خانه / مشاوره فردی / روانشناسی تنهایی | معایب و مزایای تنها زندگی کردن
زندگی تنهایی

روانشناسی تنهایی | معایب و مزایای تنها زندگی کردن

در این مقاله از سایت مشاوره باما به معایب و مزایای تنهایی زندگی کردن از نظر روانشناسی می پردازیم و دلایل احساس تنها بودن را مورد بررسی قرار می دهیم:

آیا شما جزء کسانی هستید که دوست دارید به تنهایی وقت بگذرانید؟ اگر چنین است، احتمالاً کسانی را می‌شناسید که به خاطر این موضوع شما را سرزنش می‌کنند، این افراد فکر می‌کنند چون شما کنار دیگران مضطرب شده و روابط خیلی مثبتی با افراد ندارید، تنها هستید. آن‌ها گمان می‌کنند شما منزوی و افسرده هستید.

این طرز تفکر درباره کسانی که دوست دارند به تنهایی وقت بگذاردند رایج است؛ اما امروزه محققان روانشناسی در حال پی بردن به مزایای تنها بودن هستند. آن‌ها بر این باورند، گاهی اوقات تنها بودن برای افزایش خلاقیت، رشد فردی، آرامش، افزایش روحیه و گسترش معنویت فردی مفید است.

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها برای اینکه بدانید آیا زندگی تنهایی برایتان خوب است یا به سلامت شما آسیب‌ می زند این است که بدانید آیا احساس تنهایی را خود انتخاب کرده‌اید یا خیر. اگر شما در تنهایی زندگی می‌کنید، چون خودتان می‌خواهید، پس احتمالاً تجربه‌ای که دارید به لحاظ روانشناسی سالم است؛ اما اگر تنها در خانه‌مانده‌اید و احساس تنهایی و سرخوردگی می‌کنید و واقعاً دلتان می‌خواهد در معاشرت با دیگران باشید، این قضیه صحیح نبوده و مشکل‌زاست.

با اینکه این راه تشخیص تنهایی مهم است، اما برخی محققین بر این باورند که این کافی نیست. حتی کسانی که خودشان  زندگی تنهایی را برمی‌گزینند، ممکن است برای کار خود دلایل مختلفی داشته باشند. برخی از دلایل برگزیدن زندگی تنهایی، نشان‌دهنده سلامت روان فرد است و برخی دیگر مشکل‌آفرین هستند و نشان می‌دهد یک جای کار می‌لنگد.

دلایل تنهایی زندگی کردن

دو دانشمند علوم اجتماعی به نام‌های توماس ویرجنیا و مارگریت آزمیتا پیش‌بینی‌های خود را درزمینهٔ اهمیت دلایل مختلف  زندگی تنهایی به آزمایش گذاشته و در سال 2019 در مجله سلامت روان نتایج آن را منتشر کردند. آن‌ها به بررسی انگیزه افراد برای تنها بودن پرداخته و آن را بر روی 176 نوجوان (دانش آموزان دبیرستانی با میانگین سنی 16) و 258 بزرگسال جوان (دانشجویان دانشگاه با رده‌ی سنی 18 تا 25 سال) پیاده‌سازی کردند.

در مقیاس انگیزه برای تنها بودن، شرکت‌کنندگان در ابتدا باید این جمله را تکمیل کنند: ” وقتی من تنهایی زندگی می کنم، این کار را می‌کنم زیرا…” و بعد ۱۴ دلیلی که در این مقیاس قرار دارند را بر اساس اهمیت مرتب کنند. در اینجا برای نشان دادن تفاوتشان آن‌ها را به‌صورت تفکیک‌شده آورده‌ایم:

مثال‌هایی از دلایل مثبت برای زندگی تنهایی:

  • از سکوت لذت می‌برم.
  • می‌توانم به فعالیت‌هایی که واقعاً علاقه دارم بپردازم.
  • حریم خصوصی برایم مهم است.
  • زندگی تنهایی کمک می‌کند با احساساتم نزدیکی بیشتری داشته باشم.
  • تنها بودن درزمینهٔ معنویت به من کمک می‌کند.

مثال‌هایی از دلایل منفی برای تنها زندگی کردن:

  • وقتی با دیگران هستم احساس اضطراب می‌کنم.
  • وقتی با دیگران هستم حس می‌کنم از من خوششان نمی‌آید.
  • نمی‌توانم کنار دیگران خودم باشم.
  • از چیزهایی که در حضور دیگران می‌گویم یا کارهایی که در حضورشان انجام می‌دهم بعداً پشیمان می‌شوم.

برای اینکه مشخص شود آیا دلایل منفی برای تنها بودن واقعاً مرتبط با تجربیات منفی یا مشکلاتی در فرد است، محققین از مقیاس و معیارهای مرتبطی همچون موارد زیر استفاده کردند:

  • احساس تنهایی (مثلاً: احساس طرد شدن می‌کنم)
  • افسردگی (مثلاً: در هفته گذشته حس کردم که حتی با کمک دوستان و خانواده هم نمی‌توانم غم و غصه را از خود دور کنم)
  • اضطراب اجتماعی مثلاً: تجربه ترس یا اضطراب حین صحبت با افراد ناآشنا.

مقیاس و معیارهای مرتبط با تجربیات مثبت تنهایی هم گنجانده‌شده بود. نظرسنجی که از بزرگ‌سالان جوان انجام شد، تمام موارد زیر را در برداشت، حال‌آنکه پرسشنامه نوجوانان تنها شامل برخی از آن‌ها می‌شد.

  • رشد شخصی (مثلاً: حس می‌کنم که در طی زمان به‌عنوان یک شخص پیشرفت داشته‌ام)
  • پذیرش خود (مثلاً: من از بیشتر جنبه‌های شخصیتی‌ام خوشم می‌آید)
  • روابط مثبت با دیگران (مثلاً: به نظر اکثر افراد، من دوست‌داشتنی و بامحبت هستم)
  • هویت (مثلاً: من دقیقاً می‌دانم به چه چیزی می‌خواهم تبدیل شوم)
  • استقلال (مثلاً: اینکه خودم از خودم راضی باشم برایم مهم‌تر از تائید دیگران است)
  • مدیریت (مثلاً: من کارم در مدیریت مسئولیت‌های زیادی که در زندگی روزمره دارم خوب است)
  • هدف (مثلاً: من از برنامه ریزی برای آینده و تلاش برای محقق کردن آن لذت می‌برم)

نتایج دلایل تنها زندگی کردن افراد

تنها کسانی که به دلایل منفی تنها بودند احساس انزوا، اضطراب و افسردگی می‌کردند. همان‌طور که محققین پیش‌بینی کرده بودند، نتایج برای کسانی که به دلایل مثبت، زندگی تنهایی را انتخاب کرده بودند نسبت به کسانی که به دلایل منفی تنهایی را برگزیدند متفاوت بود.

افرادی که به دلایل مثبت تنها هستند شرایطی دارند که تقریباً به‌طور کامل مثبت یا خنثی است. هم در نوجوانان و هم در بزرگ‌سالان، تنهایی زندگی کردن به دلایل مثبت، هیچ ربطی به انزوا نداشت.

همبستگی میان انزوا و تمایل به زندگی تنهایی به دلایل مثبت نزدیک به صفر بود. برای نوجوانانی که تازه به بزرگسالی رسیده بودند، زندگی در تنهایی به دلایل مثبت، هیچ ارتباطی با اضطراب اجتماعی یا علائم افسردگی نداشت.

 در پرسشنامه مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان قرار داده نشده بود. تنها یک یافته منفی در مورد نوجوانانی که تنهایی را به دلایل مثبت انتخاب کرده بودند وجود داشت. احتمال افسردگی آن‌ها اندکی بیشتر بود.

محققان گمان می‌کنند، روحیه ضعیف ممکن است باعث شود نوجوانان بخواهند تنها باشند تا بتوانند ارزیابی دقیقی از افکار و احساسات خود داشته باشند. آن‌ها با اشاره به دیگر تحقیقات عنوان کردند که با گذر زمان شاید روحیه ضعیف و بی انگیزگی، نوجوانان را ترغیب کند تا مدتی را به تنهایی بگذراند و از این زمان به نحوی کارآمد برای تنظیم خلق‌وخوی خود استفاده کند.

در مورد بزرگ‌سالان، تنها بودن به دلایل مثبت را به تجربیات روانشناسی مثبت مرتبط دانسته‌اند. این افراد خود را بیشتر قبول داشته و در طی زمان به رشد بیشتری رسیده بودند.(مقیاس‌های پذیرش خود و رشد شخصی در پرسشنامه‌ی نوجوانان گنجانده نشده بود)

افرادی که به دلایل منفی تنها هستند، وضعیت نگران‌کننده‌تری دارند. نتایج هم برای نوجوانان و هم برای بزرگ‌سالانی که به دلایل مختلفی زندگی تنهایی را برگزیده بودند نگران‌کننده بود. احتمال تجربه انزوا و افسردگی در این افراد بیشتر بود. بزرگ‌سالان جوانی که سؤالات مربوط به اضطراب اجتماعی جواب دادند، به لحاظ اجتماعی نیز مضطرب بودند.

همچنین، افرادی که به دلایل منفی تنها بودند، به نظر نمی‌رسید که از دیگر تجربیات مثبت زندگی نیز برخوردار باشند. احتمال اینکه روابط مثبتی با دیگران داشته یا به‌وضوح بدانند در آینده چه کسی می‌خواهند باشند در آن‌ها کمتر بود. نمره آن‌ها درزمینهٔ استقلال نیز پایین بود. فقط از بزرگ‌سالان جوان در مورد پذیرش خود، رشد شخصی، مدیریت یا هدف از زندگی سؤال شد. کسانی که به دلایل منفی تنهایی را برگزیده بودند در تمام این تجربیات مثبت که به آن‌ها اشاره کردیم نمره پایین‌تری گرفتند.

تحقیق دیگر در مورد علت زندگی تنهایی

در این تحقیقات مقیاس برونگرایی نیز اعمال شده بود. هم در مورد نوجوانان و هم در مورد بزرگ‌سالان جوان، تنهایی وقت گذراندن به دلایل مثبت هیچ ارتباطی با برونگرایی نداشت. کسانی که از تنها بودن انگیزه ذاتی و درونی داشتند از کسانی درزمینهٔ دلایل مثبت نمره کمی گرفته بودند برونگراتر نبودند؛ اما این مسئله در مورد دلایل منفی فرق داشت. هم نوجوانان و هم بزرگ‌سالانی که به دلایل منفی تنها بودند، احتمال برونگرا بودنشان نیز بسیار پایین بود.

درنهایت، تمایل به زندگی تنهایی به دلایل مثبت به‌طور کامل جدا از تمایل به تنهایی وقت گذراندن به دلایل منفی نبود. همبستگی اندکی میان این دو وجود داشت. بعضی افراد می‌خواهند به هر دودسته‌ی این دلایل تنها باشند.

نتیجه‌گیری: هر دو دیدگاه زندگی تنهایی ممکن است حقیقت داشته باشند

اول‌ازهمه، توجه داشته باشید که این تحقیق از جنبه همبستگی به موضوع پرداخته بود و مثلاً به ما نشان نمی‌داد آیا افسردگی باعث می‌شود افراد بخواهند به دلایل منفی تنها باشند یا برعکس. یا اینکه آیا عوامل دیگری باعث افسردگی افراد شده و موجب می‌شوند تا افراد به تنها بودن به دلایل منفی تمایل پیدا کنند یا خیر.

با در نظر داشتن این مسئله، نتایج نشان می‌دهد، چرا دیگران معمولاً نگران کسانی هستند که مدت زیادی را به تنهایی می‌گذرانند. افرادی که در جست‌وجوی زندگی تنهایی هستند شاید واقعاً احساس انزوا، اضطراب و افسردگی کرده و حس کنند دیگران از آن‌ها خوششان نمی‌آید یا اینکه حس کنند همیشه حرف‌هایی اشتباه می‌زنند یا در کنار دیگران نمی‌توانند خودشان باشند.

این یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد، اصلاً لازم نیست برای بعضی از افرادی که تنهایی را برمی‌گزینند احساس نگرانی کرد. افرادی که به دلایل مثبت علاقه‌مند به تنها بودن هستند (از سکوت و حریم خصوصی لذت می‌برند، با احساساتشان ارتباط برقرار می‌کنند، کارهایی که دوست دارند را انجام می‌دهند) در معرض ریسک انزوا یا اضطراب قرار ندارند. بزرگ‌سالان جوان از این بابت اصلاً در معرض خطر ابتلا به افسردگی نیستند. به عبارتی، افرادی که تنهایی را به دلایل مثبت برمی‌گزینند به‌احتمال‌زیاد از تجربیات خوبی در این زمینه همچون خودپذیری و رشد فردی بیشتر لذت می‌برند.

منبع: www.psychologytoday.com

برای مشاهده آدرس مرکز مشاوره روانشناسی کلیک کنید

برای تعیین وقت مشاوره هم اکنون تماس بگیرید: 02144804164

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *