خانه / مشاوره ازدواج حضوری / چرا نمیتونم عشقم رو فراموش کنم؟ چگونه عشق را فراموش کنیم؟
فراموشی عشق اول
فراموشی عشق اول

چرا نمیتونم عشقم رو فراموش کنم؟ چگونه عشق را فراموش کنیم؟

بنا به دلایل متعددی فراموش کردن عشق اول کار سختی است. زیرا اولین عشق شما هستند و آن‌ها احساساتی را در شما بیدار کردند که قبل‌تر هیچ‌گاه تجربه نکرده بودید. درست مثل وقتی‌که هیچ‌کس در مورد خانه دوم خود صحبت نمی‌کند. اولین خانه همیشه در ذهن ما باقی می‌ماند زیرا آن است که به فرد بال پرواز کردن می‌دهد و جهان را در برابر چشمان فرد آشکار می‌کند.

بااین‌وجود، زمانی می‌رسد که فرد باید خانه اول خود را فراموش کند تا بتواند در خانه جدید خود به زندگی ادامه دهد، خانه‌ای که بهتر از خانه اول است. چگونه می‌توانید چنین بخش مهمی از زندگی خود را به طور کل فراموش کنید یا حداقل تااندازه‌ای فراموش کنید که بتوانید به زندگی خود ادامه دهید؟ در ادامه چند نکته مهم و کلیدی در مورد فراموش کردن عشق اول را بررسی می‌کنیم.

چگونه عشق اول خود را برای همیشه فراموش کنم؟

چگونه می‌توانید عشق اول خود را به طور کامل فراموش کنید اگر همیشه او را می‌بینید؟ شما پست‌های او در شبکه‌های اجتماعی را می‌بینید و به یکباره تمام خاطرات شیرین گذشته به یادتان می‌آیند. یا بدتر از همه، شما گزینه “بیا با همدیگر دوست باشیم” را انتخاب کردید و هرازچندگاهی با هم وقت می‌گذرانید. هیچ روش ساده‌ای برای انجام این کار نیست اما هر چه بیشتر با او وقت بگذرانید یا با او در تماس باشید، بیشتر به این فکر می‌افتید که شاید بتوانیم دوباره با هم باشید. اگر درگذشته گیرکرده باشید، نمی‌توانید عشق اول خود را فراموش کنید.

خیال‌پردازی در مورد عشق خود را فراموش کنید

بعد از جداشدن، ما در خاطرات گذشته گیر کرده و در مورد عشق اول خود شروع به خیال‌پردازی می‌کنیم. به‌هرحال، دلیلی برای جدایی و قطع رابطه عاشقانه وجود داشته است اما ناگهان، دیگر خیلی بد به نظر نمی‌آید. به نظر ما آن جنگ تمام‌عیار به یک جروبحث احمقانه تبدیل می‌شود. ما بر آنچه می‌خواستیم باشد تمرکز می‌کنیم و تصویر گذشته را ستایش می‌کنیم.

به‌جای این کار، باید چشمان خود را باز کنید و ببینید که مشکل اصلی در رابطه بین شما چه بوده است. سعی کنید به گذشته و اتفاقات آن عینی بنگرید؛ کمبودها و کاستی‌هایی که موجب ناراحتی شما شدند را به یاد بیاورید. پس از آن، فهرستی از خواسته‌های معمول خود از یک رابطه را بنویسید.

تعریف خود از یک رابطه خوب را بنویسید

بهترین روش برای فراموش کردن یک رابطه قدیمی اطمینان حاصل کردن از این است که واقعاً از یک رابطه چه انتظار و خواسته‌ای دارید و نوشتن این موضوع می‌تواند بسیار مؤثر باشد. دفتر خود را بردارید و آنچه از رابطه جدید خود می‌خواهید را در آن بنویسید. آیا رابطه شما شکل خاصی خواهد داشت یا شخصیت خاصی مدنظر شماست؟ کارهایی که هر دو شما همراه با هم انجام خواهید داد، چه هستند؟ این کارها چه احساسی را در شما ایجاد خواهند کرد؟ تمام احساسات و افکار خود در مورد یک شریک زندگی ایده‌آل خود را بنویسید و اجازه دهید رابطه قدیمی‌تان در پس‌زمینه کمرنگ شود.

بدانید هیچ‌چیز خاصی در رابطه اولتان وجود نداشته است

بیشتر ما تمایل داریم تا رابطه اول خود را برجسته کنیم. زیرا اولین رابطه ما بوده است و همین آن را خاص می‌کند؛ به گونه‌ای که باید آن را برای همیشه حفظ کنیم. بااین‌وجود، هیچ‌چیز خاصی درباره عشق اول وجود ندارد، حداقل در مقایسه با آنچه در آینده پیش روی شماست. ما فردی که با او هستیم را دوست داریم، با او وقت می‌گذرانیم، همدیگر را نوازش می‌کنیم، دست یکدیگر را می‌گیریم و در همه روابط این اتفاقات رخ می‌دهند.

رابطه بعدی شما بهتر خواهد بود، رابطه‌ای که بیشتر از قبل عاشق خواهید بود و می‌دانید که چگونه باید با شریک خود رفتار کنید. با توجه به تجربه‌ای که کسب کرده‌اید، نگرش شما به بلوغ بیشتری خواهد رسید.

برای فراموشی عشق کمی به خود فرصت دهید تا غصه بخورید

هر جدایی به زمانی برای غصه خوردن نیاز دارد، خصوصاً غم دلتنگی بعد از جدایی که از عشق اول باشد. شما ممکن است تظاهر کنید که همه چیز خوب است، مشکلی وجود ندارد، غمگین نیستید و تا زمانی که می‌توانید این را تظاهر می‌کنید اما این کار تنها موجب می‌شود که احساسات شما تحت‌فشار قرار گیرد. به همین دلیل است که باید به خود زمانی برای غصه خوردن و غمگین بودن بدهید تا آنچه اتفاق افتاده است را بپذیرید و احساسات خود را رها کنید. پس از این‌که همه چیز را پذیرفتید، می‌توانید برای زندگی خود تصمیم بگیرید.

فعال بمانید و مراقب خود باشید

زمان زیادی را برای غصه خوردن و پذیرفتن دریای بی‌پایان غم و اندوه جدایی هدر ندهید. وقتی غصه خوردن را کنار گذاشتید، بیشتر از خود مراقبت کنید. مطمئن شوید که رژیم غذایی درستی دارید، به‌اندازه کافی می‌خوابید و فعالیت و روزش می‌کنید. ورزش‌کردن نه‌تنها ذهن شما را آزاد می‌کند بلکه به افزایش عزت نفس شما کمک می‌کند. همچنین، رسیدگی به خودتان فکر بدی نیست. به استخر بروید، با دوستان خود ملاقات کنید، تمرین ذهن آگاهی و یوگا انجام دهید، کتاب بخوانید. کارهایی را انجام دهید که باعث می‌شوند هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی فعال باشید.

پس از فراموشی عشق اول بدانید که با فرد مناسبی آشنا خواهید شد

عشق اول همیشه مناسب‌ترین فرد نیست. همیشه افرادی هستند که پیشرو کاری هستند اما لزوماً این افراد مناسب‌ترین نیستند. حتماً روزی با فرد مناسبتان آشنا خواهید شد. فقط کافی است این حقیقت را قبول کنید که با فرد مناسب آشنا خواهید شد و اوضاع بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

برای فراموش کردن عشق از دوستان خود کمک بگیرید

در چنین شرایطی ممکن است دوست نداشته باشید که خبر جدایی خود را به دوستانتان بدهید زیرا نمی‌خواهید که احساسات دوباره شما را دربرگیرند. شما می‌خواهید به‌تنهایی این مرحله را پشت سر بگذارید و بعد، خبر جدایی را به آن‌ها اعلام کنید.

بااین‌وجود، صحبت‌کردن با دوستان می‌تواند به شما در این روند کمک کند زیرا آن‌ها از منظر دیگری به مسائل نگاه می‌کنند. آن‌ها در غم شما شریک می‌شوند، شما را از انجام کارهای احمقانه بازمی‌دارند و شما را خوشحال می‌کنند. آن‌ها کاری می‌کنند که روند رویارویی و فراموش کردن عشق برای شما آسان‌تر شود.

برای فراموشی عشق صبور باشید

در بیشتر موارد، زمان آخرین سلاح برای فراموش کردن عشق اول است. با گذشت زمان، نظر شما در مورد روابط دستخوش تغییر می‌شود. نگرش شما نسبت به عشق اول خواهد کرد. علاوه بر این، با گذشت زمان، این امکان وجود دارد که با عشق دوم خود آشنا شوید و حتی ممکن است او را بیشتر از عشق اول خود دوست داشته باشید. درست همانند آب که شن‌های ساحل را می‌شوید، زمان، احساسات شما در مورد عشق اولتان را محو می‌کند و به شما اجازه می‌دهد تا فرد دیگری را دوست بدارید. این احساسات تا ابد با شما باقی نمی‌مانند.

فراموش کردن عشق اول کار آسانی نیست. این روند ممکن است کمی زمان ببرد اما تا وقتی‌که گام‌های درست برمی‌دارید، همه چیز آسان‌تر خواهد بود. امیدوارم، این مقاله به شما در مدیریت فراموش کردن عشق اول کمک کند.

منبع: www.lovearoundme.com

فراموش کردن عشق از دست رفته

من متولد سال ۷۹ ام و توی شهر ایلام زندگی میکنم. تقریبا دوسال پیش با یه آقایی از اقوام دورمون که یکسال از خودم بزرگتر بود و منزلشون قم هست وارد رابطه شدم. رابطمون تقریبا هشت یا نه ماه طول کشید و در نهایت بصورت توافقی تموم شد. دلیل کاتمون هم این بود که بخاطر سن پایین و اختلاف سنی کممون مدام باهم لج میکردیم و هرکسی حرف خودشو میزد. من خیلی بیشتر از اون لج میکردم و بیشتر دعوا و بحثارو من شروع میکردم اما اونم به اندازه خودش دمدمی مزاج و یک دنده بود. در طول این مدت دوبار اومد ایلام و اون مدتی که ایلام بود چند باری همدیگه رو دیدیم. حضوری باهم اوکی بودیم اما همینکه میرفت شهر خودش و دور میشدیم دوباره بحثا شروع میشد. خانواده هامون در جریان بودن و کاملا مخالف بودن. پسره هیچی نداشت، نه کار ثابتی نه درآمد خاصی. درسشو تموم نکرده بود، سربازی نرفته بود، سنش پایین بود، پدر و مادرش از هم طلاق عاطفی گرفته بودن و پدرش مجدد ازدواج کرده بود، خودشم اهل سیگار و قلیون و اینجور داستانا بود که توی خانواده من خط قرمز محسوب میشد. خب منم بچه بودم، اون موقع ها نوزده یا بیست سالم بود. بخاطر همینم همش تلاش میکردم که تغییرش بدم، عوضش کنم اما بجز جر و بحث چیز دیگه ای حاصل نمیشد، مینشست کامل و با اخلاق خوب حرفامو گوش میداد و دست آخر باز کار خودشو میکرد. ولی با وجود همه ی اینا آدم دست و دل باز و چشم پاکی بود و خیلی مهربون و منصف بود. بعدشم رفت توی کار تریدری و فعالیت توی بازارای ارز دیجیتال و فارکس و اینجور چیزا. و الانم فعالیت میکنه. الان بعد از دوسال از پایان رابطه در صورتی که توی این دوسال ارتباطی باهم نداشتیم، من هنوز نتونستم فراموش کنم و مدام ذهنم درگیره. درگیر اینکه شاید بتونیم به هم یه فرصت مجدد بدیم.

شاید اینسری دیگه بچه بازی درنیاریم و مثل دوتا آدم بالغ باهمدیگه رفتار کنیم. وقتی بهش فکر میکنم میبینم که دوسش ندارم و از همون اولم حسم بهش واقعی نبوده، صرفا چونکه همبازی بچه گیام بود و فکر میکردم خیلی جنتلمنه قبولش کردم. حس الانم اینکه که؛ حس میکنم از دستش دادم. همش باخودم میگم اگه کمتر غر میزدم و گیر میدادم، کمتر بحث راه مینداختم و سعی نمیکردم تغییرش بدم شاید کات نمیشد و رابطمون ادامه داشت. یسری گفت که من نتونستم اونو عاشق خودم کنم. یسری هم گفت بخاطر حرف رفیقش بامن اومده تو رابطه. یسری دیگه هم گفت که کمبود محبت داره و من با محبت باهاش رفتار نکردم، مثل یه مرد باهاش برخورد نکردم. الان که رفته تو کار تریدری و میتونه درآمد دلاری داشته باشه، حس میکنم از دستش دادم. همش باخودم میگم اگه پولدارشه، اگه مهاجرت کنه، اگه چی اگه فلان. اونوقت من چیکار کنم. حتی با خط سابقم تلگرام وصل کردم اما برام پیامی نفرستاد. با افکارم و با این حسی که میدونم غلطه، دارم زندگیمو خراب میکنم و اصلا روی کارام تمرکز ندارم. نمیدونم دقیقا باید چیکار کنم. حس میکنم بلاتکلیفم.
(توی این دوسال ممکنه که تغییر کرده باشه، منم تغییر کردم. شاید بشه دوباره رابطه رو از سر گرفت. ) اینا افکار منه با اینکه خودمم میدونم چرتن اما نمیتونم بیخیالشون بشم. و واقعا تمرکزم رو از دست دادم و رفتارم با اطرافیانم تغییر کرده، بداخلاقی میکنم و فاصله میگیرم. در صورتی که نمیدونم اون اصلا به من فکر میکنه یانه. نمیدونم شما کی هستین که پیام منو میخونید، اول از همه عذر میخوام که طولانی شد و دوم اینکه واقعا به راهنمایی نیاز دارم، ممنون میشم منو راهنمایی کنید.

3 دیدگاه

  1. سلام وقت چرا نمیتونم بعد یکسال عشقم فراموش کنم

  2. دوسش داشتم دو سال زحمت کشیدم مکه به دستش بیارم بعدش ایدیشو گیر اوردم و بهش پیام دادم در واقع رفیق داداشم بود بعدش بهش گفتم دوسش دارم اونم باهام رل زد. من خیلی دوسش داشتم دو سال زحمت کشیدم که به دستش بیارم بعدش ایدیشو گیر اوردم و بهش پیام دادم در واقع رفیق داداشم بود بعدش بهش گفتم دوسش دارم اما بعد ۹ روز رفت به داداشم گفت. چطور میتونم عشم رو فراموش کنم؟

  3. چطور باید یک شخصی که باهاش قطع رابطه کردیم فراموشش کنیم؟چطور باید کسی که دوسش داری رو فراموش کرد

دیدگاهتان را بنویسید