جهت مطالعه نظرات و تجربیات دیگران، به کامنتهای انتهای صفحه مراجعه نمایید
در این مقاله از سایت مشاوره باما به موضوعات زیر می پردازیم:
- چرا عاشق یک مرد متاهل شده ام؟
- شوهر دارم ولی عاشق یکی دیگم
- دلایل وابستگی عاطفی و دل بستن به مرد متاهل
- عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج
- راه فراموش کردن مرد متاهل
آیا شما نیز این کلمات را به خود گفتهاید؟ شاید نتوانستهاید این کلمات را با صدای بلند بازگو نمایید اما این چیزی است که پیش خودتان اعتراف کردهاید، حتی اگر این اعتراف تنها در ذهنتان صورتگرفته باشد. برای فردی که خود را عاشق یک مرد متاهل میبیند، زندگی میتواند بهسرعت به یک زندگی بسیار ناخوشایند تبدیل شود.
عشق یک طرفه یکی از غمانگیزترین اتفاقاتی است که ممکن است برای یک فرد رخ دهد و درصورتیکه شما در پایان اشتباه این تجربه قرار دارید، پس احتمالاً احساس میکنید که کل زندگیتان متوقف شده است. چکار میتوانید انجام دهید؟ در این مقاله، ما در رابطه با چگونگی مواجه با احساسات نامناسب نسبت به یک مرد متاهل و نحوه بازگشتن به زندگی معمولی صحبت خواهیم کرد.
چرا من عاشق یک مرد متاهل شدم؟
روش های مختلفی وجود دارند که میتوانید بر اساس آن به این نتیجه برسید که چرا عاشق یک مرد متاهل شدهاید. شاید شما خواهری دارید و با گذشت زمان به این نتیجهگیری اجتنابناپذیر میرسید که احساسات عاشقانه ای نسبت به همسر او پیدا کردهاید. شاید با یک مرد متاهل همکار هستید و بهتدریج احساسات عاشقانه ای نسبت به او احساس میکنید. شاید سناریو این باشد که شما مجدداً با یک عشق قدیمی که اکنون ازدواج کرده است، بهصورت حضوری یا مجازی ارتباط برقرار میکنید. ما به نوبت بهتمامی این موقعیتها خواهیم پرداخت چرا که اعمال شما بسته به جزئیات اتفاقی که در حال رخدادن است، احتمالاً متفاوت خواهند بود.
عاشق مرد متاهل از فامیل شدم
زمانی که مرد متاهلی که عاشقش شدهاید عضوی از خانواده ی خودتان است، سختترین حالت ممکن رخ میدهد. درصورتیکه او را مرتباً همراه با همسرش میبینید، پس احتمالاً احساساتتان جریحهدار خواهند شد؛ زیرا فردی که دوستش دارید به شما نزدیک است اما نمیتوانید او را در کنار خود داشته باشید.
در این حالت، دو عامل کلیدی برای بررسی وجود دارند و در واقع، این دو عامل همان فاکتورهایی هستند که شما بهمنظور مواجه با هر یک از این سناریوها به آنها نیاز پیدا خواهید کرد.
اولین فاکتور این است که آیا مرد متاهل میداند که شما چه احساسی نسبت به او دارید و دومین فاکتور این است که آیا او نیز نسبت به شما چنین حسی دارد.
درصورتیکه مرد متاهل در مورد احساس شما نسبت به خودش اطلاعی ندارد، کار برای شما آسانتر خواهد بود. شما میتوانید آنچه در حال رخدادن است را پنهان نمایید و بر اساس چنین احساساتی عمل نکنید. در بخشهای بعدی، در مورد چگونگی مواجه و پشت سر گذاشتن دل شکستگی ناشی از این انتخاب صحبت خواهیم کرد.
اگر مرد متاهل در مورد احساس شما میداند یا مشکوک شده است، پس شاید نیاز باشد که در برههای از زمان در مورد احساس خود نسبت به او صحبت کنید. در این مکالمه، شما میتوانید این موضوع را روشن کنید که قصد خراب کردن ازدواج آنها را ندارید؛ بنابراین، هیچگاه بر اساس احساسات خود عمل نخواهید کرد. اگر اوضاع بر وفق مراد پیش برود، توضیحات شما برای او کافی خواهند بود و او بر اساس قول شما مبنیبر درست رفتار کردن هیچگاه لازم نیست راجعبه این موضوع چیزی به همسرش بگوید.
مطالب مرتبط: فراموش كردن مرد متاهل
آیا او نیز احساس مشابهی نسبت به شما دارد؟
زمانی که یک مرد متاهل عاشق زن متاهل یا مجرد میشود و شما نیز همین حس را به او دارید، اوضاع به شدت دشوار خواهد شد؛ بهخصوص زمانی که عشق میان مرد متاهل و همسرش کم شده باشد. این احتمال وجود دارد که مرد به دنبال مهر و محبت، خارج از رابطه زناشویی خود بگردد و این موضوع ممکن است او را نسبت به احساسات شما آسیبپذیر نماید.
این شما هستید که باید تصمیم بگیرید آیا میخواهید بر اساس میل ناگهانی و هوس عمل کنید یا نه و اگر فکر میکنید که مرد متاهل نیز همین احساس را نسبت به شما دارد، احتمالاً به قدرت اراده قوی برای مقاومت در برابر این احساس نیاز خواهید داشت.
هر دوی شما باید به موضوع از دیدگاه اخلاقی نگاه کنید. شما میدانید که اگر معشوق یک مرد متاهل بودن را بپذیرید، موجب بهوجودآمدن چه درد و رنجی برای همسرش خواهید شد. این موضوع همچنین موجب ایجاد شکاف عمیقی در خانواده میشود. دوباره بهتمامی این مسائل بهدقت فکر کنید و تمام تلاش خود را برای خودداری از عملکردن بر اساس چنین احساسی به کار گیرید.
مطالب مرتبط: نشانه زن عاشق
عاشق مرد متاهلی که با او همکار هستید
جاذبه جنسی و احساس عشق قطعاً میتواند بین شما و مرد متاهلی که با شما کار میکند، ایجاد شود. ممکن است شغلی داشته باشید که در آن باید در یک محیط کوچک و پرازدحام با همکارتان کار کنید. شاید اتاق شما نزدیک به اتاق او باشد یا بهخاطر کنفرانس همراه او به سفرهای کاری بروید.
اگر با یکدیگر دوست هستید، ممکن است از جزئیات محرمانه زندگی زناشویی طرف مقابل با خبر باشید. هر چه اطلاعات بیشتری در مورد او کشف میکنید، بیشتر متوجه میشوید که او مرد کامل و مناسبی برای شماست. یک هشدار کوچک: او یک مرد متاهل است و تا جایی که میدانید، قرار نیست به این زودی چیزی تغییر کند. چه کاری میتوانید انجام دهید؟
دو پرسش مشابهی را باید از خود بپرسید که وقتی مرد متاهل عضوی از خانوادهتان بود، از خود سؤال میکنید. آیا او از احساسات شما مطلع است و آیا او احساس متقابلی به شما دارد؟
اگر او از احساس شما اطلاعی ندارد، بنابراین باید احساستان را برای خود نگه دارید. هیچ پاسخ دیگری برای این موضوع وجود ندارد. اگر بخواهید بر اساس احساسات خود عمل کنید یا او را از احساس خود مطلع سازید، نهتنها شرایط در محیط کار را غیرقابلتحمل میکنید بلکه ممکن است شغل خود را نیز به همین خاطر از دست بدهید.
درصورتیکه او نیز احساس مشابهی نسبت به شما دارد، اوضاع پیچیدهتر میشود. جمله «من عاشق یک مرد متاهل هستم و او نیز عاشق من است» محصول رمانهای عاشقانه است اما در زندگی واقعی، داشتن رابطه نامشروع با این فرد میتواند زندگی زناشویی او را خراب کند و موقعیت شغلی هر دوی شما را به خطر اندازد.
شما باید به این موقعیت از دید هزینه-فایده نگاه کنید. شما نباید به خود اجازه دهید تا بر اساس میل و هوس عمل کنید. با فراموشکردن فساد اخلاقی برای یکلحظه متوجه خواهید شد که هزینه پیشبردن این رابطه بسیار زیاد است. شما باید احساسات خود را کنترل کنید و اگر فکر میکنید که قادر به انجام این کار نیستید، بهتر است استعفا دهید و به دنبال شغل دیگری باشید.
عاشق دوست قدیمی که ازدواج کرده است
اگر عشق قدیمی داشتهاید و اکنون او ازدواج کرده است، زمانی که دوباره با آن فرد ارتباط برقرار میکنید و متوجه میشوید که هنوز عاشقش هستید، مشکل به وجود میآید. این موقعیت برای هر دوی شما میتواند چالشبرانگیز باشد زیرا خاطرات قدیمی که در کنار یکدیگر داشتهاید، دوباره به یاد میآورید.
مجدداً آن دو پرسش را در نظر بگیرید. اگر او از احساس شما اطلاعی ندارد، پس بهترین کار این است که ارتباط خود با او را قطع کنید. ارتباط داشتن تنها موجب درد و رنج شما میشود. او ممکن است از اینکه شما دیگر اشتیاقی به برقراری ارتباط ندارد، غافلگیر یا ناراحت شود. در این صورت، شاید لازم است تا به او توضیح دهید که موضوع از چه قرار است.
شما باید در انجام این کار دقت کنید. لازم نیست به او بگویید که هنوز عاشقش هستید. این کار نتیجهای نخواهد داشت. شما بهجای آن میتوانید بگویید که برخی از احساساتتان برای طرف مقابل همچنان وجود دارند و به همین دلیل ترجیح میدهید که هر دوی شما مسیرهای جداگانهای را طی نمایید. شما میتوانید آرزوی خوبی برای او بکنید و اگر اوضاع بر وفق مراد پیش برود، این پایان ماجرا خواهد بود.
اگر او نیز همچنان عاشق شماست و هر دوی شما به موضوع داشتن رابطه نامشروع فکر میکنید، پس شاید بهتر باشد که بار دیگر به مسئلة اخلاقی آن توجه کنید و در این حالت، تحلیل هزینه-فایده ضروری خواهد بود. شاید همسر او را بشناسید و دوست نداشته باشید که او را بهخاطر داشتن رابطه با همسرش اذیت و ناراحت کنید.
شاید هم او فرزند داشته باشد و شما نیز بدانید که پیشبردن این رابطه میتواند زندگی آنها را خراب کند. نیازی به گفتن ندارد که شما نیز ممکن است ازدواج کرده و فرزندان خود را داشته باشید. تقریباً در تمام موقعیتها، این به نفع همه خواهد بود که ارتباط خود با عشق قدیمی را قطع کنید.
مطالب مرتبط: شوهرم بهم محبت نمیکنه چیکار کنم؟
هنگام عاشق مرد دیگری شدن در مورد کارهای خود بهدقت فکر کنید
در تمامی این موقعیتها، دو انتخاب برای شما وجود داد؛ انتخاب اول این است آیا میخواهید بر اساس احساسات خود عمل کنید یا نه. دومین انتخاب این است چگونه میخواهید با دل شکستگی حاصل از تصمیمتان مواجه شوید.
تقریباً در تمامی موقعیتها، بهتر است که رابطه نامشروع با آن مرد متاهل نداشته باشید؛ حتی اگر هر دو تمایل به این کار داشته باشید. یک حالت استثناء زمانی است که اطمینان دارید زندگی زناشویی آنها بهزودی به پایان میرسد و برگههای طلاق آماده امضا هستند.
درصورتیکه مجرد هستید، این کار برای شما مناسب خواهد بود اما حتی در چنین شرایطی نیز باید با احتیاط پیش بروید. چه اتفاقی میافتد اگر او به طور ناگهانی نظرش را تغییر دهد و تصمیم بگیرد که از همسرش جدا نشود و فرصت دوبارهای به زندگی خود بدهد؟
درصورتیکه از گرفتن تصمیمات احساسی اجتناب کنید، پس شکی نیست که یک تصمیم مسئولانهتر و در واقع عاقلانهتر گرفتهاید. دل بستن به یک مرد متاهل موجب مشکلاتی در زندگی میشود که هیچکس دوست ندارد و بهاحتمال زیاد منجر به لطمه خوردن عواطف و احساسات خود شما یا فرد دیگری میشود.
حتی اگر به احساسات شما لطمهای وارد نشود، میدانید که در صورت برملاشدن خیانت مرد به همسر، زندگی خانوادگی او از بین خواهد رفت و به شما احساس خانهخرابکن بودن دست میدهد. آیا این واقعاً چیزی است که شما میخواهید؟
حتی اگر با این موضوع هیچگونه مشکلی نداشته باشید، آنچه اتفاق افتاده احتمالاً آشکار خواهد شد. درصورتیکه هر دوی شما موقعیتهای اجتماعی یکسانی دارید، ممکن است به شما برچسب داغ ننگ زناکاری زده شود. ممکن است از ورود شما به رویدادهای مدرسه یا محیط کار جلوگیری شود یا حتی این امکان وجود دارد که به ماشینتان صدمه بزنند یا پنجره خانهتان را بشکنند. درصورتیکه همسر مرد متاهلی که با او رابطه نامشروع دارید، کینهتوز باشد، چنین اتفاقاتی یا حتی بدتر از اینها ممکن است رخ دهند.
مطالب مرتبط: حرکات مرد عاشق
وابستگی عاطفی و دل بستن به مرد متاهل
فرض کنید تصمیم گرفتهاید بر اساس احساسات خود عمل نکنید، بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که در راستای سلامت روانی خود تلاش کنید و به زندگی عادی خود برگردید. درصورتیکه مرد متاهل عضوی از خانوادهتان است و شما بهخاطر عشق فراوان نمیتوانید بودن در کنار او را تحمل کنید، پس سعی کنید در رویدادهای خانوادگی که میدانید او نیز حضور دارد، شرکت نکنید.
اگر اعضای دیگر خانواده در مورد دلیل فاصلهگرفتن شما سؤال کنند، سعی کنید بهانههای باورکردنی بیاورید. درصورتیکه با آن فرد کار میکنید و نمیتوانید بودن در کنار او را تحمل کنید، پس یافتن یک شغل جدید میتواند بهترین گزینه برای شما باشد. اگر آن یک عشق قدیمی در شبکههای اجتماعی است، پس دیگر با او ارتباط برقرار نکنید و از ملاقات حضوری با آن فرد نیز بپرهیزید.
این کار میتواند برای شما دشوار باشد، بهخصوص اگر فکر میکنید که این مرد متاهل مناسبترین فرد برای شماست. شما ممکن است به این سرنوشت بیرحم ناسزا بگویید چرا که او یک مرد جذاب و ایده آل را در مقابل شما قرار داده است و شما نمیتوانید او را در کنار خود داشته باشید.
در تمامی احتمالات، برای پشت سر گذاشتن احساس اضطراب ناشی از موقعیت به درمان نیاز است. صحبتکردن با فرد بیطرفی که هیچ ارتباطی با موقعیت به وجود آمده ندارد، میتواند مفید باشد و متخصص سلامت روان ( دکتر روانشناس ) میتواند توصیههای خوبی در مورد شرایط به وجود آمده بکند.
البته، کار دیگری که میتوانید انجام دهید، گذاشتن قرار ملاقات عاشقانه با فرد دیگری است. این بهترین روش برای پشت سر گذاشتن احساسات قوی و شدید است. “آدم قحطی” نیست و انتخابهای زیادی برای شما وجود دارد. شاید احساس کنید که این مرد متاهل تنها مردی در جهان است که میتواند شما را خوشبخت کند اما اگر هدفمند به این موضوع نگاه کنید، متوجه خواهید شد که این دیدگاه چقدر غیرمنطقی است. شما باید احساساتتان را کنترل کنید، آنها را بررسی نمایید و احتمالات دیگری را کشف کنید. این عاقلانهترین کاری است که میتوانید انجام دهید.
منبع: www.betterhelp.com
واقعاً با این حرفهایی که این خانمهای خائن زدن حالم از همه چیز بهم میخوره ، متأسفانه فهمیدم شوهر منم با یه هرزه متاهل که سه تا بچه هم داره ده ساله رابطه داره ، بعد از فهمیدن این موضوع من به تمام معنا داغون شدم و شکستم ، شوهرم دوستم داره واز اون موقع بیشتر از قبل بهم اظهار علاقه میکنه و ازم میخواد ببخشمش ،رابطه منو همسرم از همه لحاظ خیلی بهتر و نزدیک شده ، بهش اعتماد کردم و نامحسوس کنترلش میکنم ، اون هرزه هنوز دست بردار نیست و پیام میده به شوهرم ، ولی شوهرم بلاکش کرده ، من با وجدی که شماره برادر و خانواده و خودشو داشتم جز چند پیام تهدید آمیز چیزی نگفتم و واگذارشون کردم به خدا ، ولی الان با این اوضاع که هرزه های متاهل دارن درباره خودشون میگن من تصمیم گرفتم آبروی اون هرزه رو ببرم و به همه بگم حتی شوهرش ،باید تاوان خیانت رو اونا بدن نه من که عاشقانه و وفادارانه ۲۵ سال به پای همسر و فرزندانم تعهد داشتم و دارم و خواهم داشت ، از هر چی آدم خیانتکاری متنفرم
افرین برشما منم یک زنم ۲۱ ساله ازدواج کردم . اصلان نمیدونم عشق یعنی چی . شوهرم خیلی باهام بده .شکاک .بدبین .دهن بین .لج باز. یه دنده .خسته ام کرده . ولی هیچ وقت تو فکر خیانت نبودم . هر فکری که بگی در موردم کرد وبه زبون آورد. منو خورد کرد پیرم کرد . ازش متنفرم . از همه یه مردها متنفرم. شوهرم بااین کارش حس زنانه رو ازم گرفت .شما بهترین کارو میکنی وقتی زنه هرزه ترس از خدا نداره. همون بهتر تنبیه بشه . از دسته خودشه . اگر مشکل داره یا طلاقشو بگیره .یا درستش کنه . یا تحملش کنه شما چراباید تاوان بدی
من تمام پیامهارو خوندم نکاتی که داشت رو عرض کنم نکته اصلی که فاحعه است اینه که زنان شاغل به همکارانشون حس دارن زیاده و این از ارتباط روزمره بوجود امده که این زنان خودشونو نمیتونن حفط کنن ادم کار نیستن تکته بعد که پارتنر این خانمها متاهل هستن و میدونن این عشق نیست هوسه واین خانمها دوست دادن توجه بشه بتشون یک نفر ومرد رو میدونن از هوسه خودشونو عاشق پیشه و موجه نشون میدن والا کسی که زن دارهنمیاد به زن خراب توجه کنه بعنوان عاشق ببخشید نمیخوام اهانت گنم این واقعیت ماجرا است باز نکته دیگه یکی از اتفاقاتی که میوفته معمولا اختلاف این خانمها با این اقایونه اون تایمی که قهرا میرن تو لاک ناراحتی و فکرمیگن عذاب وجدان منه خواننده هم فریب میخورم چون وقتی شاد هستن که ضد حال نمیزنن نکته بعدی که خیلی مهمه اغلب از همسرشون حرفی نمیزنن یا میگن خوبن اوتهایی هم که میگن سرد هستن رو ابدا جدی نگیرید موضوع اصلی اینه که همسران این خانمها امدن بعنوان کمک خرج برای این زنها شرایط کار و مهیا کردن که یک زندکی رو بسازن و زن رو برده تو حاشیه امنیت اضافه کار و گریز های مختلف با همکار خانمم میخواهیم بریم خرید و اینها میرن خیانت میکنن که به اینجا ختم نمیشه مرد بقدری ارامش به زن در زدگی میده که زن بدون کوچکترین عداب و وجدانی به راحتی به کارش ادامه میده اگر همسران این خانمها دست بزن معتاد خیانت کار ودیگر موارد و داشتن بقدری این خانمها از نوع مرد متنفر بودن که نهایت نداشت و دنبال عاشقی دوستی با همکار نمیرفت حرف اخر این خانمها . عشق و عشق ابدا عشقی وجود نداره اگر عاشق مرد غیر همسر خود بودن با بد خلقی با رفتارهای قهر گونه انرا به داخل میاوردن و صد در صد لو میرفتن من به هیچ عنوان قصد بی احترامی ندارم اون چه که گفتم از تجربیاتم در ارتباط با این شرایط بود قضاوت با شما
میبینید تمام حس به مرد و این خانم از ارتباط با مرد ریکرو توسط شوهرش ابلهش سرکوب شده یک اشاره به رابطه با مرد دیگر نکردع
آدم خیانتکار چطور بشه دست برداره من بعد از سی سال از شوهرم جدا شدم فقط وقتی می فهمید من فهمیدم حواسشو بیشتر جمع میکرد تو هم معلوم نیست اون رو ول کرده یا نه فقط الکی عمر و وقتم رو براش هدر دادم حیف از جوونیم
سلام. من خودم الان پنج ساله که عاشق یک مرد متاهل شدم و تو دوازده سالگی عاشق شدم و اون مردم سی سال ازم بزرگتره و جدا ازینا میبینم که عاشق شدن طرز زندگی و فکر کردن و…. انسان رو تغییر میده و باعث میشه که رفتار و حرکات ادم عجیب شه و علت عاشق بودن هست و منم که سال اول دوران عاشقیتم که هیچ وقت بچه ها تحقیر نمیکردن ولی بخاطر این سری از رفتارام و…. کلی مسخره میشدم در همین بابت هم خواستم که ازش دل بکنم ولی چه کنم که دلم راضی نیست به این کار و اینم بخاطر اینه که تو مسائل عشقی حرف اول و آخرو دل میزه چون این دل که ادمو بدون هیچ اراده خودش عاشق میکنه البته عاشق شدن یا عشق حقیقی که بحث این عشقه بستگی داره که نیمه گمشدتو پیدا کنی و تو همون لحظات که عاشق میشی و این همون عشق واقعی یا حقیقی هست که همون لحظه نیمت پر میشه، یعنی به گمشده تو خیالات و باور یا همون که خوشت میاد رو پیدا میکنی و ویژگی مهم اون رسیدن عاشق شدن هست که درست واسه خودم من پیش اومد. گفتم که از عاشق شدن کل ویژگیم عجیب شد و دیگه تو هوای خودم نبود و از عادی بودن خارج شدم و دیگه یک انسان عاشق بودم همکلاسیام فک میکردن که من دیوونه یا حل وضع و…. شدم و اینکه میگفتن نسبت به سالای قبل عوض شدم همش تو فکرم و به همه چیز بی تفاوت شدم ولی من راضی به رضای خودم بودم و جدا ازینا عاشق شدن بیشتر کیف و حال خوبی بهم دست و خاطرات و لحظات خوبی رو واسم سبت کرد و من هر بود با تمام جون دل راضی بودم و با اینکه هیچ وقت تو زندگیم فکر نمیکردم و اصلنا روحمم خبر نداشت که خود من یه روز عاشق میشم یا تجربه عشق میکنم و همیشه یادمه، ماههایی که قبل ازینکه عاشق شم یه حسایی بهم دست میداد که قراره یه اتفاقی واسم بیفته ولی نمیگفت چه اتفاقی، این حسا عین قاصدکی که خبر واسم آورده ولی نمیدونم چه خبری و در واقع خبرش این بود که قراره نیمه گمشدمو پیدا کنم??? و بعد اون روزا که وسطای تابستون بود یه شب یه اتفاق عجیب و تحریک آمیزی واسم افتاد همون لحظه تو شب که عاشق شدم و بعد دو سه روز فهمیدم که قبل ازینکه عاشق شم چن وقتی بود یه حال عجیبی داشتم و حس میکردم قراره سمت یه اتفاقاتی برم و اون اتفاق این بود که قراره عاشق بشم و اونم عاشق کسی که نه تنها دنیامون مثل هم نیست بلکه تو رده سنی همم نیستیم که کلی باهم فاصله طبقاتی داریم و اونم از شانس بد من اینطور عاشق شدم ولی هر چی بود بلخره نیمه گمشدم بود که من عاشقش شدم?
ولی از هر نگاه به این موضوع فکر میکنم میبینم که عاشق شدنم حال و خاصی داره، هم اینکه آدم بعد ازینکه عاشق میشه اونجاست که متوجه میشه که قبل از عاشق شدن یه حسایی راجب یه اتفاق خاص بهش دست میداد که بعد اون اتفاق آگاه شه و بفهمه که چه اتفاقی بوده اونم اتفاق قشنگ و خاصی همین عاشق شدن.
خاطرات بسیار خوب و خوشی که تو زندگیم بهم دست داده درست تو همون تابستون بود که توش عاشق شدم و خیلیم لحظه های شاد و خوشحالی و بسیار جالبی داشتم که تو اوایل عاشقیت بیشتر واسم رخ داد و اون لحظه های خوب و خوش هیچ وقت از یادم نمیره و نظرا میتونم بگم شاید ازینکه عاشق شدم و اولای تجربه کردن و حال و هوای عشق بود بهم اونطور لحظات خوشی و شادی اتفاق افتاد که هر چقد بگم لحظات و خاطرات بسیار خیلی خوب و لذت بخشی بود.
یعنی یک جمله ات با مفهوم نبود دخترم برو یک مطالعه کن ورزش کن کلاسای هنری برو پیشرفت کن و دنبال پیشرفت باش
سلام.آبجی خوبم.به خاطر رضای خدا و به خاطر بچه هات زندگیت را نابود نکن.عمر خیلی کوتاه هست.اصلا ارزش نداره.برو برا شوهرت طنازی کن.با عشق انشاالله به زندگیت ادامه بده که همه اینها هوا و هوس هست.
سلام ۱۵ سال پیش به خاطر اعتیاد شوهرم و اینکه زندان هم بود و از درد تنهایی و بی کسی با یه پسر مجردی دوست شدم رابطمون در حد چت و زنگ بود الان ۱۲ ساله گذشته ازدواج کرده اما چند وقت یه بار با هم در حد چت هستیم نمیتونیم فراموش کنیم همو .تا حالا از نزدیک ندیدمش چون یه شهر دیگس موندم چکار کنم افسرده شدم بخدا الان یک ماه میشه ن پیام بوده ن زنگ اما نمیتونم فراموشش کنم
من درک میکنم چی میگی ، واقعا منم شوکه شدم اصلا معلوم نیست چه خبره
میگذره
سلام دوستان وقتی وارد یک زندگی زناشویی میشید و به همسرتون متعهد میشی دیگه نباید به همدیگه خیانت کنید باید نسبت به همدیگر متعهد باشید و اگر در زندگی بنا بر دلایلی نتوانستید با هم کنار بیایید نباید توی این زندگی به همسرتون خیانت کنید حتی اگر نتوانستید با هم کنار بیایید باید از همسرتان جدا شوید و �دواج شرعی و قانونی دیگهای داشته باشید من خودم روانشناس هستم و تمام کیس هایی که بهشون مشاوره دادم ۹۹ درصد درصد آنها زندگیشون از هم پاشید علاوه بر این که آبروی آنها رفت زندگی آنها منجر به جدایی و طلاق شد و این وسط بچه ها آواره تورو خدا انقدر به همدیگه خیانت نکنید به فکر بچه هاتون باشید اگر روزی یکی به بچه شما بگوید که مادر خیانت کاری داری اون بچه از لحاظ روحی و روانی داغون میشه و خبر از بچه های طلاق هم دارید لطفاً به خاطر بچه های خودتون توبه کنید و به زندگی خودتون برگردید و به عواقب خطرناک فکر کنید …فرد متاهلی که به شما اظهار علاقه میکنه بخدا عاشق شما نیست هوا و هوسه فقط…توی دوره ی کاریم که مشاوره میدادم خانم متاهل بود میگفت با آقای متاهلی وارد رابطه شدم که کشته مرده ی منه بعد جلسه ی چهارم پنجم که خانم واسه مشاوره میومد خودش اعتراف میکرد که اون آقا با یه نفر دیگه هم رابطه داشته که من نمیدونستم…فریب اینگونه افراد رو نخورید به زندگی خودتون برگردید و وارد رابطه ی دیگه ای نشید و خانه ی دیگری رو ویران نکنید که عواقب خوشی براتون نداره هم توی این دنیا و هم در آخرت عذاب دردناکش رو می کشید…با آرزوی زندگی سرشار از عشق و عطوفت و مهربانی با همسر خودتون
کاش همه مثل شما فکر می کردند . متاسفانه همه جامعه را بوی گند فساد برداشته
سلام وقت بخیر من متاهلم و عاشق ی مرد متاهل شدم اول دوس نداشتم ولی به شدت منو وابسته خودش کرد و الان ب من علاقه ای ندارد در محیط دانشگاه با هم آشنا شدیم و الانم همو میبینیم الان چکار کنم ک بتونم با رفتن ب دانشگاه و ادامه درسم بتونم فراموشش کنم لطفا راهنمایم کنید حالم اصلاخوب نیست نمیدونم چکار کنم
منم مث شما هستم و اصلا حالم خوب نیست
درد مشترک
من عاشق مردی شدم حدود ۳ سال میشه ولی نمیتونم بهش بگم چه جوری بگم .با هم فقط سلام علیکم داریم در حد گاهی وقته حرف کم زدن. مشکل اینجاست که هر دو متاهل هستیم.ولی خانم ایشان خارج هستند و همسر من هم در حال متارکه جونم برات بگه خیلی مرد جنتلمن با ادب نزاکت من عاشقم
چطوری میتونم احساساتمو کنترل کنم با اینکه شوهر دارم ولی عاشق پسره دیگه ای شدم باید چیکار کنم؟؟
نیاز به تخلیه ی هیجانی و بازسازی شناختی دارید. و اینکه کمبودهای رابطه ی فعلی و هدف از برقراری این رابطه رو مشخص کرد. اگر افکارتون کنترل بشن، اونوقت هیجاناتتون هم قابل کنترل خواهد شد
من مرد متاهل هستم ولي عاشق يه دختر شدم اون دختر شده همهاي زندگيم. چيكار كنم بهش برسم. من زنم را دوست دارم نميخاهم ناراحتش كنم. يا. از دستش بدهم از طرفي هم عاشق عشقم شده ام و خيلي همديگر رو دوست داريم. اما نه خانواده اون از رابطه ما خبر داره و نه خانواده من زنم يكبار از رابطه ما. با خبر شد با من جنگ و دعوا كرد ولي در اخر من گفت ديگه دنبالش نرو ومنو بخشيد. ولي من نميتونم ازش بگذرم و رابطه ما خيلي عميق شده تا انجايي كه نبايد بيش ميرفت بيش رفته حالا اون از من ميخاد زنم را طلاق بدم. و بروم خاستگاري او. ولي من نميتوانم زنم را طلاق بدم و از طرفي از عشقم نميتوانم بگذرم. چون اگر من با عشقم بهم بزنم زندگي او نابود ميشود و به بي ابرويي خودش و پدر و مادرش تمام ميشود واقعا وسط گير كردم. روز و شبم شده استرس بيش عشقم تلفن زنم را نميتوانم جواب بدم بيش زنم تلفن عشقم را عشقم را همه جا ميبرم. ولي زنم را هيجا. نميتوانم ببرم. چون عشقم بفهمه من با. زنم. خوبم يا باهاش جايي رفتم من بيجاره ميكنه. و ميرود منو رها ميكند. و منم. ديگه بايد خود كشي كنم از مشاوره شما
خجالت بکش واقعا
داری خیانت میکنی نکن تاوان داره
عاشق ی مردی هستم سه ساله دیروز گفت ک زنش حاملس و بخاطر این ک نمیتونه رابطه داشته باشه منو خواست و فوشم داد. من اینجا گیر کردم. گناه من چیه. دوسش داشتم. دیگ چ فایده
من مجردم ۱۸سالمه عاشق مرد زن و بچه داری شدم ک ۳۲سالشه. با زنش مشکل داشت حالا اشتی کردن. و سراغی از من نمیگیره خیلی داغونم
سلام من خودم متاهلم رابطمون زیاد خوب نیست البته من هرچه محبت میکنم ایشون زبون درازی میکنن منم ناچارن لال میشم وچیزی نمیگم توی همه شرایط با نظرم موافق نیست عاشق کس دیگه ای هستم ولی به خاطر اینکه گناه نکنم به دروغ بهش گفتم شرایطم باهاش جور نیست ولی ثانیه ای نیست که بهش فکر نکنم دارم دیوونه میشم چون نمیتونم ببینمش
خدا به همه مون کمک کنه
من خودم پسر مجرد هستم ولی بقران سرم سوت کشید این حرفارو دیدم لعنت به شما
خدا لعنت کنه همچین زن ومرد که خیانت کاره توف به ذاتشن
منم
منم 31 سالمه ومجرد. پشمام ریخته. فک نکنم بشه به کسی اعتماد کرد
من درک میکنم چی میگی ، واقعا منم شوکه شدم اصلا معلوم نیست چه خبره
به تازگی با مرد متاهلی که به عنوان رییس قرض الحسنه بوده اشنا شدم وایشون به من ابراز علاقه کردن. ومن هم احساس میکنم به او علاقه مند شدم ولی متاهلم ومیدانم این اشتباهه چی کار کنم
سلام.هیچوقت خیانت نکن که عاقبت خوبی نداره!!! برو با عشق و نام یاد خدا به زندگیت ادامه بده. انشاالله به یاری امام زمان (عج)عاقبت بخیر باشید.
سلام من ۳۵ سالمه با مردی ۷۰ ساله ۸ ساله رابطه دارم متاهله شدیدا دوسش دارم .نمیتونم ازش جدا شم .خیلی مهربونه .دوست داره .برام همه کاری میکنه .ورابطه جنسی خیلی خوبی داریم .از نبودنش میترسم .تقریبا هر روز با هم بیرون میریم وپیام میدیم.من تا حالا تو زندگیم عاشق کسی نشده بودم .ولی الان عاشقم .چند بار خواستم رابطه را تموم کنم ولی نمیتونم
سلام من ۴۰ سالمه ومتاهلم وو۲ تا بچه دارم در جوانی من عاشق پسر عمم بودم اوهم عاشق و دلباخته من بود ولی خانوادهاش مخالف کردن ومانع رسیدن ما به هم شدن الان ۲۰ سال از زندگی متاهل هر کدوممون میگذره وهم و پیدا کردیم با همون احساسات جوانی و وابسته هم شدیم .لی هر کدوم زندگی داریم چی کار کنیم ؟؟؟من که خاننومم تو زندگی شخصی خودمم ازدواجم ما موفق بوده از سره اجبار چیه خاطره بچه هام موندم حالا به پسر عمم رسیدم موندم چی کار کنم راهنماییم کنید. ااالان ۷ ماهه با پسرعمم ارتباط دارم ولی حاضر نیستیم به زندگی متاهلیمون که ۲۰ سال سابقه داریم خطشه ای وارد شه. ولی من شوهرم افسردگی شدید داره ودرون گراست ورابطه سکسی وعشقیه خوبی باهم نداریم من همیشه و همه جا تنهام. تنها میخابم تنها خرید میرم تنها مسافرت میرم تنها مهمونی میرم
سلام.آبجی خوبم.به خاطر رضای خدا و به خاطر بچه هات زندگیت را نابود نکن.عمر خیلی کوتاه هست.اصلا ارزش نداره.برو برا شوهرت طنازی کن.با عشق انشاالله به زندگیت ادامه بده که همه اینها هوا و هوس هست.
الان خانما بایه من آرایش و لباس تنگ و کوتاه وپاره پوره میان بیرون کسی هم نگاهشون میکنه میگه فلانی عاشقم شد بابا اونی که تورو با این حالت قبول کرده مطمئن
باش روزی هزار بار عاشق میشه خودتون وزیر پای همچین هوس باز های نندازین وموجب از هم پاشیدگی زندگی یه خانم از همه جا بیخبر نشین عذاب وجدان نوعی هشدار الهی پسش نزنین وزندگی خودتون وبقیه روخراب نکنین
سلام منم ۳۳ سالمه ومتاهلم واز گفتن بعضی از حرفا عبا دارم یعنی چی که شوهر دارم ولی چند سال بایکی دیگه رابطه دارم .درست شوهر تو بد همه کار غیر از خیانت .اگه همین حرفارو شوهرتون هم میگفتن .شما قبول میکردین .خیانت کار غیر اخلاقی وخانمان سوزه که آخرش فقط مرگه .پابزار رو دل وامانده بشین زندگیتو بکن با شوهرو بچه هات .پس فردا انتظار داری بچه ات بشه ملا از دیدن چنین صحنه هایی تو زندگی پدرو مادرشون بخدا عشق یا پول یا هوس
کلی چرت و پرت و داستان ها همه یکجور دقت کنید. فقط یک چیز بگم، چون خودم مردم. مردی اگه با زن متاهل وارد رابطه میشه فقط بخاطر سکسه. اصلا خودتونو دوست نداره
فقط و فقط به خاطر سکس میخادتون حالا انتخاب با خودتون
سلام حرف شما کاملا صحیح نمیدونم چرا خانما خودشونو زیر پای مردان هوس باز میندازن منم یه خانم ولی از آدم خیانتکار چه مرد چه زن حالم بهم میخوره هرچند همیشه هم اولویت اخرن .شوهر کردی بشین زندگیتو بکن نمیکنی انگ نزن به بقیه خودت نالایقی که موجب از هم پاشیدگی زندگی دیگران میشی
کاملا درسته
من ۱۸ سالم بود ک عاشق بودم و پسره پول نداشت میخواستیم فرار کنیم ک……اما برادرم که انگار بود گرگ گشنه مادرم از برادرم بد تر خلاصع ک خالم یه مرد۴۵ ساله ای معتاد و بی خونه زندگی رو پیدا کرد و منو فروختن بهش الان ۸ ساله از زندگی مون گذشته و دو تا طفل دارم یه پسره که منو میشناسه عاشقم شده وخیلی درک میکنه خلاصه من عاشقش نیستم چون غم غصه های زیادی دارم وقت ب حرف زدن همرایش پیدا نمیکنم و باورم نمیشه ک دوسم داره خلاصع ک تو دلم میگم میسوزم و میسازم بخاطر دخترم سر بالای داشته باشه اما نمیفهمم آخر و عاقبت من با این مرد معتاد چه میشه حتی پول خونه هم نداره هیچ کسیو هم ندارم تا کمکم کنه برادر هایش بار بار گفتن برو اما من فامیل ندارم تا برم خونشون شما راهنمایی کنید باید چه کنم بخاطر آبرو خود بخاطر خدا و دوتا طفل ک از درس عقب افتادن
سلام من عاشق مردی شدم که متاهل هستش واقعا خیلی آدم خوبیه من شوهرم اصلا آدم خوبی نیست شکاک بد بینه و از اول ازدواج همین جوری بود الان خیلی سال میگذره من خیلی اذیت آزار داده با حرفهای ووووو اما من کسی اومد تو زندگیم که شده زندگیم خیلی آدم خوبیه خیلی خانم بچه هاشو دوست داره از یه طرف اون من عاشق هم شدیم من میدونم گناهه چیکار کنم دوسش دارم اونم خیلی دوسم داره
به نظر شما مردی که تصمیم میگیره با زنی که شوهر داره رابطه برقرار کنه انسان خوبیه؟ کسی که به زنش خیانت میکنه فرد خوبیه؟ احتمالا تعریف تون از مرد خوب رو باید عوض کنید.
پسر ۲۴ سالم مجرد…ادم میاد این پیامای شماره میخونه از زن گرفتن پشیمون میشه…چرا اخه وقتی ب یکی تعهد دارین میرین با یکی دیگ…چرا اخه.
واقعاکه اگه شوهرخودت بهت خیانت میکردقبل ازاینکه چنین اشتباهیی بکنی بازم اینومیگفتی ذاتتودرست کن مطمئن باش چوب خداصدانداره خانم
آفرین
این رابطه ها تموم شدنی فقط روش حساب باز نکنید از اینجا رونده ازاونجامونده
این رابطه ها تموم شدنی فقط روش حساب باز نکنید
ده سال بیش وابسته یه پسری شدم که حالا ازدواج کرده هردو متهلیم و همو دوس داریم چیکار کنم که ترکش کنم
من متاهلم با یه مرد متاهل رابطه برقرار کردم به مدت ۷ سال از اون آقا هم ۴ فرزند دارم ولی حدود ۶ ماه است که من ول کرده و بهم زنگ نمیزنه همشه دوست داشتم ازش جدا بشم ولی قبول نمیکرد و بچه ها رو بهانه میکرد ولی خیلی یهویی دیگه جواب تماس هام رو نداد منم دیگه زنگ نزدم و ولش کردم با اینکه خیلی غرور دارم دارم دیوانه میشم شغل خوبی دارم ولی کلا از زندگی کردن افتادم نمیدونم چکار کنم همش توی خیالاتم محاکمه اش میکنم و گاهی باهاش دوست میشم گاهی باهاش دعوا میکنم ولی چیزی که اذیتم میکنه اینه که حتی به حرمت بچه های مشترک هم باهام خداحافظی نکرد و یه جورایی توی هوامم
احتمالا متوجه رابطه شده و ترجیح داده تو آتیشی که خودت روشن کردی بسوزی
سلام خسته نباشید چطور از یه رابطه بیام بیرون تمومش کنم چن بار تموم کردم ولی اون آقا بعد چن ماه مباد میگه که نمیبخشمت اذیت میشم برمیگردم. من وارد رابطه ای شدم که سه ساله دو طرف متاهل به از همون اول نخواستم ولی بس که گفت عاشقتم دلمو باختم حالا به این نتیجه رسیدم یعنی به ته همه چی نمیخوام باشم شاید چون سنم کم بوده نمیفهمیدم الان میخوام تموم شه میگم تموم میشه بعد یک ماه پیام میاد تنهام گذاشتی با دلم باری کردی عذاب وجدان میگیرم کمکم کنید لطفا
سلام
انقدر فرصت پیش رو برات پیش میاد که من و دیگران اگه خودمونو تیکه پاره کنیم بازم ممکنه برات باور کردنی نباشه چون ذهنت روی طرف قفل شده و فقط داره روی رفتنش تمرکز میکنه.
هیچ کار خاصی نیاز نیست انجام بدی ، بذار این حال بد چند روزی بیاد هرچی زور داره بزنه ولی یادت باشه همیشگی نیست . اگه بهش خوراک ندی و برای برگشتنش به خودت امید ندی ، خیلی زود به حال بد امروزت میخندی .
سلام
هیچ کار خاصی نیاز نیست انجام بدی ، بذار این حال بد چند روزی بیاد هرچی زور داره بزنه ولی یادت باشه همیشگی نیست . اگه بهش خوراک ندی و برای برگشتنش راه باز نکنی و به خودت امید ندی ، خیلی زود به حال بد امروزت میخندی .
سلام متاهلم ولی با مردی رابطه داشتم رابطه الان قطع شده ولی خیلی فکرم درگیرشه فامیل هست هر چند وقت میبینمش وقتی میبینمش خیلی تحریک میشیم هردو و باز رابطه شروع میشه چیکار کنم
من یه زن متاهلم وعاشق یه مرد متاهل شدم مشکلات زیادی هس چکار کنم اون ازم دور شده یه مدت احساس بدی دارم
من با آقای متاهلی ۲سال وارد رابطه شدم.روزهای اول اون طرف من میومد که بتونه بفهمونه به من علاقه داره.بعدکه وارد رابطه شدیم بعد مدتی بیشتربهم نزدیک شدیم رابطه ماعمیق ترشد.نمیتونم ازش دل بکنم برم از طرفی زن داره هیچ وقت اولویتی نداشتم واسش.بعد حتی ولنتاین ویامناسبتی میشه تبریک خشک و خالی میگه
شما کاملا به این رابطه واقفید اولویت زندگی این آقا نیستید. ابتدای رابطه برای برطرف کردن نیازش به شما نزدیک شده و ابراز محبت کرده که شما رو جذب کنه و بعد از اون دیگه هدفی نداره. دختر خوب مردها با کلام زنها رو جذب میکنن ، و شما چون رابطه برقرار کردید بهش وابسته شدید ، یه کم بخودتون بیاید چرا شما خودتون رو در اختیار یه فرد متاهل بذارید
ببخشید من یه خانم ۳۵ ساله هستم همسرم یک سال پیش فوت شدن بنده در یک کارگاه تولیدی کار میکنم بعد چند ماه متوجه شدم داداش صابکارم به من وابسته شده نمیدونم میگه عاشق شدم و اینجور حرفها من قبول نکردم چون طرف متاهل و بچه داره هر کاری کردم نتونستم قانعش کنم که این کار و خاستش درست نیس خلاصه چند ماه گذشت از او اسرار از من انکار تا این که نا خاسته منم بهش دل بستم الآن موندم چیکار کنیم میشه راهنمایی کنید ممنونم
سلام خسته نباشید من چند ماه پیش تو ی بازی آنلاین با ی آقای آشنا شدم که خودشو مجرد معرفی کرده بود بعد از چند ماه که پشت تلفن باهم صحبت میکردیم از من پول خواست منم چون بهش پول ندادم رابطمون تموم شد و با ی مرد دیگه ازدواج کردم و رفتم سر خونه زندگیم الا خانم طرف پیدا شده و بهم زنگ زده و میخواد طلاق بگیره و منو هم تهدید کرده میترسم زندگیم از هم بپاشه چیکار کنم
من شوهر دارم و عاشق مرد دیگه ای شدم و حدود پنج سال و خودم عزاب میکشم چیکارکنم
من متاهلم عاشق مرد زن دار شدم . 4سال براش کار کردم . شوهرم میبینم عذاب وجدان دارم . من خانمش هم میشناسم خیلی عذاب وجدان دارم . همش توبه میکردم . ولی وقتی میدیدمش همه چیز یادم میرفتم . یعنی به مرحله رسیدم دیگه عذاب وجدانم از سرم رفت فقط دوستش داشتم . رابطه نداشتیم . ولی پیامک خیلی میدادم . خیلی ابراز علاقه کردم . نمیدونم چکار کنم . بیاحساسی شدم به همه . اون منو خیلی کوچک کرد تحقیر کرد ولی بازم دوستش داشتم . الان دیگه براش کار نمیکنم . ولی دارم میمیرم از دوریش . همش گریه میکنم . نمیدونم چی شد یکدفعه کل زندگیم از دست دادم هر چقدر تحقیر میکنه بازم دوسش دارم . خسته شدم از حال خودم . کمک میکنید
سلام دوست عزیز ببین بپذیر که این رابطه نشدنی هست و عذاب وجدان داری تو اگر پشت پا به همه بزنی و وارد اون زندگی بشی هیچ وقت حس خوبی نخواهی داشت پس باید با خودت کنار بیای که زندگی فعلیت ارزش بالاتری داره ببین سعی کن ارتباطت رو با این آقا ادامه ندی تمام فضای مجازی که از ایشون داشتی رو حذف کنی با خودت عهد ببندی که میخوای انرژی هدر شده رو صرف زندگی ت همسرت و فرزندانت کنی. احتیاج به قرص نیس یک مقدار پذیرش این موضوع سخته ولی شدنیه
سلام خسته نباشید باعرض شرمنده گی من یه زن متأهل هستم الان هیفده سال عاشق یه مرد متأهل شدم در حد دیوانه گی خودمو خیلی میخام قانع کنم کارم اشتباه اما نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم اوایل هر از گاهی میدیدمش اما الان هفت سال است اصلا ندیدم اما باز دلم پیشش است آنقدری عاشقش هستم که باورش سخت خودم هم خوب میدونم من هم سد او نیستم اما چه کار کنم دلم قبول نمیکنه کاش بتونم از یاد ببرمش ممنون میشم راهنمایی کنین چون دیگه واقعا افسردگی گرفتم
سلام خوبین متاهلم ،حدود 39سال سن عاشق پسری شدم حدود 33,ساله خوشتیپ ورزشکار خیلی اتفاقی ،اذمی بودم در این سا ل ها هیچ وقت عاشق نشدم حتی ازدواجم نه از اجبار بلکه به میل خودم بود ،وهمیشه خنده ام میگرفت از عشق در یک نگاه،این آقا پیشنهاد دوستی بهم دادن ،ولی از آنجا که خیلی احساس عذاب وجدان داشتم،قبول نکردم ایشون گفتن یه فرصتیی باشه اصلن بهم فکر نکنیم،ولی چون شرایط جور هست که بهطور اتفاقی میتونم ببینم ایشون چون مغازه دارن ولی منو نمیبین ،موندم چیکار کنم ،اصلن انگار سال هاست میشناسمش ،الان هی با خودم کلنجار میرم که برم پیشنهاد دوستیشو قبول کنم خیلی یا خودم درگیرم یه پسر 10سالهیه پسر 2ساله دارم،تو رو خدا کمکم کنید،
سلام.آبجی خوبم.به خاطر رضای خدا و به خاطر بچه هات زندگیت را نابود نکن.عمر خیلی کوتاه هست.اصلا ارزش نداره.برو برا شوهرت طنازی کن.با عشق انشاالله به زندگیت ادامه بده که همه اینها هوا و هوس هست.
چه زیبا گفتین ممنون از شما آدمو دلگرم میکنید
من حدود ۷ سال عاشق یکی از آشناهام شدم.ولی کسی نمیدونست.تا اینکه سر اتفاقی طرف فهمید یعنی دوستم بهش گفت.ب هر دلیلی نشد باهم ازدواج کنیم.من هنوز نتونستم فراموشش کنم.الان بعد سالها برگشته با اینکه هر دو متاهلیم.ولی نمیخوام گناه مرتکب بشم با اینکه همسرم شهر دیگه ای محل کارش هست.ولی از طرفی هم دلم براش تنگ میشه.همه کاری هم انجام دادم فراموشش کنم نشد.لطفا کمکم کنید
به محل کار همسرت برید و در آنجا ساکن شین چون مطمعنا اینجور روابط به مرور ریشه زندگیت میچینه
وقتی با کسی وارد زندگی مشترک شدیم باید خیلی چیزای دیگه رو در نظر بگیریم اول خدا. تعهد اصول اخلاقی و….شاید به ظاهر چند روزی این گناه خیانت لذت بخش باشه اما عذاب وجدان شیرینی لذت از بین می بره بهتره قبل هر کاری خدا رو درنظر بگیریم ان شالله کسی دچار سردرگمی و آلوده به گناه نشه
فقط میتونم بگم هم دراین دنیا هم اخرت پدرتو درمیارن
دقیقا
بله کار درستی کردید کات کردید به طور کلی رابطه با مرد متاهل اشتباه چون هم به خودتون آسیب می زنید هم زندگی آن آقا همسر بدبخت این آقا چه گناهی کرده رابطه شما دو نفر هم به جایی نمی رسد فقط به گناه و پشیمانی ختم می شود
سلام یه مرد متاهل بهم پیشنهاد دوستی داد من اولش قبول نکردم ولی یه دلایلی آورد تا منو متقاعد کرد باهاش در ارتباط باشم من هم وابسته اون شدم ولی الان پشیمونم باهاش کات کردم فکر میکنید کارم درسته
بینهایت کار درستی کردین،زبون آدم دروغ رو راحت میگه و کنتور هم نمیندازه
خجالت آوره این حرفا شما خانوما راحت میگین شوهر دارم ولی عاشق یه مرد دیگه شدم بعضیاتون میگین رابطه نامشروع هم دارم با اون مرد شماها به شوهر بدبختتون رحم نمی کنید به بچه هاتون رحم نمیکنید به آبروتون که هر لحظه ممکنه بره رحم نمیکنید از خدا شرم تون نمیشه؟ آخرت و قیامتی نیست؟ هر حس اشتباهی که اومد سراغتون باید بهش بها بدید و خیانت کنید؟ درسته؟ چطور این کارا رو می کنید؟ شرم کنید از اینکه خدایی هست که شما رو در حال گناه میبینه
البته این حرف فقط برا شما خانوما نیست برای آقایونی که از این کارا میکنن هم هست
منم دارم تعجب میکنم
قضاوتشون نکن وگرنه سرت میاد
خواهشاً از این روشن فکر بازی ها درنیارید و توجیه نکنید این هوس ها و عشق های شیطانی رو، البته شیطان آدم های ضعیف رو گرفتار میکنه. . خیلی از خانم ها و آقایون هم هستند که با وجود داشتن همسر بد اخلاق اما هیچگاه به فکر خیانت نمیوفتند.
کمتر از یکساله ازدواج کردم یک سال دنبالم بود عاشقم شده بود که جواب مثبت بگیره تمام زندگیمو پاش گذاشتم بخدادقسم از حقوقم ی قرون نمیموند همش میرفت جای قسط هیچ شکایتی نداشتم پا به پاش اومدم . از هر لحاظ سر بودم ازش اونم مثه پروانه دورم میچرخید ولی دوماه از زندگیم نگذشته بود که فهمیدم خیانت میکنه بارها و ازش متنفرم احساس میکنم تمام اون ابراز علاقه هاش فقط بخاطر این بوده که منو گول بزنه یا عذاب وجدان یا هرچیزی ازش متنفرم منتظرم در اولین فرصت ازش جداشم اما خداروشکر هیچوقت هیچوقت فکر خیانت به سرم نزده هیچوقت بخودم اجازه ندادم حتی تو فکرمم مردی دیگه رو بیارم شرایطم جور بشه ازش جداشم. اینا چه بی وجدانهایی هستن چقد بی شرفن که میگن شوهرمون عالیه اما بازم به خیانت میکنن. اینا روح انسانی ندارن ایا؟؟
خوب شوهرای ما هم ک خیانت مبکنن باعثش امثال اینا هستن ک زندگی مارو جهنم میکنن تا خودشون عزیز کنن
دقیقن
تورا خدا چرا میخواین روشن فکرانه رفتار کنید وهمچیو عادی جلوه بدین میخواین براشون کل وهو بکشیم وتبریک بگیم
سلام من متاهلم و در حال حاضر عاشق یه آقایی شدم که اونم متاهل هست روحشم خبر نداره مقاومت در برابرش سخته دارم دیوونه میشم کارم شده گریه کردن سرم درد میکنه قلبم تیر میکشه نمیتونم بهش فکر نکنم روحشم خبر نداره دلم نمیخواد زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره ولی دارم میمیرم به معنای واقعی گریم بند نمیاد میخوام بغلش کنم بچسبم بهش ببوسمش سخته چیکار کنم؟؟؟ وقتی توی کلاس نزدیکم میشه قلبم منفجر میشه نفسم بالا نمیاد چیکار کنم ازین حالت خلاص شم نمیخوام بهش بگم ولی دارم عذاب میکشم کمکم کنید. خیلی دردناکه و اصلا دست خودم نیست تا حالا چنین حسی به هیچ بشری نداشتم حتی همسر خودم لطفا راهنماییم کنید
سلام دل کندن از یکی دیگه خیلی خیلی سخته ولی اگر واقعا عذاب وجدان دارید به کارهای خوب شوهرتون هنیشه فکر کنید وسعی کتید حتی با پوشیدن لباسهای رنگی که شوهرتون بیشتر جذبتون میشه بموشید و اوح لذت را باهاش لمس کتید
من متاهلم و عاشق برادر شوهر متاهلم شدم که ۱۶ سال ازم بزرگتره و اونم یبار ابراز علاقه کرد ولی بعدش دیگه هیچ کدوممون ب روی خودمون نیاوردیم .کلی دارم عذاب میکشم بخاطر احساسات شدید وقتی میبینمش هیجانزده میشم از خواب و خوراک افتادم .شدیدا دلم میخواد که این حس از بین بره .چیکار کنم؟کمکم کنین
من خانمی ۳۷ ساله هستم. بدون علاقه و بخاطر شرایط خانوادم با همسرم ازدواج کردم. عین همخونه زندگی میکنیم و خیلی خیلی کم رابطه داریم. بعد ۱۰ سال بطور اتفاقی عاشق مرد همسایمون شدم. اونم اجباری با خانمش زندگی میکنه و ۲۰ سال از من بزرگتره. البته ایشون ۵ سال با یه خانم دیگه دوست بود ولی بعد آشنایی با من اونو کنار گذاشت. ۵ ماهه با همیم و رابطه داربم. خیلی بهم علاقه مند شدبم. عذاب وجدان دارم و میترسم اما اصلا نمیتونم به نبودنش فک کنم.
من خانمی 28ساله هستم با یه دختر 10ساله همسرم 4سال پیش تصادف سنگین داشتن که از ناحیه کمر دچار شکستگی و پلاتین هستند. ولی آدم بسیار خوب و بی نهایت منا دوست دارد ولی من نه. 5سال هست با مردی آشنا شدم که خیلی کارا برام کرده و منزلمون رفتا آمد داره ایشان 49سال دارد و 5تا فرزند یکی 29یکی 24یکی 11و 9 و 2 ساله. ایشان زمانی که کنار همسرشون هستند اصلا جواب منا جرات نمیکنه جواب بده و این آزارم میده. سیگاری هست و تا الان بالای 11بار سقط داشتم. آخرین بار روز زن مجبورم کرد بچه 3ماهه خودما بندازم و تهدیدم کرد در حالی که زن خودش در سن 47ساله باردار شد 3ماهه شد گفت قلب داره نزاشت بندازه واقعا نمیدونم چیکار کنم خیلی داغونم
بچه ها از کی بودن از همسرت یا اون آقا ؟چرا میزاری باردار شی ک این بچه های بی گناه رو سقط کنی
عجب بی وجدانی هستی تو
سلام عاشق مرد متاهلی شدم که خودش با پیام دادناش وتوجهاش باعث شد ازش خوشم بیاد به خاطرش به خانوادش دختر وهمسرش همه جوره سرویس دادم که مبادا پیش شوهرش ازم بد نگه بعد اون اقا خیلیم ادعا میکنه زنه وبچشا دوس داره پنهانی پیامای زنشا خوندم نوشته بود تو تنها سلطان قلبمی واز این حرفا اونی اونطوریه چرا به منم توجه میکنه خیلی اذیت میشم میخوام فراموشش کنم کمکم کنید. باهمسرش رفیقم نمیخوام به خانمش خیانت کنم البته منم به پیاماش جواب دادم وعذاب وجدان دارم چکار کنم. من خانمم مجردم وتا حالا با هیچ مردی رابطه نداشم واین اولین بارم بود
ازدواج کردم که از خونه فرار کنم ،ازدواجم بدون علاقه بود البته دختر متعهد و پایبندی بودم تا اینکه فهمیدم خانواده شوهرم بهم دروغ گفتن و من با یه پسر آسمون جل ازدواج کردم ،سه سال عقد بود،چون تو دوران عقد آسیب کوچیکی به بکارتم خورد دیگه نتونستم جدا بشم ،البته پدرم مخالف جدایی بود،بالاخره ازدواج کردم و خانواده همسر منو خیلی اذیت کردن و همسرم ازم دفاع نمی کرد ،رفته رفته ازش به شدت متنفر شدم ،تا اینکه رفتم واسه طلاق اقدام کردم ،بخاطر بچم نتونستم طلاق بگیرم چون پدرم نمیزاشت بچمو نگه دارم،خلاصه یه روز یه آقا منو سوار ماشینش کرد و تو مسیر منو رسوند ،و باز همون روز منتظر شده بود که کا م تموم بشه و منو سوار کرد ،اولش ازش خوشم نیومد اما بعد عاشق هم شدیم ،به شدت عاشقش شدم و الان نزدیک به 12 سال هست که با هم هستیم ،از ارتباط با شوهرم چندشم میشه ،طوری که وقتی میخواد نزدیکم بشه تمام اعصاب بدنم بهم میریزه ،حالم بد میشه،از طرفی هم نمیتونم با اون آقا که متاهلم هست قطع رابطه کنم ،باید چیکار کنم.خیلی دوسش دارم
چقد داستانتون شبیه ب داستان من بود ی لحظه فک کردم من نوشتم وخودم خبر ندارم
داستان من هم همین شکلیه
سلام من عاشق مرد متاهل شدم وشوهرم بهم شک کرد و از رابطه ما مطلع شد و منو طلاق داد ولی الان اون مرد دیگه به من توجه نمیکنه ولی من عاشقش شدم چیکارکنم؟ ۲ تا بچه دارم که پیش منن ولی شوهر سابقم خرجشو میده من میدونم که دارم به بیراهه میرم ولی اون مرد همه ذهن و قلب منو درگیر خودش کرده
خدایا خودت به داد هممون رسیدگی کن اعوذوبلله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم ای داد رس بی کسان خودت بفریادمون برس