی ممنون میشم پاسخ بدین.
    من پسری ۱۸ ساله هستم و حدود ۷ ماهه که به دختری ۱۱ ساله علاقه مند شدم و دو سه دفعه چون از نزدیکانمون هست دیدیم همدیگه رو اما نمی دونم اونم از من خوشش میاد یا نه.
    همچنین خانواده هامون اونقدر که باید با هم اوکی نیستن….
    بنظرتون میتونم رابطه برقرار کنم و موفق شم؟

  6. من ۱۹سالمه شوهرم ۲۹ازروزاولی ک ازدواج کردیم شوهرم بی تفاوت بودذوق شوقی نداشت خیلی لجبازه وهمچنین وقتی مشکلی پیش میادحرف نمیزنه نمیتونه همه حرفاشوبزنه وهمچنین حس میکنم نیازجنسی نداره واصلاانگار ن انگارتازه ازدواج کرده انگارده ساله ازدواج کرده ک هیچ شوقی نداره الان سه ماهه هموندیدیم اصلابراش فرقی نداره باهم باشیم یانباشیم بنظرتون طلاق درسته؟

  7. مادر من ۴۵ سالش و مدتی که با یه آقای ۲۵ ساله وارد رابطه شدن و به قول خودشون رابطه خوبی دارن و همدیگر دوست دارن و برای آینده تصمیم به ازدواج دارن
    واقعیت من توی شرایط بدی هستم و نمی‌دونم چطور باید با این موضوع برخورد کنم
    با ازدواج مادرم هیچ مشکلی ندارم اما فک نمیکنم که با این تفاوت سنی این ازدواج درست باشه

  8. خواستگارم ۱۰سال ازم بزرگ تره من ۲۶ واون ۳۶ وازلحاظ مالی هم معمولیه خونه ازخودش نداره و یه ماشین داره وشغلشم استاده دانشگاهه.این اختلاف سنی زیاد منو به شک انداخته و میترسم توآینده باهاش به مشکل بخورم واینکه توخانواده ای زندگی میکنم که ۲۶ سال واسه یه دخترخیلی زیاده و همش دارم سرزنش و سرکوفت های خانوادم رو تحمل میکنم وتوزندگیم هیچ حامی و پشتیبانی ندارم ازانتخاب اشتباه میترسم

  9. من با یه اقایی ۴ساله که صحبت میکنم و ایشون ۲۰سال از من بزرگترن ولی من خیلی دوستش دارم ولی گاهی اوقات در موردش یکم تردید دارم چون حرف لقبه روم تاثبر میزاره بنظرتدن ازدواج کنم یا نه

  10. من پسر 34 ساله ای هستم و با دختری 22 ساله آشنا شده ام. آیا اختلاف سنی که داریم رابطه مان را ناموفق میکند؟

  11. ببخشید واسه من یه خواستگار اومده خیلی کیس خوبیه ایشون ۳۲ سالشونه من ۲۰ میخوام بدونم چه سوااتی از ایشون باید بپرسم؟
    از کجا بدونم من‌یا ایشون با این تفاوت سنی خوشبخت میشیم یا ن؟

  12. سلام خاستگار دارم ۹سال از من بزرگتره و من به فکر ده سال دیگم من ۲۳سالمه و ایشون۳۲ و واقعا خیلی تو فشارم کمک کنین ایا این اختلاف در اینده مشکل پیش میاد ,احساس میکنم بهتر ازاین دیگه گیرم نمیاد ولی باسنشون یکم مشکل دارم. از بقیه لحاظ اوکی هستن وفقط سنشون برام مشکله ولی احساس میکنم ده سال دیگه اختلاف سنمون مشکل ساز میشه خیلی فکرم مشغول هست لطفا راهنماییم کنید

  13. سلام وقت بخیر مادر من ۴۵ سالش و مدتی که با یه آقای ۲۵ ساله وارد رابطه شدن و به قول خودشون رابطه خوبی دارن و همدیگر دوست دارن و برای آینده تصمیم به ازدواج دارن واقعیت من توی شرایط بدی هستم و نمی‌دونم چطور باید با این موضوع برخورد کنم. با ازدواج مادرم هیچ مشکلی ندارم اما فک نمیکنم که با این تفاوت سنی این ازدواج درست باشه

  14. سلام اختلاف سنی ۹سال چطوره؟

  15. سلام برای اختلاف سن ۱۴ سال میخواستم بدونم چه مشکلاتی میتونه ایجاد کنه

  16. من ۲۷ سالمه دو تا پسر دارم شوهرم رو در یک حادثه سه سال پیش از دست دادم.الان میخواهم مجددا ازدواج کنم با یه آقایی که ۴۷ سالشونه ولی به نظرم اختلاف سنی مون خیلی زیاده و من چون در گذشته مرگ همسر رو تجربه کردم میترسم ایشون رو هم از دست بدم خیلی میترسم که دوباره با بچه هام و بچه یی که از این آقا در آینده خواهم داشت تنها بمانم لطفا منو راهنمایی کنید چگونه با ترسم کنار بیام.ممنون از شما.

  17. من دو سه ساله با پسری که ده سال از خودم کوچیکتره رابطه دارم اوایل رابطه من واقعیت خودمو نگفته بودم تا اینکه رابطه برام جدی شد الان یکساله که حقیقتو میدونه و قبول کرده که بیاد خواستگاری در کل پسر خوب و متینی هست و از عشقش به خودم مطمئن هستم ولی خانواده ام میگن اختلاف سنیتون زیاده ممکنه تو اینده مشکل ایجاد کنه ولی خانواده پسره موافقن و میگن مهم درک و شعور و فهم دو طرفه سن فقط یه عدده

  18. من با شوهرم ۱۲ سال اختلاف سنی دارم کلا شوهرم از لحاظ احساسی سرد هستش من دوست دارم عاشقانه بادهم رفتار کنه برام وقت بزاره همش سرش تو گوشی هستش و اخبار گوش میده
    احساس میکنم‌اون آرزو های که داخل مجردی تو رویاهام بودن همش نابود شده دارم به سمتی میرم که مجبورم قبول کنم شرایط رو از روی ناچاری
    منودوست دارم وقتی با شوهرم حرف میزنم کلا نازم رو بکشه قهر که بکیم پیش قدم بشه اما پشت میکنه بهم میخوابه هس میکنم با یه سنگ دارم زندگی میکنم گاهی هس خوشبختی دارم اما وقتی که عصبی میشه وسایل خونه رو میشکنه دقیق وسایلی رو میشکنه که من دوسشون دارم ولی وقتی اروم میشه کلا عوض میشل اخلاقش خوب میشه ولی من رفتاراش فراموشم نمیشن دلم برا رویاهام تنگ میشه اصلا به هیچ گدوم از رویا های که فکرش رو میکردم نرسیدم به جای رسیدم کهدمیگم دیگه رویا نمیخوام همینطور یه نواخت فقط بخاطر ابروی خانوادم ادامه بدم من شوهرم رو خیلی دوست دارم دلم نمیخواد جدا شم دلم میخواد با خودش خوشبختی رو تجربه کنم اما وقتی وسیله میشکنه عصبی میشه ازش میترسم یه ترسی تمام وجودم رو میگیره جوری که حس میکنم مشکل اعصاب داره
    احساساتم نادیده گرفته میشه از همه لحاظ. خوبه فقط این مورد حس میکنم دختر های که قبلا ازشون خواستگاری ورد رو دوست داره حس میکنم از جای دیگه تامین میشه لا این که میدونم پاکه و اهل دختر بازی نیست اما گاهی بهش شکم میشه گاهی هم منو محدود میکنه سر کار بودم دیگه نزاشت برم دوست داره همش بهش چشم بگم اما خوش اینجوری نیست

  19. خواستگارم ۱۰سال ازم بزرگ تره من ۲۶ واون ۳۶ وازلحاظ مالی هم معمولیه خونه ازخودش نداره و یه ماشین داره وشغلشم استاده دانشگاهه.این اختلاف سنی زیاد منو به شک انداخته و میترسم توآینده باهاش به مشکل بخورم واینکه توخانواده ای زندگی میکنم که ۲۶ سال واسه یه دخترخیلی زیاده و همش دارم سرزنش و سرکوفت های خانوادم رو تحمل میکنم وتوزندگیم هیچ حامی و پشتیبانی ندارم ازانتخاب اشتباه میترسم

  20. من ازدواجم با شوهرم یک ازدواج سنتی بود و اختلاف سنی ۱۲ ساله داریم اون ۳۰ سال و من ۱۸ سالمه. ما از دو تا فرهنگ و خانواده متفاوت هستیم . شوهرم یک فرد قد و مغروره ک از نوجوانیش روی پای خودش بوده ولی من یک دختر حاضر جواب و عصبی مزاج هستم یعنی با کوچک ترین حرفی بهم میریزم و عصبی میشم اوایل خیلی زود قهر میکردم اما زود خشمم فروکش میکرد و اما الان مدتی هست ک قهر کردن رو گذاشتم کنار اما الان اون شروع کرده به قهر کردن و داره اذیتم میکنه ما رابطه زناشویی یعنی سکس کامل نداریم چون نامزدیم و عقدیم نمیتونم تا قبل از عروسی شروع کنم . اون خیلی مشکل داشت و من برای همین عروسی رو زود گفتم بگیریم و اون الان میگ من برای اینک عروسی و به خواست تو دارم زود میگیرم دارم میوفتم تو مشکلات زیاد نمیدونم چطور باهاش مشکلاتم رو درمیون بگذارم.

  21. یه سوال داشتم بپرس آیا اختلاف سنی ۱۱ سال اشتباه هست دختره ۲۱ سالش باشه پسره ۳۲ اشتباه هست

  22. سلام اختلاف سنی ۱۸ سال چطوره من ۱۶ واون ۳۳

  23. میخواستم بدونم اگر شخصی عاشق دختری باشد اختلاف سنی ۱۳ سال میتواند باعث این بشود ک از خواهستگاری کردن جلوگیری کنه یا خیر .چون حرفش شده که از من خوشش میاد ولی حتی مادرش که میشه خاله مادرم گفته به خاطر اختلاف سنی زیاد ازدواج نگار نمیشه

  24. ببخشيد من با دختر عمه ام كه ١٣ سال از خودم كوچيك تر است مي خواهم ازدواج كنم

  25. خسته نباشید من الان با ی پسر نزدیک ی سالو وخورده ای رفیقم فامیلمونم هست قرار بیان جلو برای خواستگاری اینجور حرفا ولی این آقا از من ۱۵سال بزرگتر واقعا نمیدونم جوابشو چی بدم واقعا فکرم خیلی مشغوله میشه راهنماییم کنید ممنون

  26. سلام. من ۳۶ سال سن دارم و در ازدواج با دختر ۱۸ ساله ای دچار تردید میباشم. آیا این ازدواج با داشتن اختلاف سنی زیاد در همون لحظه اول اشتباه میباشد یا خیر،سوالاتی ازش کردم مانند اینکه من پا به میانسالی دارم میزارم واز شور و اشتیاق م کمتر میشه،شب ها دوست دارم زود تر بخوابم،با توجه به سن بالام در یکی دوسال اینده خواستار فرزند میباشم،و مانند اینها او نیز در جواب قبول داره،ضمنا از گذشته همدیگر مثل داشتن دوست جنس مخالف خبر داریم و طرف را میشناسیم اینگونه مسایل در آینده مشکلساز میشه؟

دیدگاهتان را بنویسید