خانه / مشاوره روانشناسی / درمان اعتیاد به پورنوگرافی از نظر یک دکتر روانشناس
پورنوگرافی

درمان اعتیاد به پورنوگرافی از نظر یک دکتر روانشناس

در طول چندین سالی که با مراجعان جوان خود در زمینه مشکلات جنسی مشاوره می‌کنم دریافته‌ام مشکلات جنسی بسیاری از آن‌ها فیزیولوژیک و حتی روانی نبوده بلکه ناشی از تماشای زیاد پورنوگرافی است. در ادامه به بعضی از سؤالات ایشان و پاسخ‌های آنان خواهیم پرداخت.

دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری:

02144804164
برای مشاهده مراکز مشاوره کلیک کنید

آیا اثرات پورنوگرافی پس از ترک تماشای آن کاملاً از بین می‌رود؟

این ازجمله سؤالات مهم ایجاد نگرانی در بسیاری از افراد است. به‌ویژه افرادی که صفر و یک به هر موضوعی می‌نگرند باور دارند ازآنجایی‌که مغز آن‌ها آسیب دیده و همانند اول بهبود نمی‌یابد پس انگیزه‌ای برای پرهیز از تماشای پورنوگرافی ندارند. اما آسیب به مغز صفر و یک نیست که بگوییم یا مغز آسیب دیده است و یا آسیب ندیده است.

وقتی فردی برای مدتی از تماشای پورنوگرافی پرهیز می‌کند به‌تدریج سیم‌پیچی مغز او تغییر می‌کند و نشانه‌های بهبود در او ظاهر می‌شود. در این حالت به نسبت مدت‌زمان پرهیز، اندک‌اندک نشانه‌های اعتیاد به پورنوگرافی در فرد از بین می‌رود و مغز سیم‌پیچی کاملاً جدیدی را شکل می‌دهد. اما از سویی دیگر باید آگاه بود زمانی که مغز با تجربه‌ای روبرو می‌شود دیگر نمی‌توان آن تجربه را در ذهن فرد از بین برد. به‌طور مثال زمانی که مغز فرد با تجربه آموزش پیانو مواجه می‌شود مغز او سیم‌پیچی جدیدی پیدا می‌کند. اگر فرد برای مدتی پیانو تمرین نکند سیم‌پیچی مغز او به‌تدریج تضعیف شده و کوچک‌تر می‌شود اما هیچ‌گاه مانند زمانی که فرد تجربه یادگیری پیانو را نداشت نخواهد شد. در این حالت درصورتی‌که فرد دوباره اندکی تمرین کند مغز سیم‌پیچی گذشته را مجدداً به‌سرعت فعال می‌کند.

بنابراین هر تجربه‌ای هرچند کوچک اثر خود را بر مغز خواهد گذاشت. به خصوص تجربیاتی که شامل تکرار می‌شوند. به همین دلیل فردی که برای مدتی تماشای پورنوگرافی را ترک کرده است درصورتی‌که مجدداً پس از چند سال به تماشای فیلم پورن بپردازد آمادگی بسیار بیشتری دارد تا مجدداً گرفتار آن شود و نشانه‌های اعتیاد به پورنوگرافی را از خود بروز دهد.

شبکه‌های عصبی که براثر تماشای پورنوگرافی در مغز ایجاد می‌شود پس از ترک پورنوگرافی همانند جاده‌ای می‌مانند که به دلیل عدم استفاده متروکه شده و به‌مرورزمان این جاده کوچک و کوچک‌تر می‌شود. اما به‌محض استفاده مجدد می‌تواند به‌سرعت بازیابی شوند. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت اثر پورنوگرافی بر مغز در یک دیدگاه از بین می‌رود و از یک دیدگاه دیگر از بین نمی‌رود و تا همیشه مانند هر تجربه دیگری همراه فرد خواهد ماند.

ضمن آنکه نمی‌توان با این توجیه که چون من تماشا کرده‌ام و مغز من آسیب دیده است، پس بگذار تماشا کنم، از مسئولیت در قبال سلامت روانی و جسمی خود شانه خالی کرد. اثرات مخرب پورنوگرافی را باید طیفی دید. شدت و مدت تماشای پورنوگرافی هر چه بیشتر باشد اثرات مخرب آن نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین هرلحظه‌ای می‌توان برای شروع پرهیز از پورنوگرافی اراده و اقدام کرد.

برای آنکه اثرات پورنوگرافی از بین برود چه مدت‌زمانی پرهیز از پورنوگرافی لازم است؟

مدت زمانی که افراد نیاز دارند تا مغز آن‌ها سیم‌پیچی مجدد شود و اثرات پورنوگرافی از بین برود بستگی به موارد ذیل دارد: شدت مشکل، مدت‌زمانی که فرد پورنوگرافی تماشا می‌کرده است، هدفی که فرد از ترک پورنوگرافی در نظر دارد (اضطراب اجتماعی، درمان اختلال نعوظ، دیر انزالی، فتیشیزم و…) و نیز زمان پاسخ مغز به پرهیز از پورنوگرافی.

ما می‌دانیم که مغز افراد با یکدیگر متفاوت است و به این دلیل مدت زمانی که به طول می‌انجامد تا به پرهیز پاسخ دهد متفاوت است. در گروهی از افراد این زمان شاید تنها دو هفته باشد و در گروهی دیگر شاید یک سال به طول بیانجامد. میانگین زمان بهبود در افراد بر اساس گزارش‌های افراد حدود ۹۰ روز است. البته باید در نظر داشت که فرد پس از مدت‌زمانی پرهیز از پورنوگرافی به خود واقعی‌اش ازلحاظ جنسی شناخت بیشتری می‌یابد و بنابراین شاید به مشکلاتی در خود پی ببرد که ناشی از تماشای پورنوگرافی است و او پیش از پرهیز از آن‌ها آگاهی نداشته است.

بنابراین در این مرحله و پس از آگاهی فرد ممکن است اهداف جدیدی را برای خود تعیین کند که کاملاً با اهدافی که در ابتدای مسیر برای خود تعیین کرده بود متفاوت باشد. به‌طور مثال، فرد پس از پرهیز دچار زودانزالی می‌شود که می‌تواند ناشی از تأثیر پورنوگرافی بوده و تنها در زمان پرهیز خود را آشکار ‌سازد. یا آنکه اصولاً فرد ممکن است به دلیل اضطراب‌های خود، اعتیاد به پورنوگرافی پیدا کرده؛ زیرا پورنوگرافی همانند ماده مخدری برای درمان اضطراب و مقابله با استرس او بوده است. در زمان ترک پورنوگرافی ممکن است به اضطراب‌های خود آگاهی بیشتری بیابد و درنتیجه باید هدف خود را غلبه بر اضطراب و نگرانی قرار دهد. بنابراین نمی‌توان زمان دقیقی برای ترک پورنوگرافی در نظر گرفت.

از کجا بدانم که اختلال نعوظ من ناشی از پورنوگرافی است؟

مهم‌ترین نشانه‌ای که می‌توان ذکر کرد آن است که اگر شما پیش‌تر توانایی نعوظ داشته‌اید می‌توان با صراحت بیشتری هرگونه مشکل فیزیولوژیک را در شما منتفی دانست. از سویی دیگر اگر شما توانایی نعوظ در حین تماشای پورنوگرافی دارید و تنها در حین انجام یک رابطه جنسی واقعی به نعوظ نمی‌رسید احتمال آنکه اختلال نعوظ در شما ناشی از اعتیاد به تماشای پورنوگرافی باشد زیاد است. در این نوع از اختلال نعوظ مشکل در مغز شما است و نه در آلت تناسلی و سیستم فیزیولوژیک شما.

گروهی از افراد بیان می‌کنند باوجودآنکه مدتی است دیگر فیلم‌های پورنوگرافی تماشا نمی‌کنند اما همچنان دچار اختلال نعوظ هستند. این موضوع می‌تواند هم ناشی از آن باشد که شما به مدت‌زمان بیشتری برای رهایی از اثرات اعتیاد به پورنوگرافی نیاز دارید و هم می‌تواند ناشی از اضطراب عملکرد باشد. معنای اضطراب عملکرد آن است که شما نگران نحوه عملکرد خود در رابطه جنسی هستید و بیم آن را دارید که نتوانید به نحو مناسبی در رابطه جنسی خوب عمل کنید. این نگرانی باعث می‌شود سطح عملکرد شما پایین بیاید و بنابراین بازهم دچار نگرانی بیشتری می‌شوید که به‌نوبه خود عملکرد شمارا دچار آسیب می‌کند. وقتی ذهن شما مدام نگران عدم نعوظ احتمالی خود است این نگرانی در واقعیت نیز باعث می‌شود فرد دچار اختلال نعوظ شود.

اما رابطه بین اضطراب عملکرد و تماشای پورنوگرافی چیست؟ زمانی که فرد توانایی نعوظ خود را به خاطر تماشای پورنوگرافی در رابطه واقعی از دست می‌دهد، تجربیات اختلال نعوظ در ذهن فرد می‌ماند و فرد آن‌ را به ناتوانی کلی خود نسبت می‌دهد. بنابراین زمانی که پورنوگرافی را ترک می‌کند نیز همواره نگران ناتوانی در نعوظ در خود است.

این نگرانی اضطراب عملکرد را در فرد ایجاد می‌کند که درنتیجه منجر به اختلال در نعوظ می‌شود. بنابراین اگرچه اضطراب عملکرد عامل شروع‌کننده در ارتباط با اختلال نعوظ مرتبط با پورنوگرافی نیست ولی می‌تواند عامل تداوم‌بخش آن باشد. اگر فرد در هنگام خود ارضایی مشکلی در نعوظ نداشته باشد ولی در حین یک رابطه جنسی واقعی به اختلال نعوظ دچار می‌شود می‌توان آن‌ها ناشی از اضطراب عملکرد دانست.

درصورتی‌که فرد حتی باوجود تماشای پورنوگرافی نتواند به نعوظ برسد به‌احتمال‌زیاد یک مشکل پزشکی (هورمونی- عروقی) وجود دارد که باید با یک دکتر اورولوژیست مشورت کند. البته در این حالت احتمال مشکلات روانشناسی بالینی مانند ابتلا به افسردگی شدید نیز وجود دارد.

سوال دیگری که اکثر افراد می‌پرسند آن است که باوجودآنکه مدتی است تماشای پورنوگرافی را کنار گذاشته‌اند ولی همچنان دچار اختلال نعوظ هستند. باید بدانیم مغز افراد با یکدیگر تفاوت دارد. مغز بعضی از افراد به زمان بیشتری برای باز پروی نیاز دارد. در گزارش‌های افراد حتی بعضی به دو سال زمان برای بهبود نیاز داشته‌اند. هرقدر فرد در سنین پایین‌تری شروع به تماشای پورنوگرافی کرده باشد و مدت‌زمان بیشتری پورنوگرافی تماشا کرده باشد به زمان بیشتری برای بهبود نیاز دارد.

بر اساس گزارش‌های افراد، آن‌هایی که در یک ارتباط واقعی قرار داشتند احتمال بیشتری داشت تا مشکل اختلال نعوظ در آن‌ها زودتر مرتفع شود. این امر ناشی از آن است که مغز با سرعت بیشتری با یک رابطه واقعی سیم‌پیچی می‌شود. این سیم‌پیچی جدید جای سیم‌پیچی قدیم را در مغز می‌گیرد.

آیا ترک خود ارضایی بر ترک اعتیاد به پورنوگرافی مؤثر است؟

اگرچه تحقیقات علمی در این مورد موجود نیست ولیکن گزارش‌های افرادی که اقدام به ترک خود ارضایی کرده‌اند نشان می‌دهد افرادی که در دوره ترک، خود ارضایی نکرده‌اند زودتر نشانه‌های بهبود را از خود نشان می‌دهند. این امر می‌تواند ناشی از آن باشد که درگذشته مغز فرد، خود ارضایی و پورنوگرافی را با یکدیگر سیم‌پیچی کرده است. بنابراین خود ارضایی او را به سمت پورنوگرافی می‌کشاند. اگرچه هیچ توصیه عملی که شامل همه افراد باشد در این رابطه وجود ندارد ولیکن می‌توان گفت احتمال موفقیت در ترک اعتیاد به پورنوگرافی زمانی که فرد از خود ارضایی پرهیز می‌کند بیشتر است. ولیکن چه‌بسا افراد پس از یک پرهیز طولانی‌مدت از پورنوگرافی و خود ارضایی به‌یک‌باره با ولع بیشتر به پورنوگرافی روی بیاورند. بنابراین آن‌ها ترجیح می‌دهند پرهیز کامل از خود ارضایی نداشته باشند و تنها دفعات خود ارضایی را کاهش دهند. البته گروهی نیز انرژی جنسی خود را به فعالیت‌های دیگری مانند ورزش تخلیه می‌کنند. این کاملاً به شخصیت شما و تجربیات گذشته شما بستگی دارد.

من جدیداً احساس می‌کنم به هم‌جنس خودم تمایل جنسی دارم. (و یا به اشیاء غیر جنسی مانند کفش، جوراب و یا لباس زیر زنانه) آیا پورنوگرافی باعث می‌شود که جهت گیری جنسی من تغییر کند؟ زیرا قبلاً چنین تمایلی نداشتم.

بله، بر اساس مطالعات انجام‌شده تماشای پورنوگرافی به خصوص اگر در سنین پایین شروع شده باشد می‌تواند جهت گیری جنسی فرد را تغییر دهد. در سنین پایین فرد هیچ شناختی از خود ندارد و آنچه در پورنوگرافی می‌بیند می‌تواند الگویی قوی برای او باشد و درنتیجه سیم‌پیچی مغز او می‌تواند بر اساس آنچه در پورنوگرافی می‌بیند تغییرات اساسی کند. پورنوگرافی به‌تدریج ذائقه فرد را تغییر می‌دهد همان‌گونه که طبیعت فرد، مواد مخدر را در ابتدا نمی‌تواند تحمل کند و تنها پس از مصرف مکرر آن است که به استفاده از آن معتاد شده و بدون آن نمی‌تواند زندگی کند، به عبارتی مواد مخدر ذائقه طبیعی فرد را تغییر می‌دهد، تماشای فیلم پورن نیز ذائقه طبیعی فرد را می‌تواند تغییر بدهد.

من بعد از پرهیز از تماشای پورنوگرافی مدتی است دچار زودانزالی شده‌ام. آیا این طبیعی است؟ راه چاره آن چیست؟

بعضی از مواقع اتفاق می‌افتد (البته میزان آن بسیار کمتر از دیر انزالی است) که فرد پس از مدتی پرهیز از تماشای پورنوگرافی وقتی برای یک رابطه جنسی واقعی اقدام می‌کند متوجه می‌شود دچار زودانزالی است. این حالت معمولاً در کسانی اتفاق می‌افتد که مدت‌زمان‌های بسیار زیادی را صرف تماشای پورنوگرافی کرده‌اند. برای زودانزالی دو فرضیه مطرح شده است. فرضیه اول آن است که سیستم عصبی فرد برای انزال سریع آموزش دیده است. این امر می‌تواند ناشی از موقعیت‌هایی باشد که شما به جهت گیر نیفتادن مجبور بوده‌اید که سریع به ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) برسید.

برای درمان آن شما می‌توانید از تکنیک تنفس عمیق، مدیتیشن و فشار دادن سر آلت در هنگام تحریک استفاده کنید تا بدین ترتیب سیستم عصبی تأخیر در انزال را فرابگیرید. فرض دیگر شرطی‌سازی است. ذهن فرد در این حالت به شدت با مواردی شرطی شده است و این موارد همانند نظریه شرطی شدن کلاسیک ترشح بزاق سگ‌های پاولف به‌طور خودکار در او عمل می‌کند و منجر به ارگاسم زودرس در او می‌شوند. در قسمت‌های پیشین راهکارهای آن‌ها به تشریح ذکر کرده‌ایم.

آیا در دوره پرهیز از پورنوگرافی می‌توانم رابطه جنسی داشته باشم؟

پاسخ این سوال کاملاً به شخصیت و ویژگی‌های شما بستگی دارد. گروهی از افراد گزارش می‌دهند وقتی با همسر خود در دوران پرهیز، ارتباط جنسی برقرار می‌کنند فشار از روی آن‌ها برداشته می‌شود ولی گروهی دیگر عنوان می‌کنند که رابطه جنسی باعث می‌شود میل جنسی در آن‌ها بشدت بالا رود و بیشتر به فکر موضوعات جنسی بیفتند. بنابراین ترجیح می‌دهند برای مدتی خود را کاملاً از برقراری روابط جنسی دور نگاه‌دارند. اما آن چیزی که در همه افراد به‌طور واضح مؤثر است ارتباط عاطفی و صمیمانه بیشتر با همسر است. ارتباط صمیمانه به فرد کمک می‌کند تا نیازهای عاطفی مردان یا زنان که آنها را به سمت تماشای پورنوگرافی می‌کشاند کاهش یابد.

در افرادی که دچار اختلال نعوظ و یا زودانزالی هستند بهتر است تا مدت‌زمانی که به‌طور خودبه‌خود در نزدیکی با همسر دچار نعوظ نشده‌اند از اقدام برای رابطه جنسی اجتناب کنند تا دچار شکست در ارتباط و درنتیجه اضطراب عملکرد نشوند. در رابطه با خود ارضایی نیز قوانین مشابهی صدق می‌کند.

من تمایلی به برقراری رابطه جنسی ندارم، چه‌کاری باید انجام دهم؟

در درجه اول باید بدانید که تغییر این حالت مدت‌زمان زیادی به طول می‌انجامد زیرا مستلزم تغییر سیم‌پیچی‌های مغز است. به خصوص زمانی که تماشای پورنوگرافی از سنین نوجوانی شروع شده باشد، مدت‌زمان بیشتری جهت تغییر سیم‌پیچی‌های مغز لازم است. در این صورت مغز با صحنه‌های پورنوگرافی شرطی شده است و تنها با دیدن پورنوگرافی تحریک می‌شود و از ارتباط با یک فرد واقعی، هیجانی در خود احساس نمی‌نماید. لازم است تا فرد برای مدت طولانی‌تری از پورنوگرافی و خیال‌پردازی جنسی پرهیز کند تا ذائقه اصلی او خود را نمایان کند. در طول این مدت، برقراری ارتباط عاطفی با همسر می‌تواند سرعت در روند را بهبود بخشد.

من پورنوگرافی زیاد تماشا می‌کنم و تمایل زیادی به رابطه جنسی دارم. آیا این نشانه تمایل و انرژی زیاد جنسی در من نیست؟

میل جنسی زیاد ارتباطی با اعتیاد به پورنوگرافی ندارد. این توجیه اشتباهی است که افراد به‌اشتباه برای توجیه رفتار خود (تماشای پورنوگرافی) بیان می‌کنند. رفتارهای فردی که دچار اعتیاد جنسی است نسبت به فردی که اعتیاد به پورنوگرافی دارد متفاوت است. به احتمال زیاد فردی که دچار اعتیاد به فیلم پورن است انگیزه‌ای برای رفتارهای جنسی طبیعی نداشته باشد و تنها علاقه‌مندی او پیدا کردن محلی خلوت به همراه یک صفحه‌نمایش متصل به اینترنت باشد. در بسیاری از مواقع افرادی که دچار اعتیاد به پورنوگرافی هستند ارتباطات اجتماعی محدودی دارند. مهارت های اجتماعی چنین افرادی به‌طورمعمول پایین‌تر از افراد دیگر است.

متأسفانه ما در دنیایی قرار داریم که افراد در معرض تحریک جنسی هستند و همه‌چیز بشدت جنسی شده است. نگاه جنسیتی به همه‌چیز باعث می‌شود ذهن همواره در معرض امور جنسی قرار بگیرد و مسائل جنسی را موضوعی در کنار سایر موضوعات نبیند. همچنانکه شما همواره به غذا خوردن فکر نمی‌کنید و تنها در زمان‌های گرسنگی به غذا می‌اندیشید. این در حالی است که در یک دنیای جنسیت زده، موضوعات جنسی همواره در پس ذهن فرد است. فرد اگر به خرید، دانشگاه و یا تفریح می‌رود همواره قسمتی از ذهن او مشغول موضوعات جنسی است و در صدد آن است که شاید باکسی آشنا شود، نگاه جنسی به فرد دیگر داشته باشد و یا درنهایت رابطه جنسی با شخصی برقرار کند.

فرد معتاد جنسی هیچ زمان احساس رضایت جنسی نمی‌کند و همواره میل جنسی او در حال افزایش است. در پورنوگرافی نیز همین اتفاق می‌افتد. فرد هیچ زمان احساس رضایت جنسی نمی‌کند و همواره بیشتر می‌خواهد و هر چه بیشتر تماشا می‌کند و درنتیجه به ارگاسم می‌رسد ولع او برای تماشای پورنوگرافی و ارگاسم بازهم بیشتر می‌شود. درحالی‌که فردی که انرژی زیاد جنسی دارد از ارگاسمی که درنتیجه یک رابطه جنسی طبیعی ایجاد می‌شود احساس رضایت می‌کند.  همانند زمانی که فرد واقعاً گرسنه است و پس از خوردن غذا احساس رضایت و سیری می‌کند. این در حالی است که فرد جنسیت زده هرچقدر بیشتر به موضوعات جنسی می‌پردازد کمتر احساس رضایت می‌کند و ولع او بازهم بیشتر می‌شود.

بهترین راه تشخیص تفاوت بین اثرات ناشی از تماشای پورنوگرافی و انرژی جنسی بالا آن است که چند هفته پورنوگرافی تماشا نکنید و فانتزی‌های جنسی نداشته باشید. اگر میزان اشتغال ذهنی شما به سکس کمتر شد نشانه آن است که شما دچار اثرات ناشی از تماشای پورنوگرافی هستید. نشانه دیگر آن است که اگر تمایل شما به خود ارضایی و رابطه جنسی تنها با تماشای پورنوگرافی ایجاد می‌شود ( تحریک جنسی ) باید بدانید که این تمایل به‌واسطه پورنوگرافی ایجاد شده است و نه انرژی جنسی بالا.

آیا اعتیاد به پورنوگرافی همان اعتیاد جنسی است؟

همان‌گونه که نمی‌توانیم اعتیاد به پورنوگرافی را ناشی از میل زیاد جنسی بدانیم اعتیاد به پورنوگرافی نیز با اعتیاد جنسی متفاوت است. در اعتیاد جنسی فرد نیازمند افرادی دیگر است در حالیکه در اعتیاد به پورنوگرافی تنها یک صفحه‌نمایش و دسترسی به اینترنت کفایت می‌کند. فرد بدون هرگونه تجربه جنسی واقعی می‌تواند به پورنوگرافی اعتیاد داشته باشد. از سویی دیگر فرد معتاد جنسی ممکن است چندان به تماشای پورنوگرافی علاقه‌مند نباشد. مغز فرد در اعتیاد به پورنوگرافی به خصوص زمانی که در نوجوانی شروع به تماشای آن کرده باشد با مفاهیمی چون کلیک کردن، جستجو در اینترنت، چشم چرانی، تب های متعدد، خشونت جنسی ، صفحه‌نمایش و…سیم‌پیچی می‌شود و یک رابطه جنسی واقعی می‌تواند دیگر برای فرد هیجان بخش نباشد. بنابراین اعتیاد به پورن فرد را از رفتارهای عادی جنسی دور می‌کند.

فردی که به پورنوگرافی اعتیاد دارد معمولاً ترجیح نمی‌دهد برای رابطه جنسی طبیعی با تعداد زیادی از افراد در ارتباط باشد در حالیکه فردی که دچار اعتیاد جنسی است پارتنرهای متعدد جنسی دارد و به شدت خواهان تنوع در روابط جنسی واقعی خود است ( تنوع طلبی جنسی ) و به همین دلیل رفتارهای پر خطر جنسی نیز از او بسیار سر می‌زند.

از سویی دیگر اعتیاد جنسی بسیار نادر است در حالیکه اعتیاد به پورنوگرافی به خصوص در سنین نوجوانی پدیده بسیار رایجی است و میزان آن نیز با افزایش دسترسی به اینترنت پرسرعت در حال افزایش است.

یکی دانستن اعتیاد جنسی با اعتیاد به پورنوگرافی باعث می‌شود که روشهای درمان‌ پورنوگرافی برای شما مؤثر واقع نشود. به‌طورمعمول برای درمان اعتیاد جنسی از داروهایی استفاده می‌شود که هیچ تأثیری بر اعتیاد به پورنوگرافی و مشکلات ناشی از آن ازجمله دیر انزالی، اختلال نعوظ و زودانزالی ندارد. عدم تشخیص درست، همچنین ممکن است باعث ‌شود تا ریشه مشکلات ذکرشده در بالا را به اشتباه از نشانه های افسردگی، عدم تمرکز و استرس بدانیم که درنتیجه بازهم کمکی به رفع مشکل اختلال نعوظ و دیر انزالی نمی‌کند.

آیا خود ارضایی من نقشی در اعتیاد به پورنوگرافی دارد؟ آیا در حین ترک پورنوگرافی باید خود ارضایی را نیز ترک کرد؟

اگرچه خود ارضایی عامل آغازگر اعتیاد به پورنوگرافی نیست ولی می‌تواند عامل تداوم‌بخش آن باشد. همان‌گونه که مغز فرد نسبت به صفحه‌نمایش، تنها ماندن در اتاق، کلیک کردن و غیره شرطی می‌شود و هرکدام از آن‌ها فرد را وارد تونلی می‌کند که او را درنهایت مجبور به تماشای پورنوگرافی می‌کند، خود ارضایی نیز با تماشای پورنوگرافی شرطی‌سازی می‌شود. ازآنجایی‌که تماشای پورنوگرافی همیشه همراه با خود ارضایی است مغز فرد این دو را با یکدیگر سیم‌پیچی می‌کند و انجام یکی فرد را به انجام دیگری سوق می‌دهد زیرا به زبان ساده آدرس آن‌ها در مغز یکی است.

با توجه به توضیحات بالا لازم به یادآوری است که در هنگام ترک اعتیاد به پورنوگرافی همان‌گونه که نباید برای مدتی فرد به صفحه‌نمایش، اینترنت و مکان های خلوت دسترسی داشته باشد، بهتر آن است که فرد از خود ارضایی نیز پرهیز کند تا ناخواسته به سمت پورنوگرافی کشیده نشود.

من به پورنوگرافی اعتیاد ندارم و هر زمان که بخواهم نگاه نمی‌کنم. چه بسیار که در هفته تنها یک‌بار پورنوگرافی تماشا می‌کنم. آیا تماشای پورنوگرافی بر مغز من نیز تأثیر می‌گذارد؟

همان‌گونه که پیش‌تر نیز بیان کردیم به پدیده پورنوگرافی نباید به‌صورت صفر و یک نگاه کرد و تصور نمود اگر از حدی بیشتر شود مشکل‌زا بوده و اگر از حدی کمتر باشد مشکلی نخواهد داشت. اگرچه در این گفته واقعیتی نهفته است و مسلماً آسیب‌های تماشای بیش‌ازاندازه را نمی‌توان با آسیب‌های تماشای محدود پورنوگرافی یکسان دانست ولیکن باید آگاه بود هر تجربه‌ای بر روی مغز اثر خود را خواهد گذاشت و پورنوگرافی نیز از این امر مستثنا نیست. بنابراین تماشای پورنوگرافی حتی برای یک‌بار، تجربه‌ای را در مغز رقم می‌زند که نباید آن‌را نادیده گرفت. مغز به‌واسطه خاصیت الاستیسیته خود از هر تجربه جدیدی تأثیر می‌پذیرد. تأثیرات مغز می‌تواند منجر به تغییرات روانشناختی، شرطی‌سازی و یا درنهایت اعتیاد شود که البته هیچ خط فاصل روشنی بین این سه نوع از تغییرات وجود ندارد.

گزارش‌های بسیاری از افرادی که خود را معتاد نمی‌دانستند و در جهت پرهیز کامل از آن اقدام کردند نکات جالبی را برای ما روشن می‌سازد. بسیاری از آن‌ها در پرهیز کامل از پورنوگرافی مشکل داشتند و به‌دفعات دچار لغزش می‌شدند. بسیاری از آن‌ها تنها پس از ترک کامل، به اثرات روانشناختی تماشای پورنوگرافی بر خویش پی می‌بردند. اثراتی همچون بی‌انگیزگی در برقراری روابط اجتماعی و تمایل به تنهایی و انزوا، بی حوصلگی برای داشتن یک رابطه واقعی و کم شدن مرور تصاویر جنسی در ذهن. بنابراین با این باور گمراه‌کننده که هر زمان بخواهم می‌توانم تماشای پورنوگرافی را ترک کنم خود را فریب ندهید زیرا زمان کنار گذاشتن پورنوگرافی همین امروز است.

اگر پورنوگرافی این‌قدر مضر است پس چرا بسیار رواج دارد و شایع است و چرا کسی جلوی آن‌ها نمی‌گیرد؟

پاسخ این سوال را شاید بتوان در فرهنگ غالب جامعه جستجو کرد. فرهنگی که تأکید بسیاری بر لذت و پرهیز از هرگونه تلاش و چالش دارد. فرهنگ غالب می‌گوید هر چه احساس لذت می‌دهد پسندیده است و نباید جلوی آن‌را گرفت. از سویی دیگر بشر همواره در طول تاریخ اسیر بوده است. هم اسیر دست پادشاهان و دیکتاتورها و هم اسیر دست طبیعت. تنها پس از رشد علم و کشف دموکراسی بود که انسان مفهوم آزادی را درک کرد و به‌تلافی سالیان دراز اسارت خود تلاش کرد تا خود را از هر قیدوبندی برهاند. آزادی مطلق و بدون شرط آنتی تزی بود جهت نظریه اسارت سالیان دراز تاریخ بشریت. بشریت مسلماً چاره‌ای جز گذار از این مرحله نداشته است تا بتواند سنتز حقیقی خویش را بیابد. شاید مثال آن‌ها همانند بشری دانست که همواره مورد اجحاف نیرویی برتر همچون طبیعت بوده است و اکنون قوی شده است و به‌تلافی سالیان گذشته حال او به طبیعت زور می‌گوید. اما می‌توان زمانی را تصور کرد که بشر و طبیعت در کنار یکدیگر به‌آرامی به حیات خویش ادامه می‌دهند. به همین ترتیب پس از گذشت دوره اسارت و آزادی مطلق می‌توان دوره‌ای را تصور کرد که انسان به نحو مطلوبی از آزادی خویش بهره می‌برد و آن‌ها در جهت شکوفایی استعدادهای خویش بکار می‌گیرد.

نویسنده: دکتر کامیار سنایی

دریافت وقت مشاوره تلفنی یا مشاوره حضوری:

02144804164
برای مشاهده مراکز مشاوره کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *