خانه / ازدواج در سن 14 سالگی دختر

ازدواج در سن 14 سالگی دختر

0
0

برای دختر ۱۴ساله خواستگار اومده شوکه شدم

به طور کلی ازدواج در دوران نوجوانی پیشنهاد نمیشه. به این علت که تغییرات سریع رخ میدن و نوجوان با حجمی از اتفاقاتی مواجه میشه که براش چالش هستن و درگیر اونهاست بهتره این فرصت بهش داده بشه تا از طریق حل اون چالش ها رشد کنه تا بعد از پایان دوره ی نوجوانی آماده ی چالش های زندگی مشترک بشه همچین در این سن سطح هورمون های ترشح شده بالاست و فرد هیجانات عمیقی رو تجربه میکنه از همین رو تصمیمات با توجه به سن واقع شده هیجانی هستند و این باعث میشه تصمیماتی اشتباه صرفا بر مبنای هیجانات و احساسات گرفته بشه، در ارتباط با تصمیم گیری درمورد یک ارتباط بلند مدت موفق عقلانیت شناخت متقابل و تناسب قطعا سه فاکتور مهم هستند که در کنار احساسات باید لحاظ بشن اما بخاطر سن خاص نوجوانی اونطور که شایسته هست تصمیمات بر مبنای منطق و شناخت نیست و تا حد خیلی زیادی متکی بر احساسات هست…

آمادگی برای ازدواج
نوجوان در این سن هنوز به هویت مستقل دست پیدا نکرده، پس هنوز ملاک های درستی هم برای ازدواج نداره پس هم ممکنه وارد فانتزی هایی بشه که بعد ها مشکلات بزرگی رو بوجود بیارن چرا که از طرفی شناخت دقیقی از خودش نداره و نمیتونه فرد مناسبش رو تشخیص بده و صرفا به ملاک های سطحی و ظاهری توجه کنه و از طرف دیگه ملاک ها همونطور که توضیح دادم تصمیمات این دوره بچگانه و حتی هیجانی هست و به سرعت تغییر میکنه‌ و چه بسا در زندگی حقیقی چنین ملاک هایی باعث وصول به خوشبختی نشن و با بالغ شدن، عبور از مقطع نوجوان،افزایش آگاهی و اطلاعات و تجربه و شکل گیری و ثبات شخصیتِ مستقل، فرد تازه متوجه یک سری نکات بشه، از این جهت نوجوان دراین سن باید به سمت هویت مستقل خودش حرکت کنه و سعی کنه آگاهیش رو افزایش بده تا بتونه آگاهانه وارد یک رابطه ی بلند مدت بشه و اون رو به خوبی مدیریت کنه.

تفاوت سنی در ازدواج
چالش های ازدواج برای یک دختر ۱۴ ساله بسیار سخت هست و برای مدیریت اونها نیاز به آگاهی و توانایی ذهنی بالایی هست که از یک فرد ۱۴ ساله چنین انتظاری نمیره و این علاوه بر عمیق شدن چالش ها و ایجاد معضلات مختلف در زندگی زناشویی میتونه باعث تخریب عزت نفس و اعتماد به نفس فرد بشه که به شدت در کیفیت زندگیش تاثیر گذاره.
در ضمن مشغولیت ذهنی، تفاوت با همسالان و حتی اجبار از طرف مدرسه برای استفاده از مدرسه ی شبانه میتونه افت شدید تحصیلی رو به همراه بیاره و در آینده ی فرد قطعا تاثیر گذار خواهد بود.

سن مناسب ازدواج
هر سنی مخصوص کاری هست سن نوجوانی یعنی بازهی سنیِ ۱۲ تا۲۰ سال سن خودشناسی، بالا بردن آگاهی های فردی هست و حرکت از هویت اخذ شده به هویت خودساخته هست پس لازمه که توجه و تمرکز نوجوان روی خودش باشه.
مطلب مهم دیگه فاصله ی سنی هست، که یا خیلی بیشتر هست که خب در مقاطع روانی مختلفی هستن و این باعث میشه دو طرف نتونن در سن مناسب تجربیات خاص اون سن رو داشته باشن و همراهی و سازگاری بینشون کاهش پیدا کنه و به مرور زمان دچار فرسودگی روحی بشن و یا اینکه فاصله ی سنی کمی رو دارند که در این صورت هردو نابالغ هستند و دارای روحیه هیجانی و تکانشی که باعث آسیب رسیدن به هردو میشه…
پیشنهاد نهایی ما به شما مطالعه ی کتاب های خودشناسی شرکت در دوره های تقویت عزت نفس و افزایش خودباوری  و انجام تست های شخصیت شناسی و آگاهی بر هیجانات، افکار و احساساتتون هست. توی این مقطع که میتونید آمادگی های لازم برای ارتباط سالم با همسالان خودتون رو تمرین کنید و تمرکزتون رو روی درستون یا یک مهارت جدید بگذارید.

عواقب ازدواج در سن 14 سالگی

من سال 98 در سن پایین 14 سالگی ازدواج کردم. شوهرم 24 سالشه. خیلی خوش اخلاق و با شخصیت و مهربون هست و چیزی کم نداره. در دوران عقد خیلی به من محبت می‌کرد و همین باعث شده بود که من سو استفاده کنم. خواهرم اون موقع تازه طلاق گرفته بود و شوهرم خیلی بهش توجه می‌کرد. منم سر بچگیم با عصبانیت به خواهرم گفتم که چرا با شوهرم راحتی. و اون خیلی دلش شکست و شوهرمم از دستم ناراحت شد و گفت تکرار نشه. ولی من هزاران با تکرار کرذم سر چیزای بی مورد. و بهش سر بچگیم گفتم اشغال خیانتکار و کادویی که برام خریده بود پرت کردم اون ور. حالا 17سالمه و یه بچه هفت ماهه دارم. شوهرم خیلی باهام سرد شده. میگه عاشقت نیستم. هیچ حسی هم بهت ندارم خودت خواستی به خاطر بچه طلاقت نمیدم. من ده روزه خواب وخوراک ندارم. افسرده و غمگینم و عذاب وجدان و حسرت که چرا روزای عقدمو خراب کردم وجودمو گرفته. حالا شوهرم معتاد شده و همش سیگار میکشه و افسزده و دیگه به من محبت نمیکنه. من الان فهمیدم چه اشتباه‌هایی کردم. وچند بار به شوهرم قول دادم که تکرار نمیشه. ومن پشیمونم. شوهرم دیگه کوچیکترین اعتمادی به من نداره.

 پاسخ مشاور به سوال ” مشکلات ازدواج در سن 14 سالگی “

درک میکنم به خاطر مسائلی که در گذشته اتفاق افتاده اکنون به شدت احساس گناه می‌کنید و خودتان را مقصر میدانید. اما این را در نظر داشته باشید که اولا احساس گناه و احساس پشیمانی از ازدواج بیش از حد شما چاره ی کار نیست ؛ دوما این ممکن است که رفتار های شما در سرد شدن رفتار همسرتان تاثیر داشته باشد، اما همه ی علت آن نیست و علت های دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد.
مسئله ی مهمی که اکنون شما باید بیشترین اهمیت را به آن اختصاص دهید فرزندتان است. یادتان باشد فرزند شما از همان ابتدا چگونگی رابطه ی بین شما و پدرش را احساس میکند. پس چنانچه تصمیم به ادامه زندگی با ایشان را دارید رابطه ی عاطفی شما باید بهبود یابد.
این را هم در نظر داشته باشید که همیشه داشتن یک مادر یا پدر خوب برای یک کودک بهتر از داشتن دو والدی است که مدام با یکدیگر در تنش هستند و یا روابط سردی را تجربه میکنند.
اکنون شما به فردی متخصص احتیاج دارید که در صورتی که قصدتان ادامه دادن زندگی با همسرتان است ؛ با سنجیدن تمام جوانب و جزئیات زندگیتان، راهکار هایی را به شما ارائه کند که در نهایت منجر به بهبود روابط تان شود.
این را هم فراموش نکنید که فرزندتان از تمامی احوالات شما آگاه است پس ناراحتی و اضطرابتان را به طور کامل حس میکند؛ بنابراین پیشنهاد میکنم علاوه بر کمک گرفتن از یک متخصص، از انجام فعالیت هایی که به حفظ و افزایش آرامش درون شما کمک می‌کند نیز غافل نشوید. این فعالیت ها را با توجه به شناختی که از علایق خود دارید انتخاب کنید.
در رابطه با اعتیاد همسر تان اکنون کاری نمیتوانید انجام دهید اما میتوانیم امیدوار باشیم که با بهتر شدن رابطه عاطفی تان و مجددا با کمک گرفتن از یک متخصص، این مشکل نیز با همکاری خود همسرتان حل شود.
با وجود مشکلاتی که اکنون وجود دارد، لطفاً نسبت به مراقبت های پزشکی این دوران نیز توجه داشته باشید.
  • ستاره درخواست شده در 1 ماه پیش
  • آخرین ویرایش 14 ساعت پیش
  • دخترم سیزده سال داشت با رضایت خودش ازدواج کرد از روزی که ازدواج کرد هم دوستاش هم عمه هاش گفتن تو از همسرت سری به خاطر او کمی باشوهرش سرد شده ولی به خاطر خانواده اش که خیلی بهش اهمیت میدهند نمی تواند چه تصمیم بگیرد واقعا همسرش هم او را دوست دارد ولی نمیدانم چه کار کنم تا این هم به شوهرش گرم شود
  • من مشکلم اینکه شوهرم منو خیلی ظلم کرده منو کتک میزنه وازین چیزا والان منم خونیه پدرم هستم باش قهر کردم واقدام طلاق کردم میخام طلاق بگیرم و خودش وخوانوادش منو مظلوم کردن وازشون خیلی ناراضیم وخودش گفت یه خونه جدایی برات میگیرم ومن راضی نشدم چون سنم کوچیکه ۱۴ سالمه وراضی نشدم خونه تنها باشم وخودش منو خیلی دوس داره ودرهمین حال منو مظلوم کرده ومیخاد من براش برگردم ومن ناراضی هستم میخام طلاق بگیرم آیا این کار خوبی است یانه
نمایش 0 نتیجه
پاسخ شما
فیلد زیر را به عنوان مهمان پر کنید یا اگر عضویت دارید
نام*
آدرس ایمیل*
ایجاد URL