برای “مشاوره آنلاین رایگان” یک دسته بندی را انتخاب کنید و مشکل خود را با روانشناس مطرح کرده و راهنمایی رایگان دریافت کنید.
جهت مطالعه نظرات و تجربیات دیگران، به کامنتهای انتهای صفحه مراجعه نمایید
انسانها به طور طبیعی موجودات اجتماعی هستند. در نتیجه، گفتگو و برقراری ارتباط با دیگران یکی از روشهای ابتدایی است که ما انسانها برای بیرون آمدن از افکار خود بکار میبریم. متأسفانه، صحبتکردن با دیگران در زندگی همیشه ساده و راحت نیست. زمانی که به شدت تحت تأثیر قرار میگیریم، بار عواطف و احساسات، نگرانیها و استرسها آنچنان سنگین به نظر میرسند که نمیتوان آنها را با یک دوست یا آشنا در میان گذاشت. در این حالت است که مشاوره فردی میتواند سودمند باشد. درمان رودررو به شما اجازه میدهد تا با یک فرد بهصورت محرمانه صحبت کنید. یک مشاور حرفهای میتواند نسبت به نگرانیهای شما منصفانه واکنش نشان دهد، کلمهای آرامشبخش به زبان آورد و به شما توصیههایی برای داشتن یک زندگی بهتر بکند. به خواندن این مقاله ادامه دهید تا متوجه شوید که چگونه مشاوره فردی میتواند به شما کمک کند.
مشاوره فردی رایگان
هر روز، میلیونها انسان برای کمک در زمینه مشکلات روزمره گرفته تا جدی به درمانگر مراجعه میکنند و گفتار درمانی رودررو یکی از محبوبترین روشهای درمان به شمار میرود. کاربرد و محبوبیت گسترده این شکل از درمان بدان معنی است که درمانگر امروزی روشها و تکنیکهای بسیار متنوعی برای کمک به شما در تغییر طرز فکر و داشتن حس بهتر در اختیار دارد.
مراجع حضوری به درمانگر این امکان را میدهد تا توجه خاصی به شما بکند که در درمانهای گروهی ممکن نیستو درحالیکه جلسات گروه درمانی دارای اهمیت خاص هستند، بهخصوص برای افرادی که بهمنظور بهبود ضربه روحی یا اعتیاد به یک انجمن نیاز دارند، درمان فردی را میتواند برای تقریباً هر مشکلی بکار برد. درمانگر عموماً اهداف خاصی را تعیین میکند تا شما را در طول درمان هدایت کند.
بسته به آنچه دنبالش هستید و دلیل مراجعهتان به مشاوره، ممکن است تنها به یک جلسه مشاوره نیاز داشته باشید (اگرچه، اکثر افراد به حداقل 5 جلسه نیاز پیدا میکنند) یا ممکن است مجبور شوید در جلسات هفتگی برای ماهها یا در برخی از موارد برای سالها شرکت کنید. این کاملاً به نیازهای شخصی شما، وضعیت و تأثیر درمان بستگی دارد.
چه کسی میتواند از مشاوره روانشناسی رایگان سود ببرد؟
مشاوره فردی برای نیازهای خاص فردی مناسب است. این بدان معناست که برای تقریباً همه افراد سودمند است. نیازهای کنونی یک فرد، برنامه درمان را مشخص میکند؛ اگرچه، این برنامه ممکن است در طول درمان تغییر یابد. خواه اینکه با غم و اندوه یا ضربه روحی مواجه هستید، با افسردگی یا عدم رضایت شغلی دستوپنجه نرم میکنید یا تنها به دنبال بهبود چشمانداز کلی خود هستید، مشاوره فردی میتواند شکلی از التیام را در اختیار شما قرار دهد.
در طول این مسیر، درمانگر احتمالاً الگوهای رفتاری ناسالمی که خود فرد از آن ناآگاه است را شناسایی میکند؛ بنابراین، درمان میتواند به رشد فردی نیز کمک بسیار زیادی بکند.
درمان فردی یا صحبتکردن با یک دوست یا عضوی از خانواده تفاوت دارد. درحالیکه دوستان و اعضای خانواده میتواند توصیههای خوبی به شما بکنند اما بهندرت بیطرف هستند و آموزش لازم جهت ارزیابی المانهای مختلف ضربه روحی و درد و رنج را ندارند.
علاوه بر این، برخلاف دوستان و اعضای خانواده، یک درمانگر مقید به یک توافقنامه محرمانگی است. این توافقنامه به شما احساس امنیت میدهد؛ در نتیجه، درحالیکه شخصیت خود و آنچه از زندگی میخواهید را کشف میکنید، میتوانید یک رابطه مبتنی بر اعتماد را با درمانگر خود ایجاد نمایید. بهاینترتیب، تغییرات واقعی رخ میدهند. در واقع، اثرات مشاوره فردی آنچنان عمیق است که شواهد نشان میدهند که این شکل از درمان حتی بر روی ساختار مغز نیز تأثیر میگذارد.
مزایای مشاوره رایگان فردی انلاین چیست؟
مشاوره فردی رایگان انلاین یک فرصت شخصی بهمنظور دریافت حمایت و رشد تجربه در طی دوران چالشبرانگیز در زندگی به شمار میرود. مشاوره فردی میتواند به فرد در مواجه با بسیاری از موضوعات شخصی از قبیل خشم و عصبانیت، افسردگی، اضطراب، مصرف مواد مخدر، ازدواج و چالشهای موجود در رابطه زناشویی، مشکلات والدین با فرزندان، مشکلات مدرسه، تغییر شغلی و غیره کمک کند.
برای دریافت مشاوره بر روی شکل تصویر درج شده در گوشه پایین سمت چپ صفحه کلیک کنید
مشاوره فردی انلاین رایگان فرایندی است که در طول آن شخص با یک متخصص سلامت روان آموزشدیده در یک محیط امن، دلسوزانه و محرمانه کار میکنند. مشاوره به افراد این امکان را میدهد تا احساسات، عواطف، باورها و رفتارهای خود را کشف کنند، خاطرات چالشبرانگیز یا تأثیرگذار را پردازش نمایند، جنبههایی از زندگی که میخواهند تغییر دهند را شناسایی کنند، شخصیت خود و دیگران را بهتر درک نمایند، اهداف شخصی برای خود تنظیم کنند و به سمت تغییر مطلوب حرکت نمایند.
مشاوره فردی رایگان، مشاورهای است که بر نگرانیهای آنی یا آینده نزدیک فرد تمرکز دارد. مشاوره فردی ممکن است شامل مشاوره و برنامه ریزی شغلی، رهایی از غم و اندوه پس از مرگ عزیزان یا مواجه با مشکلات در محیط کار پیش از بزرگتر شدن آنها باشد. مشاوره فردی یک گفتگوی رودررو بین مشاور و بیمار است، کسی که به دنبال درمان میباشد. هر دو نفر نوعی اتحاد، رابطه یا پیوندی را شکل میدهند که موجب رشد شخصی و اعتماد میشود.
مشاوره فردی راهی برای مقابله با مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی و غیره، به شمار میآید. افراد در طول جلسات مشاوره فردی یاد میگیرند چگونه با استرس، مشکلات درون فردی، غم و اندوه، مسائل خشم و کمبود اعتماد به نفس مقابله کنند.
مشاوره فردی برای طیف گستردهای از دلایل مانند افزایش مهارت خود آگاهی، تشویق به خود کاوشی، شناسایی مرزها، بهبود مهارتهای برقراری ارتباط و بهبود استفاده از مهارتهای مقابله سالم مفید است. این مزایا منجر به یک تغییر در رفتار فرد خواهد شد که اغلب موجب کاهش مشکلات فردی و رشد شخصیت خواهد شد.
افزایش خود آگاهی با چت مشاوره رایگان فردی
طی فرایند خود آگاهی، هم فرد و هم مشاور در تصمیم گیری در زمینه مشکلاتی که موردبحث هستند، با هم مشارکت میکنند. مشاوران اغلب افراد را تشویق میکنند تا از تجربیات خود به بهترین شکل ممکن در زندگی روزانه استفاده کنند.
بهعنوانمثال، تمرین ذهن آگاهی یک ابزار پرکاربرد در مشاوره برای افزایش توانایی حضور فرد در لحظه حال است. فعالیتهای ذهن آگاهی اغلب افراد را به درنظرگرفتن افکار، احساسات و عواطف در جلسه مشاوره وادار میکنند. این روش منجر به خود آگاهی تجربه انسانی میشود. همینالان در ذهن من چه میگذرد؟
علاوه بر این، مشاوران تمایل دارند تا بینشی را در مورد تأثیر رفتار فردی بر یک نتیجه مطلوب فراهم آورند. به طور خاص، درمانگرهایی که از روش درمان رفتاری شناختی (CBT) استفاده میکنند، به عدم تطابق آنچه فرد فکر میکند اتفاق میافتد و آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، اشاره خواهد کرد.
فردی که با انواع فوبیا مانند ترس از عنکبوتها دستوپنجه نرم میکند، بهاحتمال زیاد با هدف مقابله با ترس از قرارگیری در شرایطی که ممکن است عنکبوت در آن حضور داشته باشد، اجتناب میکند. بااینوجود، اجتناب از عنکبوت بهسادگی موجب میشود تا ترس فرد تقویت شود. مشاوران، ناظران بیرونی مهمی هستند که دیدگاهی را در اختیار افراد قرار میدهند که بهتنهایی قادر به مشاهده آن نیستند.
خود شناسی با مشاوره آنلاین رایگان
مشاوره فردی همچنین به افراد اجازه میدهد تا مسیر خود در جهت خود شناسی را شروع کنند. من که هستم؟ باورها و ارزشهای من چه هستند؟ چه چیزهایی به زندگی من معنا میبخشند؟ چه کسانی در زندگی پشتیبان و حامی من هستند؟ اینها سؤالاتی هستند که با مشاوره در ذهن فرد شکل میگیرند.
شناسایی مرزها از طریق مشاوره رایگان انلاین
بسیاری از افراد برای مشکلات مرتبط با روابط و مهارتهای اجتماعی خود به دنبال مشاور هستند. در بیشتر اوقات، این مشکلات از کمبود یا نبود مرزها به وجود میآیند. مرزها، محدودیتهای فیزیکی و عاطفی هستند که به تمایز قائل شدن بین تمایلها، نیازها و اولویتهای یک فرد از فرد دیگر کمک میکنند. مهمترین جنبه در ایجاد مرزها، شناسایی موقعیتی است که بدانها نیاز است.
بهمنظور برقراری ارتباط بین مرزها، یک فرد ابتدا باید آنها را شناسایی کند و از آنها آگاه باشد. نقش مشاور، فراهمکردن بینشی نسبت به نیازها و اولویتهای یک فرد است. در هفته به چه میزان زمان دور از والدین خود نیاز دارید؟ چگونه میتوانید وظایف و کارهای خود را برای تعیین مرزهایی برای خود اولویتبندی کنید؟ در یک جلسه مشاوره فردی میتوانید به کاوش در مورد هر یک از این سؤالات بپردازید.
تقویت مهارت ارتباطی با مشاوره فردی
علاوه بر شناسایی مرزها، هدف و قصد مشاوره بهبود مهارتهای برقراری ارتباط از قبیل مهارتهای مربوط به قاطعیت مبتنی بر اعتماد به نفس، تقویت هوش هیجانی، همدلی، گوشدادن فعال، افزایش اعتماد به نفس و احترام است.
قاطعیت مبتنی بر اعتماد به نفس که شامل تأکید بر نیازهای خود در عین احترام به نیازهای دیگران است، نیز بسیار اهمیت دارد.
مطالب مرتبط: پسری که قصد سوءاستفاده دارد
تقویت مهارتهای مقابلهای با مشاوره رایگان فردی
از همه مهمتر این است که افراد از طریق روند مشاوره به مهارتهای مقابلهای ارزشمندی دست مییابند. بهعنوانمثال، مشاورانی که از روشهای پذیرش و تعهد درمانی (ACT) یا رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) بهره میگیرند، در جلسه مشاوره بر تکنیکهای ذهن آگاهی تمرکز دارند که این تکنیکها در کاهش علائم افسردگی و اضطراب مؤثر هستند؛ این دانش را میتوان از جلسه مشاوره به دنیای واقعی تعمیم داد.
مطالب مرتبط: رابطه جنسی در دوران دوستی
علاوه بر این، رفتار درمانی شناختی (CBT) افراد را تشویق میکند تا از مهارتهای مقابلهای مرتبط با الگوهای فکری خود استفاده کنند. بهعنوانمثال، رفتار درمانی شناختی (CBT) توانایی فرد در شناسایی محرکها و افکار ناسالم مرتبط با اضطراب و افسردگی را افزایش میدهد. مشاورانی که از رفتار درمانی شناختی استفاده میکنند نیز مراجعهکنندگان خود را از روشهایی برای شکلدهی مجدد افکار و درنظرگرفتن دیدگاههای جایگزین مطلع میسازند.
مطالب مرتبط: رابطه جنسی با دوست پسر
به طور خاص، روند مشاوره فرد را به سمت آگاهی هدایت میکند و مهارتهای مقابلهای و برقراری ارتباط سالم را در او بهبود میبخشد. اگر احساس میکنید که درمان فردی به شما کمک خواهد کرد، تردید نکنید و با ما تماس بگیرید.
مشاوره باما | مرکز مشاوره روانشناسی خانواده ازدواج مشاوره روانشناسی خانواده ازدواج طلاق کودک



سلام وقتتون بخیر. من 27 سالمه و تا الان نتونستم علاقه و استعداد خودم رو پیدا کنم اینم بگم که من اعتماد بنفس بسیار پایینی دارم به حدی که گاهی از حضور در برخی جاها مثل محیط کاری یا حتی تماس تلفنی اجتناب میکنم و اینجور مواقع خیلی برام استرس زاست و گاهی اوقات تپش قلب میگیرم و به کلی تمرکزم رو از دست میدم از طرفی خانواده ام هم به دلیل این موضوع ازم ناراحتن و همین هم باعث میشه که روز به روز ناامیدتر از روز قبل بشم و اعتماد بنفس کم و کمتر بشه تا جایی که گاهی اوقات با خودم میگم چرا باید بیشتر از این به زندگی ادامه بدم منی که هیچ سود و نفعی برای هیچکس ندارم.چند وقت هم جایی سرکار بودم ولی به دلیل اینکه نمیتونم خوب ارتباط برقرار کنم و تمرکز داشته باشم عذرم رو خواستن. مشکل دیگه اینه هر روز به یه چیز فکر میکنم و تصمیم میگیرم تلاش کنم باز فردا منصرف میشم و به یه چیز دیگه فکر میکنم و بازم این چرخه هی ادامه داره و خیلی خیلی دارم از لحاظ روحی اذیت میشم. در واقع فکر اینکه من برای چی آفریده شدم و جایگاه من تو این دنیا چیه عذاب شده برام. من چیکار کنم هیچ هدفی دیگه تو زندگی ندارم و این تغییر تصمیمه خیلی عذاب شده برام. میشه راهنماییم کنید ممنون میشم.
سلام ،من به افسردگی و اضطراب اجتماعی مبتلا هستم دوبار هم نزدیک بود خودکشی کنم که با دخالت مردم و بعد تماس مردم به اورژانس اجتماعی بعدش بستری شدم به بیمارستان بخش سلامت و روان و بعداز ۱۶ روز مرخص شدم ولی خانوادم از وقتی بیمارستان مرخص شدم خانوادم روی بیرون رفتن به تنهای و همطور تنها مانده در خانهمان گیر میدن نمیذارند تنهای بیرون از خانه برم یا تنهای در خانهمان بمانم من الان ۲۲سالم دختر هست نمیدونم باید چیکار کنم لطفا کمک کنید ؟با تشکر فراوان
از خانواده ام بدم میاد یه روز خوب رفتار میکنن یه روز سر یه مسئله کوچیک بحث میکنم من بدم میاد از سر و صدا از داداشم بدم میاد همش منو اذیت میکنه بابام بهش چیزی نمیگه میگه جوابشو نده حرس منو در میاره بابام جای من بود خودش جوابشو میداد و دعوا میشد بابام سریع عصبانی میشه به هر کسی که گله میکنه یه چیزی میگه همه خانواده رو عصبی و عصبانی میکنه ولی داداشم بیشتر اینکار رو میکنه آنقدر از خانواده ام بدم اومده که دلم میخواد برم از پیششون نه صداشونو بشنوم نه ببینمشون یه دختر ۱۸ ساله ام نمیتونم بیرون برم به تنهایی و باید اجازه بگیرم با کلی حرف زدن در این حد که مامان دوستم باید با مامانم حرف بزنه که قبول کنه من برم بعد هی میگن درس بخون درس بخون از درس و مدرسه بدم اومده وقتی یکی بهم میگه یه کاری بکنم بدم میاد بدم میاد ازم بخوان کاری رو بکنم که دوست ندارم بدم میاد از احساساتم استفاده میکنن بدم میاد از همشون بدم میاد همش با هم بحث میکنیم فقط میخوام از اینا دور بشم نمیدونم چرا بعدش از هر چی که بگم یا فکر کنم پشیمون میشم ناراحت میشم از چیزی که گفتم بدم میاد چرا باید اینطوری باشم چرا باید برای دفاع از خودم همش یه ترس توی دلم باشه وقتی که دعوا بشه بغضم بگیره و هی بهم بگن آبغوره گرفت خیلی از داداشم بدم میاد انقدر که دلم میخواد اصلا نباشه! دلم میخواد پیش دوستانم باشم پیش اونا هستم خیلی حالم بهتره ولی نمیتونم! نمیزارن برم هی درس درس هی این بده این خوبه همش صلاح منو میخوان ولی اصلا به حرفای من توجه نمیکنن
منم همینجوریم…کاش میشد باهات درد و دل کنم 🙃
سلام من ۳۰ سالمه ، منم از خونوادم بدم میاد با اینک تک دخترم و هیچ خاهرس ندارم بازم مادرم به برادرهام بیشتر توجه میکنخ همیشه ، ۱۹ سالم بود ازدواج کردم تو رندگی به مشکل خوردم دوبارخ ازدواج کردم ، بازم جدا شدم فک میکنین چرا. چون مادرم با شوهرم تو رابطه بود و من اصن چایی نداشتم تو زندگیم ، هیچ بیرون رفتنی مسافرتی یا جتی طعم مادر شدنی ، خودم کار میکنم خدماتی یک شرکتم و همش دارم کار میکنم و خودم زندگی مو میچرخونم ، دارم کارای طلاق مو انجام میدم اما هیچکس ب زن تنها خونه اجارخ نمیده و من همش غمگینم ، دلم ار زندگی و دنیا و مادرم و شوهرم پره ، خیلی زحمت کشیدم همه این سالا خودم خرج خودمو دادم اصن ندید منو کسی ، دلم میخاد حودمو بکشم تحملش برام سخته ،مجبور شدم ار خونه پدرم و برادر هام دست بگشم مادرم هرجا میشینخ میگ دخترم خراب بود اما بخدا من ۷ سال زحمت کشیدم برا زندگیم کار کردم، خیلی غم دارم چرا سهم من باید همچین مادرز باشه ….هی خدا واگذار کردم بخودت
چقد منی تو
افسرده نا امید
من عمیقأ دلم میخواد خودمو بتونم بکشم چون هیچ امیدی ندارم و بخاطر قطع کردن اینترنت پونزده سال تمام دارایی و تلاش من پرید و از گشنگی و بی پولی زنم دست بچمو گرفت و رفت و خودمم چندین روزه تو خونه نونم ندارم بخورم چون من مهندس کامپیوترم و فقط با سیستم کار کردم و هیچ کار دیگه ای بلد نیستم . و از ته دلم نفرین میکنم کسانی که اینترنت رو طبقاتی کردن و قطع کردن. من که تموم شدم … ولی بودن کسایی که تازه داشتن شکوفا میشدن. آقای مسئول قطع اینترنت تو زندگی منو گرفتی و مسئول مرگ منی . امیدوارم سر خودتون و بچتون بیاد بلایی که با اینترنت و قطع کردنش سر ما آوردین …
او آخرین نصیحت تا وقتی تو ایرانی برید بنایی کنید . بهتر از درس
و اگر تونستید جورابتونم بفروشید و برید 😞😞😞😞
سلام من خانمی ۴۲ ساله که با مردی که ۴۸ سال دارد که اهل همدان هستن ایشون از دهات های ارزوج هستن که به تهران امده بودن من ۲۲ سالم بود با ایشون ازدواج کردم که در سایپا در تولید کار می کردن که دیپلم داشتن و یک خونه در سراسیاب شهریار زندگی می کردن که خونه ایشون ۲۲ میلیدن ارزش داشت در سال ۱۳۸۳ که من ایشون تشویق به درس خوندم کردم و ایشون الان وکیل هستن و بنده پدر دیالیزیشون رو به مدت پنج سال یک روز در میون به بیمارستان می بردم ویک دحتر ۶ ساله را در خونه تنها میذاشتم وپدرشون بعد از ۵ سال به رحمت خدارفتن وایشون همچنان درس می خوندن وسرکار می رفتن مادرشون تنها شد به مدت ۴ سال ما از ایشون نگه داری می کردم با وجود ۶ دختر ایشون هم بعد از چهار سال به رحمت خدا رفتن الان همسر من از اون اول شکاک بودن ورفت امد با خانواده من رو دوست نداشتن و من خیلی عداب کشیدم از نظر سکسی هم ایشون ۲۰ سلل هستش که نمی تونن من رو ارضاع کنن با التشون حالا بعد از مدت ها که گذشته بنده را قبول ندارن و من را کتک می زنن من با این مرد باید چیکار بکنم
راستشو بخواید بخاطر مشکلات روحیم میخواستم پیام بدم ولی وقتی پیامای بقیه رو دیدم فهمیدم که مشکل اکثر آدمای اینجا اینه که هیچ ارزش و احترامی برای خودشون قائل نیستن و خودشون رو دوست ندارن دلم بحال همتون میسوزه انگار همه ما یک نفریم دنیا دو روزه زندگی کنید فکرای چرندو از ذهنتون بریزید دور و انقدر خودخوری نکنید چشم بهم بزنید همتون پیر شدید چه زندگی کنید چه زندگی نکنید داره میگذره، خودتون رو با معیار های عقب مونده جامعه محدود نکنید روزی یک میلی گرم برای خوشحالی خودتون تلاش کنید میدونم سخته ولی تنها کسی که میتونه نجاتتون بده خودتون هستید
سلام . اگر شوهری بخاطر مشکلات مالی و فشار زیاد مالی که داره و عاملش هم داداش همسرش باشه.بخاطر کاری که باهم اومدن انجام دادن و سرمایه گذاریش را خراب کرده باشه و داغون باشه ووهمش بزنه به جاده و حالا وقتی خونه ی خاله ی زنش دعوتن برای تولد پسرخالش شوهرش میگه نمیاد چه کار کنه زنش ناراحت شده و اشک ریخته ولی شوهرش میگه نمیتونم و داغونم تو برو و من با تو مشکلی ندارم و حوصله ادما ندارم و خانواده ی زنشم میگه دورش خط کشیده چه کار کنه این زن😭
من ۱۷ سالمه و میخوام در مورد اینکه الان درس بخونم و به فکر پیشرفت از طریق درس خواندن باشن یانه با هات صحبت کنم موضوع اینجاست که من مادرم مریضه ، اما پدرم این موضوع رو درک نمیکنه و از اون میخواد که کارهای خونه رو مثل قبل انجام بده که البته مادرم به اندازه کافی کار میکنه ، اما پدرم قبول نمیکنه جدا از این موضوع و موضوع های دیگه مادر و پدرم دائما با هم دعوا دارن و خیلی وقت ها پدرم خیلی مادرم رو اذیت میکنه ،خونه ما دائما پر از سر و صداست بخاطر دعواهاشون ، من یک دانش آموزم ، و کلاس یازدهمم و باید برای امتحان نهایی یازدهمم آماده بشم و درس بخونم چون تاثیر مستقیم داخل سوابق تحصیلیم داره دعوا های اونها که برخی وقت ها فیزیکی هم هست و گریه های مادرم رو در پیش داره ، من رو داخل یک جو مهیب قرار میده مخصوصاً وقتی میبینم مادرم مریضه و کاری از دستش بر نمیاد و اونطور گریه میکنه ،
البته بعد از کلی دعوا کردن ، یه بازه زمانی با هم آشتی میکنن و دوباره دعواشون میشه ، دوباره و دوباره و دوباره جوّ خونمون خیلی بده ، پر از سر و صداس و احساساتم رو هم خیلی تحریک میکنه ، و باعث میشه نتونم براحتی درس بخونم من از اول سال تحصیلی تا الان خیلی زمان برای درس خواندن گذاشتم (با اینکه یه وقت هایی دوباره دعواشون میشد، تو اون مواقع شاید کمتر درس میخوندم) و اگر همینطور پیش برم میتونم نتیجه خوبی بگیرم ، اما یه مشکلی وجود داره ، اون هم اینه الان که اول اردیبهشت هست اونها بدجور باهم دعواشون شده و جو بدی تو خونمون هست ، و حتی ممکنه مثل سال تحصیلی قبلیم که کلاس دهم بودم ، دقیقا داخل زمان امتحانات (خرداد ماه) دوباره این درگیریهاشون پیش بیاد و باعث بشه مثل سال قبل امتحاناتم رو خراب بکنم و آینده و تمام تلاش هایی که تا الان کردم ، نابود بشه یکی از تصمیماتی که میتونم بگیرم اینه که ترک تحصیل کنم و برم سر کار و مادرم رو از پدرم جدا کنم و خودم خرج خودمون رو بدم ، که اینطوری آینده و استعداد و تلاش هایی که تا الان کردم نابود میشن و حتی خود مادرم هم راضی به اینکار نیست ، تازه من عمل جراحی فتق انجام دادم ۶ ماه پیش و شاید نتونم خوب کار کنم، اما وقتی میبینم که پدرم اینطور اذیتش میکنه واقعا احساساتم جریحه دار میشن یکه دیگه از تصمیماتی که میتونم بگیرم اینه که راهم رو ادامه بدم ، که در این صورت باید برای تامین مخارجم به پدرم وابسته باشم که به خیلی من و مادرم رو اذیت میکنه ، و همینطور شرایط جوّی که داخل خونمون هست احساسات و حواسم رو پرت میکنه و باعث میشه نتونم درس بخونم و امتحاناتم رو خراب کنم و هم آینده ام نابود بشه و هم هر روز اشکها و گریه های مادرم رو ببینم در خصوص بیرون رفتن و درس خواندن در یک محیط دیگه هم نمیدونم کجا برم ، آخه ما داخل این شهر یا فامیلی نداریم ، یا اگر هم داریم اون هایی ان که با مادرم رابطه چندان خوبی ندارن( بعضی وقت ها فکر میکنم اون ها با حرف هاشون باعث دعوا بین مادر و پدرم میشن) و دوست ندارم برم خونه شون
البته کتابخانه شهرمون هست که اون هم ساعات محدودی باز هست ، فکر میکنم ۶ صبح تا ۶ شب ، که اگر من همینقدر زمان هم برای درس خواندنم برای امتحان نهایی بگذارم موفق میشم ، اما شب ها که برای خواب یا … میرم خونمون دوباره داخل این محیط قرار میگیرم و جوّ احساسی خونمون تمرکزم رو برای شرکت در امتحان نهایی خراب میکنه
سلام پایه دوازدهم و ۱۸سالمه من وقتی که میخوام درس بخوانم مدام فکر های متفاوتی توی سرم میاد و سناریو های متفاوتی رو در ذهنم میسازم و جوریه که دیگه کتاب رو رها میکنم و مدام طول و عرض خونه رو راه میرم و فکر میکنم …سناریو غمگین و شاد و طنزو…انگار تو مغزم داره زندگی میکنم با اون سناریوی غمگینی که میسازم گریه میکنم با سناریو طنز هم میخندم و به حدی میام و میرم تو خونه که دیگه بی انرژی یوفتم…دیگه واقعا خسته شدم از افکار…سابقه خودزنی هم داشتم البته برای جلب توجه بود که مادرم بهم توجه کنه اما نکرد…دکتر برام قرص پوکساید رو نوشت اما مادرم نزاشت که بخورم و این هم بگم من بچه طلاق هستم و تک فرزندم …دوست دارم که درسم رو ادامه بدم و به یه جایی برسم اما افکارم و یه چیزی مانع میشه انگار تو این دنیا خیلی خیلی تنهام و تنها چیزی که کمکم میکنه یه توجه از سمت مادرمه و پدری که معلوم نیست کجاست…دیروز هم برای اولین بار دو نخ سیگار کشیدم اما الان خیلی پشیمونم نمیخوام معتاد شم ترجیح میدم بمیرم تا اینکه معتاد باشم…
من ۱۵ سالمه و اینکه میدونم اشتباهه ولی عاشق دختر خالم شدم که ۶ ماه از من کوچیک تره و اونم عاشق من شد و الان ۱ساله با همیم و با وجود رفتن و برگشتن های زیاد مدتی میشه که مشکلی با هم نداریم ولی تا الان حرف هایی مثل عزیزم نفسم اینا زدیم ولی تا الان حرف های که انحراف جنسی داشته باشه نزدیم و تا الان کوچیک ترین فعالیت عملی حتی گرفتن دست یا بغل کردن اینا نداشتیم و حد نگه داشتیم و الان که با همیم من ی حالی بهم دست داده میدونم خیلی دوستش دارم ولی همین دوست داشتنه داره اذیتم میکنه و بهم فشار میاره ی جوری شدم دوست ندارم باهاش حرف بزنم یا ببینمش ولی همش منتظر اینم که انلاین شه یا ببینمش و نمیدونم دارم چیکار میکنم و نمیتونم بیخیالش هم بشم ولی خیلی اذیت میشم ی راه کاری بدین که سخت نباشه و دوستم ندارم اون این وسط آسیب عاطفی چیزی بخوره چیکار کنم میشه یه کمکی بهم کنید واقعا اذیتم میکنه
سلام من دخترم و واقعا به کمک نیاز دارم اگه میشه راهنمایی کنید من حدود هشت ماه پیش با یه نفر وارد رابطه شدم همون روز اول بهش گفتم ببین من آدم وابسته این اگه قراره بری همین الان شروع نکنیم بهتره گفت نه من نمیرم قول میدم همه چیز تا دوماه اول قشنگ بود ولی از ماه دوم دعوا ها شدت گرفت پارتنرم شکاک بود و منم اولا میگفتم خب به خاطر اینکه اکسش بهش خیانت کرده ولی خب دعوا اول ما که خیلی شدیدی بود سره همین بود ولی خب دو ساعت بعد آشتی کردیم ولی هی از ماه های بعد گیر داد که تو عوض شدی رفتارت عوض شده و من با این حرفاش اذیت کرد و خسته شدم حال روحیم داغون بودی ولی هنوز بهش توجه میکردم ولی واقعا خسته شده بودم از حرفهای تکراری که تو عوض شدی و اون آدم روز اول نیستی آره واقعا آدم روز اول نبودم بنا به دلایلی ولی اون همه دلایلم رو میدونست ولی نمیدونم چرا درک نمیکرد گذشت تا همین 20 فروردین که اومد گفت تو منو شکستی تو منو خورد کردی و منو نابودی کردی و من تحمل ندارم و کات کردیم ولی خودم طاقت نیاوردم و برش گردوندم ولی 15 روز بعد رفت وقتی رفت من تو کانالهایی که میگشتم وارد یه گپ شدم و توی اون گپ حالم خیلی بد بود دردو دل کردم و یه نفر که از قضا پسر هم بود رابطه نبود نه پیشنهادی نه چیزی فقط بهم مشاوره میداد و تنها کسی که بهش مشاوره میداد من نبودم تو مدت این هشت ما هم به جز پارتنرم با هیچ پسر یا مرد دیگه ای صحبت نکردم سه روز بعد از اینکه رفت اومد بهم پیام داد و بک زدیم اولش گفت خیانت کردی بعد گفت من آدم رفتن نبودم میخواستم اذیتت کنم ببینی قلب شکسته چقدر درد داره بعد گفت بیا دوتا دوست باشیم من عذاب وجدان دارم و ازین حرفا بعد اومد قربون صدقه رفت و اینا من گیج شده بودم فرداش همو دیدیم همه چیز خوب بود تا اینکه دوباره یه دوسه روز بعد گفت من نمیتونم و رفت شب بهم پیام داد چطور تونستی بهم خیانت کردی تو چطور تونستی منو بشکنی و ازین حرفا دو سه روز ازین پیام داد تا اینکه دیشب باز بک زدیم الان همه چی خوبه ولی هنوز قهره به پوششم گیر میده و با بیشتر چیزایی که من دوست دارم مخالفه تا یه جایی همیشه سعی کردم به خاستش احترام بزارم نمیخوام قلبش بشکنه نمیخوام ناراحت بشه ترجیح میدم خودم ناراحت بشم و بشکنم ولی اون نه الان واقعا نمیدونم میشه بگین واقعا من بهش خیانت کردم ؟و اینکه کارم درست بوده برگشتم یا نه باید جدا بشم ؟آخه تا الان همه بهم گفتن جدا شو اگه میشه بگین تا بیشتر از این وابسته نشدیم دوباره به هم جدا بشیم