خانه / رفتار با شوهر شکاک و بدبین

رفتار با شوهر شکاک و بدبین

0
0

سلام وقت بخیر ۴ ماهه نامزدم و نامزدم شدیدا شکاک و بدبین هست. اول از همه با دوستام قطع رابطه کرد، بعدش یواش یواش به فامیل هام گیر میده. میگه فلانی میاد خونتون به تو کنه یا فلانی چرا بهت نگاه کرد. بعدش هی میگه هرجا میری با خوذم برو با خودشم میرم میگه فلانی بهت نگاه کرد حتما باهاش حرف میزنی یا نمیدونم قبلا میزدی. هی گوشیمو چک میکنه، پرینت گرفت چیزی ندید بازم با خانوادم میگم برم بیرون نمیگذاره مجبورم باشم برم حرفهایی بالایی رو تکرار میکنه و چیزی هم میگم یا میگه برو طلاق بگیر یا اینکه من میرم و ترکت میکنم.

پاسخ مشاور به سوال ” شکاک بودن مرد نسبت به زن “

دوست عزیز سلام

همسر شما احتمالاً در دوران کودکی خود اعتمادی را که باید دریافت می‌کرده، دریافت نکرده است؛ بنابراین در رابطه با شما فردی بی‌اعتماد است. او شما را دوست دارد؛ اما نمی‌تواند اعتماد کند. احساس می‌کند اگر اعتماد کند حتماً کسی به او آسیب می‌زند؛ بنابراین دیوار دفاعی‌اش را حفظ می‌کند و به آن می‌چسبد. برای همین انتظار دارد خطایی از شما سر بزند  به دنبال این است تا به خودش ثابت کند که تو درست فکر می‌کردی و هیچ‌کس در این زندگی قابل‌اعتماد نیست؛ بنابراین می‌فهمم که چقدر در شرایط سختی قرار گرفتید؛ اما همسرتان نمی‌خواهد به شما آسیب بزند یا آزارتان بدهد؛ بلکه خود یک فرد آسیب دیده است؛ بنابراین مراجعه به روانشناس در زمینه بهبود شک و بدبینی همسر بسیار کمک‌کننده است.

بی اعتمادی به همسر

همچنین برای اینکه همسرتان بهتر بتواند با طرح‌واره‌های دوران کودکی خود آشنا شود (باورهایی که بر اساس تجربیات دوران کودکی‌مان کسب می‌کنیم و مطابق با آن رفتار می‌کنیم) کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید بسیار کمک‌کننده است.

آسیب های دوران کودکی

درمان شکاک بودن مرد در رابطه

  • 1- حالت تدافعی به خود نگیرید: می‌فهمم که ممکن است از رفتارهای همسرتان چنین برداشت کنید که می‌خواهد شما را کنترل کند؛ اما همان‌طور که گفتم این مسئله در کودکی همسرتان ریشه دارید؛ بنابراین سعی کنید اعتمادی که دیگران به او ندادند شما به او بدهید و زمانی که از شما سؤالی می‌پرسد حالت تدافعی نگیرید و حتی با خونسردی و آرامش، بیشتر از آنچه همسرتان انتظار دارد تعریف کنید. رمز گوشی خود را در اختیار او بگذارید. زمانی که تلفنتان زنگ می‌خورد از او درخواست کنید که گاهی او جواب دهد.
  • 2- شنونده خوبی برای حرف‌های همسرتان باشید: از او بخواهید درباره افکار و احساساتش در این باره صحبت کند و به او این اطمینان را بدهید که این‌گونه که فکر می‌کند نیست.
  • 3- دردسترس باشید: درصورتی‌که کنار یکدیگر نیستید هر از چند گاهی خودتان پیام بدهید و بگویید الآن کجا هستید و چه کار می‌کنید.
  • 4- روحیه خود را قوی نگه دارید: حق دارید ناامید و خسته بشوید از اینکه مدام بخواهید چیزی را به فردی ثابت کنید. اما فکر می‌کنم رابطه‌تان ارزش جنگیدن دارد.
  • 5- در مورد علایقتان و نیازهایتان با او درد و دل کنید: با او مطرح کنید که چقدر دوستش دارید؛ اما برایتان روابط دوستانه و خانوادگی‌تان اهمیت دارد و نیاز دارید حضور داشته باشید. اینکه مدام بخواهید در کنار یکدیگر باشید و وقتتان را با یکدیگر سپری کنید چیزی جز یک رابطه خسته‌کننده به همراه ندارد.
  • 6- مراجعه به روان‌شناس: به نظرم حتماً برای مراجعه به روان‌شناس اقدام کنید.

ممنون از توجهتان

گلسا بمانیان

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده

شوهرم شکاکه میخوام طلاق بگیرم

سلام دختر 23 ساله ام که همسرم 29 سالشه و الان 2 ساله که عقدیم. روزای اول خیلی خوب بود، توی نامزدی کمی رفتارش بد بود اما فکر نمیکردم اینقد شدید بشه. از زمانی که عقد کردیم کلا یه ادم دیگه شده. به همه چیز شک داره. اونروز رفتم ارایشگاه داشتم از خدماتشون استفاده میکردم نمیتونستم بلند شم گوشیم جواب بدم اومد دم ارایشگاه حتی فیش بانکیمو چک کرد. من شاغلم و هر روز باهاش بحث دارم. تمام روز درباره کارم میپرسه. وقتی صاحب کارم میاد باید بهش پیام بدم میرم تو اتاقش در باید باز باشه. حق ندارم به همکارای مردم بگم خسته نباشید یا وقتی باهام حرف میزنن تو چشمشون نگاه کنم. هرروز میگه با اقای فلانی سلام نکن با این حرف نزن با همکارای زنت صمیمی نباش. وقتی با دوستام میرم بیرون میگه حتی از ماشین خواستی بری سوپرمارکت باید بهم زنگ بزنی هرروز سرکارم گریه میکنم. بهم میگه چقدر اتاق صاحبکارت بودی، طول نکشید چند دقیقه تو دستشویی بودی. قبل از اینکه بری اتاق صابکارت تو دستشویی بودی یا بعدش. همکارای مردت باهات سلام نکردن باهات شوخی نکردن اسنپ میخوام سوار شم باید ماشینی باشه که اون میگه. بابت پول خودمم باید بهش جواب بدم. فکر نکنین فقط سرکارم اینطوریه تازه تو محل کارم تنها هم نیستم و کلی زن و مرد هست. هیچ کاری نکردم که بخواد اینقدر همسرم بهم شک داشته باشه. همیشه گوشیم دستشه و چیز مخفی ازش ندارم ولی حتی وقتی با خانوادمم همین رفتارو داره. هی زنگ میزنه چی پوشیدی، پسر خالت چقد ازت فاصله داره، از خونه خالت اومدی بیرون بری طبقه بالا اخه خالم اینا خونشون خانوادگیه و طبقه های بالاشون دخترخال ها من میگه بدون اطلاعم حتی بالا نرو. خیلی حالم بده و خیلی مشکل دارم همش عصبی ام و کل روز ناراحتم. بعضی وقتها احساس میکنم فقط بخاطر ابرو خونوادم موندم. یبارم رفتیم مشاور اما ادامه نداد هر رفتاری میخواد میکنه من درامدمو کلا میزارم تو زندگی و هیچی برا خودم بر نمیدارم ولی اگه یه وقتی بخوام با درامد خودم کاری کنم میگه وای شرایطمون سخته درک کن و فلان ولی 1تومن 1 تومن به خواهراش میبخشه حالم خوب نیس همش عصبی و ناراحتم واقعا کم اوردم باید چیکار کنم هر راهی امتحان کردم ولی هرچی جواب بهشش پس میدم و به سازش میرقصم بدتر میشه ممنون میشم راهنمایی کنید.

پاسخ مشاور به پرسش با شوهر شکاک چه کنیم؟

  • سرخ درخواست شده در 3 هفته پیش
  • آخرین ویرایش 3 روز پیش
  • سلام من مشکلم اینه که توی ۶ ماه رابطه دوبار ایشون قطع رابطه کردم و اینبار دفعه سومه که دودلم قطع رابطه کنم یا ادامه بدیم قراره ازدواج بزاریم یک بار توی رستوران رفتیم هیچ مشکلی نبود اومدم خونه شب پیام داده تو عاشق گارسون شده بودی هی به اون نگاه میکردی تو دلت میخاد با اون باشی منم بلاکش کردم از همه جا باز اومد سر راهم که ببخشید غلط کردم داشتم سر به سرت میذاشتم خب غیرتیم دفعه دوم یبار اخر شب شارژم داشت تموم میشد وسط چت گفتم من کارتم مسدود شده تا فردا برم بانک برام بزن فردا شارژا‌ پس میدم برگشته میگه هی دختره سرمن زرنگ بازی در میاری هرچی نمیگم مواظب حرف زدنت باش. من باهات کلی خاطره دارم حرمتا رو زیر پا نگذار اخه یه سارژ چیه صفحه چت خواهرمو براش فرستادم که به اون هم گفتم سریع یه شارژ برام بفرست اما اون انلاین نبود بهش گفتم ببین من قبل تو به خواهرم گفتم اما انگار خوابه من فردا کارتمو بگیرم میفرستم. گفت بروووو انقدر ازین دخترا دیدم دیگه دستم اومده گفتم من ۶ ماهه باهاتم شده ی چیز ازت بخام که اینجوری میگی. دیگه اونم هی میگفت من میدونم شما دخترا اینا ترفندتونه میخای منو پس بزنی این روشته. منم ناراحت شدم مسدودش کردم دوبار یه هفته منو تعقیب کرده تا از خونم زدم بیرون سر راهم سبز شد گفت غلط کردم ببخش منو اینبا باز بعد یک ماه رفتیم اومده میگه تو با اون صاحاب رستوران چرا گذم گرفته بودی چرا کنارش ایستادی گفتم خدایا من اصلا یادم نمیاد ک کنار اون باشم عاره تو منو فرستادی لیست غذا ببینم خودت رفتی کنارش ایتسادی منم هالو فرض کردی موندم دیگه چی بگم. گفت من از این رفتارت ناراحت نمیشم فقط گفتم بدونی در رابطه با مردان احتیاط کنی. دوست ندارم با هیچ مردی گرم بگیری. روزی هم کار خواستی بکنی فقط با خانوم. موندم الان وقت خواستگاری میخاد من کردد.
  • من ۸ ساله ازدواج کردم حاصل ازدواج دوفرزند دختردوقلوی ۴ ساله. شوهرم مشکل اعصاب و روان داره که دارو هم جواب گو نیست. شوهرم به شدت هم شکاک و بدبین هست و دست بزن هم داره به خودم وبچه هام چون تعادل روانی نداره الان تصمیم گرفتم جدا بشم ولی ا طرفی هم میگم بمونم بچه هام کمی بزرگتر بشن واسه حضانتشون چون ادامه دادن با مرد شکاک فایده نداره چون روزبه روزداره روانش بدت رمیشه حالا میخوام راهنماییم کنید. ممنون میشم.
نمایش 0 نتیجه
پاسخ شما
فیلد زیر را به عنوان مهمان پر کنید یا اگر عضویت دارید
نام*
آدرس ایمیل*
ایجاد URL