خانه / دارم طلاق میگیرم داغونم

دارم طلاق میگیرم داغونم

پاسخ داده شده
0
0

سلام. وقت بخیر. من درحال طلاقم. شوهرم اعتیاد دارد. دزدی می‌کند. خیلی دروغ می‌گوید. اصلا به مخارج زندگی کار ندارد. تمام بار زندگی بر دوش من است. ما ازدواج مان با عشق شروع شد، خانواده من راضی نبودن اما چون عاشق شده بودم مجبورشون کردم راضی بشن.

الان ۷ ساله ازدواج کردم، هرکاری هر راهی رفتم تا همسرم پاک زندگی کنه، تغییر کنه، زندگیمون حفظ بشه، اما فرقی نکرد بدترم شد.

الان خودم افسردگی شدید دارم داغونم و تمام مراحل طلاق انجام شده فقط صیغه طلاق مانده جاری بشه که من نمیرم. میترسم از دست دادنش و تنها ماندن هنوزم دوسش دارم لطفا راهنمایی کنین چون واقعا سردرگمم. موندم بین دو راهی. ممنون

  • فاطمه درخواست شده در 4 ماه پیش
  • آخرین ویرایش 4 ماه پیش
  • سلام من ۱۸ سالمه شوهرم ۲۸ سالشه خیلی دوستش داشتم ولی شوهرم یه مدت بود ک مامانی شد هرشب روم دست بلند می‌کرد انقدر مند میزد ک تنم کبود میشه خانوادش براش نه عروسی کردن نه طلا و لباس ولی خانواده من همه کار کردن براش بهترین عروسی رو گرفتن شوهرم همش پشت خانوادم حرف می‌زد تااینکه متوجه شدم مادرش با پدرم زابطه داشتن خونه مجردی داشتن این موضوع رو شوهرم میدونست ولی از پدرم با میگرفت ساکت بود مادرم ک دیگ بعد این موضوع روانی شد بهمن ماه عروسیم بود سه ماه بعد عروسیم اومدم خونه پدرم اقدام ب طلاق کردم شوهرم بهم میگه برگرد سرزندگی ولی هنوز از مادرخودش دفاع میکنه دیگ نمیدونم چیکار کنم مادرشوهر من شیطان پدر منو گول زد از بس به زندگی من و مادرم حسادت می‌کرد الانم دارم طلاق میگیرم خیلی داغونم تو این سن بااین همه مشکل نابود شدم
این بهترین پاسخ ممکن است
0
0

دوست عزیز سلام
شرایط روحی بدی که دارید را درک می‌کنم. قبل از راهنمایی، توصیه می‌کنم سؤالات کاربران در دسته طلاق را مطالعه نمایید تا متوجه شوید شما در این امر تنها نیستید. روزانه تعداد بسیاری زنان تصمیم به طلاق از همسر خود می‌گیرند. تصمیم به طلاق با احساس ناامیدی، احساس تنهایی و هزاران احساس منفی دیگر همراه است.
اینکه شما احساس سردرگمی یا ترس از طلاق دارید طبیعی است. اینکه شما به‌خاطر سختی ها و مشکلات زندگی مشترک درد و رنج‌های فراوانی کشیده‌اید قابل‌درک است. اینکه زندگی با شوهر معتاد، شوهر زورگو یا شوهر عصبی بسیار سخت است کاملاً حق با شماست.
اما اکنون زمان آن فرارسیده تا این سؤال مهم را از خود بپرسید. آیا هنوز هم می‌خواهید به ترس‌ها و نگرانی‌هایتان توجه کنید؟ آیا می‌خواهید هنوز هم در زندگی تصمیمات اشتباه بگیرید؟

آیا فکر نمی‌کنید شما قبل از ازدواج در انتخاب همسر خود تصمیم اشتباهی گرفته‌اید؟ آیا گمان نمی کنید در معیارهای ازدواج خود هیچگونه مطالعه و تحقیقی نکردید؟
آیا گمان نمی‌کنید این تصمیمات اشتباهی که در زندگی گرفته‌اید به‌خاطر توجه بیش از حد به احساساتتان بوده است؟
آیا فکر نمی‌کنید، اگر در انتخاب‌های گذشته خود، به‌جای تصمیمات احساسی و سطحی، از روی شناخت، تحقیق، مطالعه و آگاهی عمل می‌کردید الان شرایط بهتری داشتید؟
در اولین قدم برای رهایی از این مشکلات، باید با خود خلوت کنید، ببینید از امروز می‌خواهید بر چه اساسی تصمیم بگیرید؟ آیا هنوز هم تمایل دارید بر اساس احساسات منفی خود تصمیم بگیرید؟ احساسات منفی ترس از تنهایی، ترس از شکست، ترس از احساس طرد شدگی،احساس ناامیدی، احساس پوچی، احساس درماندگی، احساس بی ارزشی و احساس پوچی.

آیا هنوز هم قصد دارید برای رهایی از این همه احساسات بدی که ریشه در درون تان دارد، آنها را نادیده بگیرید یا با انجام کارهای لذت بخش آنها را برای مدتی فراموش کنید؟
این احساسات و افکار منفی درست مثل یک ریسمان شما را اسیر کرده‌اند و نتیجه آن بروز علایم افسردگی است. دلیل اصلی اینکه افسردگی شدید گرفته‌اید همین موضوع است.
بنابراین، شما باید در قدم اول برای حل مشکلات خود، در این مورد خوب فکر کنید. وقتی انگیزه و اراده کافی برای تغییر کردن در شما ایجاد شد، لطفاً، اطلاع دهید تا در مورد مسائل بعدی صحبت کنیم.
با تشکر

0
0

سلام سپاس فراوان از زحماتتون خیلی ممنونم که وقت گذاشتین ارزش قائل شدین و پاسخ دادین خیلی خوشحالم که یک انسان بهم گوش کرد حق داد بهم درکم کرد و اهمیت داد واقعا ازتون سپاسگزارم امیدوارم خداوند همیشه همراهتون باشه و درکمال سلامتی آرامش و دل شاد باشین و اینکه فرمودین اطلاع بدم من الان آماده ام برای تغییر و سختی هاش با عشق میپذیرم چون میدونم تغییر اولش سخته وسط هاش راحته و آخرش شیرین که باعث رشد فردی میشه و کاملا آماده ام درخدمتتونم تا بتونم به کمکتون راهمو خودمو پیداکنم بازم خیلی خیلی تشکر میکنم

  • فاطمه پاسخ داد 4 ماه پیش
  • آخرین ویرایش 4 ماه پیش
نمایش 2 نتیجه
پاسخ شما
فیلد زیر را به عنوان مهمان پر کنید یا اگر عضویت دارید
نام*
آدرس ایمیل*
ایجاد URL