خانه / پرسش و پاسخ روابط عاطفی / چگونه رابطه خوبی با عشقم داشته باشم؟چگونه در رابطه عاشقانه موفق باشیم
چگونه رابطه خوبی با عشقم داشته باشم
چگونه رابطه خوبی داشته باشیم

چگونه رابطه خوبی با عشقم داشته باشم؟چگونه در رابطه عاشقانه موفق باشیم

حتماً از زوج‌هایی که قصد جدایی و قطع رابطه عاشقانه دارند شنیده‌اید که در توضیح علت جدایی خود می‌گویند فقط چون دیگر عاشق هم نیستیم. حتی شاید حرف‌هایی ازاین‌قبیل بگویند، “ما یکدیگر را دوست داریم، اما عاشق هم نیستیم.” حتی شاید خود شما هم قبلاً چنین احساسی را تجربه کرده باشید. به‌هرحال، عشق یک انتخاب است. برخلاف عقیده اکثر مردم فقط یک احساس نیست و چیزی است که شما می‌توانید تصمیم به انجام آن بگیرید.

اگر واقعاً در رابطه‌ای که دارید دست‌وپا می‌زنید یا خیال می‌کنید از یکدیگر دور شده‌اید، رسیدن به این نتیجه‌گیری که دیگر عاشق طرف مقابل نیستید کار آسانی است. بزرگ‌ترین علت این مسئله شیوه‌ای است که جامعه و رسانه‌ها عشق را به تصویر می‌کشند.

اگر کمدی‌های عاشقانه تماشا می‌کنید حتماً متوجه شده‌اید که همه این فیلم‌ها پایان مشابهی دارند. در ماجرای این‌گونه فیلم‌ها یک دختر بین انتخاب کسی که از ابتدا در فیلم با او بود و کسی که بعداً با او آشنا می‌شود تردید دارد. در جایی از داستان بالاخره دختر می‌فهمد احساسی که به مرد اول داشت از بین رفته (یا هرگز واقعاً احساسی وجود نداشته) و این مرد جدید همان است که آرزویش را داشت.

این داستان بارهاوبارها در زندگی واقعی هم اتفاق می‌افتد. رابطه‌های طولانی‌مدت ازهم‌گسسته می‌شوند چون یکی از طرفین رابطه یا هر دو به این نتیجه می‌رسند که دیگر عاشق نیستند.

تصورهای غلط از عشق

مراحل عشق

یکی از دلایلی که خیلی از افراد خیال می‌کنند دیگر عاشق نیستند آن است که درک نمی‌کنند عشق واقعاً به چه معناست. خیلی از افراد عشق را به احساسی ربط می‌دهند که در اوایل رابطه تجربه می‌کنند. در نظر آن‌ها عشق یعنی لرزیدن دل، هیجانی که قلب آدم را به تب‌وتاب می‌اندازد، و تمام نشانه‌های دیگری که در مراحل شروع رابطه بروز می‌کنند. دلیل اتفاق افتادن این احساسات فعل‌وانفعالات فیزیکی و شیمیایی در مغز است که با یک رابطه جدید و تغییرهای هیجان‌انگیز در زندگی تحریک می‌شوند.

بنابراین، وقتی این احساسات و نشانه‌های عشق شروع به ناپدید شدن می‌کنند، افراد خیال می‌کنند علت این است که دچار اشتباه شده بودند و واقعاً عشقی در کار نبود. اما این مسئله در روابط کاملاً عادی است. هر رابطه‌ای که قرار است در مسیری طولانی به راه خود ادامه دهد با این تغییرات مواجه می‌شود. چون مغز دیگر به ترشح هورمون‌های شیمیایی نشاط‌آور در حد زیاد ادامه نمی‌دهد؛ به‌مرورزمان خود را با آن وفق می‌دهد.

رابطه‌ها مراحل مختلفی از عشق را پشت سر می‌گذارند. اگر آن حسی از عشق که در ابتدا وجود داشت به همان صورت باقی بماند طرفین یک رابطه نمی‌توانند در جنبه‌های دیگر زندگی خود موفق باشند. شما نمی‌توانید به کسی غیر از او فکر کنید. با خیال او بیدار می‌شوید و با خیال او به خواب می‌روید و می‌خواهید همه اوقات خود را با او سپری کنید. هیچ‌کس نمی‌تواند چنین احساسی را تا ابد حفظ کند. در میانه‌های این راه، رابطه شما شروع به عمیق شدن می‌کند و تغییر در احساسات عاشقانه آغاز می‌شود.

دنبال یک نفر گشتن

 این تصور غلطی است که برای هر کس در دنیا فقط یک نفر وجود دارد. خیلی‌ها به آن یک نفر، نیمه گمشده خود می‌گویند؛ بنابراین وقتی یک رابطه با مشکل مواجه می‌شود، خیال می‌کنند فقط به این دلیل است که اشتباه می‌کردند نیمه گمشده خود را پیدا کرده‌اند. پس کم‌کم به این فکر می‌افتند که نیمه گم شده آنها هنوز جایی در آن بیرون است.

به‌محض آن که این طرز فکر در ذهن کسی شروع می‌شود، دنبال راهی می‌گردد تا رابطه فعلی را به پایان برساند. او با خودش می‌گوید، “چرا باید به این رابطه ادامه بدهم، درحالی‌که نیمه گم شده من هنوز جایی در آن بیرون است؟ “

برای هیچ‌کس یک فرد مشخص شده‌ای وجود ندارد. اگر این‌طور بود، به نظر شما چند نفر با یک شخص اشتباه زندگی می‌کردند. اگر فقط یک نفر طرف مقابل خود را غلط انتخاب می‌کرد، تمام رابطه‌های دنیا اشتباه می‌شدند. این‌طور نیست. حقیقت آن است که ما می‌توانیم چند نفر را دوست داشته باشیم؛ انتخاب ما کسی است که خود را به او متعهد می‌کنیم.

رابطه مسئله دشواری است، چون از دو نفر تشکیل می‌شود که طرز فکر متفاوتی دارند. اگر رابطه شما بغرنج شده به این دلیل نیست که با نیمه گم شده خود ازدواج نکرده‌اید، بلکه چون شما یک انسان می‌باشید.

فکر مرغ همسایه غاز است

 همه زوج‌ها گرفتاری‌هایی دارند، اما کسی نمی‌خواهد دیگران به مشکلات زندگی مشترک آنها پی ببرند. به همین دلیل به‌جای صحبت درباره جریان رابطه خود، لبخند مصنوعی به لب می‌آورند و سعی می‌کنند تا جایی که می‌توانند پیش دیگران رابطه خود را بی‌نقص نشان دهند. رسانه‌های اجتماعی که مدام لحظه‌های شیرین زندگی دیگران را به تصویر می‌کشند، وضع را از این هم بدتر کرده‌اند.

وقتی همیشه رابطه‌هایی را نگاه می‌کنید که به خیال شما بی‌نقص هستند، کم‌کم به این فکر می‌کنید که حتماً در زندگی شما مشکلی وجود دارد. چرا شما همیشه دعوا می‌کنید و دیگران همیشه خوشحال هستند؟ چرا شوهر فلان زن همیشه برایش گل می‌برد، اما شوهر شما نه؟ چرا دوست دختر فلانی هروقت که آنلاین با هم حرف می‌زنند از او تعریف و تمجید می‌کند، اما دوست دختر شما نه؟

بازی مقایسه در رابطه، بازی خطرناکی است. راحت می‌توان فکر کرد که مرغ همسایه غاز است و اگر با شخص دیگری بودید رابطه بهتری داشتید. اما وقتی می‌بینید که رابطه‌ای از رابطه شما موفق‌تر یا شادتر است، به‌خاطر آن نیست که مرغ آنها غاز است. بلکه به این دلیل است که آنها روی رابطه خود کار می‌کنند.

چگونه در روابط عاطفی موفق باشیم

این مسئله آسانی نیست و رابطه به تلاش نیاز دارد. کسانی که به نظر می‌رسند زندگی موفقی دارند، یا مشکلاتشان را پنهان می‌کنند یا مشکلاتشان را پشت سر گذاشته‌اند و مهارت‌هایی کسب کرده‌اند که برای بهبود بخشیدن به رابطه خود لازم دارند. به‌جای آن که رابطه خود را به پایان برسانید تا به یک رابطه آسان‌تر دست پیدا کنید، روی رابطه خود کار کنید. اگر رابطه خود را قطع کنید و سعی نمایید کسی را که زندگی با او راحت‌تر است پیدا کنید، در رابطه بعدی هم سرانجام به همان جایی می‌رسید که در رابطه قبلی رسیده بودید.

چگونه عشق خود را پایدار کنید

روی خودتان تمرکز کنید

 یکی از بهترین راه‌های اصلاح یک رابطه آن است که اطمینان حاصل کنید برای سالم و شاد بودن همان کاری را انجام می‌دهید که باید انجام دهید. خیلی راحت می‌توان انگشت ملامت را به سمت طرف مقابل گرفت و همه کاسه کوزه‌ها را بر سر او شکست، اما هر داستانی دو سو دارد. اگر کسی از طرف مقابلتان بپرسد که چه کسی در اکثر مشکلات رابطه شما مقصر است، به‌احتمال زیاد او هم مشکلات را گردن شما می‌اندازد ـــ درست همان‌طور که شما به گردن او می‌اندازید.

اگر می‌خواهید رابطه شما پرشورونشاط باشد، به این فکر کنید چه‌کار متفاوتی می‌توانید انجام دهید. سراغ این بازی نروید که، “اگر او این کار بکند، من هم آن کار را می‌کنم.” فقط شروع به انجام کاری کنید که می‌دانید درست است.

زبان عاشقانه طرف مقابل خود را یاد بگیرید

گری چاپمن کتاب معروفی با عنوان پنج زبان عشق نوشته است. او در این کتاب به روش‌های متفاوتی که افراد عشق را تجربه و بیان می‌کنند می‌پردازد.

این پنج روش شامل موارد زیر می‌باشد:

  • تماس جسمی
  • کارهایی که به‌خاطر اوست
  • هدیه‌ها
  • حرف‌های تمجید کننده
  • زمانی که برای توجه به او صرف می‌شود

اگر شما سعی دارید با حرف‌های تمجید کننده عشق خود را به‌طرف مقابل نشان دهید اما چیزی که او واقعاً مشتاق آن است وقت‌گذاشتن برای اوست، احساس دوست داشته شدن به او دست نمی‌دهد. این مسئله در مورد خود شما هم صدق می‌کند. اگر شما عشق را با هدیه گرفتن احساس می‌کنید و طرف مقابل شما نمی‌داند و این نیاز شما را برآورده نمی‌کند، احساس عاشق شدن نخواهید کرد.

برای اصلاح رابطه فقط کافی است یاد بگیرید که هر یک از شما چگونه مورد عشق بودن را احساس می‌کنید و چگونه باید عشق خود را نشان دهید.

روی چیزهای خوب تمرکز کنید

 چسبیدن به همه مسائل منفی زندگی کار راحتی است. باید قبض‌ها را پرداخت کرد، خانه را تمیز کرد، و کارهایی را طبق برنامه انجام داد. اگر فقط روی این چیزها تمرکز کنید نمی‌توانید خوبی‌های رابطه خود را ببینید. اغلب اوقات فکر کردن به چیزهایی که آرزو می‌کنید کاش جور دیگری بودند، راحت‌تر از آن است که قدر داشته‌های فعلی خود را بدانید.

فهرستی از تمام چیزهایی که در رابطه خود قدر آن‌ها را می‌دانید و صفاتی را که در وجود طرف مقابل تحسین می‌کنید تهیه نمایید. به اوایل رابطه خود بازگردید و به تمام چیزهایی که او در این سال‌ها به‌خاطر شما انجام داده است فکر کنید.

اوقاتی را کنار هم سپری نمایید

بسیاری از زوج‌ها به‌اندازه کافی با یکدیگر وقت نمی‌گذرانند. به‌خصوص وقتی‌که بچه‌ها پا به عرصه وجود می‌گذارند. اگر می‌خواهید رابطه خود را بهبود ببخشید، برای یکدیگر وقت صرف کنید. مثلاً هفته‌ای یک‌بار با هم بیرون بروید یا حتماً حداقل سه ماه یک‌بار تمام شب را کنار هم باشید.

ببینید با چه برنامه‌ای نیاز شما رفع می‌شود، اما حتماً باید فرصت کافی فراهم کنید. صرف وقت برای طرف مقابل نباید چیزی باشد که به بعد از همه کارها موکول شود. اگر می‌خواهید رابطه شما پایدار باشد و احساس خوشبختی کنید باید آن را در اولویت زندگی خود قرار دهید. شما که نمی‌خواهید بعد از سال‌ها با هم زندگی کردن و بعد از آن که بچه سر خانه و زندگی خودشان رفتند به نقطه‌ای برسید که هیچ‌چیز مشترکی با یکدیگر ندارید. شما باید برای یکدیگر وقت کنار بگذارید و کارها را با هم انجام دهید.

مراجعه به مشاور

 از این‌که از یک متخصص برای درمان مشکل خود کمک بگیرید خجالت نکشید. رابطه امر پیچیده‌ای است و بسیاری از زوج‌ها در مراحلی از رابطه خود به مشاوره زوجین مراجعه می‌کنند.

درمانگرها کمک می‌کنند تا مشکلات رابطه خود را ببینید و یاد بگیرید چگونه این مشکلات را رفع نمایید. آنها به شما می‌کنند که مهارت‌های مهم گفتگو کردن را بیاموزید و مشاجرات خود را کوتاه‌تر نمایید و راحت‌تر با آن کنار بیایید. همچنین به شما کمک می‌کنند پیوندتان را با هم تجدید نمایید و به یاد بیاورید چرا در کنار یکدیگر هستید.

عشق چیزی نیست که فقط اتفاق بیفتد و به‌خودی‌خود دوام پیدا کند. اگر می‌خواهید عشق شما ادامه‌دار باشد باید وقت خود را برای آن سرمایه‌گذاری کنید. عشق شما به تک‌تک سرمایه‌گذاری‌های شما می‌ارزد.

دیدگاهتان را بنویسید