جهت مطالعه نظرات و تجربیات دیگران، به کامنتهای انتهای صفحه مراجعه نمایید
در این مقاله از سایت مشاوره باما به موضوع دلایل عاشق شدن متاهلین، عاشق شدن دوباره بعد از ازدواج یا عاشق زن شوهردار شدن می پردازیم:
گاهی اوقات مردان جذب زنان متاهل میشوند و گمان می کنند که عاشق شدهاند، اما فقط به این دلیل که شما این احساسات را به یک زن متاهل دارید، به این معنا نیست که میتوانید هر کاری که دوست دارید انجام دهید.
مطالب مرتبط: نشانه زن عاشق
دلایل عاشق زن شوهر دار شدن
گاهی اوقات، اگر از وقتگذرانی با زن متاهلی که عاشق شدهاید خودداری کنید یا اگر در برنامه و شرایط ملاقاتتان تجدیدنظر کنید ممکن است حس خود را نسبت به این زن از دست بدهید. بر اساس این مقاله از سایت مشاوره باما “من عاشق زن متاهل هستم“، توصیه میشود که باید از حضور در محافل و فعالیتهایی که احتمال مصرف الکل در آنها وجود دارد اجتناب کنید.
این کار صرفاً برای پیشگیری از کاری نیست که احتمالاً از انجامش پشیمان خواهید شد، بلکه احتمال هرگونه اقدام عاشقانه یا تحریککننده را کاهش میدهد. مثلاً مصرف الکل یا محل قرار ملاقات شما ممکن است باعث شود که شما فکر کنید کاری که در آن لحظه انجام میدهید از روی احساس است.
اگر این احساسات حتی پس از تغییر مکان ملاقات یا ندیدن همدیگر ادامه پیدا کرد، به شما بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرید. بهترین راه برای تصمیمگیری در مورد اینکه چهکاری باید انجام دهید این است که در مورد آن با زن متاهل صحبت کنید. ممکن است او هم احساس مشابهی داشته باشد، اما نمیخواهد به این رابطه ادامه دهد زیرا میخواهد وفاداری به همسر خود را حفظ کند. در این صورت، بهتر است به خواستههای او احترام بگذارید و سعی کنید به زندگی خود ادامه دهید.
بههرحال، اگر این زن متاهل بخواهد به رابطه اش با شما ادامه دهد، عقلانی است که با او صحبت کنید و از او بپرسید چکاری باید انجام دهید؟ او میخواهد چیزی که شما دوتا دارید را نادیده بگیرد؟ آیا او میخواهد وانمود کند که اتفاقی نیفتاده است؟ میخواهد این رابطه را به پیش برد و از همسرش جدا شود؟ اگر این اتفاق بیفتد، خودتان را درگیر یک رابطه جدی با آغازی دشوار کرده اید. آیا این چیزی است که میخواهید انجام بدهید یا متعهد به انجامش شوید؟ اگر او به شما خیانت کند چطور؟ آیا میتوانید با نتایج احتمالیش در ذهنتان کنار بیایید؟
علت دوست داشتن زن متاهل شدن
همچنین ممکن است او چنین احساسی به شما نداشته باشد. از یکسو، این راه خوبی برای پایان بخشیدن به رویای با او بودن خواهد بود، اما از طرف دیگر، پذیرش طرد شدن کاری دشوار است. بدیهی است، که این موضوع خیلی ذهنتان را درگیر کند. ممکن است باعث شود تا درباره این موضوع تجدیدنظر کنید، بنابراین اگر احساس میکنید که این افکار سبب آشفتگیتان شده، بهتر است از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.
اگر مجدد عاشق زن متاهل شدید، باید جهت بررسی تمایلات ارتباطی خود زمان صرف کنید. ممکن است واقعاً نخواهید با یک زن متاهل رابطه داشته باشید اما هیچ ایدهای درباره ارتباط واقعی و نحوه ایجاد آن ندارید. در جستجوی عشق هستید، اما درعینحال آن را رد میکنید. در عوض، فردی را پیدا میکنید که ازلحاظ عاطفی و احساسی در دسترس نیست چون با فرد دیگری ازدواج کرده است. ممکن است استراتژیهای مقابله را یاد گرفتید که بهطور مداوم منجر به پیدا کردن افرادی میشود که قبلاً به دیگران پیوستهاند.
یک رابطه عاشقانه، دارای سه اصل ” صمیمیت “، ” تعهد ” و ” شور و اشتیاق ” است
تعهد در رابطه به معنی تصمیمگیری برای دوست داشتن یکدیگر و تصمیم برای حفظ رابطه عاشقانه با وجود تمام مشکلات احتمالی است. اشتیاق یک احساس عاشقانه، جذابیت فیزیکی و تمایل جنسی به طرف مقابل است که سبب بهبود روابط زن و شوهر میگردد. صمیمیت زوج یک احساس نزدیکی عاطفی بین زن و مرد است.
اگر در رابطه فقط صمیمیت وجود داشته باشد، به احساسی مانند حس دوستی شبیه است. اگر فقط شور و اشتیاق در رابطه وجود داشته باشد، شیدایی نامیده میشود و اگر تنها تعهد وجود داشته باشد، این تنها یک عشق ساده است.
احساس عاشق زنان متاهل شدن ممکن است یک عادت رفتاری در شما باشد تا بدینوسیله از برخورداری سه پیشنیاز حفظ رابطه عاشقانه محروم باشید. شما ممکن است توانایی خود برای داشتن یک رابطه عاشقانه که مستلزم در دسترس بودن و ارتباط سالم است را تضعیف کنید.
اگر عشق و ابراز علاقه به زنان متاهل شیوه و سبکرفتاری شماست، احتمالاً این خواسته خود شماست که عاشق زنان متاهل شوید؛ زیرا میخواهید از مقابله با احساس آسیبپذیری عمیق و احساس ناامنی خود در برقراری رابطه و عشق واقعی اجتناب کنید.
پس قطعاً این شما هستید که ازلحاظ عاطفی در دسترس نیست زیرا تاکنون یک رابطه کامل ( صمیمیت، تعهد و اشتیاق) را تجربه نکردهاید. ممکن است احساس کنید بهاندازه کافی خوب نیستید که خودتان را در یک رابطه عاشقانه قرار دهید؛ جایی که در آن نیاز به یک ارتباط واقعی است.
در هر رابطهای، شما باید ازلحاظ عاطفی در دسترس باشید؛ نهتنها برای اینکه احساسات خود را با شریکتان به اشتراک بگذارید بلکه برای اینکه در ارتباط با خود و شریکتان احساس راحتی و آزادی داشته باشید.
مطالب مرتبط: فراموش كردن مرد متاهل
اگر عاشق یک زن متاهل هستید، باید بدانید که در این لحظه ازنظر عاطفی کجا هستید؟ آیا ماندن با او باعث ناراحتی میشود؟ وانمود نکنید که هیچ مشکلی وجود ندارد و تقصیرها را بر گردن او نیندازید. باید به این مسئله بپردازیم که چرا فردی را انتخاب کردهاید که نمیتواند در زندگی عاشقانه شما تمام و کمال حضور داشته باشد؟
وضعیت تاهل زن نمیتواند بهانهای برای عدم حضور عاطفی شما باشد. ممکن است احساس آزادی کاذب داشته باشید که شما را به او متصل میکند، زیرا احتمالاً هیچکدام از شما برنامه ای برای ادامه این رابطه ندارید.
همچنین به این معنی است که شما ممکن است بخواهید عقب بنشینید و او را قضاوت کنید بدون اینکه نقش کاملی در این رابطه ایفا کنید.
آیا وضعیت تاهل او باعث میشود که با او متفاوت رفتار کنید چون ازنظر شما از اهمیت بالایی برخوردار نیست؟
یکی از دلایل طلاق فرار از یک رابطه برای ادامه زندگی با فردی دیگر است. در مراحل اولیه عشق، ممکن است احساس کنید که رابطه قوی و صمیمی بین شما وجود دارد در حالیکه واقعاً اینطور نیست. زمانی که احساس عشق کمرنگتر میشود ، ممکن است از درک این موضوع که نارضایتی این زن متاهل با شوهر سابقش در رابطه جدید شما نیز وجود دارد، تعجب کنید. تصمیم به طلاق یا برقراری رابطه نامشروع یا خیانت به همسر به معنای حل مشکلات ارتباطی شما نیست.
مطالب مرتبط: حرکات مرد عاشق
فراموش کردن عشق به زن متاهل
وقتی مرد عاشق زن متاهلی میشود، رابطه ممکن است بهسرعت وارد مرحله جنسی شود، زیرا شما ممکن است به مشکلاتی که گاهی ایجاد صمیمیت در هنگام فرایند رابطه نامشروع به دنبال دارد، بیتوجه باشید.
اگر عاشق یک زن متاهل هستید و رابطه تان ازنظر جنسی خیلی سریع پیش رفته است، کمی تأملکنید، زیرا تأثیر عاطفی وضعیت تاهل زن احتمالاً پشت ارتباط جنسی او با شما پنهان شده است.
یک عشق خالص و رابطه بیریا باعث میشود که زوج در برقراری رابطه آزاد با هم احساس راحتی کنند. اگر تابهحال با او صحبت نکردهاید، ابتدا با خودتان خلوت کنید تا نیازها و خواستههای خود را بفهمید و سپس با او در میان بگذارید. رک و راحت بودن یکقدم بهسوی ایجاد روابط عاشقانه است.
چرا مردها عاشق زن متاهل می شوند؟ عشق زن و مرد متاهل
زن و مرد جوانی روزی تصمیم به ازدواج می گیرند. شور و شوق جوانی، احساسات فراوان و هیجان رسیدن به
یکی از موضوعاتی که مشکلات زیادی در زندگی مشترک زوج ایجاد کرده است، موضوع خیانت همسر، عاشق شدن مرد و زن متاهل است. اینکه چرا یک مرد متاهل یا زن متاهل عاشق فردی غیر از همسر خود می شود، چرا مردها عشق یک زن متاهل می شوند.
وقتی مردی عاشق زن متاهل می شود، در حقیقت او متوجه شده که این زن متاهل رابطه عاطفی خوبی با شوهرش ندارد. مرد متاهل تلاش می کند تا از این فرصت استفاده کند و به عنوان یک مرد عاشق خلا عاطفی زن متاهل را پر کند. او شروع به برقراری یک رابطه عاشقانه با زن متاهل می کند تا زن کمبود محبت از طرف شوهر خود را فراموش کند. زن متاهل که سالها از داشتن یک عشق واقعی محروم بوده اکنون احساس شادی و آرامش می کند.
به مرور زمان این عشق و علاقه مرد موجب احساس وابستگی زن متاهل به مرد می شود. زن متاهل سالهاست که از طرف شوهر خود مورد بی توجهی قرار گرفته است، اکنون کسی در زندگی او هست که می تواند به او احساس ارزش دهد، به احساساتش اهمیت دهد و نیازهای عاطفی زن را تامین کند.
پس از مدتی که از رابطه دوستی زن متاهل با این مرد می گذرد، برای تدوام عشق مرد و زن احساس می کنند که باید رابطه عاطفی آنها عمیقتر شود، رابطه صمیمی نزدیکی با هم برقرار کنند تا از این طریق احساس بهتری نسبت به هم پیدا کنند. اما برای رسمیت دادن با این رابطه نامشروع و پنهانی، زن متاهل یا باید از شوهر خود طلاق بگیرد. اما او ترس از طلاق دارد.
از طرفی با گذر زمان وابستگی زن متاهل بیشتر شده و ادامه این رابطه در سطح کنونی برایش طالقت فرسا است. او نمی داند تصمیم درست چیست، یک جنگ بزرگی بین عقل و احساساتش در جریان است. احساس وابستگی به مرد اجازه نمی دهد تا تصمیم درستی برای آینده زندگی خود بگیرد.
نکته ای که در موضوع عشق زن و مرد متاهل باید به آن اشاره نمود این است، آیا این یک عشق واقعی است؟ آیا عشق زن متاهل با این مرد حقیقی است؟ آیا براز عشق مرد به زن متاهل راست است؟
به عبارتی، زن متاهل باید از این تله وابستگی خود را نجات دهد و کمی واقع بینانه به موضوع عشق زن و مرد متاهل نگاه کند. اگر او احساس می کند که ازدواج او اشتباه بوده است و هیچ عشق و علاقه ای به شوهر خود ندارد، این موضوع را باید با شوهر خود در میان بگذارد.
وقتی شوهر احساس کند که همسرش از ادامه زندگی با او ناراضی است و تمایلی به ادامه این ازدواج ندارد، باید راهکاری بیندیشد. یا تصمیم به تغییر رفتار خود کرده و تلاش می کند اشتباهات گذشته خود را جبران کند، یا این طلاق و جدایی سرانجام کار است.
علت گرایش مرد متاهل به زن متاهل
حال این زن است که باید در مورد جدایی خود با مردی که رابطه نامشروع برقرار کرده صحبت کند. آیا او متعهد می شود بعد از طلاق زن متاهل با او ازدواج کند و او را برای تمام عمر خوشبخت کند؟ اگر پاسخ مرد با شک و تردید همراه بود یا تمایلی به طلاق زن متاهل نشان نمی دهد، یعنی این عشق واقعی نیست.
یعنی مرد حاضر نیست برای رسیدن به زن متاهل متعهد باشد و سختی های این مسیر دشوار را تحمل کند. او فقط می خواهد نیازهای عاطفی و جنسی خود را در این رابطه نامشروع ارضا کند و هیچ آینده ای برای این رابطه متصور نیست.
بنابراین زن متاهل باید دقت کند در دام احساسات و وسوسه هایش گرفتار نشود و احساسی تصمیم نگیرد. او باید بداند هیچ ازدواج و ارتباط عاشقانه ای بدون گدشت، فداکاری و صداقت حاصل نمی شود. اگر این زن از ازدواج کنونی خود احساس پشیمانی می کند و از زندگی زناشویی خود ناراضی است، ارتباط با مرد متاهل نمی تواند مرهمی بر درمان این درد باشد.
یک ازدواج اشتباه یا باید از طریق گفتگو با همسر و ارتباط صحیح به بهبود رابطه عاطفی با همسر بیانجامد یا باید تصمیم به طلاق بگیرند.
عواقب دوستی زن و مرد متاهل
راه سومی که در آن دوستی زن و مرد متاهل بدون طلاق از همسر ادامه یابد این به معنای خیانت به همسر است. شوهر شما هر مشکل و نواقص اخلاقی که دارد، زن نباید با او خیانت کند. زن متاهل نباید برای رهایی از غم تنهایی یا کمبود محبت از طرف شوهر خود وارد رابطه نامشروع شود.
این رابطه پنهانی موجب استرس مزمن، اضطراب فراگیر و افسردگی بعد از ترک رابطه می شود. زن متاهل باید واقع بین باشد که این رابطه پنهانی نمی تواند تا پایان عمر ادامه یابد. این احساس وابستگی مثل مواد مخدر است. برای داشتن احساس بهتر باید رابطه عمیق تر شود. اما به دلیل اینکه رابطه قانونی نیست همیشه در ترس و استرس به سر می برد.
داستان زنان متاهلی که به امید رسیدن به عشق واقعی و خوشبختی، وارد رابطه نامشروع با مردی دیگر شدند فراوان است. زنانی که با گذشت زمان متوجه شدند هیچ عشقی در این رابطه نبود. هرچه بود ضعف ها، کمبودها و غمهای دو فرد گرفتار که در زندگی خود احساس پوچی و احساس بی ارزشی و درماندگی می کردند. هریک برای رهایی از مشکلات و پر کردن کمبودهای خود وارد رابطه شده بود. هیچ تعهدی در رابطه نبود. تعهدی که مستلزم یک عشق حقیقی است.
بنابراین بهتر است زن یا مرد قبل از ورود به رابطه عاطفی، مشکلات درونی خود را برطرف سازند، روی افزایش عزت نفس خود کار کنند، مهارت مقابله با احساسات منفی را در خود تقویت کنند. پس از رسیدن به آگاهی و مهارتهای لازم، می توانند تصمیم بهتری برای زندگی آینده خود بگیرند. تصمیم درست به دور از ترسها، نگرانیها، استرسها و افکار منفی. تنها در چنین شرایطی است که یک زن متاهل می تواند خود را از دام این وابستگی به مرد متاهل نجات دهد.
به نظر نمی رسد مردان عاشق چنین شخصیتی داشته باشند. ارتباط نامشروع با زن متاهلی که شوهر دارد با تعریف عشق فاصله دارد.
زن متاهل به دلیل اینکه رابطه صمیمی و عاشقانه را در ارتباط با شوهر خود تجربه نکرده بود، با این نتیجه می رسد که این یک ازدواج اشتباه بوده و او در انتخاب همسر خود اشتباه کرده است.
منبع : www.betterhelp.com
سلام به همگی اگه کسی میتونه کمکم کنه حدود چهار سال پیش با خانمی متاهل در تماس بودم و با کلی اسرار از طرف من که با هم رابطه داشته باشیم استارت خورد شروع کننده من خودم بودم با پافشاری من رفتم داخل حیاط آنها ای کاش هیچوقت این اتفاق نمی افتاد با اسرار من و بی میلی او که خواستم روابط جنسی داشته باشم کار به جای بد کشید و او شروع به داد و فریاد کرد یکی از همسایگان اومد و منو اونجا دید و این باعث شد آبرو من بره الان چهار ساله روح و روان منو درگیر کرده در ضمن هر از گاهی در مراسمی نمیدونم در مغازه همدیگر رو میبینیم حالم بده همیشه کسی راه و حلی سراغ داره بگه بهم ممنون
A
سلام خوب اگه بتونی محله تو عوض کن برو جایی دیگه این بهترین راهه که دیگه چشمت به اونو و همسایه ها نیوفته
دوستان عزیز ؛ لطفا با پرهیز از قضاوت ب عراضی بنده گوش بدید ؛ ما هر بلایی ک تا ب حال سرمون اومده و سر دیگران آوردیم از سر عدم آگاهیمون بوده ؛ خانم ها و آقایان محترم تو رو خدا ب همدیگه پیشنهاد بدید ک کتاب هایی ک مربوط ب روابط زناشویی رو مطالعه کنید ؛ اگه میدونید از زندگیتون راضی نیستید با خونواده ها و همسر هاتون مشورت کنید و بهشون پیشنهاد مشاوره بدید ؛ حتما حتما پیش مشاور برید چرا ک مشاوره ن فقط واسه کسایی ک زندگیشون داره خراب میشه ، بلکه واسه کسایی ک تموم زندگیشون گل و بلبله هم سودمنده ؛ لطفا ب هم دیگه خیانت نکنید ؛ اگه قصد خیانت دارید اول از همسرتون جدا بشید و بهش بگید ک ب این دلیل و آن دلیل من دیگه نمیتونم زندگیم رو با شما ادامه بدم ! اگه میتونی رفتارت رو اصلاح کنی ک بسم الله ؛ اگه ن ک طلاق بگیرید و یه عمر عذاب نکشید ؛ ب خواسته های همسراتون دقت داشته باشید ؛ ببینید چ چیزایی دوست داره ؟ از چ چیزایی بدش میاد ؟ همه ی خصوصیت های اخلاقی هم رو در نظر بگیرید تا خدایی نکرده کار ب سرد شدن رابطه کشیده نشه ؛ هر چند وقت یک بار همسرتون رو سورپرایز کنید ؛ واسش نامه بنویسید ؛ بهش توجه کنید ؛ لباسای قشنگ بپوشید ؛ عطر بزنید ؛ از جمله های محبت آمیز توی جمع ب همسرتون استفاده کنید ؛ ب امید موفقیتتون
سلام آقایی که خیلی قشنگ نوشتی از هممون بهتر میفهمی خوب حالا تو بگو من چکار کنم با شوهری که اصلا درکم نمیکنه به خواسته هام توجه نمیکنه با اینکه من تو زندگی خیلی هواشو داشتم و قناعت میکنم حتی اینجوری بگم از لحاظ جنسی اگه بخوام کارای که واسش کردم بگم باید یه دفترچه خاطرات بنویسم با اینکه خوشگلم هستم و از زندگیم راضی نیستم ولی تحمل میکنم دوست ندارم بهش خیانت کنم خیلی پیشنهاد دوستی بهم شده ولی رد کردم دیگه نمیدونم چکار کنم خسته شدم هیچ پناهی ندارم به جز خدا بعضی وقتا میزنه به سرم خودمو بکشم ولی یاد دخترم میوفتم پشیمون میشم
بنده اصلاُحال خوشی ندارم.لعنت به وابستگی و عاشق شدن!!!باورکنید اول اون شروع کرد. با فرستادن پیامکهای عاشقانه شروع کرد تا کار بجایی رسید که به هم علاقه مندشدیم. جفتمون متاُهل هستیم متاُسفانه فامیل هستیم و رفت و آمدخونوادگی هم داریم! به حدی دوسم داشت که حتی به شوخی هم جراُت نمیکردم حرفی ازجدایی بزنم خیلی عصبانی میشدمیگفت فقط مرگ میتونه مارو جدا کنه! یه خواهر کوچیکتر داشت که لعنتی هرکاری کردم دوام نیاوردم و منو تسلیم خودش کرد ولی از خواهر بزرگترش که دوست خودم بود بی نهایت میترسید و حساب میبرد!میگفت اگه از رابطمون بو ببره درملاُعام اعدامم میکنه! به همین خاطر بعید میدونم خواهرش جراُت کرده باشه و حرفی از رابطمون زده باشه. به هرحال از نظرخودم بدون دلیل رابطمونو تموم کرد.خواهرکوچیکشم ازدواج کرد و رفت. تنهادلیل قطع رابطش رو به گفته خودش بی حوصلگی میدونه. ولی بعید میدونم چون بی نهایت دوسم داشت!!! درحال حاضرچون فامیل هستیم ورفت وآمدخونوادگی هم داریم حتی باهم سلام واحوالپرسی هم میکنیم. ولی تنها جایی که باهام دشمن میشه از طریق گوشی ودنیای مجازی وپیامکه!!؟دارم دیوونه میشم دکتر.به نظرتون چکارکنم؟دلیل این قطع رابطه بی دلیلش چی میتونه باشه؟بخاطرخدایه راهی جلوپام بزاردکترممنونتون میشماگه براتون مقدوربودجواب روبرام باایمیل بفرستین.منتظرجوابتون میمونم اجرکم عنداالله
دلم برای آقای ؛یه انتخاب اشتباه…؛سوخت.کاش میتونستم من قصه مو بنویسم اونوقت همه دلشون برای من بیشتر میسوخت..
مردان گوش کنند کسی که عاشق شده دوست دارن با زنان متاهل دوست شوند این یک هوس همش به خاطر هوس دوست میشند خودشونا تخلیه کنند لازم است فقط در این زمینه پول خرج بکنند نا به هدفشون برسن من اینا امتحان کرد لامصب فقط باید خرج کنی ماشین لوکس سوارشون بکنی بله اینجوریاست
بدترین درد دردعشق است وبدترین عشق هم عشق ممنوعه است از سرطان بدتر است
بنده درگیر رابطه با زن متاهل بودم ولی تمومش کردم… نمیدونم چرا اینقدر برام سخت بود چون داشتم مقاله سایت شمارو میخوندم. ۲۴ سالم هست ولی نمیدونم چرا تمایل دارم با خانمهای سن بالا صحبت کنم … هروقت رفتم در این روابط فقط اعصاب خوردی بوده. حتی با یه خانوم مطلقه هم دوست بودم. ولی خب کاتش کردم کلا. چون اصلا دنبال دردسر نیستم. هروقت با یه خانوم متاهل صحبت میکردم چیزی جز سختی و درد برایم نداشت آدم کلا از لحاظ روحی میرزه بهم
سلام ، میشه بگید چطور باید با خانم متاهل ارتباط بگیریم من عاشق یکی شدم که تو محیط کارمه ،
سن 38مجرد مرد کارشناسی آزاد. واقعیتش وارد یک ارتباط با یک زن متاهل شدم که از بستگان نزدیک میباشد و به هم قول ازدواج دادیم همه چیز پنهونی پیش میرفت تا همسر ایشون متوجه شدن وبرای مدتی ازهم دور شدیم اما تحمل سخت بود و دوباره این بار با احتیاط بیشتر شروع کردیم و واقعا نمیتونیم از هم دل بکنیم مخصوصا برای من که بعد سال ها کسی را پیدا کردم واقعا تمام ایده آل های همسر آینده من داره و واقعا عشق و علاقه بین مون واقعیه واقعا احساس خوبی از داشتن هم داریم وامید داریم روزی در کنارهم زندگی کنیم واقعا دنبال راهی هستیم که تا روزی که بهم برسیم آرامش تو زندگی مون داشته باشیم لطفاً راهنمایی بفرمایید با تشکر
ببخشید من ۱۵سال ازدواج. کردم دوفرزند دارم یک. پسر ویک. دختر ۱۳سال وده سال همسرم خیلی شکاکه بهم خرجی نمیده بنظرم بهم خیانت میکنه. درحدیه پیام. ازش سرد شدم دوست ندارم باهاش زندگی کنم فقط بخاطر بچه هام دارم زندگی میکنم خیلی خسته ام بنظرتو چکارکنم؟۳۰سالمه خودم داخل فضای مجازی بایه فرد اشناشدم خیلی وابستش شدم هرکاری میکنم نمیتونم فراموشش کنم بخدا چون خودم داخل زندگیم محبت ندارم هرکاری میکنم نمیتونم محبتای این شخصو. فراموش کنم
من متاهلم وبه یکی ازاطرافیانم وابسته شدم نمیتونم ترکش کنم
عاشق یک خانم متاهل شدم،میخوام باهاش رابطه برقرار کنم نمیزاره،میگه گناه داره،نمیخوام گناه کنم،ولی خودش هم برای رابطه با من گریه میکنه و خیلی مایل به این کاره،ولی از گناهش میترسه،میگه باید محرم بشیم،آیا صیغه یا دعایی هست که ما باهم چند ساعت محرم بشیم که دچار گناه نشیم؟
شوهرش و دوست نداره ایا/؟
تا وقتی که یک زن متاهل باشه، همچین چیزی تو هیچ دین و آیینی وجود نداره دنبالش نگرد. بنظرم سختی فراموش کردنش رو تحمل کنی آسونتر از عوقب بعدیشه
من تقریبا پنج ساله عاشق یه زن متاهل شدم جفتمون وابسته هم شدیم.واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.میدونم از هر لحاظ گناهه.دو ساله ک زندگیمو از دست دادم به خاطر همین قضیه.از لحاظ روحی خیلی داغونم.با پدر و مادرک زندگی میکنم.و جوری شدم ک اصلا نمیتونم ازش جدا شم.واقعا میمیرم.من باید چیکار کنم.به خود کشی هم فکر میکنم.
من عاشق شدم زن متاهل ولی تا الان اون رو ندیدم خیلی از فراق عشق و موانع میسوزم تورو خدا منو درک کنید من و اون خانم شخصیتمذهبی هستیم چه کنیم بهم برسیم چه دعایی کنیم. خیلی جاهای زیارتی رفتم دعا مردم کلی صدقات کلی خیرات کلی قرآن خواندن کلی دعا شب زنده داری کردم بخدا همدبگرا هم ندیده ایم
لعنت بر تزویر،اگر به مذهب اعتقاد بود معصیت نمیشد،توبه کن از این شکل مذهبی بودن دروغ،مذهب به نماز و صدقه نیست به جوانمردیه،فکر کن یکی با همسر خودت این کارو بکنه ،حست چیه
مثال اول: چرا وقتی زن متاهل به شوهرش خیانت میکنه همه میگن چون زنه از شوهرش مهر و محبت ندید وقتی عشق و علاقه ندید و کمبود محبت و نیاز جنسی و نیاز مالی داشت رفت سمت مرد دیگری که نیازهاشو تامین میکرد.
مثال دوم: حالا مرد متاهل به زنش خیانت می کنه و به سمت زن دیگری میره ولی متاسفانه در اینجا واکنش ها متفاوت هست ، همه میگن عجب مرد پس فطرت و هوس بازیه، چه کفتار یا خوک نجسی هست،
اصلا یه آدم فاسد و لااوبالی و هرزه و بی خانواده و در آخر میشه انگل جامعه…
مطمئناً نمیتونیم منکره نیاز های اولیه مرد که برحسب غریزه ذاتی و حیات زندگیش داره بشیم که در زندگی زناشویی قسمت قابل توجهی از این وظیفه به عهده زن هست که اگه کوتاهی کنه شوهرش به مرور زمان کمبود اون نیاز رو احساس میکنه و متعاقبا در صدد برطرف کردن اون نیاز و حل موضوع تلاش میکنه.
حالا حتما قبول دارید در هر دو مثال مرد و زن مرتکب به خیانت شدن ولی در جامعه ای که متأسفانه دچار فقر تفکر و اندیشه هست شاهد فرق جنسیتی هستیم.
جالب اینجاست در آمار نظرسنجی ها حتی آقایان از خانمها بیشتر طرفدار جنس مونث و احقاق حقوق از دست رفته زنان جامعه هستن.
به دین ترتیب در بیشتر موارد در زندگی روزمره مردم در کلان شهر ها و شهرستان ها در مواجه با جرایم و حوادث و یا درگیری و اختلافات خانوادگی یا بزهکاری در نگاه اول همیشه آقایان متهم ردیف اول هستن…
التماس تفکر ???
حرف حق
سلام.
هرکسی منو از این زندان به ظاهر زندگی ( بدون دردسر و قانونی) نجات بده هرچی بخواد بهش میدم.
9سال پیش ازدواج کردم.
بلعکس من مذهبی خشگ و و درگیر مسائل سیاسی هست.
در ضمن شاغل پاره وقت هست و زمینه های خیریه و مددکار اجتماعی فعالیت دارن.
صبح تا شب درگیر قرآن و دین اسلام یا در فضای مجازی در حال امر به معروف کردن بقیه و یا مشاوره زندگی به دخترخانوما و آموزش همسرداری یا بحث و درگیری طرفداران بی حجابی و غیره.
بنده با وجود اینکه وضعیت مالی مناسبی دارم ولی اصلاً خانم اهل مادیات و پول نیست و به ظاهر اهل بخشندگی و نذورات هست./ خب برسیم به مشکلات بینهایت و شکنجه شدن های خودم که براتون تعریف میکنم،
بله همه چیز خوبه تا وقتی من نگم چرا ظروف و محیط آشپزخانه کثیفه یا حتی ساعت چهار بعد از ظهر اگه ناهار آماده نباشه حق اعتراض ندارم یا وقتی با غذای سوخته یا بدمزه یا ببخشید انواع اقسام موهای سره خانوم داخل غذا مواجه میشم حتی کوچکترین حرفی و اعتراض نباید داشته باشم،
یا در مورد صبح تا شب بی اعتنایی و بی تفاوتی که به من داره یا در مورد عدم رسیدگی به زیبایی خودش که ریش و سبیل گذاشته نباید اعتراض کنم،دوسال اخیر رابطه نزدیکی نداشتیم و قبل تر هم سالی دو یا سه بار بدون هیچ احساسی بوده،البته ایشان هیچ اعتراضی که نداره اتفاقاً از وضعیت احساس رضایت میکنه و میگه اخیش راحت شدم چیه مثل فلان حیوان سرم میپریدی ???
(به مدت 4 سال در زندگی اگه بابت اتفاقات بالا هروقت اعتراضی داشتم و بازخواستی میکردم با بدترین فحاشی ناموسی و درگیری و آبروریزی ازم استقبال میکنه،و جدیداً حمله فیزیکی شدید هم انجام میده )
بخاطر اصرار مادرم و علاقه خودم به زندگی این چند سال تحمل کردم ولی بیشتر از یکسال میشه دیگه حس میکنم مشکل روانی پیدا کردم و بواسطه آشنایی با یه خانم متاهل که شریک کاریم هم هست که هزار بار بدون توقع تا پای جان بهم محبت کرده و واقعاً اون حس دوست داشته شدن رو دوباره در وجودم زنده کرده اقدام به جدایی و درخواست طلاق کردم تا بتونم زندگی جدید شروع کنم ولی حتی اسم طلاق رو جلوی همسرم میارم طبق معمول با فحاشی ناموسی و درگیری و آبروریزی و کل اهالی ساختمان رو جمع میکنه و منو جلوی همه میشوره حتی با دریافت چند برابر پول مهریه هم خانم حاضر به جدایی نمیشه ،تو خواب بودم قصد کشتن منو داشت،یکبار قصد خودزنی و خودکشی داشت که بندازه گردن، در اولین جلسه مشاوره طلاق به خانوم دکتر مشاوره تهمت طرفداری زد و خیلی راحت تهمت رابطه با من رو بهش زد با کلی فحاشی جلسه ترک کرد وقتی فقط اسم طلاق رو میارم ابروریزی و بی حیاگری و فحاشی ناموسی حضوری و تلفنی جلوی همسایها و خانواده من درمیاره به قول خودش حمله میکنه به سمت منزل خانواده من که اونجا هم آبروریزی راه بندازه…در هر صورت همیشه دست به هرکاری میزنه که طلاق رو کنسل کنه و موفق هم بوده حتی پشه مونث از جلوی من رد میشه تهمت میزنه و در کمال ناباروری همیشه هم میگه عاشق شوهرم و زندگیم هستم.
حالا دوراه دارم یا همزمان در کناره ایشان با عشق مورد علاقه ام ارتباط داشته باشم یا بدون اینکه طلاق انجام بشه فرار کنیم و به شهری دیگه بریم که کسی مارو نشناسه و پنهانی زندگی جدید شروع کنیم…
آفرین پریسا قوی باش با این عشق زود گذر مبارزه کن سلام داداش به نظرم شما یه مدت ازش دور باش اگه تغییر کرد و اخلاقش عوض شد که برگرد به زندگیت اگه اخلاقش تغییر نکرد حتما ازش جدا شو حرف یه عمر زندگی هست روانی میشی طلاق بده و با اون خانم جدید ازدواج کن این زندگی که میگی ارزش ادامه دادن ندارد نیکیتا هستم از شیراز
کاری بکن ازت متنفر بشه براش وقت نذار اصلا وجودشو رو نادیده بگیر برا خونه خرید نکن بهشم هر روز بگو زن دوم میگیرم شبها خونه نرو فکر کنه پیش زن دومی بخودش بیاد.شمایی هم ک میگی دوساله رابطه نداریم شاید این موضوع با کمک وکیل و آزمایش بتونه برات کمک کنه جدا شی
سلام همه ی آقایان و خانم هایی که به نوعی دچار عشق های اشتباهی میشوندمشکل عاطفی دارند که متاسفانه ازچاله درمیان میوفتند داخل چاه لطفاً ازطریق کمک اریک مشاور حاذق مسایل خودتون روحل کنید اعتماد به نفس خود تون روبالا ببرید اول خودتون عاشق خودتون بشید بعد میبینید انقدر برای خودتون ارزش قائل هستید که هر هوس زودگذر رو به اسم عشق وارد زندگیتون نکنید.زنی هستم از نظر مالی و عاطفی مستقل ،عاشق خودم هستم ،همسرودوفرزند دارم باوجود ی که همسرم خیلی محبت کردن بلدنیست یادگرفتم عاشق خودم باشم به اوهم عشق بورزم دردل های شما روخوندم گفتم خدا روشکر که عاشق خودم هستم لطفاً خودتون رو دریابید بچه ها رو هم قربانی هوس هاتون نکنید به اسم عشق موفق وشاد باشید آرامش وشادی درونی را برای همگی شما آرزو دارم
درود بر شرافت و اصالتت
امیدوارم خدا به همه کمک کنه ازین مشکل نجات پیدا کنن، بالاخره این حریم هایی که خدا معین کرده یه دلیلی داره چون ادمیزاد دلش دست خودش نیست گرفتار بشه واویلاست از قبلش باید مراقب باشه با کنترل چشم و رعایت و غیره
ببینید اگر زنیکه شوهر داره و به نقل از شما عقیده با یه سری مسائل داره و اصولی داره پس این اصولش کجاست که شوهر داره و با کسی دیگه ارتباط داره!؟زن یکی دیگه هستش عاشق یکی دیگه شده و ارتباط با یکی دیگه داره!؟بله این برای خیلیها شاید اتفاق افتاده باشه که عاشق یکی دیگه بشن اما شک نکن این به شوهرش وفا نکرده به تو هم نمیکنه و امکان داره بازم عاشق یکی دیگه بشه.
سلام.. منو ی دختری 6 ماه رابطه عاشقانه داشتیم الان دوماهه ب بعضی دلایل میگه نمیتونم ادامه بدم با اینکه دوست دارم… الان رابطه یکماهه ک کات شده تلفنی.. ولی دیدن اتفاقی همو میبینیم چون تو ی محل هستیم.. من تو برخوردم با ایشون سرد و بی تفاوت باشه یا ن میتونم یکم راحتتر باشم.. صحبت منظورم نیس… نگاه و ارتباط چشمی… نمیخوام ذهنیت بد از من پیشش بمونه چون دوستم داره.. میگم بی تفاوت باشم شاید حسه بدی بگیره.. میگم نگاهم دنبالش باشه و توجهم فکر میکنه خیلی وابسته شم و بیشتر دور بر میداره… لطفا راهنمایی کنید. یبار گفتن ک آرایشگرم و دغدغه زندگیم زیاده وقتی وقت میذارم برا ارتباط خودمون خیلی فشار میاد بهم… یبار گفت بذار چند مدت بگذره از این حال دربیام… ولی دوماه گذشت نتونست خودشو جمع و جور کنه… و بازم میگه خیلی دوستدارم… نمیدونم… خودشم میگه نمیدونم چمه. یچیزی رو راحت بهتون بگم.. ایشون متاهلن… بهم نگید این رابطه اشتباهه.. خودم میدونم… منم توقع ارتباط برا خواسته خاصی یا اینکه ازدواج نکنم و… ندارم… میخوام اون ذهنیت خوب و ارتباط حتی بعنوان ی خاطره خوب بمونه با اینکه میگه هنوز دوستم داره… من چ رفتاری کنم ک حتی اگه ادامه نداد ب ارتباط تلفنی تو ذهنش و ارتباطی ک همو میبینیم ک زیاده بعنوان ی دوست خوب باشم تو ذهنش ن ی حس ناراحت کننده… ایشون 6ماه عاشقتر حالا هرچی وابسته تر بود…ولی الان میگه نمیتونم بهم فشار میاد…این 6 ماه ایشون همش اصرار ب پیام و تماس داشت.. حتی بهم میگفت ک تنهاش نذارم.. و کنارش باشم چون تو زندگی شخصی عاطفی مشکل داشت… ازدواجش با کسی بوده ک تو دو دنیای متفاوت بودن… ولی ارتباط ما ربطی ب اینکه اون زندگیشو بهم بزنه نداشت و اصلا همچین نیت و قصدی نبوده و نیس… فامیلیم. اینکه این شرایطش تو این 6 ماهم بود… اون گرمتر بود و ازم میخواست فراموشش نکنم… الانم میگه دوستت دارم و همش بهت فکر میکنم… ولی آنلاین میشه وقت داره ی حالی ازم نمیپرسه با اینکه تو این 6 ماه ی دقیقه هم بدون من نمیتونست… اینکه الان اینجور رفتار میکنه اذیت میشم… چطور طاقت بیارم… چ رفتاری کنم…بنظرتون چرا نمیتونه ی پیامم بده و زنگ بزنه باینکه میگه دوسداشتنت هست.
ببینید دوست عزیز، ارتباط شما از همون اول کاملا اشتباه بوده. ادامه دادنش هم اشتباه تر. چون پایان این ارتباط چیزی برای جفتتون نداره. از لحاظ قانونی، نه عرفی و نه اخلاقی چاره ای جز کات کردن این ارتباط ندارید. علت ادامه ندادن اون خانم هم احتمالا همینه و احتمالا به یه حسی مثل تنفر از خود بعنوان خائن رسیده و دچار عذاب وجدان شده یا اینکه چون متاهلم هست دیگه قادر به ارتباط با شما نیست. نه خودتون رو اذیت کنید نه زندگی ایشون رو خراب کنید. سعی کنید با یک پیام آرام به ارتباطتون پایان بدید به نفع جفتتون و یک نفر سوم که شوهر ایشون هست خواهد بود. موفق باشید. سعی کنید برنامه تون جوری باشه که در روزمرگی هم همدیگه رو نبینید. حتی اگر امکان انتقال و جابجایی هست کار خوبیه انجام بدی. ایشون اگر به این نتیجه برسن که شما بخاطر خودشون و خراب نشدن زندگیشون با ایشون قطع رابطه کردید، بهترین ذهنیت دنیا رو از شما خواهد داشت!
اين حرف براي اولين باربراي كسي ميخواهم بگم چون فكرميكنم كه ميتونه بارغم اندوه من را كم كند من عاشق زن متاهل شدم ازنگاه اوهم ميفهمم كه اوهم احساسي دارد ولي هيچ كاري هم ازدستم برنميادحتي نتونستم باهاش حرف بزنم خيلي سعي ميكنم فراموشش كنم حتي ماها سعي ميكنم نبينمش ولي نشد اوهمسرپسرخاله منه
از زندگیش بکش بیرون
حس داشته باشه یا نداشته باشه حیای تو کجاست که عاشق متاهل شدی؟
من هم عاشق یه زنی شدم که متاهل است. چند ماهی است که از فکرم بیرون نمیشه. یکبار ابراز علاقه کردم ولی واکنش منفی نشان داد. نمی دانم چه کنم.
سلام من یک خانم ۳۵ ساله متاهل هستم دارای دو فرزند یک پسر۳۰ ساله مجرد که همسایه ما است پیام میده زنگ میزنه بهشم گفتم که من نمیتوانم خواسته هایت را برآورده کنم اما بازهم زنگ میزنم پیام میده دیگه گیج شدم اصلن نمیفهمم هدفش چیه ؟
سلام و عرض ادب. با عرض پوزش اصلا شما چرا تلفن ایشان را پاسخ میدی تا خدای ناکرده ذهن و مغزت درگیر بشه. اگه درگیر شد دیگه محاله رها شدنش! پس اول از همه به خودت خیانت میکنی بعد به خدا بعد به شوهرت! درثانی گفتی نمیدونم منظورش چیه.. خب کاملا مشخصه هوس و شهوترانی چند روزه که سیرابش کنه…. دل انسان تنوع طلبی میخواد اما نمیدونه که داره چه هیزمی برا آتش زدن زندگیش جم میکنه پس مواظب باشیم
بزن توی دهنش
دنبال هوسه
سلام شبتون بخیر، سه هفته میشه که یک مرد متاهلی عاشق من شده در حالی منم متاهلم و هیچ حسی بهش ندارم درحالیکه چند بار حسمو بهش گفتم ولی اون قبول نمی کنه، به نظرتون چطوری باید رفتار کنم تا دست از سرم برداره؟
اگر سماجت کنن میتونید تهدیدشون کنید به شکایت و پیگیری قانونی. سعی کنید در جاهایی که ایشون حضور دارن تا حد امکان نرید و مخصوصاً تنها نرید اینقدر این سردی رو ادامه بدید که نا امید بشن. سعی کنید که ایشون از ترس شما مطلع نشن. چون ممکنه برای همین یه اهرم فشار بسازه. بگید اگر مزاحمت رو ادامه بدید به شوهرم میگم
سلام من متاهل هستم اون خانم هم متاهل هست خیلی هم دیگه رو دوست داریم ولی ترسی ک از من داره میگه مبادا من حرف اورا جایی بزنم که بامن دوست هست واعتماد بهم نمیکنه باید چکار کنم؟چطور اعتمادش رو جلب کنم هم دیگه رو دوست داریم
ما اینجا مشاوره خانواده میدیم نه خیانت به خانواده
سلام به نظر من فقط و فقط به خدا توکل کنید ذکر بگید هر موقع اون فرد به ذهنتون میاد از خدا کمک بخواید ..خدا در یک لحظه میتونه همه جیز رو از ذهن ها پاک کنه ..توسل به امامان معصوم فراموش نشه
سلام من سال ۹۳ تو فضای مجازی با یه خانم متاهل آشنا شدم بهش وابسته شدم همین طور اون. خیلی دوسش داشتم براش همه چی گذاشتم آخرش بهم خیانت کرد من نابود شدم . اون از زندگیم رفت ولی بخدا قسسسسم هنوزه که هنوزه دارم تاوان پس میدم . چوبشم خوردم بدجور. موقعیت زندگیم به لجن کشیده شد. فقط خواستم بگم تجربه تلخ منو نکنی . این دوستی با زن متاهل یا خیانت به شوهر عاقبت خوبی نداره جز افسردگی شکست و پاشیده شدن زندگی و بچه های طلاقی که این وسط قربانی هوس ما میشن . پس نکنین دوستان …
یاعلی
من یه دوست زن دارم متاهل هست میخوام ازش جدا بشم. منم متأهل هستم خانومم فهمیده توخونه دعوا شده من بهش قول دادم که باهاش حرف نزنم اما این زن ازم دست برنمیداره
من چندساله به زن همسایمون حس عجیب ودیوانه وارپیداکردم ولی مشکلی هست متاهل هستن ونمیدونمچطور بهشون حسم بگم چون راستش میترسم ازعواقبش فراموشم میکنم بازچون میبینمش میاد روذهنم موندم چکارکنم بگم حسمو یانه جوابش چی میشه بگه نه خیلی راحتترم میترسم باشوهرش درمیان بزاره که رابطه وهمسایگیم بهم بخوره
سلام
اگر ممکنه کمکم کنید. خانمی متاهل دارای دو فرزند یک سال با پسری مجرد در مجازی آشنا شدیم شدیدا وابسته به هم شدیم. اما بعد یع مدت من عذاب وجدان گرفتم و الکی گفتم شوهرم فهمیده تا شاید خودش دست از سرم برداره ولی نرفت. حس عذاب وجدان داغونم کرده هر بار به شوهرم نگاه میکنم حالم از خودم بهم میخوره. الان چند روره میخوام بهش بگم کات کنیم ولی نمیدونم چجوری و چی بهش بگم؟ چند باری کات کردبم ولی بلافاصله دلتنگش میشم اونم همینطور. لطفا راهی نشونم بدید میدونم اونقدر مغروره که اگه بهش بگم رابطمون تمومه هیچ اصراری نمیکنه ولی نمیدونم چی و چجوری بگم
سلام وقت بخیر خواهرم از همین لحظه کات کن خطتو خاموش کن عواقب بدی گریبان گیرت خواهد شد . فکر شوهرت کن که صبح تا شب برای رفاه شما کار تلاش میکنه این به دور از مرام انسانیته که بهش خیانت کنی
منم دقیقا مشکل شما رو دارم به شوهرم خیانت کردم الان پشیمونم نمیدونم چه بهو نه ای بیارم کات کنم میدونم اگه بهش بگم قبول نمیکنه ول کنم نیست پسره میگه زنم نمیگیرم میخوام تا همیشه باهات باشم به نظر شما چطور بهش بگم بره پشت سرهم نگاه نکنه
خدایا نشد یکی هم عاشق من بشه خخخخخ
چشم
سلام بوردا نخبردی؟؟؟؟!!!!!!!!!!! چرا شما ها با متاهل ها ارتباط دارین این همه مجرد
کدام دختر مجردی حاضر به ارتباط عاطفی و عاشقانه و جنسی خلاصه دائمی با یه آقا رو قبول میکنه،مطمعنا توقع ازدواج و تعهد رسمی داره و متاسفانه الان پسران هم دیگه کسی دم لای تله نمیده.
زن متاهل خونه و امکانات زندگی داره،مطمئناً وضعیت مالی مناسبی داره و چتربازی درنمیاره،
چون شکست عشقی داشته در این رابطه اش خیلی باتجربه تر و عاشقانه تر رفتار میکنه،ترس رابطه جنسی و دردسر وجود ندارد.
ولی از خواهران و برادران گرامی در دارم که موقع ازدواج خیلی بیشتر دقت کنید و تحقیق و بررسی کنید،سعی کنید با معاشرت کردن های پی در پی بیشتر همدیگرو بشناسید که انشالله بتونید سالیان سال عاشقانه زندگی کنید و خداناکرده مرتکب خیانت نشوید….
یاحق ?
از رو هوس هست زندگیتو اصلا خراب نکن اون اسمش عشق نیست هوسه
من یه خانم 40سال هستم دوتا بچه دارم شوهر دارم پسری 22ساله عاشق من شد هر کاری می کنم که دست از سرم بردار بر نمی دار به نظر شما چکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنی
از رو هوس هست زندگیتو اصلا خراب نکن اون اسمش عشق نیست هوسه
سلام خواهرم به هیچ وجه جواب اون شخص نده زندگیت تباه نکن
بنده متاهلم54سالم عاشق یه خانم هستم اونمسالشه ونزدیک 20سال که ارزش دارم کارش خوشم میاد شاید اونم ندونه من بهش نظر دارم ولی ولی همیش برای سلام واحوال پرسی تا منو میبینه نزدیک میشه یا از دور سلام میکنه تا ضمن همسایه هستیم اونم50سالشه
سر پیری معرکه گیری
لعنت به همچین مردایی
سلام.شش ماه میشه با یه زن متاهل وارد رابطه شدم.بهش وابستگی شدید پیدا کردم…ده روزه ترکم کرده.افسردگی شدید گرفتم.راهنمایی کنید چکارکنم
اونی که به شوهرش خیانت میکنه مطمئن باش به تو هم خیانت میکنه و رهات میکنه وقتی ازت لذت برد تکراری شدی مثل دستمال کاغذی پرتت میکنه . این افسردگی ات چوب کاری که کردی من قشنگ میفهمتت چون تجربه تورو داشتم
من مجردم ۳۰ سالمه استغفرالل از خانم متاهل همسایمون ک دو سال بزرگتره خیلی خوشم میومد شمارشو از مامانم کش رفتم فقط تک زنگ زدم و بعدش پشیمون شدم تا بعد یه سال تو اینستاپیدام کرد بهم پیام داد ک شوهرش بهش خیانت کرده و بهش اعتماد نداره و گفت منم میخام همین بلا رو سرش بیارم .گفت من از اون ادم ها نیستم خیلی هم میترسم ولی چاره ای نمونده براش میخاد باهاش باشم چ کنم گیر افتادیم ازش خوشم میاد ولی فعلا تصمیمی نگرفتم ۲راهی سختیه. الله اعلم
من حدودیک ساله بایه خانم متاهل تومجازی اشنا شدم بیشتر تلفنی وچت میکردیم الان خانم گیر داده هموببینیم وباهم رابطه داشته باشیم منم بهونه آوردم از عواقبش ترسیدم ته دلم دوسش دارم ولی رابطمون اشتباه
سلام به تمامی دوستان ای متن میخونن شاعر میگه به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان خواهشن هرکه تو رابطه با متاهل رفته و داره میره الان کات که روند اشتباه و با کلی گناه با روحیه شکسته و پوچ برمیگرده اینو کسایی رفتن درد کشیدن ومیکشن میفهمند لطفاً نکیند تو رو خدا
روابط متاهل ها فقط واسه سکسه واقعا چقدر باید ادم نفهم باشه غیر از این فکر کنه ..به نظررمن خیانت دلیل خدبی برای طلاق نیست و اونطرف نیازشو برطرف کرده و به زندگیش برمیگرده .
سلام عاشق یک زن همسر دار فامیل شده ام و بد جوری فکرم را مشغول کرده است چگونه به او بگوییم. من چند سال پیش به خواستگاری همسرم رفتم ودر آنجا زن بردار خانمم را دیدم از همون لحظه عاشقش شدم ونمیتونم دل بکنم اما به خاطر همسرم وخانواده همسرم هیچ گاه به زبان نیاورده ام اما دیگر طوری شده است که اختیار وهوش را از من برده است وهمیشه پیگرش میباشم البته احساس اورا نمیدانم ولی نسبت به من محتاط وبا ملاحضه است لطفا راهنمایی کنید چون دارم افسرده میشوم خواهش میکنم. الان چهارده سال است که این وضعیت را تحمل میکنم
سلام
دوست عزیز تو که تو خواستگاری بودی دیرهم نبود حداقل خواستگاری رو کنسل میکردی و از محل دور میشدی تاعشقه کم کم از تو دور بشه
آفرین
کسانی که پیام منومیخونیدته این عاشقی فلاکت وبدبختیه،ازدست دادن همه چیزایی که بعداحسرتش رومیخورید،هرجای رابطه هستیدبدون اینکه بگیدنمیتونم دوسش دارم ،رابطه روکات کنیدچون این رابطه خانمان سوزه،من خیلی ازخداخواستم که یه باردیگه زمان روبه قبل برگردونه تاهیچ وقت چنین خطایی نکنم،بچموخانوادموکارموابروموهرچی داشتمونداشتم ازدست دادم،الانم فقط بخاطربچم نفس میکشم وزندم تابیشترازاین اون بچه دردنکشه.
کاش به هم دیگه وفا دار بودیم اعتماد داشتیم عشق بوجود میاد اینکه میگن بدون عشق ازدواج کردم معنی نداره مادرو پدرای ما حتی همو نمیدیدن قبل ازدواج ولی تا اخر عمر به هم وفادارن بی بند و باری رو سر زندگی بدون عشق نندازین
حرف شما کاملا درسته خوش بحال قدیما الان نمیدونم واسه چی بیشتر ازدواجام از روی عشق باشه ولی بازم جونا میرن سمت خیانت انگار اگه نرن از بقیه جا میمونن به قول شما اگه اعتماد باشه و زن و شوهر به هم وفادار باشن خداهم کمکشون میکنه همیشه تو بدترین شرایط باهاشونه
آفرین مرحبا واقعا لذت بردم از این متن شما! جوانهای این دورو زمونه تنوع طلب شدند هممممممه این کسانی که اینجا درددل کردند هم همسرشونو دوست دارند هم زندگیشونو اما مشکل اینجاست که دلشان هم تنوع عشق میخواد هم تنوع شهوت و هوس! و این دقیقا برمیگرده به دوران مجردی که هر روز با یکی بودند و این شیرینی مزه اش بکامش مانده دیگه حتی بعد ازدواج هم نمیتونن با یه نفر تا آخر عمر ادامه بدن چون دلشون تنوع میخواد
دقیقا
سلام من فقط یه حرف میگم اون زنی که شوهر واره با کس دیگه ارتباط برقرار میکنه دوست نداره یا هوس یا پوله اگه دوس داشت شوهر یا خانوادشو عشق محبت میکرد نه کسه دیگرو در زمن اون آبروی خودشو دوس نداره چه برسه عشق بگی بهش در مورد مرد ها که خودمم مرد هستم از ۱۶ سالگی با زن متولی آشنا شدم الانم ۲۶ سالمه ۸ سال بهاش بودم به دلایلی ولش کردم شایدم ولم کرد ولی زیاد حرف زدم با زن شوهردار و مطلقه عشق وجود نداره فقط هوسه پولم که یکی دیگه است
من یک مرد مجرد 22سالمه عاشق یک زن شدم سن اوهم 22هست.خیلی همدیگرو دوست داریم تقریبا 7سال از عشقمون میگذره وهیچ رابطه جنسی نداشتیم، فقط تا حد لب تو لب رفتیم همین. او تصمیم گرفته است از شوهر خود جدا شود یعنی با هم این تصمیم رو گرفتیم و او یک پسر بچه 5ساله داره، بنظرتو ازدواجمون موفق آمیز میباشد
سلام
سن هردوتون کمه اگر بخاطر شما از شوهرش جدا میشه با کوچکترین غفلت و خطا و اشتباه و کمبود شما ،حتما بخاطر یک نفر دیگر هم از شما جدا میشه می بخشید رک گفتم خوب در تصمیمت فکر کن ببین ارزشش رو داره.
سلام میتونی به منم کمک کنی
نه اشتباه است بعدا که رفتید زیر یه سقف به این نتیجه می رسید میدونی واسه چی چون زنه داره به شوهرش خیانت میکنه پس مطمعن باش زندگی شماهم رونقی نمیگیره
نزدیک به سه یا چهار سال هست با زنی متاهل هم صحبت هستم از همسایگان و قبلا صاحب خانه ی ما بوده و من با او اختلاف سنی سه سال کوچکتر هستم همسرش هم نزدیک ترین دوست من هست همیشه مشکلاتش را به من میگفت و من همه را برایش حل میکردم و نیاز های روزمره اش را هم انجام میدادم نزدیک دو سال هست که از خانه ی آنها رفته ایم و در خونه ی خودمان هستیم خیلی با هم راحت هستیم ولی تا الان هیچوقت مرتکب خیانت نشده ایم و رابطه ای با هم نداشته ایم احساسمان خیلی بهم نزدیک شده و الان کارهای اون مرا آزار میدهد از طرفی هم نمیخواهم خدای نگرده به دوستم خیانت کنم اگه امکان داره راهنمایی بفرمایید
سلام
هرکاری با زنه بکنی خیانت به دوستته و سرت میاد سعی کن از زن فاصله بگیری و باهاش تنها نباشی فقط با دوستت در ارتباط باش.
سلام من ۵ساله با یه خانم آشنا شدم و مسیر کارمون یکی بود تو این چندسال هروز صبح میبردمش شب هم میوردمش خیلی باهم صمیمی شدیم وابستگی شدید پیدا کردیم هردومونم متاهل هستیم و ازدواج هامونم روی اجبار و بدون دوست داشت بوده الان طوری شده اگه یه روز همدیگه رو نبینیم دیوانه میشم هر دوتا مون عاشق هم شدیم ولی نمیدونیم باید چکار کنیم باهم خواستیم فرار کنیم نظر شما چیه ممنونم از راهنماییتون
سلام من مجردم الان ۱۵ساله عاشق یه دختره شدم الانم متاهل شده وبعداز یه وقفه چندساله دوباره همدیگرو دیدیم شماره اشوبهم دادودرحال حاضرباهم درتماسیم برای فراموش کردنش بخاطر گناهش تازیارت امام رضاع هم رفتم به هیچ وجه نمیتونم فراموشش کنم هزارراه رفتم اما نشد که نشدنه میتونم فراموشش کنم نه میتونم ادامه بدم موندم چیکارکنم کاش راه حلی باشه وبیش ازاین به گناه آلوده نشیم الان ساعت حدو۳ونیم شبه وهرشب به خاطرش نمیخابم
سلام تو رو خدامنو سرزنش نکنید میدونم کار اشتباهی کردم پشیمونم یه آقا تو روبیکا ازم عکس خواست فرستادم هم باحجاب هم بی حجاب البته غریبه هست تا حالا همو از نزدیک ندیدیم حالا سوال من اینه میتونه عکسا واسم دردسر ساز باشه یا نه میتونه از عکسا سواستفاده کنه چند ماهی میشه باهم بودیم البته رابطه الان قطع شده شب و روز ندارم
ایشالاکه مشکلی پیش نمیا دووقتی چن ماه باهاش بودی پس شناخت مختصری ازش داری وبتو آسیبی نمیرسونه مطمئن باش
سلام سه ماه عاشق زن متاهل شدم او هم عاشق من است اما تاحالا به من نگفته چون خانواده و شوهر او اگر کوچکترین بویی ببرن اون رو به قتل میرسونند.و از یک ماه پیش از ترس شوهرش از من فراریه که ممکنه آسیبی ببینه .در ضمن تاحالا او را از نزدیک ندیدم.یک پسر 7ساله دارد.من هم دارای 3دختر هستم و حاظرم هر کاری کنم که به او برسم .تورو خدا راهنماییم کنید
عشق حریم و حرمت داره این یک عشق ممنوعه س وارد شدن در این حریم مثل ریختن سم در غذاست شما با ادامه این رابطه زندگی فرزندان و همسران خود را نیز نابود میکنید
من مجرد هستم اما دو ماه هستش عاشق یک خانمی شدم که متاهل هستش با اولین دیدار این حس عمیق شد ایشون هم منو خیلی دوست داره ولی هیچ رابطهای نداشتیم چون نخواستم عشق به هوس تبدیل بشه منتها از من خیلی دور هستش از اقوام هستند هر روز در عذابم و از دوری غصه میخورم شبانه روز بغض و گریه امانم بریده. ایشون همسرش دوست نداره میگه از رو اجبار ازدواج کرده ما هردو ۲۸ سال داریم منتها ایشون یک بچه هم داره اول نمیخواستم ببینمش چون گفتم شوهرداره صلاح نیست اما خیلی اصرار کردند و این حس اول از طرف ایشون بود خلاصه وقتی دیدمش خودم باختم واقعا.. نه راه رسیدن بهش وجود داره نه چاره ای دارم واقعا چه کار کنم کمکم کنید. عشق من نسبت به ایشون پاک بود یه عشق حقیقی مهر خاصی برام داره برای همین من خیلی گریه میکنم
باش قبول میگی عشقت پاکه ولی اگه شوهر ایشون یا فامیل از رابطتتون باخبر بشن قبول میکنن که هیچ رابطه ای با هم نداشتین یا اصلا تو دستت به خانمه نخورده نه عزیزم هم واسه خانمه بد میشه هم خودت
چه دنیای کثیفی شده . کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم.
منم پشیمون شدم خیلی ولی بخاطر بچه هام همیشه کوتاه اومدم
بفرمایین