0 امتیاز
سوال شده در مشاوره خانواده توسط (1.1k امتیاز)

هنگامی‌که مجرد بودن دختران زیادی سر راهم قرار گرفتند اما هیچ‌کدام از آن‌ها موردپسند من بودند خیلی‌ها به من پیشنهاد ازدواج می‌دادند چون پسری بودم که ازلحاظ تحصیلات و موقعیت اجتماعی و شغلی چیزی کم نداشتم در رشته مهندسی برق تا مقطع ارشد تحصیل‌کرده بودم از شغل خوب و مناسبی داشتم تا زمان ازدواج یعنی در سن ۳۸ سالگی موفقیت‌های زیادی کسب کرده بودم ابتدا تصمیم داشتم به خارج کشور بروم به همین دلیل هم به ازدواج فکر نمی‌کردم اما به دلیل مخالفت پدر و مادرم چون تنها پسر آن‌ها بودم از این فکر منصرف شدم بعدازاین بود که به فکر ازدواج افتادم خانواده‌ام دختران زیادی را به من معرفی کردند.

اما هیچ‌یک را قبول نکردم تا اینکه روزی در تاکسی دختری را دیدم تو هم به او جلب شد از او خواستم شماره‌ام را بگیرد و به او گفتم قصد مزاحمت ندارم و اگر قبول می‌کند مادرم را برای خواستگاری به منزلشان بفرستم ابتدا خودداری کرد اما بالاخره شماره‌ام را گرفت ظاهر می‌خواست کمی ناز کند.

بعد از یک هفته با من تماس گرفت با او صحبت کردم و ضمن آشنایی و گفتن آدرس و اطلاعاتی در مورد خانواده‌های همدیگر قرار شد چند روز بعد مادرم به منزلشان برود سه روز بعد مادرم به همراه خواهرم به منزل آن‌ها رفتم اما وقتی‌که برگشتم گفتم خیلی از دختر و خانواده‌اش خوششان نیامده است. زیرا مادرم عروس چادری می‌خواست ولی دختر موردنظر من چادری نبود البته چندان هم بد حجاب نبود به‌هرحال مادرم چندان موافق این عروسی نبود

در ضمن در تحقیقاتی که انجام دادند چندان خانواده خوبی به نظر نمی‌آمدند و نظرها در مورد آن‌ها خیلی مثبت نبود درهرصورت با اصرار منعقد کردیم و حالا مدت ۷ ماه است که از اعمال می‌گذرد.

و تصمیم داشتیم سه ماه بعد یعنی هنگام تعطیلات نوروز ازدواج کنیم اما ازآنجایی‌که همسرم شرایط سختی نظیر طلای گران‌قیمت تالار معروف و بزرگ و هزینه‌های دیگر را خواستار است مجبورم رازی را به تابستان موکول کنیم تا بتوانیم خودمان را برای چنین مراسمی آماده کنیم اما همه این‌ها یک‌طرف موضوعی که بیشتر از همه من را رنج می‌دهد خانواده همسرم است.

یکی از ایرادهایی که مادرم خانواده‌شان گرفته بود تعداد زیاد اعضای خانواده بود.

 همسرم شش خواهر و دو برادر دارد اما ما فقط سه فرزند هستیم یعنی من و تو خواهرم در روزهای اول قبل از عقد من از او خواستم نسبت به رفت‌وآمدهای اعضای خانواده کمی ملاحظه کند و او گفت رفت‌وآمد ما فقط به منزل پدرم آن زیاد است و خود خواهرها و برادرها رفت‌وآمد زیادی باهم ندارند بعد از عقد متوجه شدم برادر همسرم و حتی از شوهر خواهرهایش اعتیاد دارند

در ضمن از اطرافیان شنیدم که یکی از خواهرهای همسرم علیرغم متعهد بودن رفتارهای مشکوک ای دارد و شهرت خوبی ندارد این مسائل من را بسیار دوست کرد گذشته از این مثال هنگامی‌که به خانه همسرم می‌روم رفتارهای مؤدبانه‌ای از خواهرهای او نمی‌بینم و بارها بابت این رفتار ها به همسرم تذکر دادم اما او می‌گوید اینجا منزل پدر ماست و میان نمی‌توانم جلوی آن معدن آن‌ها را بگیرم هر وقت ازدواج کردیم تو آن‌ها را به منزل خود راه نده .

در ضمن نمی‌تواند جوابگوی رفتار و اعمال دیگران باشم رفتار هرکس به خودش مربوط است دیگر نمی‌دانم چه‌کار باید بکنم چون مادرم هم با این ازدواج مخالف بود مجبورم ناراحتی‌های خود را از آن‌ها پنهان نگه‌دارم تا سرزمینش من کنند از طرفی همسرم را دوست دارم و نمی‌خواهم از تو جدا شوم اما نمی‌دانم با این رفتارهای خانواده‌اش چه‌کار کنم گاهی اوقات فکر می‌کنم بعد از ازدواج به شهر دیگری برویم تا از آن‌ها دورباشیم . 
اما ممکن است همسرم نتواند غربت و دوری از خانواده را تحمل‌کنم و خودم هم راضی نیستم ارتباط او با خانواده اش را کاملاً قطع کنم لطفاً بگویید چکار کنم؟

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده توسط (1.1k امتیاز)

شاید اگر قبل از ازدواج از مشاوره های قبل از ازدواج استفاده می‌کردید به شما می‌گفتیم که یا انتخابتان مناسب نیست یا چه راهکارهایی به کار ببرید تا بعد از ازدواج دچار مشکل نشوید در حال زندگی شما شکل‌گرفته و به قول خودتان به دلیل علاقه‌ای که به همسرتان دارید به طلاق فکر نمی‌کنید بهتر است قبل از شروع زندگی مشترک تمامی مشکلات و نگرانی‌های خود را با همسر تان بازگو کنید و از خود او کمک بگیرید.

البته بد نیست این را هم بدانید که گناه کسی را پای دیگری ندارید و اینکه برادر و خواهر همسر شما یا یکی از اقوام همسرتان مشکلی دارد دلیل نمی‌شود همسرتان مجازات شود و یا او را مورد سرزنش قرار دهید بهتر است به‌جای توجه و دقت روی نکات منفی خانواده همسرتان به نکات مثبت همسر خود بیندیشید زیرا قرار است با او زندگی کنید.

نه با خواهر و برادرهای همسر و اگر همسرتان قول داده بعد از ازدواج رفت‌وآمد اش را با آن‌ها کمتر کند پس به قول او اطمینان کنید و در ضمن سعی کنید حالا که عجولانه و بدون مشاوره دست به انتخاب و ازدواج جدید چشمانتان را روی رسیور از مثال ببندید در حال حاضر و قبل از شروع زندگی زیر یک سقف باهمسرتان از مشاور رفته و سعی کنید مشکلات فعلی را حل نمایید آینده و زندگی مشترکتان تحت تأثیر قرار نگیرد.

به سامانه پرسش و پاسخ مشاوره باما خوش آمدید. شما در این بخش می توانید سوالات خود را در حوزه مشاوره خانواده ، مشاوره ازدواج ، مشاوره روانشناسی ، تربیت کودک و نوجوان با متخصصین روانشناسی در میان بگذارید.

46 سوال

22 پاسخ

1 امتیاز

10k کاربر

...