خانه / پرسش و پاسخ روابط عاطفی / چگونه عشق را فراموش کنیم؟ چرا نمیتونم فراموشش کنم؟راههای دلسرد شدن از عشق
فراموشی عشق اول
فراموشی عشق اول

چگونه عشق را فراموش کنیم؟ چرا نمیتونم فراموشش کنم؟راههای دلسرد شدن از عشق

چگونه می‌توان کسی که دوستش دارید را فراموش کنید در حالی که به نظر غیرممکن می رسد

جدایی یک رابطه می‌تواند سخت ترین دورانی باشد که ما تجربه می کنیم. این موضوع به خصوص زمانی صادق است که واقعاً عاشق طرف مقابل باشید. عشق تنها به این خاطر که دیگر با آن فرد نیستید، از بین نمی رود. خواه این که خود خواهان جدایی بوده باشید یا این که از این موضوع غافلگیر شده اید، جدایی می‌تواند ناامیدکننده باشد. ممکن است احساس کنید که دیگر به شرایط قبلی بازنخواهید گشت.

یادگیری نحوه ی فراموش کردن فردی که دوستش داشته اید، یک تجربه ی بسیار دردناک است اما از طرف دیگر، قوی تر و سرسخت تر خواهید شد و در مورد چیزی که از یک رابطه می خواهید و بدان نیاز دارید، اطمینان بیشتری پیدا می کنید.

بنابراین، چگونه کسی که هنوز عاشقش هستید را فراموش می کنید؟ این فرایندی است که به تعهد و شجاعت مقابله با سختی و دشواری و گاهی اوقات، غلبه بر احساسات نیاز دارد. این فرایند، شما را آزمایش می‌کند و گاهی اوقات باعث می‌شود که احساس بدی پیدا کنید. اما همه این کارها برای این است که در پایان احساس بهتری داشته باشید. در حالی که این مقاله عمدتاً بر جدایی تمرکز دارد اما از این نکات می‌توانید زمانی که شما با فردی که دوستش دارید، صرفاً دوست هستید نیز استفاده کنید.

چگونه می‌توان کسی که دوستش دارید را فراموش کنید؟

شما نیز ممکن است به دنبال بهترین پاسخ برای این سؤال باشید چگونه می‌توان کسی که دوستش دارید را فراموش کنید؟ مانند موقعیت‌های دیگری که در آن ها با ازدست‌دادن مواجه می‌شوید، پذیرش در مراحل مختلفی صورت می‌گیرد. این مراحل همیشه راحت و مستقیم نیستند، شما ممکن است پیش از رسیدن به پایان کار، شرایط مختلفی را تجربه کنید. نکته مهم این است که خود را مجبور به ادامه مسیر بکنید. بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید، گیرکردن در شاید و اگرهای گذشته است. نشخوار فکری و نگرانی نمی‌تواند آنچه که در حال حاضر از بین رفته است را درست کند.

بپذیرید که آینده به‌گونه‌ای تغییر کرده است که دیگر قابل‌بازگشت نیست

جدایی می‌تواند برنامه‌ها و اهداف شما را به شکل منحصربه‌فردی در هم شکند. درصورتی‌که رابطه بلندمدتی با طرف مقابل داشته اید، با جدایی تنها آن فرد را از دست نمی دهید بلکه آینده ای که با هم برنامه ریزی کرده اید نیز از بین خواهد رفت. لازم است تا به منظور سوگواری برای این فقدان به خود زمان دهید و سپس، برنامه ریزی های جدیدی که دیگر شامل شریک زندگیتان نیست، انجام دهید.

یادگاری های رابطه ی خود را از بین ببرید

آیا گوشی موبایل شما پر است از عکس های شما و شریک زندگی قبلیتان؟ آیا مجموعه ای از کارت های یادگاری از سفرهایتان در کنار هم دارید؟ آیا سویشرتی از آن فرد دارید که وقتی سردتان بود، به شما داده است؟ تمامی این موارد می‌توانند واکنش های عاطفی قوی و شدیدی را در شما برانگیزند. شما نمیمی‌توانیده زندگی خود ادامه دهید اگر تمامی این یادگاری ها به طور مرتب شما را به یاد آن فرد بیاندازند.

بهتر است که با پایان همیشگی یک رابطه، عکس ها، پیام های قدیمی، پیام های فیسبوک و سایر وسایل ارتباطی خود را بررسی کنید و آن هایی که شامل شریک زندگی قبلیتان می باشند را حذف نمایید. شما همچنین باید به خود وقت دهید تا یادگاری هایی که می‌توانید از آن ها جدا شوید را زیر و رو کنید.

با این وجود، این بدان معنی نیست که باید همه چیز را دور بیندازید. درصورتی‌که برخی از این یادگاری ها ارزشمند هستند یا از نظر عاطفی وابستگی شدیدی به آن ها دارید، می‌توانید آن را درون جعبه ای در انبار قرار دهید. مطمئن شوید که تا حد امکان دور از دسترس باشند به طوری که بتوانید در برابر میل به بیرون آوردن آن ها و یادآوری گذشته پیش از آن که واقعاً آماده باشید، مقاومت کنید. نکته ی مهم این است که باید این یادگاری ها را در حال حاضر دور از دسترس قرار دهید.

برای مدتی هیچ گونه تماسی برقرار نکنید

امروزه، با شبکه های اجتماعی و گوشی های موبایل، همگی بیش از قبل به یکدیگر متصل هستیم. این می‌تواند به دست آوردن شرایطی برای التیام و ادامه دادن زندگی را سخت تر کند. هر چه بیشتر با آن فرد در ارتباط باشید، فراموش کردن او دشوارتر خواهد شد. در حالی که بسیاری از افراد سعی می کنند تا با شریک زندگی قبلی خود دوست باشند، اما این مورد به هیچ وجه توصیه نمی شود. دوست بودن با شریک زندگی قبلی که هنوز عاشقش هستید، مانع از فراموش کردن جدایی و پشت سر گذاشتن تمام این ماجراها می‌شود.

در برخی از موقعیت ها از جمله زمانی که شما با شریک زندگی قبلی خود همکار هستید، دیدن او اجتناب ناپذیر است. شما ممکن است یک تمایل مقاومت ناپذیر برای جذب شدن به آن فرد را تجربه کنید و به خود بگویید که فقط می خواهید ببینید که طرف مقابل مشغول انجام چه کاری است. با این وجود، بهتر است از برقراری ارتباط با آن ها مگر در مواقع ضروری پرهیز کنید. حتی اگر بچه یا مسئولیت های دیگری دارید، تماس باید در کمترین میزان ممکن باشد.

از دور آن ها را دوست داشته باشید

«تنها بدانید که زمانی او را دوست دارید که رهایش کنید»

(مسافر، رهایش کن)

یکی از سخت ترین کارها بر سر راه پذیرش، این است که شما طرف مقابل را هنوز دوست دارید اما دیگر نمی‌توانید با هم باشید. او نیز ممکن است شما را دوست داشته باشد اما برای یکدیگر مناسب نیستید. ما بر این باور هستیم که عشق می‌تواند هر مانعی را از بین ببرد اما اغلب این چنین نیست.

شما مجبور نیستید دست از دوست داشتن طرف مقابل بردارید و در واقع، این کار در آن زمان امکان پذیر نیست. همانقدر که دوست داشتیم این گونه باشد اما باید بدانید که هیچ دکمه ی جادویی برای خاموش کردن احساساتمان وجود ندارد. شما ممکن است هیچ گاه به طور کامل دست از دوست داشتن آن فرد برندارید. اما در نهایت، این احساسات به پذیرش می رسند و در حالی که هنوز طرف مقابل را دوست دارید اما از دانستن این که هیچگاه نمیمی‌توانیدا هم باشید، آزرده خاطر نمی شوید.

این مورد برای زمانی که شما هرگز رابطه ی رسمی با فردی که عاشقش هستید، نداشته اید نیز صدق می‌کند. رسیدن به این نگرش که من آنقدر دوستت دارم که رهایت کنم، نیاز به کار درونی و بررسی انگیزه ها احساسات درونی دارد اما سالم ترین روش برای ادامه دادن به زندگی می باشد.

بر روی روابط حمایتی خود تکیه کنید

تمایلتان به گوشه گیری و ایزوله خود از دیگران، گوش دادن به آهنگ های غمگین و جستجو در نتفلیکس می‌تواند شما را به سمت افسردگی و افکار منفی سوق دهد. طبیعی است که وقتی از کسی جدا می‌شوید، اعتماد به نفستان آسیب ببیند. با این وجود، زمان زیادی را به تنهایی سپری نکنید.

در صورت امکان، با دوستان قابل اعتماد و اعضای خانواده ی خود معاشرت کنید و به حمایت آن ها تکیه نمایید. سرکوب کردن احساسات به هیچ وجه خوب نیست. لازم نیست همه چیز شخصی باقی بماند. اینجاست که شبکه های اجتماعی و شکل های دیگری از ارتباطات بسیار سودمند می باشند.

بر روی خود تمرکز کنید

ممکن است تاکنون این واقعیت مهم به شما یاد داده نشده باشد: باید خود را در اولویت قرار دهید. بسیاری از افراد به دنبال تایید از طریق رضایت و عشق دیگران هستند. این می‌تواند بسیار ویرانگر باشد اگر شما به هر دلیلی توسط کسی که عاشقش هستید، مورد بی توجهی قرار گیرید. اگر تاکنون هیچ زمانی را صرف تمرکز کردن بر روی خود نکرده اید، که در میان مردم بسیار رایج است، لازم است بدانید که این کار برای پشت سر گذاشتن جدایی به روشی سالم بسیار ضروری است.

ایجاد ظرفیت برای دوست داشتن خود نه تنها برای فراموش کردن کسی که دوستش دارید، اهمیت دارد بلکه به این طریق است که می‌توانید خوشبختی و آرامش درونی خود را بیابید.

سرگرمی های جدیدی را پیدا کنید

اگر شما و فردی که دوستش دارید، برای زمان طولانی با هم بوده اید، جدایی ممکن است زمان خالی زیادی را برایتان به همراه داشته باشد. این موقع اهمیت دارد که وقت خود را با نشستن و نشخوار فکری تلف کنید چراکه این کار تنها حال شما را بدتر می‌کند و کمکی به فراموش کردن کسی که دوستش دارید، نخواهد کرد. درصورتی‌که سرگرمی هایی دارید که برای مدت ها به آن ها بی توجه بوده اید، دوباره خود را با انجام آن ها مشغول کنید. یا اگر فعالیت هایی وجود دارد که همیشه خواسته اید امتحان کنید، اکنون بهترین زمان است.

سرگرم نگه داشتن خود و متمرکز بودن بر چیز دیگر، نقش مهمی از پشت سر گذاشتن جدایی از کسی است که عاشقش هستید. این به معنی سرکوب کردن تمام احساساتتان نیست. شما قطعا باید زمانی را صرف غم و اندوه برای فقدان خود بکنید. با این وجود، رها نکردن خاطرات و این که چه می شد، تنها در بلندمدت موجب آزار و اذیت شما خواهد شد. درصورتی‌که می خواهید شریک زندگی قبلی خود را تا حد امکان فراموش کنید، سرگرم نگه داشتن خود می‌تواند بهترین گزینه باشد. شما همچنین می‌توانید یک برنامه بهبود شخصی را شروع کنید یا ساعات بیشتری را در محیط کار سپری نمایید. نکته ی حائز اهمیت این است که هر کاری که برایتان بهتر است را انجام دهید.

درصورتی‌که با داشتن احساس خوب در مورد خود دست و پنجه نرم می کنید یا علائم افسردگی از قبیل افکار منفی مستمر، ازدست‌دادن اشتها و احساس درماندگی را تجربه می کنید، بهتر است که به یک درمانگر مراجعه کنید. هر چه بیشتر این احساسات در شما شروع به رشد کنند، بیشتر آسیب خواهید دید و قادر به ادامه ی زندگی خود نخواهید بود.

بر اساس نظر بسیاری از روانشناسان، سه نوع عشق وجود دارد که ما طی قرارهای عاشقانه خود با آن‌ها برخورد می‌کنیم و همه آن‌ها درس‌هایی به ما می‌آموزند. نوع اول عشق معصومانه و بی‌ضرر است و ما هیچ‌گاه عشق اول خود را فراموش نمی‌کنیم زیرا فوق‌العاده به نظر می‌رسد.

این عشق به ما نشان می‌دهد که عاشق بودن چقدر می‌تواند فوق‌العاده باشد و همچنین به ما می‌آموزد که می‌توانیم عاشق شویم. با بالا رفتن سن، شخصیتمان رشد می‌کند و درد و رنج ناشی از دست دادن این عشق کمرنگ می‌شود و کم‌کم متوجه می‌شویم که می‌توانیم با از دست دادن عشقمان کنار بیاییم و آن را فراموش کنیم.

نوع دوم عشق به از دست دادن تمرکز دارد. ما بار دیگر عاشق می‌شویم اما عشق خود را نیز از دست خواهیم داد. آن‌ها همیشه افرادی خواهند بود که ما را ترک می‌کنند. این عشق علاوه بر اینکه به ما می‌آموزد به‌عنوان افراد بزرگسال می‌توانیم با از دست دادن عشق زندگی‌مان کنار بیاییم و آن را پشت سر بگذاریم، همچنین به ما نشان می‌دهد که در زندگی به دنبال چه هستیم. عشق دوم به دلایل مختلفی برای ما اشتباه است و محکوم به شکست می باشد. با نگاه کردن به عشق دوم، ما کم‌کم مسائلی که برایمان مهم هستند را انتخاب می‌کنیم.

در عشق دوم، ما آن‌قدر در احساسات و هیجان غرق هستیم که دیگر به آینده و نیازهای واقعی که داریم، فکر نمی‌کنیم. در حقیقت، ما تنها عاشق خود عشق می‌شویم. عشق دوم به ما اجازه می‌دهد تا به خاطر چیزهایی که فکر می‌کنیم به آن‌ها نیاز داریم، به رابطه خود خاتمه دهیم و مرزها و حدود ما را مشخص می‌کند.

این موضوع تنها به دلیل تجربه‌ی اول ما از عشق رخ می‌دهد. پایان یافتن عشق دوم بیش از هر چیز دیگری دردآور است و فرد احساس می‌کند که در حال تجربه‌ی بدترین درد و رنج دنیاست زیرا فرد برای دومین بار تلاش می‌کند تا از عشق  خود دست بکشد.

عشق سوم، عشق واقعی است. این عشق بدون اینکه متوجه باشید، به سراغتان می‌آید و اغلب به نظر می‌رسد که یکباره رخ می‌دهد. عشق واقعی شامل تمام چیزهایی که از عشق دوم می‌خواستیم (بدون تمام مسائلی که موجب جدایی شدند).

این عشق آرام سوز است و تبدیل به بخشی از وجود شما می‌شود. عشق واقعی به پایان نمی‌رسد زیرا دو طرفه است. عشق واقعی، احساسی است که فرد در آن ترجیح می‌دهد به‌جای آسیب زدن به شریک زندگی‌اش، خود صدمه ببیند؛ این عشق شامل سطحی از احترام و شادی است که دو نوع دیگر عشق به خاطر خودخواهی که به همراه دارند، نمی‌تواند به این سطح دست پیدا کنند.

خوشبختانه اگر شما با یک جدایی و قطع رابطه بد دست‌وپنجه نرم می‌کنید، یعنی عشق دوم را تجربه کرده‌اید. مهم است که از این تجربه به‌عنوان درس زندگی استفاده کنید و آن را ارزیابی نمایید تا وقتی نوبت به عشق سوم برسد، کاملاً آماده‌باشید.

هفت مرحله احساس پس از جدایی

وقتی رابطه ای پایان می‌یابد، ناراحت و غمگین می‌شویم. به خاطر آینده‌ای که از دست ‌داده‌ایم، غصه می‌خوریم و در برخی موارد، حتی برای فردی که ازدست‌داده‌ایم ناراحت هستیم. احساس غم و اندوه جدایی یا شکست عشقی شامل هفت مرحله است که با گذراندن این مراحل، فرد جدایی خود را می‌پذیرد. برخی از این مراحل زمان‌بر هستند.

  1. انکار: باورمان نمی‌شود که چنین اتفاقی در حال رخ دادن است.
  2. احساس گناه: این احساس آن‌قدر دردآور است که هر کاری برای توقف آن انجام می‌دهیم.
  3. خشم: ما آسیب دیده‌ایم و به هر چیزی چنگ می‌زنیم تا آن فرد را نگه‌داریم.
  4. بهبودی: ما کم‌کم نگاه مثبت‌تری نسبت به اطرافمان پیدا می‌کنیم و درد عشق کاهش می‌یابد.
  5. بازسازی: ما رابطه سابق خود را تجزیه‌وتحلیل می‌کنیم و متوجه می‌شویم که به آن خوبی که فکر می‌کردیم، نبوده است. این فرآیند تقریباً به پایان رسیده است و شما در ارتباطات خود، درد و رنج کمتری را احساس می‌کنید.
  6. پذیرش: همه‌چیزتمام شده است. این واقعیت همچنان می‌تواند موجب ناراحتی شما شود اما تأثیر آن بسیار کم است و شما نسبت به آینده خود دوباره امیدوار می‌شوید.

فراموش کردن عشق از دست رفته

ما برای فراموش کردن عشق از دست رفته باید تمام این شش مرحله را پشت سر بگذاریم. درحالی‌که ممکن است این احساس به وجود آید که در مرحله 4 قرارگرفته‌ایم، اغلب یادآوری‌های ناراحت‌کننده از آن فرد از ذهنمان عبور می‌کند و ما به عقب برمی‌گردیم. اما در مرحله 6 این موضوع دیگر اهمیتی ندارد. گاهی اوقات، افراد در مرحله 3 گیر می‌افتند. همیشه فراموش کردن عشق قدیمی آسان نیست. شاید در موقعیت دشواری گرفتار شده‌اید؛ شاید مجبور باشید به خاطر مسایلی با او در ارتباط باشید یا همدیگر را ببینید. حفظ ارتباط زمانی که شما همچنان عاشق فرد مقابل هستید، می‌تواند بسیار دشوار باشد. حتی در چنین شرایطی نیز فراموشی عشق خود با گذشت زمان امکان‌پذیر است. اما چه می‌شود اگر قادر به انجام چنین کاری نباشید؟

 فراموشی عشق پایان یافته

به‌طور ایده آل، وقتی تصمیم به ادامه زندگی می‌گیرید باید زندگی خود را از نو بسازید. بهترین نقطه‌ی شروع، کار کردن بر روی خودتان است. روش‌هایی را انتخاب کنید که موجب بهبود شخصیت و رشد فردی شما می‌شوند و هیچ ارتباطی با شریک زندگی سابقتان ندارند. تغییر و دگرگونی می‌تواند در شما این احساس را به وجود آورد که فوراً تبدیل به فرد جدیدی شده‌اید؛ به همین دلیل است که اکثر خانم‌ها پس از جدایی و قطع رابطه موهایشان را کوتاه یا رنگ می‌کنند.

برخی از افراد پس از جدایی شروع به دنبال کردن یک رژیم غذایی یا تناسب‌اندام جدید می‌کنند یا حتی به‌منظور فاصله گرفتن از عشق قدیمی خود، به مکان جدیدی می‌روند. همچنین، ممکن است تصمیم بگیرید در کلاس‌های مختلفی شرکت کنید، مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید و سرگرمی جدیدی برای خود دست‌وپا نمایند.

بسیاری از این افراد، با شریک زندگی آینده خود در همین کلاس‌ها یا طی سرگرمی‌هایشان آشنا می‌شوند؛ بنابراین، این امکان برایشان فراهم می‌شود تا افرادی با طرز فکر یکسان را پیدا کنند. این یک روش عالی برای شروع قرارهای عاشقانه است.

مهم است که در چنین شرایطی تنها نباشید. شما نباید تنها باشید و باید خود را مشغول نگه‌دارید؛ حتی اگر حوصله چنین کارهایی را ندارید. این به شما کمک می‌کند تا از فکر کردن بیش‌ازحد به اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است، فاصله بگیرید. از برقراری ارتباط با عشق از دست رفته و هر آنچه شما را به یاد آن رابطه می‌اندازد، اجتناب کنید.

مشکل دیگری که بسیاری از افراد پس از جدایی و قطع رابطه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از دست دادن اعتماد به نفس است. گاهی اوقات تغییر و دگرگونی، مشکل را برطرف می‌کند اما کارهای دیگری نیز برای حل این مشکل وجود دارند.

یکی از مشکلات قطع رابطه این است که ممکن است حرف‌های زشت و نامناسب بسیاری گفته شوند که موجب تغییر دیدگاهتان نسبت به خودتان شود. با گفتگوی درونی مثبت شروع کنید. ما معمولاً هنگام فکر کردن در مورد خودمان از عبارات بسیار منفی استفاده می‌کنیم و این کار موجب تأثیرگذاری بیشتر کلمات تند و ناملایمی می‌شود که ممکن است اصلاً درست نباشند. شما می‌توانید اعتماد به نفس خود را به گفتگوی درونی مثبت تقویت کنید.

علت فراموش نکردن عشق از دست رفته

گیر افتادن در چرخه‌ی غم و اندوه ممکن است به شما چنین حسی بدهد که هرگز بهتر نخواهید شد و درد و رنج دیگر از بین نخواهد رفت. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، چرخه غم و اندوه جدایی بین 6 هفته تا 6 ماه به طول می‌انجامد و مهم است که اجازه دهیم این دوره بگذرد و در این دوره وارد شروع رابطه جدیدی نشویم. اما اگر در این چرخه گیر کرده‌اید، شاید لازم باشد کمک حرفه بگیرید.

درمانگرهای مشاوره فردی به شما کمک می‌کنند تا ازآنچه مانع از ادامه زندگی شما می‌شود، عبور کنید. شاید این احساس گناه است که نمی‌گذارد فراموش کنید یا شاید هم ترس از تعهد در رابطه جدید است که نمی‌گذارد این دوران را پشت سر بگذارید.

بسیاری از افراد با ادامه مسیر مشکل‌دارند و کمک گرفتن بسیار آسان است. به‌جای زندگی با درد و رنج، کمک حرفه‌ای بگیرید. شما می‌توانید با کمک گرفتن از دوستان، خانواده یا هرکسی که به صحبت‌های شما گوش می‌دهد، شروع کنید. معمولاً، صحبت کردن در مورد یک موضوع باعث می‌شود تا متوجه مانع اصلی شوید و به شما کمک می‌کند تا مشکل را برطرف نمایید.

اگر همچنان درگیر هستید، گرفتن کمک حرفه‌ای ضروری است. اگر نتوانید به زندگی خود ادامه دهید، مشکلات دیگر از قبیل علائم افسردگی به سراغتان خواهند آمد و مانع از ادامه زندگی شما می‌شوند.

اکثر درمانگرهای حرفه‌ای نه تنها به شما کمک می‌کنند تا در مورد غم و دلتنگی بعد از جدایی صحبت کنید بلکه شما را با مهارت های مقابله با احساسات منفی به‌منظور کمک به ادامه دادن به زندگی آشنا می‌سازند. شما ممکن است حتی برای افزایش اعتماد به نفس خود به مربی زندگی نیاز داشته باشید. سایت هایی مانند مشاوره باما به شما کمک می‌کنند تا در هر کجا که زندگی می‌کنید، متخصصانی را بیابید تا با شما در مورد جدایی و نحوه بهبود دوباره از آن، صحبت نمایند.

چرا نمیتونم عشق اولم رو فراموش کنم؟

بنا به دلایل متعددی فراموش کردن عشق اول کار سختی است. زیرا اولین عشق شما هستند و آن‌ها احساساتی را در شما بیدار کردند که قبل‌تر هیچ‌گاه تجربه نکرده بودید. درست مثل وقتی‌که هیچ‌کس در مورد خانه دوم خود صحبت نمی‌کند. اولین خانه همیشه در ذهن ما باقی می‌ماند زیرا آن است که به فرد بال پرواز کردن می‌دهد و جهان را در برابر چشمان فرد آشکار می‌کند.

بااین‌وجود، زمانی می‌رسد که فرد باید خانه اول خود را فراموش کند تا بتواند در خانه جدید خود به زندگی ادامه دهد، خانه‌ای که بهتر از خانه اول است. چگونه می‌توانید چنین بخش مهمی از زندگی خود را به طور کل فراموش کنید یا حداقل تااندازه‌ای فراموش کنید که بتوانید به زندگی خود ادامه دهید؟ در ادامه چند نکته مهم و کلیدی در مورد فراموش کردن عشق اول را بررسی می‌کنیم.

چگونه عشق اول خود را برای همیشه فراموش کنم؟

چگونه می‌توانید عشق اول خود را به طور کامل فراموش کنید اگر همیشه او را می‌بینید؟ شما پست‌های او در شبکه‌های اجتماعی را می‌بینید و به یکباره تمام خاطرات شیرین گذشته به یادتان می‌آیند. یا بدتر از همه، شما گزینه “بیا با همدیگر دوست باشیم” را انتخاب کردید و هرازچندگاهی با هم وقت می‌گذرانید. هیچ روش ساده‌ای برای انجام این کار نیست اما هر چه بیشتر با او وقت بگذرانید یا با او در تماس باشید، بیشتر به این فکر می‌افتید که شاید بتوانیم دوباره با هم باشید. اگر درگذشته گیرکرده باشید، نمی‌توانید عشق اول خود را فراموش کنید.

خیال‌پردازی در مورد عشق خود را فراموش کنید

بعد از جداشدن، ما در خاطرات گذشته گیر کرده و در مورد عشق اول خود شروع به خیال‌پردازی می‌کنیم. به‌هرحال، دلیلی برای جدایی و قطع رابطه عاشقانه وجود داشته است اما ناگهان، دیگر خیلی بد به نظر نمی‌آید. به نظر ما آن جنگ تمام‌عیار به یک جروبحث احمقانه تبدیل می‌شود. ما بر آنچه می‌خواستیم باشد تمرکز می‌کنیم و تصویر گذشته را ستایش می‌کنیم.

به‌جای این کار، باید چشمان خود را باز کنید و ببینید که مشکل اصلی در رابطه بین شما چه بوده است. سعی کنید به گذشته و اتفاقات آن عینی بنگرید؛ کمبودها و کاستی‌هایی که موجب ناراحتی شما شدند را به یاد بیاورید. پس از آن، فهرستی از خواسته‌های معمول خود از یک رابطه را بنویسید.

تعریف خود از یک رابطه خوب را بنویسید

بهترین روش برای فراموش کردن یک رابطه قدیمی اطمینان حاصل کردن از این است که واقعاً از یک رابطه چه انتظار و خواسته‌ای دارید و نوشتن این موضوع می‌تواند بسیار مؤثر باشد. دفتر خود را بردارید و آنچه از رابطه جدید خود می‌خواهید را در آن بنویسید. آیا رابطه شما شکل خاصی خواهد داشت یا شخصیت خاصی مدنظر شماست؟ کارهایی که هر دو شما همراه با هم انجام خواهید داد، چه هستند؟ این کارها چه احساسی را در شما ایجاد خواهند کرد؟ تمام احساسات و افکار خود در مورد یک شریک زندگی ایده‌آل خود را بنویسید و اجازه دهید رابطه قدیمی‌تان در پس‌زمینه کمرنگ شود.

بدانید هیچ‌چیز خاصی در رابطه اولتان وجود نداشته است

بیشتر ما تمایل داریم تا رابطه اول خود را برجسته کنیم. زیرا اولین رابطه ما بوده است و همین آن را خاص می‌کند؛ به گونه‌ای که باید آن را برای همیشه حفظ کنیم. بااین‌وجود، هیچ‌چیز خاصی درباره عشق اول وجود ندارد، حداقل در مقایسه با آنچه در آینده پیش روی شماست. ما فردی که با او هستیم را دوست داریم، با او وقت می‌گذرانیم، همدیگر را نوازش می‌کنیم، دست یکدیگر را می‌گیریم و در همه روابط این اتفاقات رخ می‌دهند.

رابطه بعدی شما بهتر خواهد بود، رابطه‌ای که بیشتر از قبل عاشق خواهید بود و می‌دانید که چگونه باید با شریک خود رفتار کنید. با توجه به تجربه‌ای که کسب کرده‌اید، نگرش شما به بلوغ بیشتری خواهد رسید.

برای فراموشی عشق کمی به خود فرصت دهید تا غصه بخورید

هر جدایی به زمانی برای غصه خوردن نیاز دارد، خصوصاً غم دلتنگی بعد از جدایی که از عشق اول باشد. شما ممکن است تظاهر کنید که همه چیز خوب است، مشکلی وجود ندارد، غمگین نیستید و تا زمانی که می‌توانید این را تظاهر می‌کنید اما این کار تنها موجب می‌شود که احساسات شما تحت‌فشار قرار گیرد. به همین دلیل است که باید به خود زمانی برای غصه خوردن و غمگین بودن بدهید تا آنچه اتفاق افتاده است را بپذیرید و احساسات خود را رها کنید. پس از این‌که همه چیز را پذیرفتید، می‌توانید برای زندگی خود تصمیم بگیرید.

برای فراموشی عشق فعال بمانید و مراقب خود باشید

زمان زیادی را برای غصه خوردن و پذیرفتن دریای بی‌پایان غم و اندوه جدایی هدر ندهید. وقتی غصه خوردن را کنار گذاشتید، بیشتر از خود مراقبت کنید. مطمئن شوید که رژیم غذایی درستی دارید، به‌اندازه کافی می‌خوابید و فعالیت و روزش می‌کنید. ورزش‌کردن نه‌تنها ذهن شما را آزاد می‌کند بلکه به افزایش عزت نفس شما کمک می‌کند. همچنین، رسیدگی به خودتان فکر بدی نیست. به استخر بروید، با دوستان خود ملاقات کنید، تمرین ذهن آگاهی و یوگا انجام دهید، کتاب بخوانید. کارهایی را انجام دهید که باعث می‌شوند هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی فعال باشید.

پس از فراموشی عشق اول بدانید که با فرد مناسبی آشنا خواهید شد

عشق اول همیشه مناسب‌ترین فرد نیست. همیشه افرادی هستند که پیشرو کاری هستند اما لزوماً این افراد مناسب‌ترین نیستند. حتماً روزی با فرد مناسبتان آشنا خواهید شد. فقط کافی است این حقیقت را قبول کنید که با فرد مناسب آشنا خواهید شد و اوضاع بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

برای فراموش کردن عشق از دوستان خود کمک بگیرید

در چنین شرایطی ممکن است دوست نداشته باشید که خبر جدایی خود را به دوستانتان بدهید زیرا نمی‌خواهید که احساسات دوباره شما را دربرگیرند. شما می‌خواهید به‌تنهایی این مرحله را پشت سر بگذارید و بعد، خبر جدایی را به آن‌ها اعلام کنید.

بااین‌وجود، صحبت‌کردن با دوستان می‌تواند به شما در این روند کمک کند زیرا آن‌ها از منظر دیگری به مسائل نگاه می‌کنند. آن‌ها در غم شما شریک می‌شوند، شما را از انجام کارهای احمقانه بازمی‌دارند و شما را خوشحال می‌کنند. آن‌ها کاری می‌کنند که روند رویارویی و فراموش کردن عشق برای شما آسان‌تر شود.

برای فراموشی عشق صبور باشید

در بیشتر موارد، زمان آخرین سلاح برای فراموش کردن عشق اول است. با گذشت زمان، نظر شما در مورد روابط دستخوش تغییر می‌شود. نگرش شما نسبت به عشق اول خواهد کرد. علاوه بر این، با گذشت زمان، این امکان وجود دارد که با عشق دوم خود آشنا شوید و حتی ممکن است او را بیشتر از عشق اول خود دوست داشته باشید. درست همانند آب که شن‌های ساحل را می‌شوید، زمان، احساسات شما در مورد عشق اولتان را محو می‌کند و به شما اجازه می‌دهد تا فرد دیگری را دوست بدارید. این احساسات تا ابد با شما باقی نمی‌مانند.

فراموش کردن عشق اول کار آسانی نیست. این روند ممکن است کمی زمان ببرد اما تا وقتی‌که گام‌های درست برمی‌دارید، همه چیز آسان‌تر خواهد بود. امیدوارم، این مقاله به شما در مدیریت فراموش کردن عشق اول کمک کند.

چه وقت باید کمک گرفت

خواه جدایی از یک رابطه ی کوتاه مدت ولی صمیمی باشد یا طلاق پس از سال ها زندگی زناشویی، فراموش کردن کسی که دوستش دارید، می‌تواند شما را در تاریکی فرو ببرد.

متاسفانه، همه ی انسان ها دارای شبکه ی حمایتی قوی که هنگام نیاز بتوانند به آن ها مراجعه کنند، نیستند؛ حتی کسانی که اغلب به مقدار بیشتری از حمایت دیگران نیاز دارند.

درصورتی‌که شما نیز به دنبال فراموش کردن عشق زندگی خود هستید، بدانید که شما تنها نیستید. مشاوره باما، درمان آنلاین مقرون به صرفه ای از سوی مشاوران حرفه ای آموزش دیده و مجاز ارائه می دهد که شما می‌توانید در هر زمان و مکانی از آن بهره مند شوید.

شما ممکن است هیچگاه فردی که دوست دارید را فراموش نکنید اما این چیز بدی نیست. در نهایت، شما با گذشت زمان و التیام می‌توانید قسمت های خوب رابطه ی خود را بدون احساس درد به خاطر آورید. این واقعیت که هنوز لحظات خوب را به یاد دارید، نشانه ی این است که شما واقعاً عاشق شریک زندگی خود بوده اید و این عشق هنوز هم واقعی است؛ حتی اگر امکان با هم بودن نباشد. متوجه باشید که اگرچه اوضاع در حال حاضر به نظر تاریک می رسد، اما این تاریکی تا ابد باقی نخواهد ماند. درمان می‌تواند شما را در این فرایند کمک کند تا سریع تر آن را پشت سر بگذارید.

فراموش كردن عشق گذشته

من یک خواستگار داشتم که خیلی علاقه مند بود که با من ازدواج کنه ولی نه من پسرو دیدم نه اون منو دیده داداش پسره آمد خواستگاری من منم بلاخره تصمیم گرفتم که باش ازدواج کنم ولی مادرش که از افعانستان آمد دیگه نیامدن خونه‌ی ما ولی چند بار عکسشو دیدم توی گوشی فامیلامون پسره هم رفت نامزدکارد وقتی من خبر شدم که نامزدکارد خیلی ناراحت شدم منم علان شیش ماه هست که نامزد کردم ولی همیشه اون پسره توی فکرمن بیرون نمیشه چیکار کنم که فرموشش کنم؟

پاسخ مشاور به پرسش ” فراموش کردن عشق قدیمی “

کاملاً شرایط شما را درک می‌کنم و می‌فهمم چقدر در شرایط سختی قرار دارید. شما در چنین تجربه‌ای تنها نیستید. شاید حس کنید از شما سو استفاده شده یا چقدر ساده‌انگارانه  برخورد کردید. شما تمام آمال و آرزوهایتان را با فرد دیگری ساختید و گویا به یکباره همه‌ی آنها بر سرتان خراب شده است.

قطعاً روزهای سختی را می‌گذرانید و احتیاج به زمان و سوگواری برای رابطه‌ی از دست داده دارید. ازدواج مجدد یا شروع یک رابطه جدید بلافاصله بعد از شکست عشقی می‌تواند آسیب‌های زیادی به شما بزنند. شما حق دارید اگر به آن فرد فکر کنید و برایتان فراموش کردن او سخت باشد. نکته‌ای که می‌خواهم توجه شما را به او جلب کنم این است که شما طرف مقابل را تابه‌حال از نزدیک ندیدید و بیشتر از این که با خود واقعی او  در ارتباط باشید و او را بشناسید و سعی کنید واقف به نقاط قوت و کم‌وکاستی‌هایش باشید، یک مرد ایده‌آل از او ساختید و با ایده‌آل ذهنی خود زندگی کردید.

شاید اگر شما با هم رفت‌وآمد می‌کردید و با یکدیگر بیشتر در ارتباط بودید این شما بودید که به این نتیجه می‌رسیدید که برای هم مناسب نیستید. شما تصوری که از او دارید کاملاً ذهنی است و یک عشق واقعی با شناخت همه‌جانبه همراه است. انتخاب همسر و ازدواج اصلاً تصمیم راحتی نیست که بتوانید بدون برقراری ارتباط مناسب به این نتیجه برسید که شما دو نفر می‌توانید روی‌هم حساب باز کنید.

از طرف دیگر شما بدون این که به خودتان فرصت دهید و این غم را هضم کنید به رابطه‌ی دیگری روی آوردید. نگرانی من از این بابت است که برای فرار از  سوگ و خشم رابطه‌ی قبلی‌تان نامزد کرده باشید و نامزدتان با معیارهای شما متفاوت باشد و با توجه به حال و هوایی که دارید شاید اگر به خودتان و نامزدتان برای تصمیم‌گیری فرصت بیشتری بدهید بهتر باشد.

البته نمی‌دانم منظور شما از نامزد این است که عقد کردید یا خیر اما به‌هرحال شما احتیاج به فرصت دارید که به رابطه‌ی قبلی‌تان فکر کنید و ارزیابی کنید؛ اشک بریزید و اگر خشمی نسبت به او دارید بروز دهید؛ در غیر این صورت، شاید بدون اینکه خودتان متوجه شوید خشم فروخورده  خود را بر سر دیگران خالی می‌کنید یا ممکن است نسبت به نامزدتان احساس تنفر کنید. درحالی‌که شما هنوز در گیرودار رابطه‌ی قبلی‌تان هستید و هرگاه برای شما حل شود می‌توانید عاشق شوید و به روال عادی و طبیعی زندگی‌تان برگردید.

 چطور رابطه‌ی قبلی را فراموش کنید و به رابطه‌ی فعلیتان دل ببندید؟

  • باید زمان‌هایی را به این درد و رنج اختصاص دهید و از آن فرار نکنید. بزرگ‌ترین اشتباهی که مردم برای ادامه زندگی‌شان و فراموشی رابطه گذشته به کار می‌گیرند، افراط در خوش‌گذرانی برای فرار از فکر کردن به رابطه تمام شده است. یا سریعاً خودشان درگیر رابطه جدیدی می‌کنند. درحالی‌که این شرایط فرصت خوبی است برای بازبینی نسبت به خودتان و رابطه‌تان.
  • زمان‌هایی را فقط و فقط به خودتان اختصاص دهید؛ ورزش‌کردن و تغذیه سالم را شروع کنید. تأثیر مثبت آن بر سلامت روان شما تقریباً جادویی است. همچنین به سرگرمی‌ها و سایر بخش‌های زندگی که به آن علاقه‌مند هستید برگردید، اکنون فرصت خوبی دارید تا به علایقتان رسیدگی کنید.
  • او را پس از جدایی دنبال نکنید. احتمالاً ممکن است به این فکر کنید که طرف مقابلتان در هرزمان معینی از روز چه می‌کند. اما دنبال‌کردن او فقط شما را غمگین‌تر و مضطرب‌تر می‌کند. برای حال خودتان و کمک به خودتان پیگیری‌کردن او را رها کنید.
  • اگر روبه روی شما ایستاده بود و می‌توانستید با او حرف بزنید چه چیزی به او می‌گفتید؟ آن را مکتوب کنید. می‌خواهم تمام احساسات خود را به‌صورت مکتوب بیان کنید.
  • در مورد آن چیزی که گذشته است و به اتمام رسیده است خودتان را سرزنش نکنید؛ بلکه باید خودتان را درک کنید و برای خودتان حکم یک دوست مهربان داشته باشید. اگر برای دوست خودتان چنین اتفاقی بیفتد و با شما درد و دل کند به او چه می‌گفتید؟
  • خودتان را مجبور به دوست داشتن نامزدتان ندانید. شما به‌هیچ‌عنوان مجبور نیستید که او را دوست داشته باشید؛ اما با یکدیگر زمان بیشتری را سپری کنید و رابطه‌تان و معیارهایتان را بررسی کنید. برای شناخت بیشتر یکدیگر وقت بگذرانید.
  • به‌جای اینکه غرق در احساسات منفی خود بشوید، تمرکز کنید بر روی اینکه چه چیزی از تجربه تلختان به دست آوردید؟ افرادی که وارد زندگی شما می‌شوند به شما درس‌هایی می‌آموزند. شما یک تجربه تلخ داشتید؛ اما تمام زندگی شما را در برنگرفته است. اگر مسئله پیش آمده را بررسی کنید و نقش خود را در نظر بگیرید. از تکرار مجدد چنین تجربه‌هایی جلوگیری کردید.
  • برای فراموش کردن طرف مقابل نسبت به خودتان سخت‌گیر نباشید: از سرزنش کردن خود بپرهیزید. هر یک از ما حق اشتباه‌کردن در زندگی خودمان را داریم.
  • توانایی‌های خودتان را ارزیابی کنید و بشناسید. توانایی خود را در امر فراموش کردن تجربه ناموفق خود نادیده نگیرید. برای فراموش کردن آنچه که تجربه کردید به نظر خودتان چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
  • سعی کنید مثبت بمانید و در یک فعالیت سالم غرق شوید: موقعیتی مانند جدایی می‌تواند باعث شود نتوانید بهترین را برای خودتان در نظر بگیرید. بااین‌حال، درک این موضوع که می‌توانید کم‌کم کنترل را به دست بگیرید، می‌تواند به شما کمک کند شروع جدیدی را شروع کنید. سعی کنید از هرگونه افکار منفی خودتان را نجات دهید و ورزش مورد علاقه خود را دنبال کنید.
  • بیرون بروید و دنیا را ببینید: اکنون زمان مناسبی برای برنامه ریزی سفر انفرادی است که همیشه آرزویش را داشتید. سفر به تنهایی به مقاصد جدید می‌تواند تغییر چشم‌انداز موردنیاز ذهن شما باشد. این باعث می‌شود متوجه شوید که به جز خودتان به کسی نیاز ندارید که شما را خوشحال کند.
  • با خانواده و دوستان خود وقت بگذرانید: آنها منبع امن شما هستند و وقت این است که از آنها کمک بگیرید.

بدانید که شما خاص هستید و یک رابطه سالم با خودتان باعث می‌شود که در زندگی به جلو بروید. تمام مدتی را که خود را نادیده گرفته‌اید جبران کنید و خود را به طور کامل نوازش کنید.

بخش ضروری و حیاتی انسان بودن، اشتباه کردن و درس‌گرفتن از آنهاست. تلوتلو خوردی اکنون برخیزید، گردوغبار را پاک کنید، در مسیر قرار بگیرید و دوباره حرکت کنید. شما لایق هر خوشبختی هستید و اگر کسی نمی‌تواند به شما احساس دوست داشتن را بدهد، خودتان این کار را انجام دهید. دوباره عاشق خودت باش.

در نهایت بدانید که ما می‌خواهیم و نه می‌توانیم تجربیات تلخمان را از زندگی حذف کنیم؛ بنابراین آن را به‌عنوان یک تجربه بپذیرید و سعی نداشته باشید تا به طور کامل آن حذف کنید.

از اینکه سؤالتان را با ما مطرح کردید سپاسگزارم

گلسا بمانیان

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده

منبع:

www.lovearoundme.com

www.betterhelp.com

79 دیدگاه

  1. سلام وقت چرا نمیتونم بعد یکسال عشقم فراموش کنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      وقتی رابطه ای شکل می گیرد، هر دو به همدیگر علاقمند می شوند، آینده شان را با هم تصور می کنند.‌ در کنار هم خاطرات تلخ و شیرین دارند، به راحتی نمی توانند همدیگر را فراموش کنند. از دست دادن رابطه ، مثل از دنیا رفتن طرف هست و حتی سخت تر از آن. وقتی طرف از دنیا می رود شاید زوتر نا امید شویم که دیگر بازگشتی در کار نیست. اما در جدایی ها به خواست یک یا دو طرف بوده، مخصوصا اگر ناگهانی از سمت یک طرف باشد بسیار ناگوارتر و شوکه کننده تر است. همچنین رابطه هر چقدر خوب باشد یا سختی ها و چالش های آن بیش تر باشد پذیرش آن سخت تر است. دوره سوگواری ممکن است بین ۶ ماه تا دو سال و حتی دو و نیم سال طول بکشد. اول انکار می کنیم، بعد عصبانی می شویم، افسرده می شویم ، مدت های زیادی با خاطراتش درگیر می شویم و نهایتاً می پذیریم.

  2. دوسش داشتم دو سال زحمت کشیدم مکه به دستش بیارم بعدش ایدیشو گیر اوردم و بهش پیام دادم در واقع رفیق داداشم بود بعدش بهش گفتم دوسش دارم اونم باهام رل زد. من خیلی دوسش داشتم دو سال زحمت کشیدم که به دستش بیارم بعدش ایدیشو گیر اوردم و بهش پیام دادم در واقع رفیق داداشم بود بعدش بهش گفتم دوسش دارم اما بعد ۹ روز رفت به داداشم گفت. چطور میتونم عشم رو فراموش کنم؟

  3. چطور باید یک شخصی که باهاش قطع رابطه کردیم فراموشش کنیم؟چطور باید کسی که دوسش داری رو فراموش کرد

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      تمام عکس و فیلم هایی که با هم داشتید حذف کنید. هدایایی که از سمت ایشان دریافت کردید، جمع کنید، و از خودتان دور کنید که هیچ‌ وقت نبینید که باعث تجدید خاطره شود. روابط اجتماعی خودتان را گسترش دهید. در جمع دوستان بنشینید، با همدیگر تفریح کنید، ورزش کنید.فعالیت های مورد علاقه قبلتان را پیگیری کنید. بیکار ننشینید که فرصت فکر و خیال داشته باشید. برای خودتان زمان بگذارید ، غذای خوب و مناسب برای خودتان درست کنید. لباس مورد علاقه تان را بپوشید. هر روز استحمام کنید، از عطر و ادکلن مورد علاقه تان استفاده کنید. کارهای روزانه تان را سر موقع انجام دهید. به شغل و کارتان رسیدگی کنید.

  4. سلام من با یه نفری نزدیک به سه چهارسال باهم بودیم خیلی همو ذوست داشتیم اطرافیانمون خیلی اذیتمون کردن تا رسید به امسال خواستم جدی برم جلو خواستگاری کنم دوسه باری با خانوادش مطرح کردیم ولی قبول نکردن منم انتظاراتی داشتم از ایشون ایشونم انتظاراتی داشتن جوری رفتار کردم که رابطه قطع شد الان دو سه ماهه باهم نیستیم حالا خواستم بدونم برگردم باهاش ادامه بدم چجور برگردم یا دیگه فراموشش کنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      شما ۳ ۴ سال با هم بودید، نتوانستید مسائل سر راهتان را حل کنید. به نظر خودتان خانواده ها در این مدت تغییر کردند؟

  5. من حدود ۷ سال عاشق یکی از آشناهام شدم.ولی کسی نمیدونست.تا اینکه سر اتفاقی طرف فهمید یعنی دوستم بهش گفت.ب هر دلیلی نشد باهم ازدواج کنیم.من هنوز نتونستم فراموشش کنم.الان بعد سالها برگشته با اینکه هر دو متاهلیم.ولی نمیخوام گناه مرتکب بشم با اینکه همسرم شهر دیگه ای محل کارش هست.ولی از طرفی هم دلم براش تنگ میشه.همه کاری هم انجام دادم فراموشش کنم نشد.لطفا کمکم کنید

    • سلام،دوست عزیز،
      خواهش میکنم وارد رابطه باهاش نشو،غیر از وابستگی و دلتنگی وهی کوچیکت کردن هیچی دیگه نداره،منم مثل شما بودم،یکنفر ۶سال پیش خواستگارم بود ،یکی رفت میونه همزنی کرد ومامانش هم گیر داد و نگذاشت ما باهم ازدواج کنیم،حتی خونه اش را از مامانش اینا جدا کرد،وبالاخره نتونستیم باهم ازدواج کنیم،وتقریبا همزمان با هم هر کدوم ازدواج کردیم،همیشه دوست داشت به یه طریقی بامن رابطه داشته باشه،ولی من زیر بار نمیرفتم،خودمم خیلی تو ی فکرش بودم،تا دوماه پیش توی واتساپ باهم چت کردیم وباهم رابطه برقرار کردیم،من یه استان دیگه زندگی میکردم، اون توی شهر دیگه‌ای، ولی مرتب میگه به من پیام نده،با خانمم هستم،جرات اینکه بهش زنگ بزنم ندارم،چون خانمش ممکنه پیشش باشه،حس میکنم اصلا توی اولویتاش نیستم،دیگه دلم نمیخواد ادامه‌اش بدم،دلم برا شوهرم میسوزه،مرتب عذاب وجدان دارم،به همین خاطر شما اینکار را نکن

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      برگشت ایشان در این برهه از زندگی که هر دو زندگی خود را دارید، کاملا خودخواهانه، بدون منطق و هیجانی است. احتمالا نیازهای خودش در رابطه خودش با همسرش برآورده نمی شود و احساس می کند با شما ناکامی های خود را می تواند ارضا کند. اما در یک رابطه همیشه مشکل از یک طرف نیست. رفتار ایشان در رابطه خودش چگونه است؟ آیا از رابطه خارج شود و سراغ رابطه دیگری شود مشکلات خود را تکرار نخواهد کرد؟
      پس بهتر است شما خوبی های زندگی خود را دائم جلو چشمتان ببینید و ذره ای به ایشان فکر نکنید و اجازه ندهید ایشان هم چنین فکری به سرشان بزند.

  6. تنها تا عبد تنها...

    سلام من عاشق شدم و الان ده سال هست که فراموش نکردم عشقم را از دست دادم خیلی ناراحتم و افسودام…

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      بهتر است خودتان را بیشتر بشناسید ، ده سال طول کشیده است، در این مدت کار دیگری، هدف دیگری نداشتی؟ اصلا اون طرف هم به شما فکر می کند؟ عشق بالغانه ای بود؟ واقعا به خاطر خودش دوستش داشتی یا می خواستی مال خودت باشد؟

  7. من داخل ی رابطه ای هستم ک طرف مقابلم نمیخواد منو و اینکه سرده نسبت بهم من فکر میکنم این رابطه اگر تموم بشه من بی اعتماد میشم کلا نسبت به بقیه هم و بهتره دیگ رابطه ای رو شروع نکنم چون من واقعا دوسش دارم هنوز

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      از خودت بپرس چه عاملی باعث می شود جذب کسی شوید که شما را دوست ندارد؟ آیا شما خودتان را دوست دارید؟ به خودتان احترام می گذارید؟ ارزش خودتان را می دانید؟

  8. ببخشید من حالم خوب نیست و در رابطه عاطفی که داشتم مشکل پیدا کردم و اون رفته ولی من نمیتونم با مسعله نبودن اون کنار بیام لطفا راهنمایی کنید نمیتونم رندگی کنم. ۷ سال در. رابطه بودیم و اون بکماه بدون هیچ حرفی رفته حتی با من تموم نکرده و اصلاا بهم جواب نمیده

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      از دست دادن هر رابطه ای به هر شکل سخت و ناگوار است و نیاز به سوگواری دارد و این سوگواری ممکن است بین ۶ ماه تا دو سال و حتی دو و نیم سال طول بکشد. اول انکار می کنید، عصبانی می شوید، مدت ها با خاطراتش درگیر می شوید اما نهایتاً می پذیرید.
      متأسفانه زندگی بر مدار قرار نمی چرخد، همه چیز در حال تغییر و دگرگونی است، اگر دنبال قرار باشیم خودمان بی قرار می شویم. انتظار نداریم عزیزمان را از دست بدهیم اما به دلایل مختلف از دست می دهیم. انتظار نداریم بیماری لاعلاجی بگیریم، مورد طرد والدین قرار بگیریم و….اما هر کدام از این اتفاقات برای هر کدام از ما ممکن است بیفتد.

  9. من چطوری عشقم را فراموش کنم راهش چی هست؟من سرول زیادی ندارم فقط مخیوام یگی را فراموش کنم. من دیگه مشکلی ندارم فقط عشقم هست نمیشه کنارش باشم نمیشه فراموشش کنم

  10. با سلام. چرا با وجودی که دو ماه گذشته هنوز از جدایی رابطه ام با اون آقا زجر می کشم با وجودی که آرزوم بود تمومش کنم ولی الان حالم خیلی بده و مدام خاطراتش مغزمو میخوره و‌گریه میکنم. به نظر شما او هم انقدر عذاب میکشه یا برای اقایون راحته؟

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      اگر انسان نسبتاً سالمی بوده باشد، به راحتی نمی تواند شما را فراموش کند. اما اگر ویژگی هایی از اختلال شخصیت خودشیفته یا ضداجتماعی را داشته باشد، نه تنها ناراحت نمی شود، بلکه از آزار دیدن شما لذت هم می برد.

  11. من با یه نفر ۲ سال تو رابطه بودم الان یه ۸ ماه میشع جدا شدیم همش تو فکرشم ن میتونم فراموشش کنم ن میتونم بهش فکر نکنم نمیدونم این عشق چ سمیه ک نمیشه کاریش کرد دیگه مخم کار نمیکنه از بس بهش فکر کردم باید چیکار کنم ک برگرده شما میتونی راهنماییم کنی واقعا تو اذابم شبا نمیخوابم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      شما هنوز در مرحله سوگواری هستید، سعی کنید این مدت خودتان را بیشتر بشناسید ، نقاط قوت و ضعف خودتان را بشناسید ، مشکلات رابطه را دقیق بشناسید. بالاخره مشکلاتی داشتید که رابطه را تمام کردید. اگر چشم هایشان را درست باز کنید، شاید به خاطر از دست دادن این رابطه خوشحال هم باشید.‌

  12. من الان ۹ سال گذاشت و هنوز که هنوزه نمیتوانم کسی رو که این همه دوستش داشتم و دیوانه بار عاشقش بودم فراموش کنم اون خیلی وقت پیش ازدواج کرده و من هنوز بهش فکر می کنم هر روز و هر دقیقه خیلی حالم خرابه باید چکار کنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      به نظر خودتان عشق شما شبیه عشق فرهاد به شیرین یا عشق مجنون به لیلی نیست، طرف مقابل شما سال هاست به زندگی خودش ادامه می دهد، اما شما این عشق بیمارگونه را رها نمی کنید. کمی در خودتان دقیق شوید، آیا در کودکی از جانب والدین عشق و محبت خالص دریافت کردید؟ آیا طرف مقابل شما شبیه والدین شما نبودند؟ پس اگر عشق سالمی دریافت کرده بودید، الان اول می توانستید خودتان را دوست داشته باشید. شما می خواهید از عشقی که ندارید به کسی بدهید که نمی خواهد.

  13. یک ماه پیش از کسی ک خیلی دوستش داشتم و تمام عشق و علاقمو پاش گزاشتم و یکسال باهم بودیم خیانت دیدم (عکس خودشو کنار دوتا دختر برام فرستاد) و تموم کردم ب بدترین حالت ممکن خیلی سختی کشیدم خیلی گریه کردم خیلی حال بدی تجربه کردم الان هراز گاهی میاد توی ذهنم و دلم براش تنگ میشه هنوز نتونستم فراموشش کنم خیلی دلم میگیره و ناراحت میشم نمیدونم چیکار کنم روز و شب و هر لحظم شده فکرش

  14. سلام با کسی که دوسش دارم کات کردم ما عاشق همیم ولی بخاطر خانواده من تمومش کردیم خیلی تو فشار روحی قرار دارم همش عکسا و خاطراتمون مرور میکنم اشک می ریزم آخه دوسش دارم.تو این دوران تک تک لحظه ها مون پر از خاطره است همیشه و همه جا کنار هم بودیم. تا یک سال اخیری که ما تصمیم به ازدواج گرفتیم و با مخالفت خانواده من (طرف دختر) روبه رو شدیم. دلیل خانواده من اینه چون من از پسر ۶ سال بزرگترم و این اختلاف سنی معکوس برای خانوادم توجیه پذیر نیست. تو این یک ماه اخیر من دوبار پیشنهاد کات کردن دادم حتی یبار یک روز باهم هیچ ارتباطی نداشتم ولی دوباره به هم رجوع کردیم ،تا روز اول عید که ما شب از بیرون اومدیم خونه دیدم بهم پیام داده سر خانوادت و آرامشت تو خونه بهتره همه چی تموم کنیم و عشقمون فقط تو قلبمون بمونه ،برام خیلی جای تعجب داشت که اینقدر با قاطعیت تموم کرد و منو گذاشت هنوزم میگه دوستت دارم ولی بهتره از هم جدا شیم بهم گفت تو این ۱۲ روز عید هم با خانوادت باش و منو فراموش کن ولی فراموش کردنش برام نشدنی چون تا الان با هیچ پسری مث اون نبودم و عشقش رو می دیدم

  15. ببخشید من یک سال با ینفر دوست بودم بعد یه مدت کات کردیم من از سر لجبازی با یکی دیگ ازدواج کردم الان دو ماهی میشه ولی اون ینفر نمیتونم فراموش کنم باید چیکار کنم؟

    • سلام ودرود دوست گرامی.فراموش کردن رابطه قبلی مانند سوگواری برای از دست دادن یکی از عزیزان است. قبل از آن که بتوانید معشوق قبلی خود را فراموش کنید، باید مراحل انکار، عصبانیت، دلیل‌تراشی، نشخوار فکری درباره رابطه شکست خورده و معشوق از دست داده و مراحل دیگر را طی کنید تا در نهایت بتوانید واقعیت را بپذیرید.بپذیرید که رابطه‌تان به اتمام رسیده است

      پذیرش اتمام رابطه سخت‌ترین و مهم‌ترین مرحله برای فراموش کردن رابطه قبلی است. اگر این واقعیت را باور نداشته باشید و نپذیرید که همه چیز تمام شده است، نمی‌توانید بر غم و اندوه خود غلبه کنید. برای کنار آمدن با درد خود و درک احساساتتان به زمان نیاز دارید. پذیرش اتمام رابطه مانند بستن دری است که رو به سوی شکست و اندوه باز می‌شود، بنابراین پذیرش برای پشت سر گذاشتن رابطه قبلی حیاتی است. مدیتیشن با حضور ذهن نیز مفید است. انجام دادن کارهای هنری در این مدت، روی آوردن به عادت‌های مورد علاقه و وقت‌گذرانی با دوستان نیز می‌تواند مایه تسلای خاطرتان باشد.

      برای کنار آمدن با این درد وقت بگذارید

      ناراحت بودن برای رابطه‌ای که به بن‌بست رسیده است، هیچ اشکالی ندارد. برای رابطه از دست رفته خود سوگواری کنید و بگذارید که غم و درد و ناراحتی‌تان تخلیه شود. نگذارید احساسات بدتان بعد از این شکست عاطفی تلنبار شود و ابراز احساسا‌ت‌تان فرار نکنید. فراموش کردن نیاز به زمان دارد و قرص و دارویی وجود ندارد که بخورید و بلافاصله حالتان خوب شود، بنابراین شکیبا باشید به خودتان فرصت دهید.

  16. عاشق کاربرم شدم واقعا دوستش دارم نمیدونم ایشون متولد ۷۸ من ۷۴ ایشون متلقه هستن ولی نمیدونم چرا اینقدر حساسم روش وقتی حالش خوب نیست دنیا تو سرم خرابه خیلی کارا براش کردم بدون منت تا الان هم هیچ پیشنهاد دوست داشتن بهش ندادم اصلن همش میگم مثل خواهرمی اون هم روی من خیلی حساسه ولی یه روز با یه نفر دیگه دیدمش تا چند روز ترکیده بودم هی میگفت چته چته من هیچی نگفتم نمیدونم هی وانمود میکنه کسی رو نداره نمیدونم چه خاکی تو سرن کنم هر کاری میکنم فراموشش کنم هم نمیتونم

  17. من یه دختر ۱۸ ساله هستم بچه تر که بودم یعنی ۱۵ سالم که بود با یه نفر دوست شدم و پدرم فهمید و با من خانواده خیلی بد شدن حالا هیچکس رو ندارم و نزدیک دوسال هست با یکی خیلی حرف میزدم یک پسری که خودش هم پدر نداشت و گاهی دعوا و هرچی داشتیم ولی الان به خاطر دلایلی منو تنها گذاشته حالا نمیتونم فراموشش کنم حالم بده هیچکس رو ندارم نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنین

  18. میدانم شاید خنده دار باشد با این حال شرح حال خودم رو براتون مینویسم. موضوع برمیگرده به27سال پیش دختری رو دوستان الان49ساله هستم بر اثر تصمیمات غلط پدر مادرم عشقم نا فرجام ماند یک بار بصورت تلفنی و کوتاه با هم صحبت کردیم نظری مثبت نداشت اما یک بار هم نامه ای به او نوشتم واضحار علاقه کردم که قصد مزاحمت ندارم اگر جواب بله بده مادرم رو بر خواستگاری بفرستم تنها رابطه ما فقط زبان چشمی بود هر روز از مدرسه که میومد با دوستش از جلو مغازه رد میشد بهم نگاه میکردیم. اتفاقا ت از این سطح نمی خواستم تو محله اونا با ابروشون بازی کنم خانواده ای بسیار محترم بودند تقریبا از نظر مالی هم سطح هم بودیم. یک روز مادرم و عمه مرحومم دوبار رفته بودن خواستگاری و از شانس من اون روز اونا تو خونه نبودن از این طرف پدرم زنگ زده بود به مادرم که اگه جور نشده دیگه نرید حتما قسمت نیست. بالاخره با هزار ترفند مادرم دختر دایی خودشرو رو برام گرفت الان 27ساله یک پسر دانشجو هم دارم ولی نتونستم فرا موش کنم هر روز در رنج و عذاب هستم در ضمن مشکلی در زندگی ندارم اما هر کاری میکنم نمیتونم از فکرش دربیام بسیار مختصر سعی کردم بنویسم واقعا در عذاب حتی پسرم هم موضوع رو میدونه خانم هم همینطور ممنون میشم راهنمایی بکنید در ضمن چون کار من طوری هست که شیفتی هست شبها ده روز در ماه تو اداره شیفتم و شبها این افکار هجوم میارن حتی از شدت نا راحتی بعضی وقتها به دیوار چنگ میزنم و نفرین میکنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      ۲۷ سال پیش چنین امکاناتی نبود که با هم حرف بزنید و بیشتر همدیگر را بشناسید، یک فرشته ای از ایشان در ذهن خود ساختید که نتوانستید به ایشان برسید. از طرفی به خودتان نگاه کنید، چه دلیلی داره کسانی که نزدیک شما هستند و دوستتان دارند، نمی توانید چشم هایشان را درست باز کنید و آنها را ببینید و هنوز دنبال لیلی هستید. پس لازم است به یک طرح واره درمانگر مراجعه کنید و خودتان را بیشتر بشناسید.

  19. خیلی دوسش دارم نمیتونم هیچ جوره ازش دل بکنم ولی کاری میکنه بعضی وقتا که من ازش بدم بیاد دیگه دیونم کرده نمیدونم چیکار ش کنم اینجوری پیش بره روانی میشم کم کم این زندگیمو تموم میکنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      این افرادی که قدر دوست داشتن طرف مقابل را نمی دانند و طرف مقابل را به مرز جنون می رسانند، افراد سالمی نیستند و نمی توانند ارتباط سالمی شکل دهند، پس اگر واقعاً ایشان را دوست دارید باید از یک طرح واره درمانگر کمک بگیرید.

  20. من هفت ماه با کسی در ارتباط بودم ، دوست معمولی بودیم فقط ، رابطه عاشقانه ای هم نداشتیم ، من دو سه ماه بعد فهمیدم دوسش دارم و چند وقت بعدهم احساسمو بیان کردم ، که اون تمایلی نداشت و احساس من یک طرفه بود ، الان ۹ ماه از اون ماجرا میگذره ، من دو سه بار با اطمینان کامل فراموشش کرده بودم ، آیدی مجازی شم ندارم حتی ، بهشم زیاد فکر نمیکنم ، خودمم کلی هدف و برنامه دارم برای زندگیم ، و هرروز هم مشغولم ، دوست های اجتماعی هم ب اندازه کافی دارم ، چ دختر چ پسر ،اما هنووزم بعد ۹ ماه دوسش دارم ، و فکر نمیکنم بتونم با کس دیگه ای باشم ، چند مورد بوده برای آشنایی اولیه که حتی نتونستم ذره ای علاقه نشون بدم بشون ، چون هنوزم درگیر نفر قبلیم ‌…اینم بگم من هربار کلییی سعی میکنم بش فکر نکنم ، هیچ یادگاری یا خاطره ی خاصی هم نیس ک منو یادش بندازه ، فقط احساس میکنم نمیتونم هیشکسو مث اون دوس داشته باشم… گاهی چندین ماه مگذره

    • سلام در اصل فراموشی وجود نداره نمیشه که ما افرادی که باهاشون بودیم و خاطره هایی که تجربه کردیمو فراموش کنیم وقت با گذر زمان اون شخص و خاطره هاش برامون کمرنگ تر میشه ، هر چقدر بخوای خودتو تو فشار بذار که نباید بهش فکر کنی بدتر ذهنت میره سمت فکر کردن به ایشون میدونی مثل چیه مثل اینکه من الان بهت بگم به یه توپ قرمز رنگ فکر نکن همین که بگم توپ قرمز تصویرش تو ذهنت تداعی میشه. خودتو مجبور نکن فراموش کنی رابطتتونو دوباره مرور کن ببین اصلا با این آدم یه پله پیشرفت کردی ؟ بیین چه خوبی هایی داشت و چه بدی هایی یکبار منطقی تمام جنبه های رابطتتونو بسنج هرچی گذشت رو مرور کن و خب طبیعیه افراد بعده هر لز دست دادنی مراحل سوگ رو میگذرونن ابرای یه سری افراد دیرتر سپری میشه ، چون کنار نیومدی که تموم شده و باید برگردی به زندگی عادیت و اینکه از خودت توقع نداشته باش هر کی اومد سمتت بهش حس پیدا کنی شاید اینا اون ادمی که تو میخوای نیستن زمان بده به خودت به موقعش اونی که باید سر راهت قرار میگیره. کتاب هم بخون هنر عشق ورزیدن و عشق ویرانگر کتاب های خوبی هستن

  21. من حدود 5 روز هست از یک رابطه عاشقانه که دوساله هم بوده اومدم بیرون و الان حس میکنم نبود اون آدم توی زندگیم غیر قابل تحمله. از طرفی اون آدم هم کلاسیم هست و هروز میبینمش و نمیتونم ازش بگذرم. 24 سالمه و دوست پسرم 23 سالش بود

  22. من حدود 5 روز هست از یک رابطه عاشقانه که دوساله هم بوده اومدم بیرون و الان حس میکنم نبود اون آدم توی زندگیم غیر قابل تحمله. از طرفی اون آدم هم کلاسیم هست و هروز میبینمش و نمیتونم ازش بگذرم

  23. میخواستم ببینم چطورمیتونم یک نفریو از ذهنم بیرون کنم؟باشه ببینید این فرد از اقوامه ولی خو از حدود ۸ ماه پیش نسبت بهش احساسات پیدا کردم واین احساسات همین طوری داره عمیق تر وبیشتر میشه ولی خو این عشق به نظرم درست نیست چون اون طرف از من خوشش نمیاد وخیلی عادی با من برخورد میکنه

    • ببین عزیزم بذار به صورت علمی برات یه مسئله ای رو توضیح بدم ما توی مغزمون انواع انتقال دهنده های عصبی رو داریم که هرکدوم مسئول یه احساسی هستند. وقتی شما احساساتت درگیر میشه یا عاشق میشی دوپامین مغزت بیش از اندازه ترشح میشه و حس لذت بهت دست میده برای همینه حس خوب داری و نمیتونی فراموشش کنی. در واقع یه فرایند فیزیولوژیکه داره تو مغزت اتفاق میفته و طبیعیه. چیزی رو که باید بدونی منطقت باید کار کنه نه صرفا بر اساس احساسات پافشاری کنی رو یه علاقه ی یک طرفه

  24. من ۱۵ سالمه ویکی به من میخواد بگه دوست دارم بعد من عاشقش بودم اما کاری کرد که اون حس عاشقی بهش ندارم چیکار کنم؟ایشون دنبال یه دختر خوشگل هست و در اصل ما باهم فامیل هستیم اون میشه پسر عمم بهم توجه میکنه دلش میخواد همش باهام صحبت کنه من دلم نمیخواد اون رفت دنبال دختر خالم و با اون میخواست رابطه شروع کنه اما دختر خالم قبول نکرد. چجوری فراموشش کنم؟

    • طبیعیه اگه وابسته شده باشین مراحلش رو باید طی کنید، ابتدا باید ببینیم واقعا قصدت اینه که فراموش کنی؟ فراموش کردن یک شخص پروسه خاصی داره که قدم به قدم باید جلو بری. تا جایی که ممکنه در معرض دید اون شخص نباش حتی اگه از سر کنجکاوی هم هست به خودت مسلط باش، در جمع های خانوادگی تا حد ممکن حضور نداشته باش. در قدم بعدی اگه یادگاری یا جیزی از اون شخص داری نگهش ندار. حتی در شبکه های اجتماعی هم چکش نکن. اینها کارهاییه که خودت برای خودت میتونی انجام بدی. و به خودت فرصت بده که بزرگتر بشی و بتونی در مورد احساسات خودت رو مدیریت کنی. در درجه اول باید خودت دوست و حامی خودت باشی، و متعهدانه برای خوب شدن خودت با این راه حل هایی که گفتم کمک کنی. حتی بطور غیر مستقیم هم اجازه نده کسی از اون پسر برات خبری بیاره. اگه وضعیت درست خوبه و ارتباطت با خونه هم عالیه پس خلا یی حس نمیشه، برای خودت ارزش و احترام قائل شو مارینا جان و از کسی که به تو مثل شی نگاه میکنه دوری کن، تفریحات سالم برای خودت انتخاب کن، و هدفت رو دنبال کن، آروم آروم فراموشش میکنی و یادت باشه تو ابتدای نوجوانی هستی و فرصت های طلایی زیادی برات پیش خواهد اومد. رابطه عاطفی اگه به وقتش و با بلوغ فکری اتفاق بیفته بسیار هم شیرینه اما در سن کم معمولا محصول هیجانه و خطاهای زیادی توشه، به خودت فرصت بده. یادت باشه قرار نیست از فردا دلبسته نباشی بلکه با کار کردن روی خودت هرروز قوی‌تر میشی. موفق و شاد باشی دخترم

  25. میخواستم ببینم چطورمیتونم یک نفریو از ذهنم بیرون کنم. این فرد از اقوامه ولی خو از حدود ۸ ماه پیش نسبت بهش احساسات پیدا کردم واین احساسات همین طوری داره عمیق تر وبیشتر میشه ولی خو این عشق به نظرم درست نیست چون اون طرف از من خوشش نمیاد وخیلی عادی با من برخورد میکنه

  26. سلام من ۲ سال پیش با یک پسر به اسم رضا آشنا شدم خیلی دوسش داشتم شب تولدم بهم با بهترین رفیقم خیانت کرد بهم قول ازدواج داده بود و بدتر از اون قول ازدواج با اونا کار ندارم ولی بعد ۱ سال من با یکی دیگ آشنا شدم و ازدواج کردم ولی الان با گذشت ۲ سال از اون قضیه نمیتونم فراموشش کنم

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      کودکی خودت را واکاوی کن، ببین چه دلیلی داره نمی تونی کسی که با شما بدرفتاری کرده، خیانت کرده، فراموش کنی؟ آیا پدر و مادرت مرتب دعوا و درگیری داشتند؟ شما مورد سو استفاده جسمی، جنسی یا کلامی قرار گرفتید؟ شما را دوست نداشتند؟ توجه کافی به شما نداشتند؟ احساس رها شدگی داشتید؟ وقتی خودت را بشناسی، کودک آسیب دیده درونت را ترمیم کنی آنگاه یاد می گیرید که تنها کسانی را دوست داشته باشید که شما را به خاطر وجود ارزشمند شما دوست دارند.

  27. من درگیر رابطه 7 ساله ای بودم که الان 3ماهه ازهم جدا شدیم اما هنوز نمیتونم باور کنم و هر لحظه فکر من درگیره و زندگی منو ریخته بهم. ما عاشقانه همو دوست داشتیم. تا اینکه شوهرش متوجه یه چیزایی شد و طرف مقابلم از ترس دیگه ادامه نداد و گفت رابطه تموم شده. اما من هنوز نتونستم کنار بیام با این جدایی. هر لحظه بهش فکر میکنم و تمام خاطرات میاد تو ذهنم تمام خوبی هایی که بهم کرده میاد تو ذهنم و اشک میریزم. راهنماییم کنید چطور میتونم این رابطه رو تو ذهنم تموم کنم و بهش فکر نکنم. دچار افسردگیم کرده و شب و روزمو ازم گرفته و دچار خشم و عصبانیت هم میشم که چرا اینطور شد. از طرف مقابلم خیلی ناراحتم که منو تنها گذاشته.هنوز نمیتونم باور کنم تموم شده و دلم میخاد ادامه داشته باشه. بهش نیاز دارم. چطور کنار بیام با مسایل عشق و عاشقی و کمرنگ بشه و دیگه بهش فکر نکنم و منو بهم نریزه

    • شما میگید همسرش متوجه شد ! و از ترسش ادامه نداد. کاملا واضحه شما کاملا نفر سوم این رابطه بودید تو این هفت سال بهم عادت کردین و رابطع عاشقی هم اگه بود یه طرفع بود .ایشون هر چقدر هم ادعا کرده باشن شما رو دوست دارند همسر وزندگیشو بیشتر دوست داشته که از ترس رابطه رو قطع کرده .حتی به قیمت لز دست دادن شما هم شده حاضر نبود زندگی مشترک خودشو از دست بده. شما هفت سال وقت خودتو صرف رابطه ای کردی که اخرش به هیچ رسید. یعنی از همون اول شروعش غلط بود؛ حالا بخوای دوباره برگرده. شما خودتو مشغول کاری کن .تنها نمون .کتاب بخون ورزش کن با دوستات بگذرون .کم کم این موضوع براتون کم رنگ میشه .به خودتون زمان بدین. و اینکه هر ازگاهی بهش فکر کنی یا هنوزم دوسش داشته باشی حساس نشو کاملا طبیعیه نخواه دوباره ادامه بدی یا رابطه رو از سر بگیری

  28. من از عشقم ی هفته جدا شدم بعد اینکه نمیتونم فراموشش کنم دوسش دارم ولی اون متهد نیس بنظرم کار خوبی کردم ولی پشیمونم ی جورایی میشه بگید چیکا کنم؟؟

  29. سلام من بعد از 20 سال هنوز عشق سابقم رو دوست دارم هرکاری میکنم نمیتونم فراموشش کنم هم من بچه دارم هم ایشون ولی متاسفانه با هم در ارتباطیم و واقعا زندگیم برام کابوسه هر لحظه آرزوی مرگ دارم اصلا نمیتونم دوریش رو تحمل کنم شما رو بخدا کمکم کنید بتونم کنار بیام وبه زندگیم ادامه بدم

  30. سلام.نمیدونم چی شد که اصلا پیام دادم ولی یه حسی توم به وجود اومده که نمیخوام داشته باشمش اون حس اینه که تا اخر عمرم حس میکنم باید تنها باشم.امشب دوستم گفت تو اصن آدم رابطه نیستی و این واقعا تاثیر روانی بدی برای من داشت و امشب تا صبح نخوابیدم و داشتم مطالبی راجب ددی ایشوز میخوندم و به نظرم تاثیرات بچگی و رفتار پدرم باعث این موضوع شده.لطفا کمکم کنین این حس ازم دور بشه.من عاشق ۱ آقای شدم که تا ۱ سال برای داشتن من تلاش کرد و در نهایت بعد از قبول کردن درخواست من با این استدلال که من نمیتونم الان با تو باشم چون نمیتونم بهترین خودمو برات بزارم و لطفا صبر کن تا همه چیو درست کنم از من جدا شد ولی با من همچنان درارتباطه و میگه دوستم داره و درواقع صمیمی ترین رفیق منم هست.خیلی گیج شدم و نمیدونم واقعا درست ترین کار چیه.بهش گفتم میتونم تو ۱ تایم کوتاه کلا فراموشت کنم و رابطه ی رفاقتیمون ادامه پیدا کنه ولی قبول نکرد و گفت فقط ازت مهلت میخوام به نظر شما کار درست چیه؟

    • زیور رحمانی نژاد روان شناس بالینی

      اول از همه هر دو به یک طرح واره درمانگر مراجعه می کنید، خودتان را بیشتر می شناسید، بعد از درمان اگر احساس کردید می توانید رابطه سالمی برقرار کنید ادامه می دهید، در غیر اینصورت عمر خود را تلف نمی کنید.‌

  31. سلام وقت به خیر برای اینکه بتونم عشقم رو فراموش کنم چه کار باید کرد

    • سلام. اگر فرد مورد نظر معشوق شما بودن. گام اول اندازه کافی به خوبی و صحیح عزاداری کنید برای فرد یا رابطه از دست رفتتون. گام دوم روی خودتون تمرکز کنید مثل ورزش کردن به موقع خوابیدن کتاب خوندن و کارهایی که باعث رشدتون میشه و دوست دارین به هرحال. این دوتا گام رو بردارین تا شصد هفتاد درصد راه رو رفتین و فرد کم کم از یادتون میره. سومین مرحله اینکه باور کنید قرار نیست یه کسی یه خاطره ای رو کامل از ذهنتون ببرین و بپذیرین که ممکنه یه نقطه کوچیکی همیشه اون ته ذهنتون باشه و خودتون رو بابت یه نقطه کوچیک سرزنش نکنید. پس تمام تلاش شما باید کوچک کردن اون خاطرات باشه نه حذف کردنشون. و خوب که به خودتون مهلت عزاداری و پیشرفت دادین به آدمهای جدید شانس وارد شدن به زندگیتون رو بدین. هیچوقت هم تلاش نکنید زخم رو با یه رابطه جدید ترمیم کنید.

  32. من میخوام از عشقم جدا بشم و این عشق اولمه و هفت ساله ک باهاشم اما دلم نمیخواد ولش کنم. من نمیخوام عشقمو ول کنم ولی باز مجبورم ولش کنم چون دارم بدترین لحظات زندگیمو سپری میکنم از طرفی ایقد دوسش دارم ک حاضرم کل دنیارو براش ب اتیش بکشم از طرفی هم دلم دیگه‌نمیخوادش دیگه دوسش ندارم چیکار کنم دارم دیوونه میشم دارم میمیرم دیگه

  33. متاسفانه توی گذشته با اقای اشنا شدم که نزدیک به 8 سال باهم در ارتباط بودیم و یک دفعه اون اقا تصمیم به ازدواج گرفت و رابط بدون دلایلی که شاید من نمی دونم تموم شد. ولی الان با گذشت تقریبا 9 سال از اون ماجرا هنوز درگیر گذشته هستم و اصلا این داستان برام حل نشده با اینک مشاورهای زیادی رفتم. مشکل اصلی من این هست که گذشته من خیلی خیلی منودرگیر کرده جوری که داره تمام روند زندگی منو تعطیل می کنه وانگار دیگه هیچ حسی یا انگیزه های برای ادمای اطرافم وهمسرم و حتی زندگیم ندارم . ممنون می شم راهنماییم کنید

  34. نمی دونم چرا چند شب به عشقم مسیج کدم درست جواب نمی داد قبلی اون تا می گفتم سلام توی چت بود تا ساعت ها با هم چت می کدیم شب حتا قهر می کدیم بازم آشتی می کدیم اونم خیلی قهر های بسیار خطر ناک شش ماه با هم بودم حتا منو با خانواده اش آشنا کده بود خانواده اش هم منو خیلی دوست داشتن بدیش یک شب خیلی خسته بودم چون کلاس داشتم گفتم عشقم مه میخوابم گفت باشه عشقم شب خوش عزیزم بدیش فردا صبح مسیج کد چرت امشب زود خوابیدی گفتی مه اذیتیت می کنم از دستم فرار کردی بدیش مه گفتم نه جانم چون خیلی خسته و مانده بودم خوابیدم بدیش گفت باشه جانم بدیش همون روز خانه پاک کدیم خیلی خسته شده بودم شبیش بازم گفتم میخوابم جانم گفت باشه بیخواب جانم بدیش شبی دیگریش مسیج کدم تا دو ساعت مسیج مه نخاند بدیش که خاند خیلی سرد جواب داد شبی بدیش مسیج کدم بازم خیلی دیر جواب داد اما سرد تر از قبل بدیش مه قهر کردم سه روز نیامد برم بوگیه چیشده عشقم قبلن که قهر مب کدم د امو لحظه از دلم در میاورد یا حتا جنگ خیلی بدی می کدیم بازم خیلی زود از دلم در میاورد اما ایندفه سه روز شد نیامد از دلم در بیاره بدیش خودم مسیج کدم گفتم تو چرا قهری مه خو قهر کدم چون تو مسیج مو دیر جواب میدادی بدیش گفتم من باشم یا نباشم برات مهم است یا نه بدیش برم جواب داد بد از ساعت ها گفت برای مه فرق نمکنه باشی یا نباشی بدیش مه گفتم باشه بد یک هفته امروز یک استوری خنده دار مانده بود بریش مسیج خنده دادم جواب نداد اما مسیج مو زود دید مث قبلن الان تقریبا ما یک نیم هفته است باهم نیستم یعنی چت نمی کنیم اما او رقم رقم پروفایل دو نفره میمانه ویدیو عاشقانه استوری می کنه مه باید چی کار کنم خیلی بریش مسیج کدوم اما نشد الان باید چی کار کنم لطفا برم کمک کند مه واقعا دیگه نمتوانم تحمول کنم حتا غذا درست خورده نمی توانم حتا جریان یک نیم هفته خانواده ام بریم میگن چرا ایقه لاغر شدی چرا ایقه خسته کن استی تو او دختر ازی تان خاهیش می کنم کمکم کنید بریم بوگین چی کار کنم …..؟؟؟؟؟؟

  35. سن ۱۸. جنسیت خانم.متاهل.دبیرستان …. میشه کمکم کنید کسیو ک تو زندگیم نیست و فراموش کنم کسی ک مربوط ب گذشته ولی هرکار میگنم از فکرم بیرون نمیره خیلی حالم بده لطفا راهنماییم کنید

  36. تازه از کسی که دوسش داشتم جداشدم رفیق بودیم به خواستگاری هم رسیدیم ولی نشد خانواده ها رازی نبودن ولی من الان حالم خوب نیست نمیتونم فراموشش کنم باید این کار انجام بشه ولی نمیتونم

  37. سلام من یکیو از بچگی یعنی ده یازده سالگی دوست داشتم وقتی چهارده سالم بود با هم چت میکردیم سر ی قضیه با هم جر و بحث کردیم و من ازش جدا شدم تو هفده سالگی با یکی نامزد کردم فقط برای اینکه ازش انتقام بگیرم با نامزدم ازدواج کردم ولی تا الان ک ی سال خورده یی از ازدواجم میگزره نتونستم فراموشش کنم با شوهرمم سرد برخورد میکنم اونی ک دوسش داشتم فامیل بود هر سری میبینمش حالم خیلی بد میشه چیکار کنم

  38. والله به نظرم هرچی بیشتر بی توجهی کنی بیشتر از یاد طرف میری ?

  39. از ما گفتن بود

    آره دقیقاااا مخصوصا اگر طرفت دختر یا زن باشه با بی توجهی بهش گور خودتو کندی که راحت ازت سرد و ناامید شه پس اگر طرفت آدم اشتباهیه خب مجبوری از زندگیت بزاریش کنار ولی اگر آدم درستیه و عاشقی باید هرکار میتونی برا نگهداشتنش بکنی بی توجهی و بیخیالی جواب نمیده فقط بهش میفهمونه که برات مهم نیست و بهتره بیخیالت بشه

  40. سلام من مردی ۳۶وساله و مجرد هستم . در ۲۰ سالگی عاشقی دختری ۱۸ ساله شدم پس از چندین سال رابطه بیش از ۲ ساله با من کات کرده و اوایل من هرچی اصرار کردم به رابطه برگرده افاقه نکرد ولی رابطه مون تبدیل به یک رابطه ی معمولی شده طی این مدت جدایی ۴ الی ۵ بار مکالمه تلفنی و بیشتر به هم تکست میدیم البته اغلب شروع کننده مکالمه منم البته بعضی وقتا جواب تکست رو نمیده . خودش هم میدونه من هنوز دوستش دارم . من از این وضعیت خسته شده م میخوام فراموشش کنم لطفا راهنمایی کنید چکار کنم

    • وقتی می بینید مدت هاست رابطه تان سرد شده شما چه اصراری دارید؟از دست دادن هر رابطه ای به هر شکل سخت و ناگوار است و نیاز به سوگواری داره و این سوگواری بین ۶ماه تا دو سال و حتی دو و نیم سال طول می کشد. شما هر چه زودتر بپذیرید که رابطه تمام شده زودتر راحت می شید. این همه مدت با هم بودید اما رابطه تون به فرجام نرسیده، فرصتی است برای فکر کردن و تامل در رفتارهای خودتان که کجاهای کارتان ایراد داشت که رابطه گسسته شد، پس از این فرصت خوب استفاده کنید.

  41. مشکلم در مورد رابطه با یک نفر هست که دوساله باهمیم و خیلی دوستشون دارم ولی چون خیلی اذیت میشم از دوریشون میخام کنار بزارم ولی نمی تونم دچار افسردگی و ناامیدی شدم تو زندگی به کمک شما احتیاج دارم

  42. من مدت دوسال بایه دخترخانمی دوست بودم که چندین بارمن تنها گذاشت ولم کردوبازبرگشت من بخشیدمش الان بازم چندماه رفته نمیتونم فراموشس کنم بایدچکارکنم اون هربارک رفته گفته خودم باعث شدم درصورتی ک من هرکاری واسه خوش حالیش کردم الان ب همه عالم شک دارم نمیتونم واردهیچ رابطه عاطفی باجنس مخالفم بشم همش شک تردید دارم

  43. 19سال_دختر_مجرد_پشت کنکوری _یکی پنج سال باهمیم یه سه ماهی میشه رفته هرچی میگم حرف حالیش نمیشه_دارم دیوونه میشم بعضی موقع ها میاد تو ذهنم یه کاری دسته خودم بدم_نمیتونم فراموشش کنم اصلااااااا_اون که بیخیاله من این وسط بیچاره شدم.با روانشناس حرف زدم ولی تغییری نکردم.

  44. من5سال با یکی دوست بودم ومن خیلی دوسش داشتم ولی اون اوایل خیلی اذیت م کرد همش خیانت ولی جون عشق اولم بودهمیشه بخشیدم ولی بعد2سال ایشون خوب شدن و چن سال خوب بودیم ولی من شکاک شده بودم بخاطر خیانت های قبلیش و همین باعث شد که اون هم زده بشه از رابطه و تموم کردیم بعد 1سال من یک روز هم نبوده بهش فکر نکنم و اون الان ازدواج کرد و زندگیش هم دوسداره و فهمیدم موقعی که با من هم بود با این طرف بود . همه این بدی هارو میدونم ولی نمیتونم فراموش کنم . خانوادم خیلی اصرار دارن ازدواج کنم ولی من حتی نمیتونم دیگ کسی رو دوس داشته باشم حتی تو این ی سال نتونستم دس کسی رو بگیرم .
    چ جوری فراموشش کنم از خودم خسته شدم واقعا ولی فراموش هم نمیشه

  45. سلام من ۲۵ سالمه و یک ماهه که نامزد کردم . اما اصلا حالم خوب نیست و همش درگیر رابطه قبلی ام و نمیتونم با نامزدم رابطه خوبی برقرار کنم ذهنم همش میره سمت رابطه سابقم و نمیتونم با آینده به نامزدم تمرکز کنم میخواستم ازتون کمک بخوام که بتونم اونو فراموش کنم وآیندمو با نامزدم بسازم

  46. سلام وقتتون بخیر من ی دخترم وبا ی پسر یکسالو نیمه تو رابطم خانوادهامون در جریانن الان نمیخوام دیگه باهاش تو رابطه باشم ولی برام سخته فراموشش کنم بنظر شما چکار کنم؟!

  47. سلام من تا چند ماه پیش با یکی دوست بودم و خیلی باهم صمیمی بودیم(من دخترم و با یه دختر دیگه دوست شده بودم) باهم کلی خاطره داشتیم روزی نبود که باهم چت نکنیم حتی باهم به یه مدرسه میرفتیم همه چیز خوب بود تا اینکه او یه نفر دیگه رو به رابطمون اضافه کرد اولاش من باهاش کنار اومدم ولی بعد از چند هفته شاهد این بودم که اون میخواست از من دوری کنه و بره با اون یا یه جورایی منو دور بندازه من خیلی داغون شدم ولی خب دیگه منم ناخواسته ازش دوری کردم الانم فقط میخوام فراموشش کنم

  48. من عاشق کسی شدم که اون یکی دیگه رو میخاد چیکار کنم که زود فراموشش کنم هرشب با فکر خیالش گریه میکنم همه کار کردم ولی اون بهم نرسید خسته شدم نمیدونم چیکار کنم هرچقد خدارو صدا زدم خدا هم بهم توجه نمیکنه

  49. سلام دوستان
    دختری هستم که ۶ ماه با کسی در ارتباط بودم و از ته دل عاشقش شدم یه عشق پاک و زلال. اون بهم گفته بود که قبلا عاشق یکی دیگه بود و هنوز بعد از یکسال نتونسته فراموشش کنه اما من با خودم فکر کردم که انسان میتونه دوباره به خودش فرصت بده و از اول همه چیو شروع کنه اون بهم گفت حتی با گوش دادن اهنگ بعضی وقتا به یادش می افته ولی من فکر کردم که آروم آروم میتونه اونو از ذهنش کمرنگ کنه و من رو جای اون بزاره.اخه اون اومد سمتم اون خیلی بهم ابراز علاقه کرد گفت منو برای زندگیش میخواد بهم گفت میخواد باهام ازدواج کنه بهم گفت تحت هیچ شرایطی تنهام نمیزاره اما من احمق نفهمیدم که فقط یه دل گرمی بودم براش یکی که سرشو با اون گرم کنه تا اونی که قبلا عاشقش بوده رو از ذهنش کمرنگ کنه
    اما دیر فهمیدم زمانی فهمیدم که دیگه عاشق شده بودم زمانی فهمیدم که حاضرم براش جون بدم براش بمیرم با عشق اون نفس میکشم هر لحظه بوش رو حس میکنم هر لحظه تو ذهنمه وقتی نوازشم میداد تو روز تولدم سر یه موضوعی بحثمون شد چون اون خیلی باهام سرد شده بود ولی بعد از چندین روز که ازش خبر نداشتم بش زنگ زدم و گفت که میخواد تنها باشه منم گفتم باشه آلات از اون روز تا حالا چند ماه گذشته ولی هیچ خبری ازش نیست تو این چند ماه فهمیدم که چقدر عاشقشم چقدر دوسش دارم اما تصمیم گرفتم که یه بار ک شده عاقلانه رفتار کنم که اون منو دوست نداشت و فقط یه کسی بودم که می‌خواست دلشو با اون گرم کنه تا یکی دیگه رو مثلا فراموش کنه . منم درکش کردم اما اونم منو بازیچه گذاشت ولی میبخشمش چون اینطوری هم خودم راحت میشم هم اون میخام خدا هم منو اونو ببخشه چون به خودم بدی کردم همون موقع که بهم گفت نتونسته بعد یه سال فراموشش کنه باید میفهمیدم .من هنوز اونو دوست دارم و نمیخوام ازش متنفر باشم فقط میخوام قبول کنم که اون ماله من نیست و دوست دارم زندگیمو ادامه بدم .منتظر مردی باشم که قلبا دوستم داشته باشه چون ایمان دارم که حکمت خدا بوده که بهش نرسیدم .از خدا میخوام من و اونو ببخشه و من هم خودم و اون رو میبخشم سخته فراموش کردنش همین الان که دارم تایپ میکنم دارم گریه میکنم ولی میخوام قبول کنم و سعی و تلاش کنم که اون فقط یه آدمی تو گذشتم بوده و حکمت نبوده که باهم باشیم شاید این طور بهتره چون اگه بهش می‌رسیدم این حسو داشتم که دارم با مردی زندگی میکنم که دلش هنوز تو پیش یکی دیگست.ما نمیتونیم آدمهای عادی که تو زندگیمون بودن رو فراموش کنیم چه برسه به کسی که نسبت بهش عشق پاکی داشتی اما این رو میدونم که خدا به آدما فرصت میده فرصتی برای دوباره خندیدن برای دوباره زندگی کردن برای همه چیزو از اول شروع کردن برای قبول کردن نبودن بعضی آدما برای کمرنگ کردن گذشته ای که دوس نداریم دوباره تکرارش کنیم

  50. من ۱۸ سالمه در حال حاضر با یه آقایی تو رابطه هستم که خیلیم دوسش دارم و ازش خوشم میاد ولی هر از گاهی اکسم که یادم میاد ناراحت میشم و میرم تو خودم.میدونم اکسم آدم مناسبی نبوده ولی خب خاطراتمون قشنگ بود .این وضعیت کلافم کرده دوس دارم کلا برام مهم نباشه. اکسمو تو محله زیاد میبینم و حتی تو محرمم قراره بیینمش . نمیدونم چرا اصلا برام مهمه که چجوری بپوشم که به چشمش بیام و اینجور چیزا. خیلی خوبه چه از لحاظ اخلاقی چه از لحاظ رفتاری یا کارایی که برام میکنه و واقعا میخوامش چون یه سری بحثمون شد و یه هفته کات بودیم خیلی اذیت شدم و اونجا فهمیدم میخوامش ولی خب عذاب وجدان میگیرم وقتی به اون فکر میکنم دوس ندارم تو ذهنم باشه دوس دارم برام یه آدم عادی باشه

  51. من ۲۳ سالمه و الان ۲ ساله با یه پسری که دوست خانوادگی هم هستیم باهاشون دوستم اوایل رابطه خیلی حسودی میکرد بهم هم سن خودم هستن بعد که پدرم فهمید خیلی مخالفت کرد و من قطع ارتباط کردم با پسره بعد از حدود ۵-۶ ماه تولدم دوباره ما با هم حرف زدیم ولی این سری تصمیم گرفتیم دوست هم بمونیم ولی نشد و ما دوباره جدا شدیم بعد من با پسر های دیگه جلو چشمش گرم گرفتم اون با دختر های دیگه دیگه جوری شد که داداش بزرگ پسره با دوتامون حرف زد و ما دوباره دوست شدیم و این سری به گفته پسره جدی تر و ما باز سر دختر و پسر های دیگه کات شدیم من خودم دانشجو روانشناسی هستم و میدونم دوست پسرم بیش فعالی داره و تو رابطمون هم بیش فعال عمل میکنه الان ۳-۴ هفته پیش به من زنگ زده التماس که من رو از بلک درار حرف دارم باهات من از بلک درش اوردم بعد از اسرار های فراوان الکی زنگ زد و چیز خاصی نگفت فقط پرسید از دوست پسرت چه خبر منم گفتم به شما مربوط نیست و ما بعد از ۲ هفته دوباره اشتی کردیم هی قربان صدقه که دوباره رل بزنیم و من گفتم نه شما لیاقت رابطه نداری چون دوست مشترک خیلی زیاد داریم و محیطی که زندگی میکنیم من هی میبینم ایشون رو گفتم دوست بمانیم تا صاعت ۶ صبح زنگ میزنه و تلفنی حرف میزنیم. ۲ روز بود که خیلی کم پیدا بود و من امروز جایی دعوت بودم و حال مساعد نداشتم یکی از دوستای مشترک بهم زنگ زد بریم بیرون من بعد مهمون با این دوستم رفتم بیرون و چون کمی مست بودم حالم خوب نبود دوستم زنگ میزنه به پسره که بیاد پیشمون اومد و من رو از ماشین پیاده کرد و با دوستم نشست حرف زد بهش گفته من میدونم شیوا همیشه دوسم داره و هست الان با یه دختر حرف میزنم دختره ۲ ماهست ۲ ماه بعد با شیوا دوباره جدی فکر میکنم و خودش هم خیلی عصبانی بود از دستم من واقعا سردرگمم نمیدونم چی کار کنم و نمیتونم فراموشش کنم واقعا دوستش دارم

  52. دوسال و نیم نامزد بودم، با هم خوب بودیم و نامزدم مرا زیاد دوست داشت از من مخفی کرد که قبلا نامزد داشته و بخاطر انتظاراتی کع خانوادا ام داشت و انها از خانواده خسیسی بودند و برآورده نشد پدرم رفتارهای سردی با نامزدم می کرد و نامزدی بهم خورد چند ماه نگذشته مجددا نامزدی کرد. الان یکسال هس نامزدیش به هم خورده و فک می کنه من مناسبم چون با من خوب بوده و من موقعیت اجتماعی خوبی در جامعه دارم اما من دلزده شدم و اعتماد ندارم و از طرفی دوستش دارم و نمی توانم فراموش کنم

  53. من با یکی تو رابطه بودم ۴سال بعد ۴سال خوانوادش به دلایل الکی بهونه اوردن مارو از هم جدا کردن الان ۶ماه هست که از جداییمون میگزره ولی دختره انگار خوب بنظر میاد ولی من حالم این چند وقته خیلی بده همش فکراش منو دیونه کرده الان شمارش هم دارم داخل روبیکا که آنلاین میشه انگار با برادرم دوست شده باهم آنلاین میشن باهم آف میشن ولی من هربار که میبینم بیشتر می‌سوزم ولی هیچ کاری ا دستم برنمیاد دختره۱۶سالشه منم۱۹حالم واقعا بده نمیدونم چطور باید برای همیشه ا زندگیم بیرونش کنم که فکرش تو سرم نزنه

  54. سلام من با یه پسری مدت یک سال دوست بودم و قرار بود بیاد خواستگاریم ک یهو ناپدید شد خیلی پیام دادم تماس گرفتم جواب نداد منم حالم خیلی خراب بود بلاتکلیف بودم ک چرا بی‌خبر ولم کرد و رفت بعد از سه ماه برام خواستگار اومد و خانوادم قبول کردن منم از بس سر درگم بودم فقط میخواستم از اون حالت خلاص بشم قبول کردم و ازدواج کردم اوایل با همسرم خوب بودم ن دوستش داشتم ن ازش بدم میومد بعد از چهار ماه اون پسره پیداش شد و گفت ک چ مشکلی براش پیش اومده. و منم فراموشش نکردم الانم میگه باید طلاق بگیری میگه سالها صب رمیکنم تا بتو برسم منم هیچ حسی ب شوهرم ندارم تازه گیا یجوری شدم کلا ازش بدم میاد بخودم اجازه نمیدم بمن دست بزنه حالم بد میشه وقتی نزدیکم میشه خیلی داغونم نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید ممنون

  55. سلام من با یه پسری مدت یک سال دوست بودم و قرار بود بیاد خواستگاریم ک یهو ناپدید شد خیلی پیام دادم تماس گرفتم جواب نداد منم حالم خیلی خراب بود بلاتکلیف بودم ک چرا بی‌خبر ولم کرد و رفت بعد از سه ماه برام خواستگار اومد و خانوادم قبول کردن منم از بس سر درگم بودم فقط میخواستم از اون حالت خلاص بشم قبول کردم و ازدواج کردم اوایل با همسرم خوب بودم ن دوستش داشتم ن ازش بدم میومد بعد از چهار ماه اون پسره پیداش شد و گفت ک چ مشکلی براش پیش اومده. و منم فراموشش نکردم الانم میگه باید طلاق بگیری میگه سالها صب رمیکنم تا بتو برسم منم هیچ حسی ب شوهرم ندارم تازه گیا یجوری شدم کلا ازش بدم میاد بخودم اجازه نمیدم بمن دست بزنه حالم بد میشه وقتی نزدیکم میشه خیلی داغونم نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید ممنون لطفا کمکم کنید کاملا گیج شدم

دیدگاهتان را بنویسید