خانه / پرسش و پاسخ روابط عاطفی / متاهلم و عاشق مرد متاهل شدم | وابستگی به مرد متاهل
عاشق مرد متاهل

متاهلم و عاشق مرد متاهل شدم | وابستگی به مرد متاهل

جهت مطالعه نظرات و تجربیات دیگران، به کامنتهای انتهای صفحه مراجعه نمایید

در این مقاله از سایت مشاوره باما به موضوعات زیر می پردازیم:

  • چرا عاشق یک مرد متاهل شده ام؟
  • شوهر دارم ولی عاشق یکی دیگم
  • دلایل وابستگی عاطفی و دل بستن به مرد متاهل
  • عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج
  • راه فراموش کردن مرد متاهل

آیا شما نیز این کلمات را به خود گفته‌اید؟ شاید نتوانسته‌اید این کلمات را با صدای بلند بازگو نمایید اما این چیزی است که پیش خودتان اعتراف کرده‌اید، حتی اگر این اعتراف تنها در ذهنتان صورت‌گرفته باشد. برای فردی که خود را عاشق یک مرد متاهل می‌بیند، زندگی می‌تواند به‌سرعت به یک زندگی بسیار ناخوشایند تبدیل شود.

عشق یک طرفه یکی از غم‌انگیزترین اتفاقاتی است که ممکن است برای یک فرد رخ دهد و درصورتی‌که شما در پایان اشتباه این تجربه قرار دارید، پس احتمالاً احساس می‌کنید که کل زندگی‌تان متوقف شده است. چکار می‌توانید انجام دهید؟ در این مقاله، ما در رابطه با چگونگی مواجه با احساسات نامناسب نسبت به یک مرد متاهل و نحوه بازگشتن به زندگی معمولی صحبت خواهیم کرد.

چرا من عاشق یک مرد متاهل شدم؟

روش های مختلفی وجود دارند که می‌توانید بر اساس آن به این نتیجه برسید که چرا عاشق یک مرد متاهل شده‌اید. شاید شما خواهری دارید و با گذشت زمان به این نتیجه‌گیری اجتناب‌ناپذیر می‌رسید که احساسات عاشقانه ای نسبت به همسر او پیدا کرده‌اید. شاید با یک مرد متاهل همکار هستید و به‌تدریج احساسات عاشقانه ای نسبت به او احساس می‌کنید. شاید سناریو این باشد که شما مجدداً با یک عشق قدیمی که اکنون ازدواج کرده است، به‌صورت حضوری یا مجازی ارتباط برقرار می‌کنید. ما به نوبت به‌تمامی این موقعیت‌ها خواهیم پرداخت چرا که اعمال شما بسته به جزئیات اتفاقی که در حال رخ‌دادن است، احتمالاً متفاوت خواهند بود.

مشاوره رایگان

عاشق مرد متاهل از فامیل شدم

زمانی که مرد متاهلی که عاشقش شده‌اید عضوی از خانواده ی خودتان است، سخت‌ترین حالت ممکن رخ می‌دهد. درصورتی‌که او را مرتباً همراه با همسرش می‌بینید، پس احتمالاً احساساتتان جریحه‌دار خواهند شد؛ زیرا فردی که دوستش دارید به شما نزدیک است اما نمی‌توانید او را در کنار خود داشته باشید.

در این حالت، دو عامل کلیدی برای بررسی وجود دارند و در واقع، این دو عامل همان فاکتورهایی هستند که شما به‌منظور مواجه با هر یک از این سناریوها به آن‌ها نیاز پیدا خواهید کرد.

اولین فاکتور این است که آیا مرد متاهل می‌داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید و دومین فاکتور این است که آیا او نیز نسبت به شما چنین حسی دارد.

درصورتی‌که مرد متاهل در مورد احساس شما نسبت به خودش اطلاعی ندارد، کار برای شما آسان‌تر خواهد بود. شما می‌توانید آنچه در حال رخ‌دادن است را پنهان نمایید و بر اساس چنین احساساتی عمل نکنید. در بخش‌های بعدی، در مورد چگونگی مواجه و پشت سر گذاشتن دل شکستگی ناشی از این انتخاب صحبت خواهیم کرد.

اگر مرد متاهل در مورد احساس شما می‌داند یا مشکوک شده است، پس شاید نیاز باشد که در برهه‌ای از زمان در مورد احساس خود نسبت به او صحبت کنید. در این مکالمه، شما می‌توانید این موضوع را روشن کنید که قصد خراب کردن ازدواج آن‌ها را ندارید؛ بنابراین، هیچ‌گاه بر اساس احساسات خود عمل نخواهید کرد. اگر اوضاع بر وفق مراد پیش برود، توضیحات شما برای او کافی خواهند بود و او بر اساس قول شما مبنی‌بر درست رفتار کردن هیچ‌گاه لازم نیست راجع‌به این موضوع چیزی به همسرش بگوید.

مطالب مرتبط: فراموش كردن مرد متاهل

آیا او نیز احساس مشابهی نسبت به شما دارد؟

زمانی که یک مرد متاهل عاشق زن متاهل یا مجرد می‌شود و شما نیز همین حس را به او دارید، اوضاع به شدت دشوار خواهد شد؛ به‌خصوص زمانی که عشق میان مرد متاهل و همسرش کم شده باشد. این احتمال وجود دارد که مرد به دنبال مهر و محبت، خارج از رابطه زناشویی خود بگردد و این موضوع ممکن است او را نسبت به احساسات شما آسیب‌پذیر نماید.

این شما هستید که باید تصمیم بگیرید آیا می‌خواهید بر اساس میل ناگهانی و هوس عمل کنید یا نه و اگر فکر می‌کنید که مرد متاهل نیز همین احساس را نسبت به شما دارد، احتمالاً به قدرت اراده قوی برای مقاومت در برابر این احساس نیاز خواهید داشت.

هر دوی شما باید به موضوع از دیدگاه اخلاقی نگاه کنید. شما می‌دانید که اگر معشوق یک مرد متاهل بودن را بپذیرید، موجب به‌وجودآمدن چه درد و رنجی برای همسرش خواهید شد. این موضوع همچنین موجب ایجاد شکاف عمیقی در خانواده می‌شود. دوباره به‌تمامی این مسائل به‌دقت فکر کنید و تمام تلاش خود را برای خودداری از عمل‌کردن بر اساس چنین احساسی به کار گیرید.

مطالب مرتبط: نشانه زن عاشق

عاشق مرد متاهلی که با او همکار هستید

جاذبه جنسی و احساس عشق قطعاً می‌تواند بین شما و مرد متاهلی که با شما کار می‌کند، ایجاد شود. ممکن است شغلی داشته باشید که در آن باید در یک محیط کوچک و پرازدحام با همکارتان کار کنید. شاید اتاق شما نزدیک به اتاق او باشد یا به‌خاطر کنفرانس همراه او به سفرهای کاری بروید.

اگر با یکدیگر دوست هستید، ممکن است از جزئیات محرمانه زندگی زناشویی طرف مقابل با خبر باشید. هر چه اطلاعات بیشتری در مورد او کشف می‌کنید، بیشتر متوجه می‌شوید که او مرد کامل و مناسبی برای شماست. یک هشدار کوچک: او یک مرد متاهل است و تا جایی که می‌دانید، قرار نیست به این زودی چیزی تغییر کند. چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

دو پرسش مشابهی را باید از خود بپرسید که وقتی مرد متاهل عضوی از خانواده‌تان بود، از خود سؤال می‌کنید. آیا او از احساسات شما مطلع است و آیا او احساس متقابلی به شما دارد؟

اگر او از احساس شما اطلاعی ندارد، بنابراین باید احساستان را برای خود نگه دارید. هیچ پاسخ دیگری برای این موضوع وجود ندارد. اگر بخواهید بر اساس احساسات خود عمل کنید یا او را از احساس خود مطلع سازید، نه‌تنها شرایط در محیط کار را غیرقابل‌تحمل می‌کنید بلکه ممکن است شغل خود را نیز به همین خاطر از دست بدهید.

درصورتی‌که او نیز احساس مشابهی نسبت به شما دارد، اوضاع پیچیده‌تر می‌شود. جمله «من عاشق یک مرد متاهل هستم و او نیز عاشق من است» محصول رمان‌های عاشقانه است اما در زندگی واقعی، داشتن رابطه نامشروع با این فرد می‌تواند زندگی زناشویی او را خراب کند و موقعیت شغلی هر دوی شما را به خطر اندازد.

شما باید به این موقعیت از دید هزینه-فایده نگاه کنید. شما نباید به خود اجازه دهید تا بر اساس میل و هوس عمل کنید. با فراموش‌کردن فساد اخلاقی برای یک‌لحظه متوجه خواهید شد که هزینه پیش‌بردن این رابطه بسیار زیاد است. شما باید احساسات خود را کنترل کنید و اگر فکر می‌کنید که قادر به انجام این کار نیستید، بهتر است استعفا دهید و به دنبال شغل دیگری باشید.

عاشق دوست قدیمی که ازدواج کرده است

اگر عشق قدیمی داشته‌اید و اکنون او ازدواج کرده است، زمانی که دوباره با آن فرد ارتباط برقرار می‌کنید و متوجه می‌شوید که هنوز عاشقش هستید، مشکل به وجود می‌آید. این موقعیت برای هر دوی شما می‌تواند چالش‌برانگیز باشد زیرا خاطرات قدیمی که در کنار یکدیگر داشته‌اید، دوباره به یاد می‌آورید.

مجدداً آن دو پرسش را در نظر بگیرید. اگر او از احساس شما اطلاعی ندارد، پس بهترین کار این است که ارتباط خود با او را قطع کنید. ارتباط داشتن تنها موجب درد و رنج شما می‌شود. او ممکن است از این‌که شما دیگر اشتیاقی به برقراری ارتباط ندارد، غافلگیر یا ناراحت شود. در این صورت، شاید لازم است تا به او توضیح دهید که موضوع از چه قرار است.

شما باید در انجام این کار دقت کنید. لازم نیست به او بگویید که هنوز عاشقش هستید. این کار نتیجه‌ای نخواهد داشت. شما به‌جای آن می‌توانید بگویید که برخی از احساساتتان برای طرف مقابل همچنان وجود دارند و به همین دلیل ترجیح می‌دهید که هر دوی شما مسیرهای جداگانه‌ای را طی نمایید. شما می‌توانید آرزوی خوبی برای او بکنید و اگر اوضاع بر وفق مراد پیش برود، این پایان ماجرا خواهد بود.

اگر او نیز همچنان عاشق شماست و هر دوی شما به موضوع داشتن رابطه نامشروع فکر می‌کنید، پس شاید بهتر باشد که بار دیگر به مسئلة اخلاقی آن توجه کنید و در این حالت، تحلیل هزینه-فایده ضروری خواهد بود. شاید همسر او را بشناسید و دوست نداشته باشید که او را به‌خاطر داشتن رابطه با همسرش اذیت و ناراحت کنید.

شاید هم او فرزند داشته باشد و شما نیز بدانید که پیش‌بردن این رابطه می‌تواند زندگی آن‌ها را خراب کند. نیازی به گفتن ندارد که شما نیز ممکن است ازدواج کرده و فرزندان خود را داشته باشید. تقریباً در تمام موقعیت‌ها، این به نفع همه خواهد بود که ارتباط خود با عشق قدیمی را قطع کنید.

مطالب مرتبط: شوهرم بهم محبت نمیکنه چیکار کنم؟

هنگام عاشق مرد دیگری شدن در مورد کارهای خود به‌دقت فکر کنید

در تمامی این موقعیت‌ها، دو انتخاب برای شما وجود داد؛ انتخاب اول این است آیا می‌خواهید بر اساس احساسات خود عمل کنید یا نه. دومین انتخاب این است چگونه می‌خواهید با دل شکستگی حاصل از تصمیمتان مواجه شوید.

تقریباً در تمامی موقعیت‌ها، بهتر است که رابطه نامشروع با آن مرد متاهل نداشته باشید؛ حتی اگر هر دو تمایل به این کار داشته باشید. یک حالت استثناء زمانی است که اطمینان دارید زندگی زناشویی آن‌ها به‌زودی به پایان می‌رسد و برگه‌های طلاق آماده امضا هستند.

درصورتی‌که مجرد هستید، این کار برای شما مناسب خواهد بود اما حتی در چنین شرایطی نیز باید با احتیاط پیش بروید. چه اتفاقی می‌افتد اگر او به طور ناگهانی نظرش را تغییر دهد و تصمیم بگیرد که از همسرش جدا نشود و فرصت دوباره‌ای به زندگی خود بدهد؟

درصورتی‌که از گرفتن تصمیمات احساسی اجتناب کنید، پس شکی نیست که یک تصمیم مسئولانه‌تر و در واقع عاقلانه‌تر گرفته‌اید. دل بستن به یک مرد متاهل موجب مشکلاتی در زندگی می‌شود که هیچ‌کس دوست ندارد و به‌احتمال زیاد منجر به لطمه خوردن عواطف و احساسات خود شما یا فرد دیگری می‌شود.

حتی اگر به احساسات شما لطمه‌ای وارد نشود، می‌دانید که در صورت برملاشدن خیانت مرد به همسر، زندگی خانوادگی او از بین خواهد رفت و به شما احساس خانه‌خراب‌کن بودن دست می‌دهد. آیا این واقعاً چیزی است که شما می‌خواهید؟

حتی اگر با این موضوع هیچ‌گونه مشکلی نداشته باشید، آنچه اتفاق افتاده احتمالاً آشکار خواهد شد. درصورتی‌که هر دوی شما موقعیت‌های اجتماعی یکسانی دارید، ممکن است به شما برچسب داغ ننگ زناکاری زده شود. ممکن است از ورود شما به رویدادهای مدرسه یا محیط کار جلوگیری شود یا حتی این امکان وجود دارد که به ماشینتان صدمه بزنند یا پنجره خانه‌تان را بشکنند. درصورتی‌که همسر مرد متاهلی که با او رابطه نامشروع دارید، کینه‌توز باشد، چنین اتفاقاتی یا حتی بدتر از این‌ها ممکن است رخ دهند.

مطالب مرتبط: حرکات مرد عاشق

وابستگی عاطفی و دل بستن به مرد متاهل

فرض کنید تصمیم گرفته‌اید بر اساس احساسات خود عمل نکنید، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که در راستای سلامت روانی خود تلاش کنید و به زندگی عادی خود برگردید. درصورتی‌که مرد متاهل عضوی از خانواده‌تان است و شما به‌خاطر عشق فراوان نمی‌توانید بودن در کنار او را تحمل کنید، پس سعی کنید در رویدادهای خانوادگی که می‌دانید او نیز حضور دارد، شرکت نکنید.

اگر اعضای دیگر خانواده در مورد دلیل فاصله‌گرفتن شما سؤال کنند، سعی کنید بهانه‌های باورکردنی بیاورید. درصورتی‌که با آن فرد کار می‌کنید و نمی‌توانید بودن در کنار او را تحمل کنید، پس یافتن یک شغل جدید می‌تواند بهترین گزینه برای شما باشد. اگر آن یک عشق قدیمی در شبکه‌های اجتماعی است، پس دیگر با او ارتباط برقرار نکنید و از ملاقات حضوری با آن فرد نیز بپرهیزید.

این کار می‌تواند برای شما دشوار باشد، به‌خصوص اگر فکر می‌کنید که این مرد متاهل مناسب‌ترین فرد برای شماست. شما ممکن است به این سرنوشت بی‌رحم ناسزا بگویید چرا که او یک مرد جذاب و ایده آل را در مقابل شما قرار داده است و شما نمی‌توانید او را در کنار خود داشته باشید.

در تمامی احتمالات، برای پشت سر گذاشتن احساس اضطراب ناشی از موقعیت به درمان نیاز است. صحبت‌کردن با فرد بی‌طرفی که هیچ ارتباطی با موقعیت به وجود آمده ندارد، می‌تواند مفید باشد و متخصص سلامت روان ( دکتر روانشناس )  می‌تواند توصیه‌های خوبی در مورد شرایط به وجود آمده بکند.

البته، کار دیگری که می‌توانید انجام دهید، گذاشتن قرار ملاقات عاشقانه با فرد دیگری است. این بهترین روش برای پشت سر گذاشتن احساسات قوی و شدید است. “آدم قحطی” نیست و انتخاب‌های زیادی برای شما وجود دارد. شاید احساس کنید که این مرد متاهل تنها مردی در جهان است که می‌تواند شما را خوشبخت کند اما اگر هدفمند به این موضوع نگاه کنید، متوجه خواهید شد که این دیدگاه چقدر غیرمنطقی است. شما باید احساساتتان را کنترل کنید، آن‌ها را بررسی نمایید و احتمالات دیگری را کشف کنید. این عاقلانه‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

389 دیدگاه

  1. حالم از همه اتون بهم خورد چقدر آشغالین نمیخواین جداشین بعد هر غلطی دلتان خواست بکنید عوضیها

  2. سلام من یه دانشجو هستم که یه دوست پسر هم دارم چند وقت پیش وقتی که برای کاراموزیم به یه شرکت رفته بودم رییسم به من ابراز علاقه میکنه منم همون حس رو بهش پیدا میکنم ولی بعد میفهمم که این مرد زن دارد و من این رابطه رو تمومش میکنم ولی وابستگی بینمون رخ داده نمیتونم فراموشش کنم نمیدونم چکار کنم حتی یادش میفتم گریم میگیره نمیتونم غذا بخورم همش ط یادم میادش

  3. کسایی که درگیر عشق حرام هستید برید داخل پیج هایی که مربوط به قبر و قیامت هست و در اون مورد کلیپ های تصویری و ببینید و عاقبت گناه و زنای محصنه که یک گناه نابخشودنی هست رو ببینید کلا این عمر کوتاه ارزش گناه کردن و داره من خودم یک مرد ۴۵ ساله هستم و متاهل عاشق رفیقم هستم که اون هم یه مرد متاهل ۴۰ ساله هست البته عشق پاک و سالم من اگه یه روز نبینمش دیوانه میشم رفیقمه عاشقش هستم پس میشه عاشق یکی بود که خیانت هم نکرد و گناهی هم نداشته باشه

  4. سلام خانم هستم متاهلم شوهرم خیلی آدم خوبیه دومنم دوستش دارم اونم منو دوست داره عاشق مرد متاهل شدم وبهش گفتم ک عاشقشم تا اینکه متوجه شد ازم رابطه میخاد خودم دوست ندارم ب هیچ وجه نمیخام ب شوهرم خیانت کنم امانمیتونم فراموشش کنم بهش علاقه دارم هرچه فکرمیکنم نمتونم ازش دل بکنم لطفا راهنمایی ام کنید

  5. سلام بنده ۱۸ سال هستم از یک مرد متاهل خوشم آمده و مدام تو فکرم هست البته من خودم از تمام عاقبت ها خبر دارم و کشش جنسی هم به این آقا ندارم صرفا از اون آقا خوشم میاد علاقه هم ندارم احساس دو طرفه داشته باشیم یا بهم بیان کنه ولی از اینکه وقت هایی که باهاش رو به رو میشم مضطرب میشم اذیت میشم
    لطفا راهکار بدید از خیال پردازی دست بردارم
    اصلا از احساسم راضی نیستم و هیچ خوشم نمیاد مثل یه انگل زندگی کنم
    ال

  6. سلام من عاشق شوهرخواهرشوهرم شدم اونم همینطور اوایل خیلی پیام میدادیم رابطمون درحدبوس بود تااینکه الان دوماهه منو بلاک کرده وپیام نداده ونمیده میگه زنش پیامارو توگوشیش دیده همه چی لورفته حالامن بایدچکارکنم؟ دلم پیششه هنوز فراموشش نکردم ونمیکنم ینی نمیتونم اما زنش بااینکه میدونه چیزی نگفته وبرونمیاره منم رفتم بایه سیمکارت دیگه بهش پیام دادم دوباره تافهمیدمنم بلاکم کرد لطفاکمکم کنید

    • الکی برا خودت خیال بافی نکن اینکه نوشتی من عاشق اون هستم درست ولی اونم همینطور خیال پردازی تو هست وقتی تو رو بلاک میکنه یعنی ازت خوشش نمیاد و بهونه تراشی میکنه تو هم برا خودت ارزش قائل باش والا بد جوری میبازی اگه اون از تو خوشش میومد مطمئن باش باهات قرار میذاشت

  7. سلام دوست همسرم عاشقم شده و منو هم عاشق خودش کرده الان زندگیم به کل عوض شده دیگه نمیتونم اینطوری ادامه بدم هر چقدر هم بهش میگم تمومش کنیم نمی ذاره که تموم بشه توروخدا کمکم کنید سه ماهه الان این شرایط واسم پیش اومده من دوتا بچه دارم اون آقا هم یک بچه دارت ولی توی این سه ماه هیچ رابطه جنسی باهم نداشتیم

  8. سلام من کمی مشکل مالی دارم همسرم معتاده شدید خودم کار میکم به تازگی کسی به نیت کمک ابراز مبکنه عاشقمه پیام میده منم وابسته شدم بهش سه هفته اس اعصابم داغون شده چکار کنم

  9. خانم ۳۰ ساله و متاهل هستم ، تقریبا ۵ سال پیش کلاس زبان میرفتم، در آن شرایط یک فرزند یک ساله داشتم و از زندگی با همسرم هم راضی بودم، استاد ما هم آقایی بود که من همسن فرزند ایشان بودم ، همه چیز خوب پیش میرفت تا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که رابطه ما صمیمی و صمیمی تر شد ، در حدیکه حالت دوستی به خود گرفت، پیامک های روز و شب،تماس های طولانی و گفت و گوهای عاشقانه
    من در عین دلبستگی که پیدا کرده بودم شدیدا در حالت عذاب وجدان بودم و همیشه از ایشان درخواست میکردم که ما هر دو متاهل هستیم و این شکل رابطه ما درست نیست ولی جواب ایشان این بود که ما کار خطایی نمی‌کنیم و خدایی که خودش علاقه را در وجود ما قرار داده ،مارا می بخشد! استدلال من همیشه این بود که اگر همسر یا دختر شما به آقای دیگری علاقه مند شود از اومیگذرید؟ و می‌گفتند بله او را آزاد می‌گذارم
    با تمام این سخنان من اطمینان داشتم که پا در مسیر غلطی گذاشته ام و با تمام دلبستگی که به او پیدا کرده بودم این رابطه را تمام کردم ، اما همچنان در کلاس ها شرکت میکردم و رابطه ام با ایشان حداقل از طرف من مانند پدر و دختر بود، ایشان هم کاملا احترام و حریم را حفظ می‌کردند
    مدتی گذشت و من چون فرزند دومم را باردار بودم دیگر در کلاس ها شرکت نمیکردم اما رابطه خانوادگی بین ما شکل گرفته بود و گهگاهی همدیگر را می‌دیدیم و حریم کاملا رعایت میشد، من کاملا نسبت به گناهی که کرده ام آگاهم و بارها از خدا برای اشتباهم طلب بخشش کرده ام ، ایشان همچنان به عنوان یک استاد دلسوز و پدر مهربان در کنار من حضور داشتند
    تا اینکه هفته گذشته به شکل ناگهانی سکته و فوت کردند، حال من به شدت به هم ریخته و با شنیدن اسم ایشان بی اختیار اشک میریزم،تمام روز به ایشان فکر میکنم

  10. سلام . من از وقتی که پدر شوهرم فوت کرد احساس کردم یکی تماما داره منو نگاه میکنه و ار کارام خبر داره ،مخصوصا که پدر شوهرم فکر می کرد که من فرشته هستم . از اون به بعد چون احساس کردم دارم دیده می شم نتونستم به رابطه ناپاکم ادامه بدم و خوشبختانه الان چندین ساله که تموم شده با اینکه با هم همکاریم و هر روز می بینمش .مسئله اصلی این که همه این آدم ها فکر می کنند کسی اون ها رو نمی بینه چون فراموش می کنند در معرض دید خدا هستند مثل من

  11. سلام من متوجه شدم یکی از اعضای خانوادم که متاهله و سنی ازش گذشته با یه مردی که سنش از خودش خیلی کمتره به شدت عاشقانه چت میکنه و اون مرد به شدتتت ابراز علاقه میکنه و اصلا نمیدونم که میدونه ایشون متاهله یا نه . حالم خیلی بده مدت شاید ۱ ماه میشه باهم چت میکنن و من کمو بیش از محتوای صحبت هاش که اولش خیلی رسمی بود بعد عاشقانه شد اگاهم. تو اینستاگرام با هم اشنا شدن و اگه شوهر این بنده خدا بفهمه این چیزایی که من میدونمو اصلا اتفاقای خوبی پیش نمیاد. من خودم سنم ازش کمتره و فکر نمیکنم حرفم تاثیر گذار باشه ولی تصور کنم تنها راه‌حل اینه که خودم باهاش حرف بزنم. شماره اون پسره رو ام دارم البته. خیلی خیلی ذهنم درگیره توی دورانی که اصلا نباید بهم ریختگی ذهنی داشته باشم. کمکم کنید تروخدا چیکار کنم

  12. سلام،من و یه اقایی ۵ساله عاشق و دلباخته ی همیم با هم هیچ رابطه ی دیداری یا تلفنی نداشتیم ولی قلبی به هم حس داریم هر کاری میکنم بهش فکر نکنم، نمیتونم مدام درونم منو صدا میزنه، خودم مدام عذاب وجدان دارم نمیدونم چیکارکنم ،با کار مشغول میکنم نمیشه خیلی دوست دارم از ذهنم دربیارم ولی مدام میاد توذهنم باهام حرف میزنه التماس میکنه که بدون من نمیتونه ادامه بده به زندگیش ،هرکاری که بتونم برا فراموش کردنش انجام بدم کردم ولی باز تلپاتی و انرژی قوی داره مدام حالمو میپرسه اینم بگم این اقا تو اداره کارمنده، من ۵سال پیش براکاراداری تو محل کار این اقا چند وقتی رفت و امد داشتم اونجا منودید از پنج سال به بعد دو سال بعد که کارم اونجا تموم شد ندیدمش ولی مدام توذهنمه بعضی وقتها فکر میکنم خیالاتی شدم دیوونه شدم، چون میدونم اون موقع که با من اشنا شد از م خیلی خوشش اومد چون تو رفتاراش کلا میدیدم حالاتشو،اینم بگم من اصلا با ایشون خیلی سنگین رفتار میکردم ولی درونم چون عشق و علاقه ی این اقا رو دیدم بهش علاقه پیداکردم فقط درونی بدون ابراز علاقه بعد فهمیدم این اقا حس ششمش قویه وعلاقهی منو نسبت به خودش فهمیده والانم ذهنی و قلبی باهام ارتباط میگیره ومن دارم دیوونه میشم انگار که فکرو ذهنمو کنترل میکنه چیکارکنم ؟از فکرم نمیره بیرون

  13. سلام،باران هستم متهلم دوسال پیش بایه آقامتهل بودن آشناشدم اولاش هیچ حسی بهش نداشتم پیام میدادزنگ میزدکم کم بهش علاقه مندشدم مدتی گذشت دیوارعاشق شدم زندگیشم شداون زنگ پیام دیدن عکس فرستادن الان زندگیم شده بدونش نمیتونم ولی اخلاقش عوض شده همش من عذرخواهی اگه حتی تقصیرش باشه ازرنگ موتالباسم حرفشه گوشی قطع میکنه روم میگه دست رفتارنکنی ترکت میکنم من به التماس میگه طلاق بگیربیاصیغه ات کنم الان موندم چبکنم

  14. سلام من خان ۴۸ ساله‌هستم‌ نزدیک چهار ماه که مردی از فامیل که ازدواج کرده باسن ۳۸ سال پیام به من میده که من عاشقتم ودوست دارم من هر کاری کردم که منصرفشون کنم‌نتونستم میگه نمیتونم‌من‌عاشقانه دوست دارم فقط میخوام باهات باشم ازت آرامش میگیرم ازاین حرفا‌من‌خودم‌هم متاهل هستم مادرهفته یه روز دورهمی داریم وهمدیگه را میبینیم من باید چیکارکنم میخواستم به شوهرم بگم میترسم

  15. سلام . خسته نباشید .من 6,بود که تو مجازی پسری به پست های من و استواری های من گیر میداد و‌میگفت ازت خوشم میاد مدام منو چک میکرد خلاصه یه روز با شوهرم بد جور دعوا کردم 20ساله بدون هیچ محبت احساسی به هم زندگی میکنیم فاصله سنی من با شوهرم 12سال است خلاصه با هم قرار گذاشتیم با هم بیرون.رفتبم تو ملاقات اول من بهشون گفتم دلیل این همه اصرار چی با من دوست بشید گفت ادم سر سختی هستی گفتم من متاهلم متوجع میشی گفت باشی من از نظر احساسی هیچ چیزی برات کم نمیزارم .و اینم گفت من قبلاً با یه زن متاهل رفیق بودم زنه پول دار بود و زیادی بهم گیر میداد منم بهم زدم باهاش گفتم .من متولد 64تو متولد 72,جور در نمیاد گفت باشه وجودت برام مهمه خلاصه همه جا می. فتیم تفریح چیزهای باهاش تجربه کردم که با شوهر خودم تجربه نداشتم آنقدر وابسته هم شده بودم که به لحظه نمیتونستی م از هم دور باشیم از اول هفته تا آخر هفته سره کار میرفتم شب هم کافی نت کار میکرد اخر هفته کلا دو روز با هم بودیم خلاصه سه ماهی عالی پیش می‌رفت .که قبل از عاشورا دیدم این ادم کی فرق کرده جواب پیام نمی‌ده دیر جواب میده زیاد ادم خر که نیست متوجع میشه هرچی میگفت م چی هیچی نمی گفت سرم داد میزد اشتباه کوچک گذشته‌منو پیش می‌کشید دوروز هم خبری ازش نمیشد خلاصه تا چند شب پیش آنقدر گفتم تا او‌مد بهم گفت من با کیس قبلی آشتی کردم .ولم نمیکنه کنترلم می‌کنه ازش میترسم خلاصه گفت یه جوری منو کرده نه میتونم از اون دل بکنم نه از تو میخواستم بیام بهت بگم تو کاری میکردی من نخوام بهت اعتماد. کنم منصرف میشدم من اومدم خونه خیلی سختم شد جوری که سکته کردم از ناحیه چشم ضربه خوردم الان دنیا رو سرم خراب شده

  16. سلام من ۵۰سال خانمم ۴۵سال خانمم دوسال که نمیزارد نزدیکی منم جودا می‌خوابد من چکار کنم

  17. من ازدواج کردم یه دو سالی میشه پارسال دخترداییم یه دوس پسر داشت اونم خودش زن وبچه داره من و با اون دیده بود و شماره امو از دختر داییم گرفته بود و هی بگم زنگ میزد و من اصلا خوشم نمیومد چون من نامزد بودم ازدواج کرده بودم اون اقا هم ازدواج کرده حتی یه بچه هم داره الانم که از اون موثعه ۲سال میگذره اون بازم پیگیره منه وقتی که پیام دادم به همسرم نشون دادم گفتم این کیه پیام داده من نمیشناسمش و اونم پیگیر ماجرا شد حتی شناخته بودتش اما اون گف نه من اونی که تو میگی نیستم و از این حرفا تا اینکه امروز بازم زنگ زد و هرچی هم بهش گفتم که بابا من کلا دوس ندارم زنگ بزنی و از این حرفا تا اینکه بهم گف بیین من دوست دارم تو هرچی میگی هر چی بارم میکنی و من ناراحت میشم از از دوس داشتنت نمیتونم بگذرم بعد کلی کلنجار اخرش بهم‌گف حداقل یه راه حلی بگم بده بگو که تو رو یادم بره یه کاری کنم که دیگه بهت فک کنم دلم تنگ نشه
    تا اینکه منم گفتم از شما کمک بگیرم واقعا خیلی ناراحتم اعصابم خورده شما کمکم کنید اگه اقام بدونه منو میکشه طلاقم میده

  18. من دختری ۲۵ ساله هستم و یک سالی هست ک عاشق یک مردی متاهل و بچه دار شدم و این حسم خیلی عجیب غریب خیلی سعی کردم ب هر نحوی ک شده فراموش کنم اون اقارو ولی نتونستم چون واقعا دل بستم عادت کردم بهش.. گاهی اوقات هم با هم در ارتباطیم و میبینیم همو ولی اون اقا متاسفانه ابراز علاقه ای نشون نمیده نمیتونم بفهمم کi حس اون اقا نسبت ب من چیه.. یا اینک چطور برای همیشه فراموش کنم اون اقا رو. خودمم ناراحتم از اینک وارد یه زندگی زناشویی شدم.

  19. سلام من خانم متاهلی هستم ک ۲۶ سالمه با یک فرزند..۵ سال ازدواج کردم و از همسرم خیانت دیدم بی توجهی دیدم و بد بدهنی خلاصه ک هیچی جز فرزندم و خانواده ها منو نگه نداشته…با پسری وارد رابطه شدم ک ۶ ماه رابطه دارم مجرد است نمیدونمم چیکار کنم این انتخاب درستیه یا نه

  20. باسلام .اقای احمدی بعضی نکته هارو درست امدی بریکلا…من همی حرفاتونو خوندم چون نمیشد به تکتکه تون پاسخ بدم گفتم با یگ تیر دو نشون بزنم .ببخشید از حرفای که بهتون میگم ناراحت نشید و بزارید بهمتون روشن کنم عشق واقعی تو این دوره زمونه وجود نداره .اونای که متهلن واقعا براشون متأسفم خدا لطف کرده براشون زندگی خوب نعمت داشتن اولاد داده ولی افسوس که قدرشو نمیدونین در ضمن این عشق نیست عشق خیلی پاک مقدس که همتون به بازی گرفتین این احساس هماقته عذاب وجدان نیست که از شوهرتون یا همسرتون خسته میشید به خودتون سرگرمی درس میکنید باز از دلتون استفاده می کنید. هوس .شهوت. خوش. گذرانی .بد جنسی. حماقت این اسم کارتونه بگید ببینم اونای که متهلن تا حالا شده از شوهرشون تلاق بگیرن به کسی که در ارتباتن برن بهاش زندگی کنن نخیر اونای که خیانت میکنن فقد برای چند وقتی که اتششون سرد شه رابطه دارن بد به اسم عذاب وجدان پا پس میکشن .خیانت کارا به عواقب کارتون فک کنین وقتی یگ دختر پاشو از گلیمش دراز تر بزاره ابروی خانوادش زیر سوال میبره بحرحال .نصيحت مجانی .به شوهرت یا همسرت وفا دار باش ببین زنده گیت لذت بخش تر از خیانت دغدغه هاش نیس که باترس و نگرانی ابرو ریزی باشه .خاهش میکنم بخاطر خدا دست بکشید لاعقل به بچه هاتون فک کنید شماها آینه شون هستین این کارتون گنا بزرگه از عذاب خدا بترسید برای امتهان دستتون رو بزارید رو آتیش ببینید تهمل میشه دیگه دلتون .من دختر مجردم و قسم خوردم تا یگ عشق واقعی پیدا نکنم ازدواج نکنم انشالله چون من با خداهم پادشاهی میکنم.و………. …..

  21. واقعا خجالت کشیدم از این همه نادانی و شهوترانی به نام عشق. وقتی زیر یک سقف نرفتید و سایر رفتارها رو ندیدید چگونه ابراز عشق می کنید. شماها یا عقلتون کمه یا اختلال شخصیت دارید یا ایمانتون خیلی ضعیفیه.(ببخشید خیلی عصبانی شدم?) شنیدم کسانی که خیانت می کنند هوش اجتماعی پایینی دارند. پا رو هوست بذار و به این کارت افتخار کن. این همه مجرد چرا کمبودها و عقده هاتونو با متاهل ها جبران می کنید. برید بگردید حتما مجرد براتون پیدا میشه از خدا بترسید و زندگی تو نو رو ویرانه های زندگی دیگران نسازید. بترسید از آه و نفرینشان.

  22. سلام
    منم همه پیامارو خوندم. نفر سوم زندگی دو نفر دیگه بودن ، قبل از هر چیزی، حس حقارت رو با خودش به دنبال داره.
    طوری که وقتی با خودت و خدا و وجدانت تنهایی حس می‌کنی حقیرترین و پست ترین آدم دنیایی.

    عشق یه ویژگی بارز داره، که فقط خاص خودشه. اونم اینه که عشق در تمام طول تاریخ بشر و در هر قوم و فرهنگی بر مدار اخلاق می‌چرخه. پس هر بی اخلاقی و کثافت بازی رو به نام عشق نزنید لطفا، قبل از هرکسی خودتون تاوانش رو خواهید داد.

  23. با سلام من بیشتر از یک ساعت وقت گذاشتم وکل پیامهارو خوندم وبه این نتیجه رسیدم که تمام اینهمه خیانتها چه مرد چه زن از بی مهری وتنوع طلبی آغاز می‌شود خانوم محترم اگه به شوهرت محبت کنی خودتو براش جذاب کنی به فکر خیانت نمیفته آقای محترم اگه به زنت محبت کنی ودوست داشته باشی بهت خیانت نمیکنه زنها مخلوقات زریف هستن بهشون محبت کنی نازش نو بکشی وزاری زیاد با مردان دیگه رودر رو بشن تاحد امکان اصلا خیانت نمیکنن خانوم محترم جلو مردان نامحرم آرایش نکن توچشم نا محرم نگاه نکن اینو بگم من خودم مردم واردها به یک زن باشخصیت باچهره عصبی باحجاب جرعت نمیکنه یه چیزی بگه چرا جلو نامحرم نیشتو باز میکنی اونم بهت روش باز بشه یه ضرب مثله میگه اگه زن زن باشه تو جمع یه گرهان سرباز بره هیچ کس نمیتونه بهش بگه بالاچشمت ابروعه

  24. واقعا چرا اقایون وخانما نمیفهمن که این بی محبتی وبی عاطفه بودن که زندگی به این جاها میکشونه کاش ادما یه کم ازرفتارا واخلاقای ازاردندشون دست بردارن

  25. من متااهلم با ی اقایی ک متاهل اشناشدم دوتامون مشکل داریم و اون فقط راهنماییم میکنه ک زندگیمو پیش ببرم میگه درس بخون و براخودت مستقل شوو…..از این حرفا تا بحال کسیو ندیدم اینطور راهنماییم کنه اعتماد به نفسمو بالا برده منم پای حرفای اون میشینم ولی جدیدا بهش وابسته شدم چیکار کنم

  26. من با اقایی آشنا شدم که ایشون باهمسرشون مشکل داره منم به شدت با همسرم مشکل دارم بهم پیشنهاد رابطه و دوستی داد الان چیکار کنم

  27. سلام من از ۱۴سالگی ازدواج کردم
    قبل ازدواجم عاشق یکی دیگه بودم اما اون با وجودی ک بهم گفته بود ک دوستم داره تلاش میکرد ک ب یکی دیگه برسه
    منم با اولین خاستگاری ک داشتم ازدواج کردم
    تا مثلا اونو حرص بدم
    من اصلا عاشق همسرم نبودم و دوستش نداشتم
    الان ۲۰سالمه و یک پسر ۲ساله دارم و هنوز هم حسی ب همسرم ندارم

    داخل یک گروه مخطلت تو روبیکا عضو شدم و با یه اقایی ک
    حدودا ۱۲سال از خودم بزرگ تره اشنا شدم اون اقا دوتا پسر داره و از همسرش جدا شده
    خیل بااحساس و مهربونه
    منم بخاطر کم محبتی ک از شوهرم میبینم ازین عاقا خوشم اومده به جورایی عاشقش شدم
    الان باید چیکار کنم لطفا بهم کمک کنید

  28. من ۲۹ همسرم۳۵ ازدواج و اشنایی و زندگی ما پر از جریان و داستان باید خلاصه خدمتتون بگم من قبل از ایشون ازدواج کرده بودم بعد همسر اولم مشروبی بودن و رفیق باز من زفتم چند ماهی خونه مادرم ایشون شش ماه نیومدن سراغ من و مادرم کفت بذار برای مهریه اقدام کنیم شاید گریزی شد و اومد و بعد چندماه اومدن سراغم ولی نه برای تعامل و اشتی برای توافق و‌ چون فاصله افتاده بود و حرمت ها شکسته منم هم دوس دلشتم برگزدم هم نه تو این دوران که جدا بودیم من تو اینستاگرام به استاد دانشگاهم پیام دادم ایشون تو دوران دانشجویی منو میخواستن ولی یه خواستن معمولی چون قدمی هرکز برنداشتن و من هم نامزد بودم همینطوزی شد من پیداشون کردم و بهشون پیام دادم چون تنها افسزده بودم و نیاز به صحبت داشتم و استادم کفت شنیدم ازدواج کردی گفتم استاد کاش هیچ وق نمیکزدم و خلاصه داستان و استارت رابطه شروع شد دوسال پیش اردیبهشت ماه و من شش ماه از همسر اولمم خبر نداشتم اون اقا همسر اولم تصمیمش توافقی بودم منم رو هوا بودم ن دوس داشتم طلاق بگیرم نه برگردم از طرفی ام با این استادم حرف زدم هوایی شدم به مادرم کفتم کفت نکن برگرد سر زندگیت اما این استادم جوری منو هوایی کرد منم ی ادم بی عقل پر از مشکل تنها دل بستمو بهش اعتماد کردم کاش هیچ وق رکب حرفاشو نمیخوردم ایشون یه پسر با تخصیل دکتری مذهب سنی کرد زبان من فارس و شیعه ایشون مجرد منم که نه متاهل بودم نه مطلقه فقط رو هوا ایشون خیلییی وعده ها داد کفت خوشبختت میکنم منم کول خوردم دربرابر مادرم پذرم همه ایستادم امااااا افسوس افسوس همش حماقت من بود الانم خیلییی اذیتم تحقیر میشم دوسال بحای ارامش شب و روزم عذاب من از دکتر و مشاوره رفتن حتی ترسی ندارم اصلا نمیکم سالمم یا بی نقص اما دارم با ی موجی روزم. مهریه ای ام ندارم با ایشون که قابل ارزش باش من بخاطر ایشون خیلی کارا کردم اما الان ی ادم پوچ توخالی افسرده ‌و دیگ منم دارم روانی میشم و چ بسا شده باشم ایشون خیلی قول ها داد ک طلاق بگیر من خوشبختت میکنم فلان بهمان اما من تا زیر یک سقف نرفتم نفهمیدم چ ادمیه یه ادم سنی مذهب بد خلق عبوس عصبی روانی موجی

  29. میخوام یک نفر ک بنا ب دلایلی وارد زندگیم شد و بعدش فهمیدم زن و بچه و الان با مشکلات فراوان نزدیک به سه سال با هم تو یک خونه هستیم و از زندگیم بیرون کنم اما نمیره و داره از من و شرایط شغلیم و وجودم سو استفاده میکنه ولی در ظاهر اینجور نیس اما خودم میفهمم زنش هم از موضوع ما خبر داره اما ب هر ترفندی اونو قانع میکنه و پیش من میمونه ما دو تا همکار هستیم و شریک کم آوردم و خیلی تهدیدم میکنه ک اگر کاری بکنم چ بلاهایی سرم میاره و اینکه میخوام ی طوری بشه خودش بره خودش بخواد لطفا کمکم کنید

  30. سلام .همسر من قبلا زن داشته و من هم شوهر اون سوپر مارکت سر کوچه بود و منو می‌شناخت زمانی که فهمید دارم طلاق میگیرم شمارمو گیر آورد و بهم پیام داد و دوست شدیم اون گفت من زنم رو دوست ندارم و یه حس وابستگی بیشتر نیست بعد عاشق هم شدیم و اون و زنش درخواست طلاق دادن البته شوهر من نگفت بریم طلاق بگیرم و زنش گفت جدا بشیم و اینم چون خیلی غرور داره رفت …زمانی که دوست بودیم از طرف خانواده من (مادرم )زیاد بهمون گیر میدادن و چند بار کتک زدن شوهرم رو خلاصه حریف ما نشدن و ما سه ماه بدون عقد باهم زیر یه سقف زندگی کردیم چون عده من رد نشده بود اونا هم تو اون مدت طلاق گرفتن بعد طلاقشون و رد شدن عده من ما عقد کردیم و بعد محضری و به زندگی ادامه دادیم اما شوهرم همش عرق میخورد و ناراحت بود و من ربط میدادم به اینکه به زن ثابقش فکر می‌کنه و همش دعوامون میشد بعد کم کم این قضیه ها رد شد و مشکلات دیگه مون شده بود عرق و سر هر بحثی دعوا …عرق رو گذاشت کنار .چند سال مستاجر بودیم و بعد اومدیم تو خونه های من زندگی کنیم چون من از خودم خونه دارم از وقتی اومدیم اینجا بحث هامون زیاد تر شده من بد دل هستم و اونم همین طور من آنقدر دوستش دارم که به همه چیش حساس ام توی این آخرین دعوا بهم گفت دیگه اصلا نمیخوامت و حتی دستشو روی قرآن گذاشت و گفت ریدم روت برو قبلا هم می‌گفت جدا شدیم اما این بار خیلی خیلی از ته دل حرف زد و مدام تکرار کرد که نمیخوامت و حتی چند روز بعد که آروم شد گفتم قسمت راست بود گفت آره هنوزم میگم سر حرفم هستم چند وقته میل به رابطه جنسی نداره و سمتم نمیاد حتی منو بغل معمولی هم نمیکنه و باهام بد شدت سرد و میگه برام مهم نیستی چیزی هم از خیانت ازش ندیدم و هروقت چک کردم در مغازه بوده یا تلفن همراهش هیچی ن

  31. من زندگی خیلی نرمالی داشتم همه چیز درست پیش میرفت یه روز همسرم رفت خونه پدرش تا چند روز اونجا بمونه بعدش من رفتم دنبالشون اونجا پیام های همسرم خوندم دیدم با یه مرد متاهل رابطه داره
    الان نمی دونم چیکار کنم؟ منو راهنمایی کنید لطفا

  32. سلام باکمال تاسف خانمی ۵۴ساله ومتاهلم دوسال پیش باآقایی متاهلذآشنا شدم چون بسیار آدم خوب وفعال وشریف و انسانی است واین آقای متاهل که معروفه به پدرمعنوی درمرسام عقد دخترم دعوت شده بود وبعدچندماه ازعقددخترم عکس منووپسرم رادیده وخلاصه تقاضای دوستی داد امارفته رفته برخلاف تصورم یااستفاده ازپیام هاوجملات انسان دوستانه بنیاد وفرستادن کلیپ ووویس مرابه خودش وابسته کردوتقاضای عکس بی حجاب واینکه مشکل باهمسرم دارم وباتوازطریق تلفن تخلیه جنسی وروحی میشم وعشق بلاعوضه واحساس میکنم گولم زده حالا حتی پیام ساده احوال پرسی وسلام راجواب نمیده واظهارمیکنه باورهای دیگران درباره ما فرومی ریزه وتوپسرات ودامادو….بفهمندبرات بدمیشه وحتی جوری حرف میزنه که انگار هیچ حرفی نزده عکسی نخواسته ازرابطه تلفنی خبری نبوده درحالی که بااصرارومظلوم نمایی تواین دوسال باتلفن ازطریق من خودشوارضا میکردوسردرگمم میکنه که بهت تبریک میگم فکرنکن کاراشتباهی کردی یافکرنکن من توروواسه شهوت خواسته ام وبه دلیل وابستگی شدید دارم اذیت میشم وازاین که گولم زده خیلی دارم زجرمیکشم

  33. متاسفم براتون که وترد زندگی ادم متاهل میشین هعی خانومی ک میگی بامرد متاهل تو رابطه هستم وتو اقایی ک میگی باخانم متاها نو رابطه هستم همسراتون این کترو باشما بکنن خوشتون میاد به این عده ادما نباید بگی ادم یه هرزه بیش نیستین ک وارد زندگی طرف میشین بعد تسمش میزاری عشق ،،،عشق مقدسه ن اینکه هرزگیاتون بزارین ب پای عشق

  34. سلام بنده عاشق یک خانم شده ام که متهل است دیوانشم هوش از سرم پرونده من ۵۰ سال سنمه بنده هم متهلم

  35. اون دنیا عجب دنیای هست همه چیز معلوم میشه..چه لحظه باشکوهی هستش..

  36. زنان هرزه ومردان هرزه تر..عشق و عاشقی رو با خیانت یکی نکنید کجای این عاشقیس که به همسرت خیانت کنی به خاطر سکس و۵دقیقه رابطه…

  37. بدبختی میدونید کجا…بدبختی فقط تو غریزه جنسی هست ….اون خانمی که میگه بایه مرد متاهل رابطه دارم باهام خوبه از گل کمتر نمیگه.خودت رو بذار جای زن اون مرد..نزن در کسی رو که درت رو از جا در میارن..خدایی هست

  38. سلام عزیزم .خودت وناراحت نکن .این روزا خیانت خیلی زیاد شده هم از طرف مرد ها هم زن ها.دختر گلم سعی کن خودت رو با بیرون رفتن با انجام کارهای هنری .ورزشی… سرگرم کنی .بلاخره ی روز همه جواب دلهایی رو که شکستند باید بدن غم نخور .

  39. من یه زنم ب خاطر خیانت همسرم سر لجبازی من بهش خیانت کردم والان عذاب وجدان دارم خیلی عصبی ام چیکارکنم از این غشار عصبی راحت بشم ?

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره آنلاین روانشناسی

مشاوره آنلاین روانشناسی

جهت مشاوره با روانشناس از گزینه چت پایین صفحه ارتباط بگیرید.